مصطفی محدثی خراسانی، شاعر پیشکسوت در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، به تحلیل وضعیت شعر آیینی و میزان تاثیرگذاری آن پرداخت و اظهار کرد: تأثیرگذاری هنر دو بال دارد؛ خود اثری که خلق میشود باید اثری ناب، خلاقانه و متناسب با مخاطب باشد تا بتواند اثرگذار واقع شود. اما در دوران ما، یک عامل دیگر در تأثیرگذاری نقش دارد و آن در اختیار کسانی است که بهعنوان واسطه میان هنرمند و مخاطب قرار گرفتهاند. امروز این نقش را رسانهها، نهادهای فرهنگی و ابزارهای چندرسانهای ایفا میکنند؛ ابزارهایی که میخواهند با کمک رسانههای دیگر، میزان اثرگذاری هنر را افزایش دهند.
وی افزود: به نظر من، آن نکتهنظری که رهبری درباره تأثیرگذاری مطرح میکنند، بخش زیادی از آن به عملکرد متولیان فرهنگی بازمیگردد؛ آنها از هنرهای مختلف استفاده میکنند، اما به دلیل نداشتن هوشمندی لازم، کار کارشناسی کافی و شناخت درست، نه از هنر مبدأ شناخت دارند و نه از مخاطبی که میخواهد این هنر را به او منتقل کنند. در نتیجه، وقتی این نهادها بهعنوان پل واسطه وارد میشوند، بهجای افزایش اثرگذاری، در بسیاری از موارد باعث کاهش آن میشوند و حتی شأن، فخامت و تأثیر آثار ناب هنری در فرآیند انتقال آسیب میبیند.
این شاعر در ادامه گفت: بسیاری از نهادها اقدام به تولید موسیقی، چاپ کتاب یا ساخت فیلم میکنند، اما در این میان، مبدأ و مقصد بهدرستی تعریف نشده است. وقتی این نهادها بهعنوان پل واسطه قرار میگیرند، نگاههای مدیریتی و مدیریت فرهنگی ما دچار آسیبهایی چون عوامزدگی، میشوند، همچنین مدیران فرهنگی تمایل دارند نتیجه کار خود را در کوتاهترین زمان ممکن و در دوره مسئولیتشان ببینند و به ثمر نشستن آن را سریع مشاهده کنند.
محدثی خراسانی تصریح کرد: به نظر من، سلیقه مدیران فرهنگی ما، سلیقهای نخبهگرا و جامع نیست؛ سلیقهای نیست که بتواند همه جوانب را در نظر بگیرد، هم مخاطب جامعه و هم ضرورتهای تاریخی را بهصورت همزمان تجمیع کند. برخی از مسئولان فقط به رضایت فرد مافوق خود توجه دارند، برخی به سلیقه شخصی خود و برخی نیز فقط به پسند مخاطبان آنی توجه میکنند.
وی در پاسخ به این سوال که با توجه به موضوع عاشورا و ظرفیتی که این واقعه عظیم دارد که میتواند جهان را متحول کند، در حوزه شعر و هنر، بهویژه شعر عاشورایی، تا چه اندازه موفق بودهایم؟ گفت: باید پذیرفت که نگاه به عاشورا و تولید اثر در این زمینه در سالهای پس از انقلاب اسلامی متحول شده است. نگاه ما به پدیده عاشورا بهشدت غبارزدایی شده و در شعر معاصر، ما بسیار سریعتر، بیپردهتر و اصیلتر صحنه کربلا و حماسه امام حسین (ع) را به تصویر کشیدهایم. شاعران بهجای آنکه فقط به گزارش تاریخی واقعه بپردازند، به سراغ فلسفه قیام امام حسین (ع) رفتهاند و این پرسش را مطرح کردهاند که چرا این حادثه رخ داد.
این شاعر ادامه داد: مقصران حادثه عاشورا فقط یزید، شمر و افراد معدود دیگر که در میدان نبرد مقابل امام ایستادند، نبودند، بلکه بسیاری از کسانی که راه را گم کردند، از سرچشمه بعثت فاصله گرفتند و ولایت را بهدرستی نشناختند، در شکلگیری این واقعه نقش داشتند؛ در حالی که بسیاری از آنها مسلمان بودند و ظواهر عبادت را نیز رعایت میکردند. این نگاه فلسفی به قیام عاشورا در شعر معاصر بهخوبی شکل گرفته است.
محدثی خراسانی تأکید کرد: اما اتفاقی که اکنون افتاده این است که این نوع شعر کمتر به مخاطب منتقل میشود. به نظر من، بخش عمده دلیل آن این است که شعر عاشورایی همچنان در انحصار جمع مداحان قرار دارد. با وجود همه اتفاقات مثبت، هنوز رابطه اصلی شعر عاشورایی با مردم از طریق مداحان اهلبیت (ع) برقرار میشود. البته در این حوزه نیز تحولاتی رخ داده است، اما متناسب با تحولی که شعر عاشورایی تجربه کرده، حوزه مداحی و شعر هیئت نتوانسته همان میزان تحول را داشته باشد.
وی افزود: نگاه غالب در حوزه مداحی همچنان نگاهی سنتی است که بیشتر بر حزن، گریه و مصیبت تمرکز دارد و کمتر به تحولات عمیق و مفهومی شعر عاشورایی توجه میشود. برای مثال، شخصیتی مانند حضرت زینب (س) که در طول تاریخ، در شعر هیئتی ما بیشتر بهعنوان بانویی رنجکشیده، خمیده و گرفتار مصائب معرفی میشد، با یک بیت شعر، ناگهان جایگاه حقیقیاش آشکار شد؛ آنجا که گفته شد: «سَر نی در نینوا میماند اگر زینب نبود / کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود».
این شاعر پیشکسوت گفت: این بیت، جایگاه حضرت زینب (س) و فلسفه حضور ایشان در واقعه عاشورا را بهروشنی نشان داد. با این حال، هنوز هم در بسیاری از اشعار و نوحهها، حضرت زینب (س) بهگونهای تصویر میشود که صرفاً هدف آن برانگیختن گریه مردم است و همچنان بر همان وجوه احساسی و اشکآور تأکید میشود.
محدثی خراسانی تصریح کرد: به نظر من، بخش مهمی از اتفاقی که باید رخ دهد، نزدیکتر شدن حوزه شعر مدح و هیئت به جریان رسمی شعر عاشورایی است. این دو حوزه باید شناخت بیشتری از یکدیگر پیدا کنند. البته در گذشته و اکنون نیز شاعرانی بوده و هستند که هم زبان مردم را میشناسند و هم شاعران توانمندی هستند، اما همچنان در این زمینه با کمبودهایی مواجه هستیم.
این شاعر در پایان خاطرنشان کرد: همانطور که اشاره کردید، بسیاری از شاعران ما به گوش مخاطب نمیرسند و شعرشان در گعدههای محدود باقی میماند. دلیل آن این است که فضای عمومی شعر آیینی ما هنوز در تصرف شعر مداحی و هیئتی است. اگر این حوزه بتواند متحول شود و نوع نگاهش تغییر کند، قادر خواهد بود ذائقه مردم و پسند مخاطب را نیز به سمت جریان اصیل شعر آیینی کشور هدایت کند. اتفاقاتی افتاده است، اما به نظر من، این تحولات باید بسیار بیشتر و عمیقتر رخ دهد. زنده باشید.



نظر شما