به گزارش سرویس ترجمه خبرگزرای ایمنا، بحرانهای اقلیمی تأثیرات یکسانی بر همه شهروندان ندارند؛ گروههای کمدرآمد، سالمندان و ساکنان محلات حاشیهای بیشترین آسیب را از پیامدهای تغییر اقلیم متحمل میشوند. به همین دلیل، مفهوم عدالت فضایی و اجتماعی در شهرسازی اقلیمی معاصر جایگاه محوری یافته است. در دهههای اخیر، بسیاری از شهرهای جهان تلاش کردهاند سیاستهای کاهش کربن و سازگاری با اقلیم را با استراتژیهای کاهش نابرابریهای شهری و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان همسو کنند. این رویکرد نشان میدهد که مقابله با بحرانهای اقلیمی تنها محدود به اقدامات فنی و زیرساختی نیست، بلکه مستلزم طراحی شهری انسانی، فراگیر و عادلانه است که تابآوری محیطی و اجتماعی را همزمان تقویت میکند.
نیویورک: تابآوری شهری پس از فاجعه
طوفان سندی در سال ۲۰۱۲ بهعنوان یکی از مخربترین رویدادهای اقلیمی تاریخ معاصر ایالات متحده، بهروشنی آسیبپذیری کلانشهر نیویورک را در برابر مخاطرات اقلیمی آشکار ساخت. این طوفان با ایجاد سیلابهای گسترده، قطع برق، تخریب زیرساختهای حملونقل و وارد آمدن خسارات سنگین به محلات ساحلی، نشان داد که الگوهای پیشین شهرسازی و توسعه شهری، توان پاسخگویی به شرایط اقلیمی جدید را ندارند. پیامدهای سندی نهتنها کالبدی، بلکه اجتماعی نیز بود؛ چراکه بیشترین آسیبها متوجه محلات کمدرآمد، سالمندان و گروههای آسیبپذیر شد. در واکنش به این تجربه، نیویورک به بازنگری اساسی در سیاستهای توسعه شهری و برنامهریزی اقلیمی خود روی آورد.
در این چهارچوب، برنامه OneNYC بهعنوان یک سند راهبردی جامع تدوین شد که هدف آن ایجاد شهری تابآور، پایدار و عادلانه است. این برنامه تلاش میکند اهداف زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی را بهصورت همزمان دنبال کند و تابآوری اقلیمی را به بخشی جداییناپذیر از سیاستهای رفاهی و توسعهای شهر تبدیل سازد. یکی از محورهای اصلی OneNYC مقاومسازی زیرساختهای ساحلی در برابر بالا آمدن سطح آب دریا و طوفانهای شدید است. در این راستا، پروژههایی همچون ایجاد پارکهای ساحلی چندمنظوره اجرا شده است که هم بهعنوان سپر طبیعی در برابر سیلاب عمل میکنند و هم فضاهای عمومی باکیفیتی برای شهروندان فراهم میآورند. این پارکها با استفاده از توپوگرافی مصنوع، پوشش گیاهی مقاوم و مصالح نفوذپذیر طراحی شدهاند تا انرژی امواج و سیلاب را جذب و کاهش دهند.
نیویورک در کنار اقدامات کالبدی، به بازطراحی فضاهای عمومی و زیرساختهای شهری نیز پرداخته است تا عملکرد آنها در شرایط بحرانی حفظ شود. ارتقای سیستمهای برق، حملونقل و فاضلاب، بهویژه در مناطق پرخطر، بخش دیگری از این راهبرد است، همچنین سرمایهگذاری در مسکن پایدار و مقاوم در برابر مخاطرات اقلیمی، بهعنوان ابزاری برای کاهش آسیبپذیری اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. نکته کلیدی در تجربه نیویورک آن است که سیاستهای اقلیمی بهطور مستقیم با کاهش نابرابری اجتماعی پیوند خوردهاند؛ بهگونهای که منابع مالی و پروژههای تابآوری بهصورت هدفمند به محلات کمبرخوردار و آسیبپذیر اختصاص یافتهاند. نیویورک تابآوری اقلیمی را نهفقط یک مسئله فنی، بلکه یک مسئله عدالت فضایی و اجتماعی میداند.

ونکوور: حکمرانی مشارکتی برای شهر بدون کربن
ونکوور یکی از پیشگامترین شهرهای آمریکای شمالی در حوزه شهرسازی اقلیمی است که با تدوین و اجرای برنامه «ونکوور سبزترین شهر» تلاش کرده است تا چشمانداز تبدیل شدن به یک شهر بدون انتشار خالص کربن را در قالب سیاستهای عملیاتی و قابلسنجش پیاده کند. این برنامه از اهداف ملموس و قابلاندازهگیری در حوزههای انرژی، حملونقل، مواد، سلامت اکوسیستم و عدالت اجتماعی تشکیل شده است و با در نظر گرفتن سنجههای مشخص، اجرای پروژهها را در بازههای زمانی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت دنبال میکند.
یکی از مؤلفههای فنی کلیدی این برنامه، افزایش بهرهوری انرژی در ساختمانهاست. با توجه به اینکه ساختمانها سهم عمدهای از مصرف انرژی و انتشار دیاکسیدکربن را در شهرها تشکیل میدهد، ونکوور استانداردهای سختگیرانهای برای ساخت و نوسازی بناها وضع کرده است. این استانداردها شامل الزامات بهکارگیری عایقبندی پیشرفته، سیستمهای تهویه و بازیافت هوای کارآمد، پنجرههای با بهرهوری بالا و تکنولوژیهای انرژی تجدیدپذیر در ساختمانهای جدید هستند. علاوه بر این، برنامههای تشویقی مالی برای مالکان خصوصی و توسعهدهندگان فراهم شدهاند تا سرمایهگذاری در فناوریهای کمکربن برایشان جذابتر شود.
در حوزه حملونقل شهری، ونکوور با توسعه شبکه گسترده حملونقل عمومی، خطهای تراموا و دوچرخهسواری و ایجاد مسیرهای اختصاصی حملونقل پاک، سهم استفاده از خودروهای شخصی را بهطور قابلتوجهی کاهش داده است. این تغییر ساختاری، انتشار آلایندههای هوا را کاهش داده و کارایی حملونقل را در نواحی پرجمعیت بهبود بخشیده است. در عمل، کاهش ترافیک و افزایش استفاده از حملونقل فعال شامل پیادهروی و دوچرخه، جزو معیارهای سنجش پیشرفت برنامه قرار دارند.
ونکوور سرمایهگذاری جدی در انرژیهای تجدیدپذیر انجام داده است. بیش از نیمی از برق مصرفی شهر از منابع تجدیدپذیر تأمین میشود و برنامهریزی شده است که این سهم تا حد امکان افزایش پیدا کند. سیستمهای تولید همزمان گرما و برق نیز در مجتمعهای مسکونی و تجاری بهکار گرفته شده است تا ضایعات انرژی به حداقل برسد.
آنچه ونکوور را از بسیاری از دیگر شهرها متمایز میکند، ادغام مشارکت اجتماعی با راهبری فنی است؛ شهروندان، سازمانهای محلی، دانشگاهها و بخش خصوصی در فرایند تدوین، اجرا و نظارت بر پروژهها مشارکت فعال دارند. این رویکرد مشارکتی موجب شده است پذیرش عمومی برنامههای اقلیمی افزایش پیدا کند و راهکارها به نیازهای واقعی جوامع محلی پاسخ دهند.

فرایبورگ: شهر پایدار در مقیاس انسانی
فرایبورگ، شهری در جنوب آلمان، بهعنوان یکی از نمونههای موفق شهرسازی پایدار و انرژیمحور در اروپا شناخته میشود. این شهر از دهه ۱۹۷۰ با برنامهریزی جامع شهری و سیاستهای بلندمدت زیستمحیطی، مسیر تبدیل شدن به یک «شهر خورشیدی» را آغاز کرد و امروز به الگویی برجسته برای شهرهای اروپایی و جهانی تبدیل شده است. در فرایبورگ، توسعه شهری و سیاستهای اقلیمی بهصورت همزمان و یکپارچه طراحی شدهاند و اهداف کاهش انتشار کربن، افزایش بهرهوری انرژی و بهبود کیفیت فضاهای عمومی با توسعه حملونقل فعال، مدیریت منابع طبیعی و مشارکت اجتماعی پیوند خوردهاند.
یکی از جنبههای فنی کلیدی تجربه فرایبورگ، معماری و ساختوساز پایدار است. ساختمانهای جدید ملزم به رعایت استانداردهای «خانه غیرفعا» ل هستند؛ این استاندارد شامل عایقبندی کامل دیوارها و سقف، پنجرههای چندجداره با بهرهوری حرارتی بالا، سیستمهای تهویه مکانیکی با بازیافت گرما و طراحی جهتگیری ساختمان برای استفاده بهینه از نور و حرارت خورشید میشود. به کمک این طراحی، مصرف انرژی ساختمانها به حداقل رسیده و وابستگی به سوختهای فسیلی کاهش یافته است.
فرایبورگ شبکهای گسترده از مسیرهای دوچرخهسواری و حملونقل عمومی کارآمد ایجاد کرده است. حدود ۳۰ درصد از جابهجاییهای شهری با دوچرخه انجام میشود که یکی از بالاترین آمارها در میان شهرهای جهان است. خیابانها و محلات بهگونهای طراحی شدهاند که عبور خودرو محدود و دسترسی به حملونقل پاک تسهیل شود تا علاوه بر کاهش انتشار دیاکسیدکربن، سلامت عمومی شهروندان نیز بهبود پیدا کند.
فرایبورگ همچنین در مدیریت منابع آب، حفظ فضاهای سبز و ایجاد کریدورهای زیستمحیطی عملکرد پیشرفتهای دارد. استفاده از آب باران، طراحی پارکها و باغهای شهری برای کاهش دمای محلات و تقویت تنوع زیستی، از جمله اقدامات شاخص این شهر است. مشارکت فعال شهروندان و انجمنهای محلی در فرایند تصمیمگیری، آموزش محیطزیستی و مدیریت پروژهها، موجب شده است سیاستهای اقلیمی فرایبورگ موفق و از نظر اجتماعی پایدار و قابل گسترش باشند.

کیپتاون: شهرسازی در شرایط بحران شدید آب
کیپتاون بهعنوان یکی از شهرهای پیشروی آفریقا در رویارویی با بحرانهای اقلیمی، با چالشهای متعددی از جمله خشکسالی شدید، کاهش سطح منابع آب و افزایش خطر سیلابهای ناگهانی روبهرو است. تجربه این شهر نشان میدهد که تابآوری شهری در مناطق با منابع طبیعی محدود نیازمند ترکیبی از مدیریت منابع آب، طراحی شهری انعطافپذیر و مشارکت اجتماعی است. بحران کمبود آب در سال ۲۰۱۷ که به «روز صفر» معروف شد، جرقه تدوین سیاستهای گسترده آب و شهرسازی سازگار با اقلیم بود.
یکی از محورهای کلیدی برنامههای کیپتاون، مدیریت یکپارچه منابع آب شهری است. این شهر برای کاهش فشار بر منابع آب آشامیدنی، سیستمهای پیشرفته جمعآوری آب باران در ساختمانها و فضاهای عمومی را نصب کرده و استفاده از آب بازیافتی برای مصارف غیرشرب را گسترش داده است. شبکههای هوشمند پایش مصرف آب در سطح محله و ساختمانهای تجاری و مسکونی راهاندازی شدهاند تا نشتها و مصرف بیش از حد بهسرعت شناسایی و مدیریت شود. ترکیب این اقدامات با سیاستهای تشویقی و آموزش شهروندان، موجب کاهش قابل توجه مصرف آب در دورههای خشکسالی شده است.
کیپتاون بر طراحی شهری انعطافپذیر و مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی تمرکز دارد. ایجاد پارکها و فضاهای سبز چندمنظوره که هم به کاهش دمای شهری کمک میکنند و هم به ذخیره روانابهای باران میپردازند، از جمله این اقدامات است. خیابانها و محلات با استفاده از کفسازی نفوذپذیر، حوضچههای کنترل رواناب و پوشش گیاهی مقاوم به خشکی بازطراحی شدهاند تا اثرات سیلاب و گرمای شهری کاهش پیدا کند.
کیپتاون همچنین سیاستهای عدالت فضایی و اجتماعی را در برنامههای اقلیمی خود لحاظ کرده است. محلات کمبرخوردار که بیشترین آسیب را از بحرانهای آبی و حرارتی میبینند، اولویت دریافت منابع و پروژههای تابآوری قرار دارند. آموزشهای محیط زیستی، مشارکت جوامع محلی در مدیریت آب و ایجاد فضاهای عمومی سبز، نهتنها تابآوری شهری را افزایش داده بلکه انسجام اجتماعی را نیز تقویت کرده است.
تجربه کیپتاون نشان میدهد که موفقیت در رویارویی با بحرانهای اقلیمی در شهرهای در حال توسعه، تنها با تکنولوژی و طراحی فنی حاصل نمیشود، بلکه ترکیبی از مدیریت منابع، برنامهریزی شهری یکپارچه و مشارکت فعال جامعه برای تضمین پایداری محیطی و اجتماعی ضروری است.




نظر شما