مهدی خورسند در گفتوگو با خبرنگار ایمنا درباره مذاکرات روز گذشته ایران وآمریکا در عمان اظهار کرد: درباره فضای مذاکره، اول باید ببینیم که بستر مذاکره در چه شرایطی ایجاد شد. شرایط مذاکره در شرایط فشار آمریکاییها و تهدید به حمله نظامی آمریکاییها، آن هم در زمانی که لشکرکشی به منطقه انجام شد، شکل گرفت. باز با اغماض در این پیشفرض ما میگوییم که بهدلیل اینکه نظام ما نظام اهل مصالحه و گفتوگو است، پیشنهاد گفتوگوها را پذیرفت.
وی افزود: اما رویکردی که بهطور تقریبی در همه تیمهای مذاکرهکننده ما وجود داشته، همان رویکردی است که در موضعگیریهای ابتدایی عباس عراقچی نیز دیده شد؛ فضایی که انتظاری و مثبت تداعی میشود، در حالی که هنوز از ماهیت فضای مذاکرات هیچ اطلاعی نداریم.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: اینکه میگوییم مثبت است یعنی چه؟ مثبت برای ما یعنی پذیرفتن شروط ما یا راضی شدن به حداقلیهایی که مدنظرمان است؟ مثبت از طرف آمریکاییها یعنی پذیرفتن شروط آمریکا از سوی ایران و محدودیتهایی که آنها میگویند؟ یا باید به یک پیشنویس اولیه برسیم که بگوییم این پیشنویس حداقل تأمینکننده نیازهای ما و مثبت است؟

خورسند با بیان اینکه این مسئله که ما گفتوگو را تنها برای گفتوگو بخواهیم، به نظرم دیگر اشتباه و هدر دادن انرژی جامعه است، گفت: وقتی اعلام میکنیم فضای مذاکرات مثبت بوده است، بدون اینکه از محتوای مذاکره مطلع باشیم، ما تنها شنونده این خبر هستیم، اما به یکباره با کوچکترین موضعگیری آمریکا، آب سردی روی جامعه ریخته میشود. این جامعه دیگر کشش ترکخوردگیهای ناشی از گزارههای خبری مثبت و منفی که از میز مذاکره بیرون میآید را ندارد و اگر این نوع خبررسانیها ادامه پیدا کند، جامعه نسبت به اخبار درستِ مثبت هم واکنش نشان نخواهد داد.
وی تاکید کرد: باید دقت کنیم که با یک جامعه طرف هستیم که تحت تأثیر این نوع اخبار قرار میگیرد. وقتی تورم در کشور ما بیش از آنکه ساختاری باشد، انتظاری است و بر اساس موجهای خبری ایجاد میشود، ما نسبت به اقتصاد جامعه و سطح معیشت مردم مسئولیم، اکنون فرض کنید با یک خبر مثبت، دلار دو هزار تومان پایین بیاید و با نخستین موضعگیری منفی، فردا ده هزار تومان بالا برود؛ دلاری که قرار بود در یک قیمت ثابت باقی بماند. آیا آقای عراقچی میآید پاسخ بدهد که چه زندگیها و چه فشارهای اقتصادی بر جامعه تحمیل میشود؟ نمیدانم چرا این فضا تجربه نمیشود.
کارشناس و تحلیلگر بینالملل تصریح کرد: من نمیگویم مذاکره نکنیم؛ بله، مذاکره کنیم و به توافق برسیم، اما چیزی بیشتر و بالاتر از برجام قرار نیست به دست بیاوریم. اگر برنامهای برای استفاده از توافق نداشته باشیم، این کار ما را به هم میریزد و فضای اقتصادی جامعه را بیشازپیش شرطی میکند.
وی با بیان اینکه در این فضای مذاکره چیزی که دیده نشد همین اقناع افکار عمومی است، افزود: جامعه دیگر این خبر که فضای مذاکره مثبت است را نمیپذیرد.

خورسند خاطرنشان کرد: بلافاصله بسیاری از کانالهای حامی دولت فعلی و موافق مذاکره، تمام موضعگیریهای آقای عراقچی در فضای پسامذاکراتی و نخستین مصاحبه ایشان را بازنشر میکنند؛ از چند سال پیش که گفته بود فضای مذاکره مثبتتر از آن چیزی است که فکر میکردیم. این تکرار «مثبت است، مثبت است» جامعه را دچار شکاف و ترکخوردگی انتظاری میکند که میتواند عواقب بسیار منفی داشته باشد.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: من برای تیم مذاکرهکننده آرزوی موفقیت دارم، اما اینکه تنها برای ایجاد یک موضع به ظاهر مثبت و تبرئه خود از عوارض احتمالی شکست مذاکره چنین موضعگیریهایی صورت بگیرد، درست نیست. رسانههای رسمی بینالمللی نزدیک به تیم مذاکرهکننده آمریکایی میگویند هیچ اتفاقی در فضای مذاکره نیفتاده و دو طرف بهطور عملی از خواستههای خود کوتاه نیامدهاند. به نظر من از اتفاق این مثبت است؛ ای کاش عباس عراقچی همین موضع را اعلام میکرد که دو طرف در مواضع خود ایستادگی کردهاند. ما آنجاست که بیشتر پشت مذاکرهکننده خود خواهیم بود.
وی ادامه داد: واقعیت را بدانید؛ این واقعیت بر کسی پوشیده نیست. رسانههای آمریکایی و صهیونیستی به راحتی این نوع اخبار را مخابره میکنند. جامعه ما انتظار دارد وزیر امور خارجه همان اقتدار و زبان بدنی پیش از مذاکره را با اعلام خبر صریح و صحیح حفظ کند و افکار عمومی داخلی را با خود همراه سازد، ما این آمادگی را داریم و به دولت مذاکرهکننده کمک خواهیم کرد، چون آنها درباره منافع ملی مذاکره میکنند، اما این فضا به نظرم ایدهآل نیست، باید تلاش کنیم به سمت اقناع افکار عمومی حرکت کنیم. استفاده از گزارههای قدیمی و نخنما دردی را دوا نمیکند و فضای مذاکرات شکستخورده قبلی را در ذهن جامعه تداعی میکند.
خورسند با اشاره به ادبیات و موضعگیری مقامات آمریکایی اظهار کرد: آمریکاییها در چند ساعت گذشته نهتنها از آن شرط اساسی خود، یعنی حذف منطقهای، حذف موشکی، خروج اورانیوم غنیشده، کوتاه نیامدهاند، بلکه اکنون فروش نداشتن نفت را هم پیش کشیدهاند. فروش نفت به چین را هم یک هفته پیش پیشبینی کرده بودم؛ هدف چین است، ما در این میان بهانه و وسیلهایم، ما و روسیه میتوانستیم ابزارهای کمککننده به چین باشیم. روسیه را با یک جنگ فرسایشی درگیر کردند و با ما هم همین کار را میکنند و سعی دارند ابزارهای قدرت ما را بگیرند.
کارشناس مسائل بینالملل گفت: در پس گرفتن ابزارهای قدرت از ما و روسیه، به سراغ چین خواهند رفت، زیرا چین رقیب هژمونیک آمریکا است. جمهوری اسلامی ایران و روسیه امروز باید موضع خود را مشخص کنند. این تنش و این جنگ، جنگی وجودی است؛ جنگی گذرا نیست، بلکه جنگی وجودی است که باید برای آن تصمیم درستی گرفته شود.



نظر شما