به گزارش خبرگزاری ایمنا، نشست پرسش و پاسخ فیلم «جهان مبهم هاتف» بهعنوان نخستین نشست روز یازدهم جشنواره ملی فیلم فجر، امروز _سهشنبه بیستویکم بهمنماه_ با حضور مجید رستگار کارگردان، امیر مهریزدان تهیهکننده، محمدرضا مظاهری و امید میرزایی بازیگران فیلم و با اجرای حمیدرضا مدقق، در سالن ۱۲ پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
مجید رستگار در توضیح روند شکلگیری این اثر اظهار کرد: ایده اولیه فیلم حدود سه سال پیش شکل گرفت و پس از آن وارد مرحله پژوهش شدیم. در جریان تحقیقات متوجه شدیم این ایده ظرفیت پرداخت به قصههای متعددی را دارد. داستان فیلم یک سیر زندگی را از دوران نوجوانی تا جوانی دنبال میکند و برای پیشبرد روایت، به قصههایی نیاز داشتیم که دارای درام و کشش لازم باشند.
وی افزود: به دنبال سوژهای بودیم که بتوان از دل آن مفهوم رفاقت را استخراج کرد و در عین حال ریتم مناسبی برای یک فیلم یک ساعت و نیمه داشت، رسیدن به این ترکیب کار سادهای نبود. بخشی از اتفاقات فیلم برگرفته از واقعیت است، اما برای دراماتیک شدن، داستانها و جزئیات دیگری نیز به آن اضافه شد.
امیر مهریزدان، تهیهکننده فیلم نیز اظهار کرد: ما دغدغهای جدی نسبت به افق آینده سینما داشتیم و به همین دلیل سراغ جوانانی رفتیم که پیشتر کارهای بزرگی انجام داده بودند. همچنین با دوستانی که در حوزه تاریخ شفاهی جوانان نخبه فعالیت میکردند مشورت کردیم و در نهایت پرداختن به این داستان برایمان جذاب شد.
وی ادامه داد: در واقع میدانستیم با سوژهای مواجه هستیم که رو به آینده دارد، اما برای سینمایی شدن آن باید قصهای جذاب و دراماتیک شکل میگرفت.
محمدرضا مظاهری، یکی از بازیگران فیلم، درباره نقش خود گفت: روند داستان بهگونهای است که نادیده گرفته شدن شخصیت اصلی توسط دوستانش، او را وارد مسیری میکند که در نهایت به شکلگیری هویت و شخصیتش میانجامد.
رستگار در ادامه درباره فیلمنامه توضیح داد: گروه نویسندگان ما بسیار جوان بودند و چون این فیلم تجربه اول ما محسوب میشد، ادعای بزرگی نداشتیم، اما تلاش کردیم اثری قابل قبول ارائه دهیم.
وی درباره انتخاب بازیگران عنوان کرد: از حدود ۴۵۰ نفر تست گرفتیم و حتی به تئاترها سر زدیم تا در نهایت به ترکیب نهایی بازیگران برسیم. یکی از وظایف مهم فیلمساز، معرفی چهرههای جدید به سینماست. رسالت ما فقط ساخت فیلم نیست، بلکه باید خون تازهای به بدنه سینما تزریق کنیم.
این کارگردان تصریح کرد: برای یک فیلم اولی، اعتماد به بازیگران کار سختی است، بهویژه اینکه بسیاری از بازیگران به دلیل حضور در شبکه نمایش خانگی، همواره مشغول پروژههای دیگر هستند.
رستگار درباره سوژه فیلم بیان کرد: به دلیل برخی چالشهای مرتبط با سانسور، تصمیم گرفتیم از پرداختن به شرکتهای دانشبنیان فاصله بگیریم و به سمت شرکتهای خصوصی برویم.
وی افزود: برای رسیدن به یک درام جذاب، ناچار شدیم اندکی از واقعیت فاصله بگیریم و به شخصیتها رنگ، فراز و فرود بیشتری بدهیم. تبدیل قصه اصلی به یک درام سینمایی کار دشواری بود. داستان عمدتاً در دوران دانشگاه این شخصیتها میگذرد و کمتر به دیگر مقاطع زندگی آنها پرداخته شده است.
مهریزدان درباره لوکیشن فیلم گفت: لوکیشن اصلی ما یک نیروگاه خارج از تهران بود و حضور و زمانبندی کار در آن فضا، فرایند تولید را طولانی میکرد و گاهی مانع تمرکز بر ظرایف کار میشد.
رستگار نیز در اینباره توضیح داد: نیروگاههای برق کشور از نظر امنیتی در سطح یک قرار دارند و به همین دلیل باید برنامهریزی دقیقی برای استفاده از تجهیزات یا ثبت تصویر انجام میدادیم؛ برای مثال اجازه فیلمبرداری هوایی نداشتیم.
وی درباره مفهوم امید در فیلم بیان کرد: شخصیتها پس از شکست دوباره از نو شروع میکنند و ناامید نمیشوند. بهنظر من اوج فیلم همین «از صفر شروع کردن» است.
رستگار در پایان از رضا کیانیان و لیلا زارع قدردانی کرد و گفت: از این دو بازیگر تشکر ویژه دارم که با من بهعنوان یک فیلماولی همکاری کردند. در همان جلسه اول به تفاهم رسیدیم و هیچگونه بحث مالی مطرح نبود. حتی لیلا زارع حدود پنج روز بیشتر از زمان قرارداد خود در پروژه حضور داشت.
در پایان این نشست، امیر مهریزدان تأکید کرد: شکست شخصیتها در این فیلم، بخشی از اقتضائات دوران جوانی است.



نظر شما