به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، قفسههای فروشگاههای زنجیرهای در سراسر اروپا مملو از محصولاتی است که بستهبندی پلاستیکی آنها با ادعاهایی همچون «بازیافتی» و «چرخهای» به مصرفکنندگان عرضه میشود. اما تحقیقات نشان میدهد در بسیاری از این موارد، تنها بخش کوچکی از مواد واقعاً از پسماند بازیابی شده و بخش عمده همچنان از مشتقات نفتی تشکیل شده است.
برندهای بزرگی که از این نوع بستهبندی استفاده میکنند از جمله محصولات غذایی شرکتهایی مانند هاینز و موندهلیز به موادی متکی هستند که توسط بخش پتروشیمی شرکت نفتی عربستان سعودی، آرامکو، تولید میشود. این شرکت دولتی که بزرگترین منتشرکننده گازهای گلخانهای در میان شرکتهای جهان به شمار میرود، همزمان از مخالفان کاهش تولید پلاستیک در چارچوب مذاکرات بینالمللی سازمان ملل نیز محسوب میشود.
شرکت سابیک، زیرمجموعه پتروشیمی آرامکو، به همراه دیگر غولهای این صنعت، روشی را توسعه دادهاند که به گفته منتقدان، کسبوکار آلاینده را با برچسب «نجاتدهنده سیاره» بازاریابی میکند. در این روش، پلاستیکها «چرخهای» و کمکربن معرفی میشوند، در حالی که در عمل همچنان تقریباً بهطور کامل بر پایه سوختهای فسیلی هستند و به تشدید بحران اقلیمی و آلودگی پلاستیکی دامن میزنند.
با وجود هشدار کارشناسان مستقل، اتحادیه اروپا تحت فشار لابیهای صنعتی در آستانه قانونیکردن این رویه قرار دارد. قوانین جدید که از سال ۲۰۲۶ در اتحادیه اروپا و از ۲۰۲۷ در بریتانیا اجرایی میشود، به گفته منتقدان، چارچوبی سهلگیرانه ایجاد میکند که راه را برای ادامه سبزشویی هموار میسازد.
در قلب این ادعاها، فناوری «بازیافت شیمیایی» و بهویژه فرایند پیرولیز قرار دارد؛ روشی پرمصرف از نظر انرژی و تولید کربن که پسماند پلاستیکی را به روغن پیرولیز تبدیل میکند. این ماده خطرناک، حداکثر میتواند حدود ۵ درصد خوراک مورد استفاده برای تولید پلاستیک جدید را تشکیل دهد و ناگزیر باید با حدود ۹۵ درصد نفت خام تصفیهشده مخلوط شود تا به تجهیزات صنعتی آسیب نرساند.

برای ارائه آمار جذاب از نرخ بالای بازیافت و انتشار کمتر کربن، صنعت پتروشیمی از دو روش بحثبرانگیز اما قانونی استفاده میکند. یکی از آنها «تراز جرمی» است که به تولیدکنندگان اجازه میدهد سهم اندک مواد بازیافتی را به کل یک محموله نسبت دهند و آن را «۱۰۰ درصد بازیافتی» بنامند، حتی اگر محصول نهایی عملاً فاقد مواد بازیافتی واقعی باشد. فعالان محیط زیست این روش را گمراهکننده و ناعادلانه برای مصرفکنندگان میدانند.
روش دوم، محاسبه «انتشار اجتنابشده» است که با فرض سوزاندن پسماند در صورت بازیافتنشدن، کاهش انتشار کربن را روی کاغذ نشان میدهد. در حالی که ارزیابیهای خود شرکتهای پتروشیمی اذعان میکند کل فرایند بازیافت شیمیایی میتواند حتی آلایندهتر از تولید پلاستیک از نفت خام باشد و تنها با این محاسبات فرضی، نتایج مثبت جلوه میکند.
منتقدان همچنین به نزدیکی روابط تجاری میان شرکتهای تولیدکننده و کارشناسانی که ارزیابیهای زیستمحیطی را تأیید میکنند اشاره دارند و شفافیت این گزارشها را زیر سؤال میبرند. به گفته پژوهشگران دانشگاهی، چنین اسنادی بیشتر کارکرد تبلیغاتی دارند تا ابزار ارزیابی مستقل.
در حالی که شرکتهای بزرگ وعده افزایش سهم مواد بازیافتی را دادهاند، منتقدان هشدار میدهند اهداف اجباری تعیینشده برای کاهش زباله و انتشار گازهای گلخانهای ممکن است بهصورت صوری محقق شود، بیآنکه تولید پلاستیک بکر کاهش یابد. همزمان با کاهش تقاضا برای سوختهای فسیلی در بخش انرژی، پلاستیک بهعنوان یکی از موتورهای اصلی رشد آینده شرکتهای نفتی مطرح شده است.




نظر شما