سیدرضا منتظری همزمان با برگزاری چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، اظهار کرد: از منظر یک ناظر جدیِ حوزه فرهنگ، وضعیت امروز نقد سینما در ایران نهتنها نگرانکننده، بلکه بهصراحت آشفته و بیسامان است. آنچه این روزها به نام «نقد» در فضای عمومی، بهویژه در شبهرسانههای مجازی، دستبهدست میشود، اغلب هیچ نسبتی با سنت نقد حرفهای، دانش سینمایی یا حتی حداقل اصول تحلیل ندارد. نقد سینما، که زمانی یکی از ستونهای شکلدهنده به سلیقه فرهنگی و گفتوگوی هنری بود، امروز به سطح امتیازدهیهای سلیقهای، ستارهپراکنیهای بیپایه و اظهارنظرهای شتابزده فروکاسته شده است.
وی افزود: فاجعه از جایی آغاز میشود که برخی پلتفرمها و صفحات پرمخاطب، بیهیچ معیار مشخصی، هر فردی را که به واسطه رانت، ارتباط، یا صرفاً حضور پررنگ در شبکههای اجتماعی دیده میشود، در قامت «منتقد سینما» یا «کارشناس فرهنگی» جا میزنند. از این افراد نظر میگیرند، امتیاز میخواهند، و تحلیل طلب میکنند؛ بیآنکه پرسیده شود این صدا از کجا آمده، بر چه دانشی تکیه دارد و چه سابقهای پشت آن ایستاده است. نتیجه، انبوهی از اظهارنظرهای بیریشه است که نه به فهم سینما کمک میکند و نه حتی نقد را جدی میگیرد.
این منتقد سپس با بیان اینکه نقد سینما هیچگاه در تاریخ معاصر خود به این اندازه دچار ابتذال و بیاعتباری نشده بود تصریح کرد: نقد، بهعنوان یک کنش فکری، نیازمند دانش، تجربه، آشنایی با تاریخ سینما، زبان تحلیل و مهمتر از همه، مسئولیتپذیری در برابر مخاطب است. اما امروز، این مؤلفهها جای خود را به سرعت، هیجان کاذب و تولید محتوای مصرفی دادهاند. بسیاری از آنچه منتشر میشود، نه نقد که واکنشی لحظهای است؛ متنی یا ویدیویی که بیشتر به دنبال دیدهشدن است تا روشنکردن.
منتظری ادامه داد: در این میان، آسیب اصلی متوجه اعتماد عمومی است. وقتی مخاطب با انبوهی از نظرات متناقض، سطحی و اغلب غیرحرفهای مواجه میشود، بهتدریج کل مقوله نقد را کنار میگذارد. بیاعتمادی نسبت به اظهارنظرهای سینمایی، بزرگترین دستاورد این وضعیت آشفته است؛ وضعیتی که در آن، صدای منتقد حرفهای در هیاهوی شبهکارشناسان گم میشود و مرز میان تحلیل و نظر شخصی کاملاً فرو میریزد.
وی تأکید کرد: تلختر آنجاست که این نابسامانی، اغلب با نوعی تساهل نهادی همراه شده است. در شرایطی که بیش از هر زمان دیگری نیاز به مرزبندی حرفهای احساس میشود، سکوت نهادهای تخصصی پرسشبرانگیز است. انتظار میرفت انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران، بهعنوان مرجع صنفی و تخصصی، تدبیری عاجل و جدی برای این وضعیت بیندیشد؛ از تعریف معیارهای روشن گرفته تا دفاع از شأن نقد و منتقد. فقدان چنین مداخلهای، عملاً میدان را برای هر صدای بیپشتوانهای باز گذاشته است.
این منتقد سینما در پایان تصریح کرد: اجازه دادن به اینکه هر فرد بیدانش و بیتخصص، صرفاً به اتکای تریبون یا دنبالکننده، در قامت منتقد و کارشناس عرض اندام کند، نه نشانه دموکراتیکبودن فضاست و نه توسعه فرهنگی. این، در نهایت، به تخریب مفهوم نقد میانجامد. اگر این روند اصلاح نشود، باید پذیرفت که نقد سینما، پیش از خودِ سینما، قربانی سهلانگاری و بیمسئولیتی شده است؛ و این، افسوسبارترین بخش ماجراست.



نظر شما