به گزارش خبرگزاری ایمنا، فیلم سینمایی «سرزمین فرشتهها» به کارگردانی بابک خواجهپاشا و تهیهکنندگی منوچهر محمدی، یکی از آثار متفاوت چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر است؛ این اثرکه محصول مشترک سازمان سینمایی سوره و مؤسسه تصویرشهر است، خود را نهتنها بهعنوان یک روایت جنگی، بلکه بهعنوان یک درام انسانی عمیق در مورد مقاومت و امید در قلب فاجعه معرفی کرد و نگاهها را به سوی خود جلب کرد.
بقا در جهانی کودکانه
داستان فیلم در جهانی کودکانه رخ میدهد و ماجرای ضحی، یک معلم فلسطینی (با بازی سلاف فواخرجی) را روایت میکند که در میان ویرانیهای ناشی از جنگ در غزه، سعی دارد با عشق و مقاومت، جان گروهی از کودکان را نجات دهد و معجزهای انسانی رقم بزند؛ کارگردان تأکید دارد که فیلمنامه بر مبنای ژانر بقا نوشته شده است، ژانری که در آن محور اصلی، تمایل غریزی انسانها برای زنده ماندن در سختترین شرایط است.
این رویکرد فیلم را از نگاههای سیاسی فراتر برده و آن را به بررسی جهانشمولِ غریزه حیات و کرامت انسانی تبدیل میکند. خواجهپاشا تصریح کرده که دغدغه اصلیاش نه سیاست، که سرنوشت کودکان در بحران بوده است: «طی دو سه سال گذشته دغدغه کودکان در حوزه جنگ، بهویژه در فلسطین، یک دغدغه بسیار انسانی بوده و من هم از این مسئله دور نیستم. یعنی همه ما درگیرش بودیم. کودکان در هر جای دنیا، بهویژه قضیه فلسطین، یعنی اتفاقی که سال گذشته و پیشتر افتاد و نزدیک ۲۰ هزار کودک شهید شدند، من را دغدغهمند میکند که درباره آن فیلم بسازم.»

شیوه روایت و مؤلفههای زیباییشناختی
«سرزمین فرشتهها» با زبانی شاعرانه و نمادین به سراغ موضوع میرود. تصاویر کارگردان تلاش دارند تا به جای نمایش مستقیم خشونت، رنج خاموش و فضاهای تحت فشار را به مخاطب منتقل کنند؛ از نقاط قوت فنی فیلم میتوان به این موارد اشاره کرد:
تصویربرداری و نورپردازی: مدیریت فیلمبرداری علیرضا برازنده و استفاده هوشمندانه از نور و سایه، فضایی هراسانگیز و در عین حال غمانگیز خلق کرده است.
صحنهسازی: بیش از ۸۰ درصد صحنههای جنگزده در ایران و با دقتی بالا بازسازی شدهاند که نشان از تلاش تیم طراح صحنه (پیام حسینسوری) برای باورپذاری فضا دارد.
بازیگری: حضور سلاف فواخرجی، بازیگر سرشناس سوری، به همراه گروهی از بازیگران کودک از ملیتهای عرب، ایرانی، سوری و لبنانی، به فیلم وجههای بینالمللی و اصالت بخشیده است. بازی کودکان، بهویژه، طبیعی و تأثیرگذار توصیف شده است.
با این حال، برخی منتقدان معتقدند فیلم گاه در قصهگویی ضعف دارد و بیش از حد بر تصویرسازی شاعرانه تکیه میزند، به گونهای که جای خالی یک روایت خطی قدرتمندتر حس میشود، همچنین پایان تلخ فیلم که در آن رستگاری از طریق مرگ نمایان میشود، مورد بحث قرار گرفته است.

خواجه پاشا: فلسطین برای من دغدغه است
فرایند ساخت این فیلم خود داستانی جالب توجه دارد. تهیهکننده فیلم، منوچهر محمدی، اشاره کرد که ایده اولیه ساخت فیلم در سوریه یا لبنان بود، اما بهدلیل ناامنی در نهایت صحنههای شهر غزه در ایران و در نزدیکی فرودگاه امام خمینی (ره) بازسازی شد و تهیهکننده فیلم در این باره توضیح داده بود: «شور سوریه از ابتدا برای ساخت مد نظرم بود چون «بازمانده» را در همان جا ساخته بودم، اما شرایط متفاوت شد. گزینه دوم ساخت فیلم در لبنان بود، اما وقتی با دوستان آنجا تماس گرفتم گفتند این اطراف نیایید. سپس به شهر رقه در عراق فکر کردم اما آنجا هم تصاویری را دیدیم که جنگ قبیلهای بود و در نهایت فیلم را در ایران ساختیم. ۶ کیلومتر بعد از فرودگاه امام خمینی (ره) پایه شهر غزه را ساختیم، قسمتی را هم در هشتگرد ساختیم.»
هدف از ساخت، ایجاد اثری با نگاه جهانی بود تا کشتار کودکان را به مخاطب بینالمللی نشان دهد. کارگردان نیز هرگونه سفارشی بودن پروژه را رد کرد و آن را برآمده از دغدغه شخصی و فرهنگی خود دانست: «طول فیلمنامه نه آن را به کسی توضیح دادم و نه کسی به من سفارش داد دلیل اینکه برخی فیلمها گل درشت میشوند این است که مدام به کار فیلمساز و جهان او ورود میکنند او تا زمانی که صادق نباشد کارش درست درنمیآید، ما فراوان فیلمساز دروغگو تربیت کردهایم. فیلمساز امروز فیلمی درباره اعتیاد میسازد و شب در خانه دوستش مواد میکشد. فلسطین اما برای من دغدغه است این ناشی از بحث فرهنگی ایران است که فلسطین برای من دغدغه است مگر جارموش یا کوبریک تنها برای کشور خودشان فیلم میسازند»
اثری در جایگاه خود متمایز
«سرزمین فرشتهها» بدون شک یک اقدام جسورانه و فنی قوی در سینمای ایران محسوب میشود. این فیلم با پرهیز از شعارزدگی مستقیم و با تمرکز بر نگاه کودکانه و ژانر بقا، موفق شده روایتی احساسی و انسانی از فاجعه ارائه دهد. ترکیب بازیگران بینالمللی، ساخت دقیق صحنهها و نگاه شاعرانه، آن را به اثری تبدیل کرده که پتانسیل عرضه در بازارهای جهانی و جشنوارههای بینالمللی را دارد.



نظر شما