به گزارش خبرگزاری ایمنا، ساعت شش صبح سومین روز بهمن، هوا بهشدت سرد است؛ از آن سرماهایی که باد، بیرحمانه از لای لباسها عبور میکند و استخوان را نشانه میگیرد؛ شهر تازه دارد چشم باز میکند.
مغازهها هنوز کرکرهها را بالا نکشیدهاند و خیابانها خلوتتر از همیشهاند، اما بعضیها شب را همینجا، وسط همین شهر، روی زمین و نیمکت و کنار دیوار صبح کردهاند.
برای تهیه گزارشی از فرایند ساماندهی کارتنخوابها در شهر اصفهان، از ۳ روز پیش هماهنگیهای لازم با «مصطفی مرادیاننژاد» مدیرکل پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان، «دانیال صدری» رئیس اداره پیشگیری از تخلفات شهری شهرداری اصفهان و «فرزاد یزدانی» مسئول کمپ استقلال و اکیپ پیشگیری و رفع تخلفات شهری منطقه ۲ شهرداری اصفهان انجام شده است.
قرار ما ساعت ۶ صبح، روبهروی پارک قلمستان است؛ جایی که سوز زمستان، بیامان صورت را میسوزاند.
امروز قرار است ببینیم آنهایی که روزها در چهارراهها میبینیم، شبها کجا میخوابند و سرنوشتشان پس از هدایت، غربالگری و ساماندهی چه میشود.

نیمکتی که خانه شده بود
با تیم گشت کنترل و نظارت شهری همراه میشویم؛ چند نقطه از شهر را سر میزنیم، تا اینکه چشممان به نیمکتی در یکی از پارکها میافتد.
روی نیمکت چوبی، مردی زیر پتویی نازک و قهوهایرنگ پناه گرفته بود؛ انگار پتو تنها سنگر او در برابر سرمای استخوانسوز زمستان است. کفشهایش را زیر نیمکت جفت کرده؛ شاید تنها نشانهای از نظم در زندگیای بیسامان؛ با خودم فکر میکنم: واقعاً میشود اینجا خوابید؟ آن هم در این سرما؟
مامور شهرداری آرام نزدیک میشود. دستش را به نرمی روی شانه مرد میگذارد و پتو ناگهان کنار میرود؛ مرد نگران و مضطرب از خواب بیدار میشود؛ ترس در چشمانش موج میزند: «چی شده؟ چی از جونم میخواین؟»

با پیرمردی روبهرو هستیم که کاپشن سبز رنگی به تن دارد، لباسهایی نامرتب و چهرهای که سختی روزگار در آن حک شده. موهای سفیدش، گواه سالهایی است که شاید از خیلی وقت پیش پناهی نداشته است.
در ذهنم سوالها پشت هم ردیف میشوند؛ خانوادهاش کجا هستند؟ چه میشود که آدم به اینجا میرسد؟
مامور با لحنی آرام و انسانی توضیح میدهد: «اگر جا و مکانی نداری، میتوانی همراه من به کمپ استقلال بیایی؛ جایی که غذا، حمام و جای خواب فراهم است.»
پیرمرد لبخند میزند؛ لبخندی که بیشتر شبیه نفس راحت کشیدن است: «خدا خیرتون بده… کسی ما رو نگاه هم نمیکنه. شما خیلی مَردی که میخوای بهم جا و غذا بدی.»
پیرمرد به سمت خودروهای گشت هدایت میشود. ما هم به همراه فیلمبردار و عکاس خبرگزاری، راهی کمپ استقلال میشویم.

«کمپ استقلال» نقطه آغاز است، نه پایان
پس از عبور از پل دوطبقه خیابان امام خمینی (ره)، به میدان استقلال میرسیم. راننده فرعی اول را دور می زند و وارد محلی میشود که تا حالا ندیده بودم؛ یک ساختمان بدون تابلو و البته صدای پارس مداوم سگ نگهبان، سکوت سرد صبح را میشکند. سگ بزرگی که انگار مسئولیتش را خیلی جدی گرفته بود.
اینجا کمپ استقلال است؛ جایی برای استحمام، غذای گرم، مراقبت اولیه و بررسی وضعیت کارتنخوابهای شهر اصفهان؛ اینجا قرار نیست کسی رها شود؛ این نقطه آغاز ساماندهی است، نه پایان آن.
فرایند پذیرش آغاز میشود؛ اسم، فامیل، سن و چند سوال دیگر؛ بعد پیرمرد وارد سالن میشود؛ کنار افرادی که خیلیهایشان خودمعرف هستند و داوطلبانه به کمپ آمدهاند.

صبحانهای ساده، اما گرم
در کمپ، سفرهای پهن میشود؛ همان سفرههای پلاستیکی طلاییرنگ قدیمی که بیشترمان با آن خاطره داریم؛ چای داغ و صبحانه ساده سرو میشود.
یکی بعد از خوردن صبحانه راهی حمام میشود، دیگری ترجیح میدهد بخوابد، بعضی هم لباسهایشان را میشویند؛ کارهای سادهای که برای خیلیها عادی است، اما اینجا نشانه بازگشت به حداقلهای زندگی است.
فرزاد یزدانی، مدیر کمپ استقلال میگوید: «تلاش میکنیم با کمک خیرین، فضای مناسبتری برای نگهداری کارتنخوابها فراهم کنیم.»

در این میان یک نکته مهم وجود دارد؛ آن هم اینکه تا وقتی کمکهای خیابانی ادامه داشته باشد، تکدیگری هم ادامه دارد؛ اگر کمکها از مسیر مراکز رسمی و خیریهها انجام شود، هم این چرخه شکسته میشود و هم کمکها به دست نیازمندان واقعی میرسد.
آنچه در این صبح سرد دیده میشود، تنها یک تصویر انسانی از کارتنخوابی نیست؛ پشت این صحنههای خاموش شهری، سازوکاری قانونی، بیندستگاهی و پرهزینه برای هدایت، غربالگری و ساماندهی، غربالگری و ساماندهی این افراد جریان دارد؛ فرایندی که شهرداری اصفهان یکی از محورهای اصلی آن است و با مشارکت دستگاههای مختلف اجرا میشود.
برای بررسی جزئیات این فرایند، آمارها، چالشها و واقعیتهایی که کمتر دیده میشود، سراغ متولی مستقیم این حوزه رفتیم.

ساماندهی بیش از ۱۱۰۰ متکدی و کارتنخواب در اصفهان طی ۹ ماه / برخی متکدیان تکدیگری را شغل میدانند
مصطفی مرادیاننژاد، مدیرکل پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان به خبرنگار ایمنا میگوید: درباره پدیده تکدی و افراد کارتنخواب که بهنوعی منظر شهری را از حالت طبیعی خارج و شهروندان را متألم و متأثر از این موضوع میکنند، ذیل ماده ۵۵ قانون شهرداریها، هدایت، غربالگری و ساماندهی و ساماندهی این افراد بر عهده شهرداری است؛ هرچند طبق مصوبه شورای عالی اداری در سال ۱۳۷۸ حدود ۱۱ دستگاه مختلف در حوزه ساماندهی متکدیان بهعنوان مسئول شناخته اند، که از جمله این دستگاه ها می توان به کمیته امداد امام خمینی (ره)، بهزیستی، نیروی انتظامی، دادگستری استان ها، اداره کار و امور اجتماعی، شهرداری، استانداری، فرمانداری، وزارت کشور و صدا و سیما اشاره کرد؛ هریک از این دستگاه ها وظایفی برای ساماندهی متکدیان دارند که به نظر می رسد این وظایف بنا به دلایلی روی زمین مانده است.
وی میافزاید: این فرایند با توجه به نیاز شدیدی که مباحث مالی دارد و با در نظر گرفتن اینکه بسیاری از دستگاههای تخصصی بهواسطه گستردگی مسائل مربوط به این افراد درگیر هستند، در قانون پیشبینی استفاده از ظرفیتهای مردمی (سمنها) شده است؛ بهطوری که تمام دستگاههای مذکور با همکاری سمنها، مجموعهای را به وجود میآورند که مسئولیت غربالگری افراد متکدی و کارتنخواب را بر عهده دارد.
مدیرکل پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان ادامه میدهد: هر آنچه که در سطح شهر تحت این عنوان تعریف میشود، توسط شهرداری هدایت، غربالگری و ساماندهی، ساماندهی و به سمت مرکز غربالگری هدایت میشود؛ این افراد شامل کودکان کار، زنان و مردان متکدی و همچنین زنان و مردان معتاد متجاهر هستند که در تقسیمبندیهای موجود، تمام این گروهها وارد مرکز غربالگری میشوند و از آنجا هر فرد متناسب با شرایط خود ساماندهی میشود.
مرادیاننژاد میگوید: بهعنوان مثال در خصوص معتادان متجاهر، یعنی افرادی که به لحاظ جایگاه و موقعیت اجتماعی هیچ پایگاه اجتماعی ندارند، خانواده ندارند، امکان احراز هویت ندارند و فاقد شغل یا سرپناه هستند، با دستور مقام قضایی توسط نیروی انتظامی به کمپ ماده ۱۶ کرامت منتقل میشوند و حداقل باید سه ماه در این مراکز حضور داشته باشند تا علاوه بر ترک اعتیاد، اقدامات لازم برای توانمندسازی آنها نیز انجام شود.
۳۰ درصد کارتنخوابها در کمپ استقلال خودمعرف هستند که نشاندهنده سطح قابل قبول امکانات و خدمات است
وی میافزاید: همچنین افرادی که به لحاظ مسائل مالی و اقتصادی دچار مضیقه هستند، برای دریافت حمایتهای لازم به کمیته امداد امام خمینی (ره) معرفی میشوند. در میان متکدیانی که شبها کارتنخواب میشوند، افراد دارای معلولیت نیز وجود دارند که به بهزیستی و دانشگاه علوم پزشکی برای پیگیری درمان معرفی میشوند.
مدیرکل پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان تصریح میکند: به محض ورود تکتک این افراد به مراکز ساماندهی، توسط عوامل اداره بهداشت، تستهای مربوط به اچآیوی، هپاتیت و سل که این سه بیماری در میان معتادان متجاهر و متکدیان شیوع بیشتری دارد، گرفته میشود و در صورت نیاز، افراد به مراکز درمانی معرفی میشوند.
مرادیاننژاد میگوید: برخی افراد جزو هیچکدام از موارد یادشده نیستند، بلکه افرادی هستند که قابلیت بازگشت به اجتماع را دارند؛ از اینرو با انجام درمان، آموزش و اقدامات روانشناختی در داخل مرکز و با بهرهگیری از متخصصانی که بهصورت عامالمنفعه و با هماهنگی خیریهها همکاری دارند، اقدامات لازم برای بازگشت این افراد به زندگی عادی انجام میشود.
وی میافزاید: در شبهای سرد زمستان که تاکنون چند موج سرما را پشت سر گذاشتهایم، هدایت، غربالگری و ساماندهی و فراخوان این افراد مددجو با شدت و حدت بیشتری انجام شده است و با توجه به امکانات موجود در کمپ استقلال از جمله حمام، محل استراحت، غذای گرم و سالم و محیطی که خارج از مسائل قضایی و انتظامی است، افراد میتوانند بهصورت خودمعرف مراجعه کنند و شب را در امنیت کامل و به دور از سرما، گزندگی حیوانات و سایر خطرات سپری کنند.
مدیرکل پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان ادامه میدهد: بیش از ۳۰ درصد افراد کارتنخواب بهصورت خودمعرف به کمپ استقلال مراجعه میکنند که این موضوع نشاندهنده سطح قابل قبول امکانات و خدماتی است که در این کمپ ارائه میشود و اعتماد مددجویان را جلب کرده است.

مرادیاننژاد میگوید: این چرخه همچنان ادامه دارد، چراکه پدیده تکدیگری از دیرباز وجود داشته و نمیتوان ادعا کرد که به صفر رسیده است؛ برخی از این افراد از مسیر تکدیگری درآمدی بالاتر از بسیاری از مشاغل دارند و به همین دلیل تمایلی به کنار گذاشتن آن ندارند و حتی پیشنهادهای شغلی مناسبی که در مراکز ساماندهی به آنها ارائه میشود را نمیپذیرند.
وی میافزاید: این افراد به تکدیگری بهعنوان یک شغل نگاه میکنند و با سوءاستفاده از احساسات پاک مردم، کسب درآمد میکنند؛ بنابراین از شهروندان درخواست میکنیم کمکهای خیرخواهانه خود را به مراکز مجاز و خیریهها ارائه دهند تا هم چرخه تکدیگری قطع شود و هم کمکها به دست نیازمندان واقعی برسد.
مدیرکل پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان خاطرنشان میکند: با تمام ظرفیت و با صرف هزینههای سنگین، کمپ استقبال را ایجاد کردهایم و به افراد کارتنخواب خدمات ارائه میدهیم و در واقع این کمپ نقطه آغاز ساماندهی و بازگشت به زندگی برای این افراد است.
مرادیاننژاد میگوید: در حوزه زنان، با توجه به پیچیدگی مسائل اجتماعی، ملاحظات شرعی و حفظ حرمت بانوان، نیاز به حمایت و کمک بیشتری وجود دارد و خیران میتوانند برای ایجاد محل خاص و ویژه بانوان با در نظر گرفتن تمامی ابعاد حمایتی و استانداردها اقدام کنند.
وی میافزاید: در همین راستا جلساتی با خیران و فرمانداری اصفهان برگزار شده است تا محلی مجزا و استاندارد برای ساماندهی بانوان کارتنخواب ایجاد شود.
مدیرکل پیشگیری و رفع تخلفات شهری شهرداری اصفهان میگوید: طی ۹ ماهه سال جاری بیش از ۱۱۰۰ نفر در این حوزه ساماندهی شدهاند که آمار قابل توجهی است؛ بهطور متوسط هر شب حدود ۱۰۰ نفر پذیرش میشوند و در یکی از شبهای برفی اصفهان، حدود ۲۰۰ نفر در کمپ استقلال پذیرش و اسکان داده شدند.
مرادیاننژاد تأکید میکند: شهروندان میتوانند در هر ساعت از شبانهروز در صورت مشاهده متکدیان، موضوع را از طریق تماس با سامانه ۱۳۷ گزارش دهند تا نزدیکترین اکیپ کنترل و نظارت این ادارهکل برای هدایت، غربالگری و ساماندهی و ساماندهی آنها اقدام کند؛ با وجود هزینههای سنگین نگهداری، این اقدامات صرفاً در راستای انجام مسئولیت اجتماعی شهرداری صورت میگیرد.

پایان یک صبح سرد
با خروج از کمپ استقلال، سرمای صبحگاهی اصفهان دیگر تهدید به نظر نمیرسد؛ نه برای همه، اما برای آنهایی که حالا جایی برای استراحت، غذایی گرم و لبخندی مطمئن دارند، این آغاز یک زندگی دوباره است.
کمپ، تنها سقفی موقت نیست؛ پناهگاهی است برای بازگشت به زندگی، امیدی برای بازسازی و دریچهای به فردایی روشنتر؛ هر انسانی که در این شبها یا صبحهای سرد قدم به کمپ میگذارد، داستانی از سالها محرومیت و تنهایی با خود دارد؛ داستانی که خیابانهای بیرحم و نیمکتهای سرد پارک، هر شب روایتش میکردند، اما اکنون با هر قدمی در مسیر ساماندهی، چرخه نادیده گرفتن و تکدیگری شکسته میشود و لحظهای آرامش و امنیت برای او شکل میگیرد.
کمپ استقلال، ماموران کنترل و نظارت و تیمهای همکار، با صبر و مهربانی، هزینه و زمان صرف میکنند تا این نقطه سرد و بیصدا، به مکانی تبدیل شود که امید، احترام و امنیت در آن جریان دارد؛ جایی که هر فرد فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند.
وقتی شهر بیدار میشود و خیابانها پُر از صدا و حرکت میشوند، شاید کمتر کسی بداند که در همان نزدیکی، انسانهایی دوباره نفس راحت میکشند، چشم به فردایی روشن دارند و از سرمای خیابان نجات یافتهاند و این همان تصویری است که ساماندهی، کنترل و انسانیت با خود دارد؛ تصویری از همدلی، مسئولیت اجتماعی و ارزش زندگی برای همه…




نظر شما