به گزارش خبرگزاری ایمنا، دوران جوانی یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین مقاطع زندگی انسان است که در آن فرد از وابستگی فاصله میگیرد و به تدریج مسئولیت انتخابهای شخصی خود را بر عهده میگیرد، در این مرحله، ذهن جوان پر از پرسشهای بنیادین درباره هویت، آینده، شغل، معنا و جایگاه او در جهان است و این پرسشها اگرچه گاهی اضطرابآور است، اما نشانه رشد فکری و بلوغ درونی به شمار میآیند، نادیدهگرفتن این دغدغهها یا پاسخدادن سطحی به آنها میتواند جوان را دچار سردرگمی عمیق و احساس بیهدفی کند و این مسئله است که در سالهای بعد زندگی آثار جدی خود را نشان میدهد.
در جوانی، تصمیمها با سرعت بیشتری گرفته میشوند و اغلب تحتتأثیر عوامل بیرونی قرار دارند و خانواده، نظام آموزشی، فضای اجتماعی و به ویژه رسانهها، هرکدام تصویری خاص از موفقیت و زندگی به جوان ارائه میدهند که در چنین شرایطی، تشخیص اینکه کدام انتخاب از درون فرد میجوشد و کدام تنها نتیجه فشار یا تقلید است، کار سادهای نیست، بسیاری از جوانان بدون اینکه خودشان آگاه باشند، مسیری را انتخاب میکنند که با روحیات، تواناییها و ارزشهای آنها همخوانی ندارد و سالها بعد با احساس نارضایتی و فرسودگی روبهرو میشوند و خودشناسی در این مرحله، ابزاری حیاتی برای انتخاب آگاهانه و مستقل است.
یکی از ویژگیهای برجسته دوران جوانی، میل جدی به معنا و هدف در زندگی است؛ جوان نمیخواهد تنها روزها را پشت سر بگذارد یا به موفقیتهای ظاهری دل خوش کند و او بهدنبال چرایی تلاشها و جهت حرکت زندگی خود است، اگر این میل به معنا نادیده گرفته شود یا با پاسخهای کلیشهای و تحمیلی روبهرو شود، به تدریج به بیانگیزگی، پوچی و حتی سرخوردگی تبدیل میشود و خودشناسی به جوان کمک میکند بفهمد چه چیزهایی برای او ارزشمند است و چگونه میتواند مسیر زندگی خود را با این ارزشها همسو کند.

از دست رفتن انرژی جوانان در مسیر شبیه شدن به دیگران / کشف استعداد نیازمند تجربه فعال و متنوع است
فاطمه خدادادی، روانشناس بالینی با اشاره به اینکه خودشناسی در دنیای امروز دیگر فقط یک موضوع فردی و درونی نیست، بلکه به شدت تحتتأثیر فضای بیرونی و به ویژه شبکههای اجتماعی قرار گرفته است، به خبرنگار ایمنا میگوید: جوانان به صورت مدام در معرض الگوهای آماده از موفقیت، استعداد و زندگی ایدهآل هستند که این مقایسه دائمی باعث میشود بسیاری از جوانان بهجای کشف مسیر شخصی خود، در تلاش برای شبیهشدن به دیگران انرژی خود را از دست بدهند و از شناخت تواناییهای منحصربهفرد خود غافل شوند.
وی با بیان اینکه یکی از نشانههای ضعف در خودشناسی، زندگی واکنشی است، میافزاید: در این شرایط جوان به جای انتخاب آگاهانه، تنها به شرایط، فشارها یا خواستههای اطرافیان واکنش نشان میدهد و انتخاب رشته، شغل یا حتی سبک زندگی گاهی فقط برای راضیکردن خانواده یا همرنگشدن با جمع انجام میشود که در چنین وضعیتی استعدادها سرکوب میشوند، چراکه تصمیمها از درون فرد نمیجوشند و تحمیلی و بیرونی هستند.
روانشناس بالینی با بیان اینکه کشف استعداد نیازمند تجربه فعال و متنوع است، تصریح میکند: شرکت در فعالیتهای داوطلبانه، کارهای گروهی، پروژههای کوچک، کلاسهای مهارتی یا حتی مسئولیتهای ساده اجتماعی میتواند پنجرههای تازهای به تواناییهای پنهان باز کند و بسیاری از جوانان استعداد خود را نه در کلاس درس، بلکه در دل تجربههای واقعی زندگی پیدا میکنند که باید تصمیم بگیرند، ارتباط برقرار کنند و مسئولیت بپذیرند.
تفاوت میان علاقه و استعداد قابل پرورش / انگیزهای عمیق برای ساخت زندگی هدفمند
خدادادی با بیان اینکه نکته مهم دیگر، تفاوت بین علاقه زودگذر و استعداد قابل پرورش است، ادامه میدهد: استعداد بدون تمرین و صبر شکوفا نخواهد شد و جوانی که با اولین سختی یا بینتیجهماندن کنار میکشد، ممکن است هرگز به عمق توانایی خود نرسد و پشتکار، نظم و پذیرش سختیها بخش جداییناپذیر مسیر کشف و رشد استعدادها است.
وی با بیان اینکه خودشناسی واقعی زمانی شکل میگیرد که جوان با نقاط ضعف خود صادقانه روبهرو شود، میگوید: شناخت ضعف به معنای سرزنش یا ناامیدی نیست، بلکه کمک میکند فرد بداند کجا نیاز به یادگیری، کمکگرفتن یا تغییر مسیر دارد. بعضی استعدادها فقط وقتی شکوفا میشوند که انسان بپذیرد در بعضی حوزهها متوسط یا ضعیف است و لازم نیست در همهچیز بهترین باشد.
روانشناس بالینی با اشاره به اینکه استعداد زمانی معنا پیدا میکند که با معنا گره بخورد، اضافه میکند: اگر جوان بداند تواناییهای او چگونه میتواند به دیگران خدمت یا مشکلی از جامعه را حل کند، انگیزهای عمیقتر برای رشد خواهد داشت. خودشناسی و کشف استعدادها تنها برای موفقیت فردی نیست، بلکه مقدمهای برای ساختن زندگی هدفمند، مسئولانه و اثرگذار است.

نخستین گام در خودشناسی، شناخت ویژگیهای شخصیتی است / پذیرش؛ پایه رشد و شکوفایی استعدادهای جوانان
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه خودشناسی و کشف استعدادها یکی از مهمترین نیازهای دوران جوانی است، به خبرنگار ایمنا میگوید: در این دوره فرد با پرسشهای اساسی مانند «من چه کسی هستم؟»، «چه تواناییهایی دارم؟» و «در آینده چه مسیری را باید انتخاب کنم؟» روبهرو میشود و اگر جوان نتواند پاسخ به نسبت روشنی برای این پرسشها پیدا کند، ممکن است دچار سردرگمی، تقلید کورکورانه از دیگران یا انتخابهای نادرست تحصیلی و شغلی شود و خودشناسی به فرد کمک میکند جایگاه واقعی خود را بشناسد و تصمیمهای آگاهانهتری بگیرد.
وی با بیان اینکه نخستین گام در خودشناسی، شناخت ویژگیهای شخصیتی است، میافزاید: هر فرد ترکیبی منحصربهفرد از علایق، روحیات، ارزشها و حساسیتها دارد و هیچ فردی برتر از دیگری نیست؛ مهم این است که جوان خود را با دیگری مقایسه نکند و بداند تفاوتها طبیعی و پذیرش خود، پایه رشد و شکوفایی استعدادها است.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه استعدادها به طور معمول در دل علاقهها و لذتها پنهان شده است، تصریح میکند: کاری که انسان با اشتیاق انجام میدهد، بدون اینکه زود خسته شود، میتواند نشانهای از استعداد او باشد، البته استعداد فقط به معنی مهارت هنری یا علمی خاص نیست و توانایی ارتباطگیری، حل مسئله، مدیریت، همدلی یا آموزش دادن به دیگران هم از استعدادهای مهم به شمار میآیند.
نقش خانواده در فرایند کشف استعداد و توانمندی جوانان / شکست چراغ راه آینده است
طاهری با بیان اینکه بسیاری از جوانان تعریف محدودی از استعداد دارند و تواناییهای ارزشمند خود را نادیده میگیرند، ادامه میدهد: یکی از موانع جدی کشف استعداد، ترس از شکست و قضاوت دیگران است، بعضی جوانان هرگز فرصت تجربهکردن پیدا نمیکنند، چون از اشتباهکردن میترسند یا نگران نظر اطرافیان هستند و این در حالی است که شکست، اگر درست فهمیده شود، نه تنها مانع رشد نیست، بلکه چراغ راه آینده است.
وی با اشاره به اینکه نقش خانواده و مربیان در این مسیر بسیار پررنگ است، میگوید: حمایت بهجا، شنیدن حرفهای جوان، تحمیلنکردن آرزوهای شخصی و ایجاد فضای امن برای آزمون و خطا، میتواند مسیر خودشناسی را هموار کند. وقتی جوان احساس کند دیده و پذیرفته میشود، جرئت بیشتری برای شناخت خود و دنبالکردن استعدادهای خود خواهد داشت و مقایسه و فشار بیش از حد میتواند او را از خودش دور کند.
روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به اینکه خودشناسی یک فرایند لحظهای نیست، بلکه مسیری تدریجی و مادامالعمر است، اضافه میکند: جوانی فرصت طلایی برای شروع این مسیر است، اما پایان آن نیست و هرچه انسان آگاهانهتر زندگی کند، بازخورد بگیرد، فکر کند و بازنگری داشته باشد، تصویر روشنتری از خود به دست میآورد و کشف استعدادها زمانی ارزشمند میشود که در خدمت رشد فردی، آرامش درونی و اثرگذاری مثبت در جامعه قرار بگیرد.

دوران جوانی همچنین زمان تجربهکردن، آزمونوخطا و حتی اشتباهکردن است و برخلاف تصور رایج، خطا و شکست در این مرحله نهتنها نشانه ضعف نیست، بلکه بخش طبیعی فرایند رشد و شناخت خود محسوب میشود. جوانی که فرصت تجربههای متنوع را پیدا میکند، بهتر میتواند تواناییها، علایق و محدودیتهای خود را بشناسد و در بسیاری از موارد، استعدادها نه در محیطهای امن و از پیشطراحیشده، بلکه در دل چالشها، مسئولیتها و موقعیتهای واقعی زندگی آشکار میشوند.
در مسیر خودشناسی، توجه به نقاط ضعف به اندازه شناخت توانمندیها اهمیت دارد و جوانی که تنها به نقاط قوت خود توجه میکند یا ضعفهای خود را انکار میکند، تصویر نادرستی از خود میسازد. خودشناسی سالم یعنی پذیرش واقعبینانه خود، همراه با آگاهی از تواناییها، محدودیتها و نیاز به رشد که این پذیرش نه تنها مانع پیشرفت نیست، بلکه زمینهای فراهم میکند تا فرد با برنامهریزی درست، استعدادهای خود را پرورش دهد و از مقایسههای فرساینده با دیگران فاصله بگیرد.
به طور کلی، دوران جوانی، مرحلهای حساس و سرنوشتساز در زندگی هر فرد است که در آن پرسشهای بنیادین درباره هویت، ارزشها، تواناییها و مسیر زندگی مطرح میشوند و نقش بسزایی در شکلگیری آینده ایفا میکنند، در این دوران، خودشناسی نهتنها به شناخت بهتر علایق و استعدادهای شخصی کمک میکند، بلکه مسیر تصمیمگیریهای مهم تحصیلی، شغلی و اجتماعی را نیز روشن میسازد و جوانی که با آگاهی و دقت خود را میشناسد، تواناییهای خود را بهتر پرورش میدهد، نقاط ضعف خود را مدیریت میکند و میتواند زندگی هدفمند و رضایتبخشی بسازد.
دوران جوانی فرصتی تکرارنشدنی برای آغاز مسیر خودشناسی و کشف استعدادها است که اگر آگاهانه از آن استفاده شود، میتواند بنیان یک زندگی هدفمند، رضایتبخش و اثرگذار را شکل دهد، خودشناسی مقصد نهایی نیست، بلکه نقطه شروعی برای انتخابهای هوشمندانهتر، تلاشهای معنادارتر و شکوفایی استعدادهایی است که نه تنها به رشد فردی، بلکه به بهبود جامعه نیز کمک میکنند.



نظر شما