به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، چین خود را برای جشن سال نوی قمری و ورود به سال اسب آماده میکند؛ سالی که در فرهنگ عامه با تحرک، پشتکار و نشاط پیوند خورده است. با این حال، موفقیت غیرمنتظره یک اسباببازی معیوب نشان میدهد حالوهوای بخشی از جامعه و بهویژه کارمندان اداری چندان همسو با این نمادها نیست.
این عروسک که یک اسب قرمز تولید شرکت «هپی سیستر» در شهر ییوو واقع در غرب چین است، قرار بود لبخند بر چهره داشته باشد. اما خطای تولید باعث شد پوزه اسب وارونه دوخته شود و بهجای لبخند، حالتی افسرده و گویی گریان به خود بگیرد؛ بهطوری که سوراخهای بینیاش شبیه اشک به نظر میرسند. همین نقص ساده، جرقهای شد برای وایرال شدن عروسک در شبکههای اجتماعی چین و تبدیل آن به نمادی از فرسودگی شغلی.

تصاویر و روایتها بهسرعت در پلتفرمهایی چون شیائوهونگشو دستبهدست شد. کاربران نوشتند «اسب گریان، چهره ما در محل کار است و اسب خندان، چهره ما بعد از کار». ژانگ هووچینگ، مالک «هپی سیستر»، در گفتوگو با رویترز گفت که استقبال از این عروسک چنان بالا رفت که تا اواسط ژانویه، سفارشهای روزانه به بیش از ۱۵ هزار واحد رسید و کارخانه ناچار شد ۱۰ خط تولید جدید راهاندازی کند.
این استقبال تنها به یک خطای تولید محدود نماند و به جریان بزرگتری در بازار اسباببازی چین پیوند خورد؛ جریانی که پیشتر با محبوبیت شخصیتهایی چون «لبوبو»، عروسک دندانهدار و بهاصطلاح «زشتـبامزه»، اوج گرفته بود. لبوبو که در مقطعی کوتاه به یک پدیده وایرال بدل شد، نشان داد چگونه طراحیهای نامتعارف میتوانند حامل احساسات جمعی و روایتهای اجتماعی شوند. «اسب گریان» نیز در همین مسیر، به زبان طنز و همدلی، فشار کاری و خستگی مزمن را بازتاب میدهد.
زمینه اجتماعی این موج بیارتباط با شرایط کاری در چین نیست. سالهاست بسیاری از کارمندان با نظام کاری موسوم به «۹۹۶» ، از ۹ صبح تا ۹ شب، شش روز در هفته، دستوپنجه نرم میکنند؛ الگویی که هرچند در سال ۲۰۲۱ غیرقانونی اعلام شد، اما اضافهکاریهای طولانی همچنان رایج است. مرگ ناگهانی یک کارمند تجارت الکترونیک پس از شیفت شبانه در همان سال، انتقادات از این نظام را تشدید کرد و موضوع فرسودگی شغلی را به بحثی عمومی بدل ساخت.

تحلیلگران بازاریابی نیز بر نقش کالاهای مصرفی در بیان احساسات جمعی تأکید دارند. جیکوب کوک، مدیرعامل شرکت مشاوره تجارت الکترونیک WPIC، میگوید میمهای اینترنتی و محصولات وایرال، بهویژه در پلتفرمهایی که فرهنگ مصرف با بیان عاطفی گره خورده، به دریچهای برای گفتوگو درباره فشار کاری تبدیل میشوند.
موفقیت «اسب گریان» از مرزهای چین فراتر رفته و سفارشهای عمده از آفریقای جنوبی، شرق آسیا و خاورمیانه ثبت شده است. قرار است تصویر این اسب در سال آینده روی مجموعهای از محصولات جانبی نیز نقش ببندد. ژانگ هووچینگ میگوید هرگز مشخص نشد چه کسی پوزه اسب را وارونه دوخته است؛ تصمیمی که به گفته او با روحیه موج شکلگرفته همخوان است: «وقتی معلوم نیست اشتباه کار چه کسی بوده، بهتر است به همه پاداش بدهیم.»
بدینترتیب، اسبی که قرار بود لبخند بزند، با چهرهای گریان به آینهای از احساسات یک نسل تبدیل شده است؛ نسلی که در میان فشار کار و امید به تغییر، در «زشت بامزه»ها زبان مشترکی برای گفتن ناگفتهها یافته است.



نظر شما