به گزارش خبرگزاری ایمنا، بیاید یک قرار ساده بگذاریم، نه قرار است از کسی دفاع کنیم، نه قرار است کسی را بکوبیم. فقط چند دقیقه بنشینیم و درباره تاریخ، کمی آرامتر فکر کنیم.
میدانید چیزی که همیشه برایم عجیب بوده چیست؟
اینکه ما معمولاً گذشته را یا تبدیل میکنیم به یک بهشت از دسترفته، یا به یک جهنم مطلق. انگار هیچچیز در این دنیا نمیتواند ترکیبی از قوت و ضعف باشد.
اما واقعاً ممکن است یک حکومت هیچ خطایی نداشته باشد؟ یا برعکس، هیچ کار مثبتی نکرده باشد؟ تاریخ معمولاً اینقدر ساده نیست.
هر وقت درباره یک دوره سیاسی حرف میزنیم، بد نیست از خودمان چند سؤال ساده بپرسیم:
اگر همهچیز عالی بود، چرا نارضایتی شکل گرفت و چرا انقلاب شد؟
اگر همهچیز فاجعه بود، پس چه چیزهایی باعث شد آن دوره سالها دوام بیاورد؟
دیدی؟! فقط با چند سؤال، تصویر از حالت سیاه و سفید خارج میشود.
یک نکته دیگر هم هست. ما اغلب گذشتهای را که خودمان تجربه نکردهایم، از طریق روایتها میشناسیم؛ روایت خانواده، فیلمها، شبکههای اجتماعی، مستندها، یا حتی ویدئوهای کوتاه.
اما هر روایت، فقط بخشی از واقعیت را نشان میدهد. نه به این دلیل که همه قصد فریب دارند، گاهی فقط چون واقعیت، بزرگتر از آن است که در چند تصویر جا شود.
تاریخ شبیه یک پازل است. اگر فقط چند تکهاش را ببینی، ممکن است فکر کنی تصویر را فهمیدهای، در حالی که بخشهای مهمی هنوز روی میز ماندهاند.

مثلاً بد نیست وقتی درباره دوره پهلوی میخوانیم صحبت کنیم اینها را هم نگاه کنیم:
چرا انقلاب شد؟
مردم از حکومت وقت چه میخواستند؟
چرا رضا شاه تبعید شد؟
چرا بخشهایی از ایران در این حکومت بدون جنگ و خونریزی جدا شد؟ (بحرین، آرارات، دشت ناامید)
چرا انگلیس و امریکا نفت ایران را رایگان به به کشورهای خود میبردند؟
چرا ایران با ان همه درآمد نفتی به توسعه زیر ساختها نرسیده بود؟
چرا ارتش ایران نتوانست با وجود بی طرف بودن در مقابل قشون خارجی در جنگ جهانی دوم مقابله کند؟
چرا چرچیل استالین روزولت در ایران جلسه ای تشکیل دادند و شاه جوان ایران را به آن راه ندادند؟
چرا ارتش آمریکا به ایران پیشرفته ترین تسلیحات و جنگدهای استراتژیک را میداد؟
چرا رضا شاه به عشایر لر حمله کرد؟
چرا رضاه شاه با کودتاه انگلیس ها بر سر کار امد؟
چرا مردم از بدیهی ترین خدمات عمومی محروم بودند؟
چرا شاخص مرگ و میر نوزادان اینقدر بالا بود؟
چرا بیشتر جامعه بی سواد بودند؟
چرا آمریکا در ان زمان از ایران حمایت میکرد و الان با ایران دشمن شده است؟
پرسیدن این سوالات سختتر از دیدن یک ویدئوی یک دقیقهای است، اما انصافاً منصفانهتر است.
راستش را بخواهید، مشکل از جایی شروع میشود که ما عجله داریم زود به نتیجه برسیم. ذهن انسان قطعیت را دوست دارد؛ اینکه بداند «کدام طرف درست است». اما بلوغ فکری شاید از همان لحظهای شروع شود که بپذیریم واقعیتها معمولاً پیچیدهترند.
قرار نیست تاریخ ما را در گذشته نگه دارد. قرار است کمک کند سادهتر تحت تأثیر روایتهای هیجانی قرار نگیریم.
شاید بهترین کاری که میتوانیم در برابر هر روایت جذاب انجام دهیم، این باشد که کمی مکث کنیم و بپرسیم:
«چه چیزهایی گفته نشده؟» نه برای بدبین شدن برای دقیقتر دیدن.
جامعه با فهم جلو میرود، و فهم، معمولاً از یک کنجکاوی ساده شروع میشود:
اینکه خودت بروی بخوانی، مقایسه کنی، سؤال بپرسی… و اجازه ندهی دیگران به جای تو فکر کنند.



نظر شما