به گزارش خبرگزاری ایمنا، هیچ بحرانی با صدای آژیر آغاز نمیشود؛ اغلب با یک «خلأ خبری» شروع میشود، جایی که اطلاعات دیر میرسد، ناقص میرسد، یا نمیرسد، در چنین لحظهای، پیش از آنکه حادثه به اوج برسد، بیاعتمادی شکل گرفته است، آنچه در نشست مشترک مدیران روابط عمومی دانشگاههای استان مطرح شد، دقیقاً بر همین نقطه تمرکز داشت: در عصر انتشار لحظهای دادهها، بحران دیگر فقط سیل، برف یا آلودگی هوا نیست؛ بحران میتواند ناهماهنگی در روایت واقعیت باشد.
در فضای دانشگاهی امروز، دانشجو نه منتظر اطلاعیه میماند و نه صرفاً مصرفکننده خبر است. او همزمان دریافتکننده، تحلیلگر و بازنشرکننده اطلاعات است. به همین دلیل روابط عمومیها دیگر واحدهای تشریفاتی نیستند؛ آنها به تعبیر مدیران حاضر در جلسه، «بازوی هماهنگ اطلاعرسانی» شدهاند، نهادی که اگر درست عمل نکند، چندگانگی پیام میتواند حتی در شرایط عادی نیز احساس بحران ایجاد کند. مسئله فقط انتقال خبر نیست، بلکه ساختن اعتماد در محیطی است که سرعت انتشار شایعه از هر سازوکار رسمی بیشتر شده است.
در همین چارچوب، مدیرکل مدیریت بحران استان تأکید کرد که هنر واقعی روابط عمومی نه در روزهای آرام، بلکه در شرایط بحرانی آشکار میشود؛ زمانی که جامعه به یک منبع واحد، دقیق و قابل اتکا نیاز دارد. او پیشنهاد تشکیل شبکهای متشکل از حدود ۳۰۰ خبرنگار و فعال اطلاعرسانی آموزشدیده را مطرح کرد؛ شبکهای که در قالب ۳۰ زیرمجموعه تخصصی بتواند در لحظات اضطرار بهعنوان بازوی رسانهای مدیریت بحران عمل کند. از نگاه او، یکی از ضعفهای موجود نبود بانک اطلاعاتی منسجم از نیروهای آموزشدیده در حوزه اطلاعرسانی بحران است—خلأیی که باعث میشود در لحظه حادثه، پیامها پراکنده و واکنشها کند شود.

این نگاه، بحران را نه بهصرف یک رویداد طبیعی، بلکه یک مسئله ارتباطی تعریف میکند. به گفته مسئولان، در زمان تشکیل اتاق مدیریت بحران باید از پیش مشخص باشد چه محتوایی، با چه زبانی و از چه کانالی منتشر میشود. چالشهایی همچون کمآبی، آلودگی هوا، برف سنگین یا حتی ضرورت تخلیه اضطراری برخی مناطق، بدون اطلاعرسانی پیشگیرانه قابل مدیریت نیستند. اگر جامعه از قبل نداند در شرایط خطر کجا برود و چه کند، بهترین تصمیمهای اجرایی هم کارآمد نخواهند بود.
در این میان، دانشگاهها موقعیتی ویژه دارند. روابط عمومی دانشگاه، تنها منتشرکننده خبرهای آموزشی نیست؛ بلکه حلقه اتصال میان مدیریت بحران و جامعه جوانی است که واکنش آن میتواند تعیینکننده باشد. اطلاعرسانی درباره ایمنسازی فضاهای دانشگاهی، نحوه رویارویی با تعطیلیهای ناگهانی، یا مدیریت مصرف انرژی در دورههای برودت، همگی به خروجی همین شبکه ارتباطی وابسته است، با این نگاه دانشگاه نه تنها محل آموزش، بلکه بخشی از زیرساخت تابآوری اجتماعی محسوب میشود.
تجربههای میدانی نیز همین نکته را تأیید میکند، احمد عزیزخانی، مدیر روابط عمومی دانشگاه اصفهان، با اشاره به تحولات ماههای گذشته گفت برخی بحرانها را نمیتوان صرفاً با ابزارهای کنترلی مدیریت کرد. به گفته او، در مجموعهای که روزانه با جمعیتی حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار نفر—از دانشجویان و کارکنان تا مدارس وابسته—در ارتباط است، هر تنش اجتماعی میتواند ابعادی گسترده پیدا کند. او از دورهای یاد کرد که فضای دانشگاه «حالت محاصره روانی» به خود گرفته بود؛ جایی که نگرانی و سوءتفاهم سریعتر از هر توضیح رسمی منتشر میشد.

عزیزخانی تجربه حضور میدانی بیش از ۴۰ روزه خود در حوادث سال ۱۴۰۱ را نمونهای از تغییر رویکرد دانست: گفتوگوی مستقیم با دانشجویان، حتی معترضان، و پذیرش خطا در مواردی که قصور وجود داشت. او نقل کرد که یکی از دانشجویان به او گفته بود: «دیر آمدید.» همین جمله کوتاه، بهزعم او، معنای مدیریت بحران را تغییر میدهد، حضور بهموقع، خودِ پیام است، او این رویکرد را با تجربه دوران کرونا مقایسه کرد؛ همانطور که قرنطینه دائمی راهحل نبود و جامعه به «واکسیناسیون» نیاز داشت، در حوزه اجتماعی نیز باید از مسیر گفتوگو، شفافیت و ارتباط مستمر، جامعه را در برابر تنشها مقاوم کرد.
از نگاه او، یکی از خطاهای رایج، نادیده گرفتن زیست رسانهای دانشجویان است، مدیران اگر ندانند نسل جوان خبر را از چه کانالی دریافت میکند، تحلیلی از ذهنیت او نخواهند داشت، به اعتقاد وی، رخدادهای اجتماعی تکعلتی نیستند و نبود کانال رسمی برای شنیدن صدای منتقدان میتواند خود به تشدید بحران منجر شود؛ صدایی که اگر در ساختار رسمی شنیده نشود، در فضای غیررسمی و گاه پرتنش بروز خواهد کرد.
در کنار این نگاه دانشگاهی، فعالان رسانهای نیز بر ضرورت بازتعریف رابطه رسانه و دانشگاه تأکید کردند، محمدرضا شواخی، مدیر خانه مطبوعات و نماینده خبرگزاری فارس در استان، با اشاره به محدودیت نیروی انسانی و بودجه گفت با وجود این چالشها، احساس مسئولیت فردی میتواند بسیاری از موانع را جبران کند. به باور او، جامعه بیش از هر زمان دیگری تشنه اطلاعات دقیق و شفاف است و افزایش آگاهی عمومی میتواند بسیاری از سوءبرداشتها را کاهش دهد.
او از پدیده انتشار تیترهای ناقص یا ارجاعهای مبهم انتقاد کرد و تأکید داشت که خبر باید جامع و همراه با متن کامل در اختیار مخاطب قرار گیرد. به گفته شواخی، دانشگاههای استان ظرفیتهایی در حد برخی کشورها دارند، اما خروجی رسانهای آنها متناسب با این ظرفیت نیست. او پیشنهاد داد رسانهها بهجای تمرکز صرف بر آمار و ارقام، روایتهای انسانی را برجسته کنند( معرفی دانشجویان موفق، استادان اثرگذار و فارغالتحصیلان کارآفرین، چراکه «امید از انسانها منتقل میشود، نه از عددها»).

این تأکید بر روایت انسانی، نقطه مشترک نگاه رسانه و دانشگاه است، رسانه پل ارتباطی میان مردم و مسئولان تعریف شد؛ پلی که نباید از آن هراس داشت. تعامل بیشتر دانشگاهها با رسانهها میتواند هم به تقویت ارتباط اجتماعی کمک کند و هم ظرفیتهای کمتر دیدهشده(از فعالیت استادان تا همکاریهای بینالمللی) را بهدرستی بازنمایی کند، با این دید اطلاعرسانی دیگر گزارش عملکرد نیست، بلکه بخشی از ساخت سرمایه اجتماعی است.
در جمعبندی این دیدگاهها، میتوان سه لایه از یک مسئله واحد را دید:
نخست، ضرورت ایجاد شبکه منسجم اطلاعرسانی برای مواجهه با بحرانهای عینی همچون مخاطرات طبیعی یا اختلالات زیرساختی، دوم، نیاز به بازسازی اعتماد در محیط دانشگاهی از طریق گفتوگو، حضور میدانی و شناخت زیست رسانهای نسل جوان، سوم، تغییر رویکرد رسانهای از گزارشهای آماری به روایتهای اثرگذار که بتواند پیوند علم و زندگی روزمره را نشان دهد، اگر این سه لایه به هم متصل نشوند، هرکدام بهتنهایی ناکارآمد خواهند بود؛ مدیریت بحران بدون ارتباط مؤثر، به دستورالعملهای بیاثر تبدیل میشود؛ ارتباط بدون اعتماد، شنیده نمیشود؛ و روایت بدون هماهنگی، در هیاهوی اطلاعات گم خواهد شد، اما اگر این شبکه شکل بگیرد، روابط عمومی دانشگاه میتواند از یک واحد اداری به یک نهاد راهبردی تبدیل شود(نهادی که هم در روزهای آرام معنا دارد و هم در لحظات اضطرار).
مسئله تنها اطلاعرسانی نیست؛ مسئله این است که چه کسی روایت شرایط را میسازد و چه زمانی آن را به جامعه منتقل میکند. در جهانی که سرعت خبر از سرعت تحلیل پیشی گرفته، دانشگاهها اگر نتوانند روایت خود را بهموقع و هماهنگ ارائه دهند، دیگران این کار را خواهند کرد. پرسش پیشِ رو این نیست که آیا به چنین شبکهای نیاز داریم یا نه؛ پرسش این است که تا پیش از شکلگیری آن، چند بحران دیگر ابتدا در «فاصله میان خبر و اعتماد» متولد خواهند شد؟



نظر شما