به گزارش خبرگزاری ایمنا، کمکهای مالی دولتها در روابط بینالملل پدیدهای شناخته شده است، اما آنچه در دوران پهلوی تحت عنوان «دیپلماسی کمکهای مالی» رخ داد، فصلی سیاه در تاریخ اقتصاد ایران است. پس از شوک نفتی سال ۱۳۵۲ و افزایش درآمدهای سالانه ایران از ۵ میلیارد دلار به قریب ۲۰ میلیارد دلار، محمدرضا پهلوی به جای تمرکز بر آبادانی و رفع محرومیتهای داخلی، سیاست «هبه و وامپردازی» به کشورهای مختلف جهان را در پیش گرفت.
بر اساس اسناد تاریخی منتشرشده در روزنامههای آن زمان و خاطرات مقامات، دولت پهلوی مبالغ هنگفتی را به کشورهای مختلف پرداخت کرد که نمونههای آن به شرح زیر است:
- ایتالیا (ونیز و وام کلان): در اقدامی که «لاستمپا» ایتالیا آن را کمک سخاوتمندانه برای نجات ونیز نامید، ایران در سال ۱۳۵۳ مبلغ ۳۰ میلیون لیر به شهرداری ونیز برای حفاظت این شهر در برابر سیل پرداخت. علاوه بر این، وام ۳ میلیارد دلاری به دولت ایتالیا اعطا شد.
- فرانسه (رآکتور و اعتبار مالی): ایران وام ۲ میلیارد دلاری برای رآکتور اتمی فرانسه پرداخت کرد. همچنین در مرداد ۱۳۵۳، اعتباری به مبلغ یک میلیارد دلار به مدت سه سال و با بهره تجارتی در اختیار بانک مرکزی فرانسه قرار گرفت تا برای پروژههایی از جمله نیروگاه هستهای و شیرینسازی آب هزینه شود؛ اقدامی که روزنامه لوموند فرانسه آن را پشتوانهای حیرتآور برای صنایع خود دانست.
- انگلیس (آب لندن و آبیاری): در هشتم آبانماه ۱۳۵۳، محمدرضا پهلوی وامی به ارزش ۱.۲ میلیارد دلار به دولت انگلستان پرداخت که ۴۰۰ میلیون دلار آن صرف توسعه سیستم آبیاری سازمان ملی آب انگلیس شد. همچنین مبلغ یک میلیارد دلار برای تصفیه آب شهر لندن اختصاص یافت؛ کمکهایی که در شرایطی انجام میشد که طبق آمار سازمان برنامه، بیش از ۱۸ میلیون نفر در ایران از آب شرب بیبهره بودند.
- مصر (کانال سوئز و کمک نقدی): ایران مبلغ یک میلیارد دلار برای نوسازی کانال سوئز کمک کرد. علاوه بر این، طبق گزارش روزنامه اطلاعات در اردیبهشت ۱۳۵۴، مبلغ ۱۲۵ میلیون دلار دیگر نیز به صورت بلاعوض به دولت مصر اهدا شد که بخش عمده وامهای قبلی نیز بخشیده شده بود.
- پاکستان: کمک ۲۵۰ میلیون دلاری برای کمکهای عمومی، تخفیفهای ویژه در فروش نفت و حتی ارسال مجانی سلاح برای سرکوب شورش بلوچستان از جمله کمکهای ایران به اسلامآباد بود.
- افغانستان: کمک ۲ میلیارد دلاری برای کمکهای عمومی و پروژههای مختلف به این کشور اختصاص یافت.
- هند: مبلغ ۲۵۰ میلیون دلار برای استخراج و صدور سنگآهن به هند پرداخت شد.
- بنگلادش: کمک ۱۰۰ میلیون دلاری به عنوان کمکهای عمومی به این کشور اختصاص یافت.
- سوریه و اردن: حافظ اسد در سوریه وام بدون بهره ۸۰۰ میلیون دلاری دریافت کرد. به اردن نیز صدها میلیون دلار کمک بلاعوض مالی و تسلیحات داده شد تا از سقوط این رژیم جلوگیری شود.
- عمان: میلیونها دلار کمک مالی و نظامی برای سرکوب جنبش ظفار به این کشور پرداخت شد.
- مراکش: این کشور از جمله کشورهای عرب-آفریقایی بود که در دوران پهلوی کمکهای مالی سخاوتمندانهای دریافت کرد و سلطان حسن دوم برای مقابله با چریکهای مخالف (پلیساریو) کمک نظامی گرفت.
- اسرائیل: در کنار فروش نفت با تخفیف، خرید تسلیحات گسترده از این رژیم، عملاً کمک بزرگ اقتصادی و امنیتی به اسرائیل محسوب میشد.
- کمکهای دیگر: کمک یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلاری جهت شرکتهای صنعتی انگلیس و ورود صنعت اتومبیلسازی (پیکان) بدون کیفیت، بخشی دیگر از هزینههای رژیم بود.
شاه در حالی برای تصفیه آب شهر لندن یک میلیارد دلار کمک میکرد که مناطقی از تهران حتی از آب آشامیدنی سالم محروم بودند.
همزمان با این اهدای گسترده ثروت به بیگانگان، وضعیت رفاهی و زیرساختی داخل کشور فاجعهبار بود. در بخش سلامت، دسترسی به خدمات درمانی محدود بود و در بسیاری از روستاها و شهرها آب لولهکشی وجود نداشت. شاه در حالی برای تصفیه آب شهر لندن یک میلیارد دلار کمک میکرد که مناطقی از تهران حتی از آب آشامیدنی سالم محروم بودند. نرخ بیسوادی بالا بود و زیرساختهای حیاتی کشور ناقص باقی مانده بود.
این تناقض آشکار میان هزینهکرد در خارج و نیازهای توسعهای داخلی، یکی از نقاط تاریک سیاست اقتصادی دوره پهلوی است که نگاه منتقدان را به خود جلب کرده است. مقایسه این رویکرد با سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ایران ضروری است. کمکهای هزینه شده توسط ایران در دوران انقلاب، چه در قالب حمایت از محور مقاومت و چه در پروژههای عمرانی در کشورهای همسایه، ماهیتی کاملاً متفاوت دارد. این هزینهها تنها یک کمک مالی ساده نیست، بلکه سرمایهگذاری استراتژیک برای «بقا، امنیت پایدار و توسعه متقابل» است.
برخلاف دوران پهلوی که درآمدهای مازاد کشور به صورت «باج» به قدرتهای غربی مانند انگلیس و فرانسه داده میشد تا شاید امنیت رژیم تضمین شود، هزینههای جمهوری اسلامی در منطقه مستقیماً به امنیت پایدار مرزها و مقابله با تروریسم و تکفیریسم گره خورده است. امنیت مرزها و پیشگیری از نفوذ دشمنان در منطقه، هزینههایی دارد که مستقیماً به امنیت ملی ایران منتهی میشود. بنابراین، هرگونه مقایسه میان هدررفت منابع ملی و «باجپردازی» در دوران پهلوی با هزینههای هوشمندانه، امنیتی و دفاعی جمهوری اسلامی، قیاسی مع الفارق و نادرست است.



نظر شما