آتش بر وطن؛ روایت گسست از ریشه‌ها

آتش زدن پرچم ایران در اعتراضات، فراتر از انتقاد سیاسی، تعرضی به هویت ملی و نماد «وطن» است. در حالی که نسل انقلابی با وجود تغییر نظام، هرگز به پرچم شیر و خورشید اهانت نکرد، این رفتارهای افراطی حاصل عقده و ناکامی است که مرز میان دشمنی با حکومت و ایران را از میان برده است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در جریان وقایع اخیر، صحنه‌هایی به چشم خورد که نمی‌توان از آن به سادگی گذشت؛ صحنه آتش زدن و پاره کردن پرچم ایران توسط اغتشاشگران. رفتاری که فراتر از یک اعتراض سیاسی معمول، ماهیتی نمادین و هویتی داشت و نیاز به واکاوی دقیق دارد. نکته محوری در اینجا، تفکیک میان «نظام سیاسی حاکم» و «مفهوم وطن» است. پرچم سه‌رنگ ایران، پیش از آنکه نماد یک حکومت خاص باشد، تجلی‌گر هویت تاریخی، جغرافیایی و ملی ایرانیان است. اهانت به این نماد، در واقع خط کشیدن بر هویت خویش و تعرض به تمامیت ارضی و فرهنگی «ایران» است.

آتش بر وطن؛ روایت گسست از ریشه‌ها

منطق حکم می‌کند که نقد و اعتراض به عملکرد مدیران یک کشور، هرچند شدید، نباید به دشمنی با خودِ کشور تبدیل شود. مقایسه این وضعیت با یک خانه، مثال دقیقی است: اگر ساکنان از رفتار پدر خانه ناراضی باشند، آیا عقلانی است که خانه را بر سر خودشان آتش بزنند و همه را در آن نابود کنند؟ اعتراض حق مردم است، اما این اعتراض نباید به قیمت تخریب «خانه» و «وطن» تمام شود.

برای درک عمق این فاجعه، کافی است به نگاه و رفتار نسل انقلابی دهه پنجاه نگاهی بیندازیم. کسانی که بانیان تغییر نظام سیاسی بودند و حکومت پادشاهی را برانداختند. با وجود تمامی اختلافات سخت‌گیرانه و ایدئولوژیک آنان با حکومت وقت، رویه نبود پرچم «شیر و خورشید» که نماد آن حکومت بود، توسط آنان آتش زده شود یا مورد اهانت قرار گیرد. آن‌ها با وجود جنگ تحمیلی و تمام فشارها، همواره مرز میان دشمن شاه و دشمن ایران را نگه داشتند. آنان با «ایران» دشمنی نکردند، بلکه برای دفاع از آن هشت سال جنگیدند و جان دادند. این رفتار، نشانه‌ای از «عقلانیت»، «بصیرت» و «شرافت» سیاسی بود که اجازه نمی‌داد عقده‌های شخصی و سیاسی، به هویت ملی آسیب بزند.

آتش بر وطن؛ روایت گسست از ریشه‌ها

اما در مقابل، برخورد برخی گروه‌های معترض امروز با پرچم ملی، حکایت از وضعیتی متفاوت دارد. رفتاری که نشان‌دهنده آن است که این افراد تحت تأثیر «عقده‌های جمعی» و نرسیدن به خواسته‌های سیاسی خود، از مسیر عقلانیت خارج شده‌اند. وقتی عقلانیت حذف می‌شود، مرزها از بین می‌رود و فرد به جای دشمنی با یک حکومت، با همه چیز و حتی با خود و تاریخش دشمن می‌شود. این رویکرد، یادآور رفتارهای فرقه‌ای و گروهک‌هایی همچون منافقین است که در ناکامی‌های سیاسی، تا حدی با خاک و ملیت خود دشمنی می‌کنند.

در نهایت، باید گفت که نقد حاکمیت یک امر است و آتش زدن پرچم کشور و دشمنی با مفهوم وطن امری کامل متفاوت. تاریخ قضاوت خواهد کرد که کدام نسل در حفظ عزت و ناموس ایران منصف‌تر و عقلانی‌تر عمل کرده است.

کد خبر 947000

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.