به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در چند دهه اخیر با رشد جمعیت و فشار برای توسعه شهری، موضوع بلندمرتبهسازی بهعنوان یکی از مهمترین چالشهای شهرسازی در جهان ظاهر شده است. بعضی شهرها بهدلایل مختلف همچون حفظ منظر تاریخی، کیفیت زندگی، ارزشهای فرهنگی یا دیدهای طبیعی، سیاستهایی برای محدود کردن ارتفاع ساختمانها به کار گرفتهاند که حفاظت از هویت شهری و منظر طبیعی یکی از مهمترین نتایج آن است.
توسعههای بلندمرتبه میتوانند بهجای استقرار در بافتهای تاریخی و هستههای قدیمی شهر، بهصورت هدفمند در حومهها، مراکز از پیش تعیینشده یا نواحی تجاری و اداری خاص متمرکز شوند تا فشار کالبدی و عملکردی بر مرکز تاریخی شهر کاهش پیدا کند. این الگوی تمرکز، ضمن پاسخگویی به نیازهای رشد جمعیت، مسکن و فعالیتهای اقتصادی، از تخریب ارزشهای تاریخی، تغییر مقیاس انسانی و از بین رفتن خوانایی فضایی مناطق قدیمی جلوگیری میکند. در چنین چهارچوبی، سیاستهای محدودیت ارتفاع زمانی اثربخش خواهند بود که با برنامهریزی جامع شهری، مطالعات دقیق منظر و حملونقل و همچنین مشارکت فعال شهروندان و ذینفعان محلی همراه شوند. این همافزایی میان سیاستگذاری و مشارکت اجتماعی، امکان ایجاد تعادل میان توسعه و حفاظت را فراهم میکند و به حفظ کیفیت زندگی، تقویت حس تعلق به مکان و تداوم هویت فرهنگی و معماری شهر کمک میکند.
محدود کردن بلندمرتبهسازی فقط جلوگیری از ساختن ساختمانهای بلند نیست، بلکه برداشتی متفکرانه درباره کنش شهر در برابر توسعه، تاریخ، زیباییشناسی و کیفیت زندگی است. تجربه شهرهایی همچون واشینگتن دی سی، پاریس، ونکوور و بسیاری از شهرهای تاریخی اروپا نشان میدهد که با سیاستهای مناسب ارتفاع و توسعه متوازن، میتوان بین رشد شهری و حفظ ارزشهای بومی و طبیعی توازن ایجاد کرد.

واشینگتن دیسی؛ محدودیت بلندمرتبهها برای حفظ انسانگرایی شهری
یکی از مشهورترین و در عین حال تأثیرگذارترین نمونهها در جهان در زمینه مقابله با بلندمرتبهسازی، شهر واشینگتن دیسی است که از سال ۱۹۱۰ قانونی تحت عنوان «قانون کنترل ارتفاع ساختمانها» را به اجرا گذاشته است. این قانون در واکنش به نگرانیهای فزاینده درباره رشد نامتوازن شهری، سایهاندازی ساختمانهای بلند و تهدید منظر شهری و نمادهای ملی تدوین شد. بر اساس این قانون، حداکثر ارتفاع مجاز ساختمانها در بخشهای مختلف شهر بهطور مستقیم با عرض خیابانهای مجاور، نوع کاربری زمین و موقعیت مکانی تعیین میشود؛ بهگونهای که ارتفاع بناها نباید از عرض خیابان بعلاوه یک مقدار مشخص تجاوز کند.
این محدودیتها در نواحی مرکزی شهر، بهویژه پیرامون ساختمانهای نمادین سختگیرانهتر اعمال شدهاند تا از تسلط بصری ساختمانهای مرتفع بر فضاهای عمومی جلوگیری شود. نتیجه این سیاست، شکلگیری شهری با بافت افقی، خط آسمان یکنواخت و مقیاس انسانی است که در آن فضاهای شهری خوانا هستند و ارتباط شهروندان با محیط اطراف تقویت میشود. حفظ دسترسی مناسب به نور طبیعی، تهویه، دیدهای باز شهری و خوانایی منظر خیابانها از جمله اهداف اصلی این قانون است.
اگرچه این رویکرد در طول زمان با انتقادهایی همراه بوده است، بهویژه از سوی طرفداران افزایش تراکم و توسعه عمودی بهمنظور پاسخ به نیاز مسکن، اما تجربه واشینگتن دیسی نشان میدهد که کنترل ارتفاع مانع کیفیت زندگی شهری نیست. این سیاست به حفظ هویت تاریخی، تقویت فضاهای عمومی و جلوگیری از رشد بیرویه آسمانخراشها کمک کرده و واشینگتن را به یکی از شاخصترین نمونههای شهرسازی مبتنی بر تعادل میان توسعه و حفاظت تبدیل کرده است.

پاریس؛ حفاظتی تاریخی با محدودیتهای ارتفاع
شهر پاریس یکی از شاخصترین نمونههای جهانی در زمینه اعمال سیاستهای سختگیرانه برای مقابله با بلندمرتبهسازی ساختمانها بهمنظور حفاظت از هویت فرهنگی، تاریخی و منظر شهری محسوب میشود. این شهر بهواسطه برخورداری از بافت تاریخی ارزشمند، خیابانهای کلاسیک، میدانهای نمادین و محورهای بصری طراحیشده، برای دههها از ساخت ساختمانهای مرتفع در محدوده مرکزی خود جلوگیری کرده است. در قلب پاریس، ارتفاع ساختمانها به مقیاسی متوسط، حدود پنج تا هشت طبقه محدود شده است تا هماهنگی کالبدی میان بناها حفظ شود و خط آسمان یکنواخت شهر دچار گسست نشود.
این محدودیتها بهویژه با هدف حفظ دیدهای محوری و مناظر شاخص شهری همچون محور شانزهلیزه، میدان کنکورد و نمای بناهای تاریخی اعمال شدهاند. در چنین رویکردی، شهر نهتنها بهعنوان فضایی برای سکونت و فعالیت، بلکه بهعنوان یک میراث فرهنگی زنده تلقی شده است. نتیجه این سیاست، شکلگیری محیطی شهری با مقیاس انسانی، کیفیت بالای فضاهای عمومی، دسترسی مناسب به نور طبیعی و حفظ خوانایی منظر شهری بوده است؛ ویژگیهایی که پاریس را به یکی از شناختهشدهترین شهرهای جهان از نظر هویت بصری تبدیل کردهاند.
با این حال، نیازهای شهر مدرن، بهویژه در زمینه فعالیتهای اقتصادی، اداری و مالی، پاریس را ناگزیر به یافتن راهحلهای جایگزین کرده است. در پاسخ به این نیازها، سیاستگذاران شهری توسعه ساختمانهای بلندمرتبه را به حومه و پهنههای عملکردی خاص منتقل کردند. بارزترین نمونه این رویکرد، منطقه لا دفنس است که بهعنوان بزرگترین مرکز تجاری اروپا، میزبان آسمانخراشها و ساختمانهای اداری مرتفع شده، بدون آنکه به بافت تاریخی مرکز شهر آسیب وارد کند.
این الگوی دوگانه شامل «مرکز تاریخی با محدودیت شدید ارتفاع» و «حوزههای مدرن با امکان بلندمرتبهسازی کنترلشده» نمونهای موفق از هماهنگسازی توسعه شهری با حفاظت از هویت تاریخی به شمار میرود و الگویی الهامبخش برای شهرهایی است که با چالش تعادل میان رشد و حفاظت روبهرو هستند.

ونکوور؛ محافظت از منظره طبیعی و چشماندازها
شهر ونکوور یکی از نمونههای برجسته در جهان در زمینه برنامهریزی شهری مبتنی بر احترام به طبیعت و مناظر طبیعی است. این شهر با قرارگیری در میان کوهها، اقیانوس و جنگلها، دارای چشماندازهای منحصربهفردی است که نقش مهمی در هویت شهری، کیفیت زندگی شهروندان و جذابیت گردشگری آن ایفا میکند. به همین دلیل، سیاستی شهری با عنوان «ونکووریسم» در ونکوور شکل گرفته که یکی از اصول اساسی آن، حفاظت از «خط دید» به سوی کوهها و مناظر طبیعی پیرامونی است.
در چهارچوب این سیاست، خطوط دید منظره یا کریدورهای منظره بهصورت قانونی و دقیق تعریف شدهاند. این خطوط دید مشخص میکنند که از نقاط مهم شهری همچون خیابانها، پارکها و فضاهای عمومی، دید به سمت کوهها و افق طبیعی نباید توسط ساختمانها مسدود شود. بنابراین، ارتفاع و جانمایی ساختمانها بهگونهای کنترل میشود که این چشماندازهای ارزشمند همواره برای عموم قابل مشاهده باقی بمانند.
این رویکرد باعث شده است که توسعه ساختمانهای بلند بهطور هوشمندانه و در مکانهای مناسبتری صورت گیرد. برجها اغلب با فاصلهگذاری، فرمهای باریک و طراحی دقیق ساخته میشوند تا کمترین تاثیر منفی را بر منظر شهری داشته باشند. در نتیجه، شهر نهتنها از تراکم و توسعه عمودی بهرهمند میشود، بلکه ارتباط بصری و ذهنی شهروندان با طبیعت نیز حفظ میشود.
ونکوور بلندمرتبهسازی را بهطور کامل ممنوع نکرده است، اما با ایجاد تعادل میان توسعه اقتصادی، نیازهای مسکن و حفاظت از منظر طبیعی، الگویی موفق از توسعه شهری پایدار ارائه داده است. این تجربه نشان میدهد که رشد شهری میتواند همزمان با احترام به طبیعت و ارتقای کیفیت محیط زندگی تحقق یابد.

پورتلند؛ محدودیت ارتفاع و جلوگیری از توسعه بیرویه
شهر پورتلند در ایالات متحده بهعنوان یکی از نمونههای موفق برنامهریزی شهری پایدار شناخته میشود که سیاستهای کنترلی متعددی را برای مهار رشد بیرویه و حفظ کیفیت محیط شهری به کار گرفته است. یکی از مهمترین ابزارهای این شهر در مدیریت توسعه، اعمال محدودیت ارتفاع ساختمانها در بخشهای مختلف شهری است. این سیاست بهعنوان بخشی از یک استراتژی جامع برای کنترل تراکم، حفظ مقیاس انسانی و جلوگیری از گسترش نامتوازن شهر مورد استفاده قرار میگیرد.
پورتلند علاوه بر تعیین مرزهای مشخص توسعه شهری، سقف ارتفاع ساختمانها را در بسیاری از محلهها و مناطق مرکزی اعمال میکند. این محدودیتها بهویژه در نواحی مسکونی، تاریخی و محلهمحور اهمیت بیشتری دارند، زیرا هدف اصلی آنها حفظ بافت موجود، هویت محلهای و هماهنگی بصری میان ساختمانهاست. با این رویکرد، از ایجاد برجهای مرتفع و ناسازگار جلوگیری میشود که میتوانند کیفیت زندگی ساکنان را تحت تأثیر قرار دهند.
محدودیت ارتفاع در پورتلند فقط یک ابزار فیزیکی نیست، بلکه با اهداف اجتماعی و زیستمحیطی نیز پیوند خورده است. کنترل ارتفاع باعث کاهش سایهاندازی نامطلوب، حفظ نور طبیعی، جلوگیری از ازدحام بیش از حد و تقویت تعاملات اجتماعی در فضاهای شهری میشود. این سیاست به حفظ منظر شهری و جلوگیری از تغییر ناگهانی مقیاس ساختمانها کمک میکند.
در عین حال، پورتلند توسعه را بهطور کامل متوقف نکرده، بلکه تلاش کرده است میان نیاز به رشد جمعیت، تامین مسکن و حفاظت از محیط شهری تعادل برقرار کند. تمرکز بر توسعه میانتراکم، استفاده بهینه از زمین و تقویت حملونقل عمومی از دیگر سیاستهای مکمل این شهر است. تجربه پورتلند نشان میدهد که محدودیت ارتفاع، اگر در چهارچوب برنامهریزی جامع اعمال شود، میتواند ابزاری مؤثر برای دستیابی به توسعهای کنترلشده، پایدار و انسانی باشد.

اجرای این سیاستهای کنترلی در حوزه ارتفاع و شکلگیری کالبد شهری، نقش مهمی در حفاظت از چهره تاریخی، هویت فرهنگی و ارزشهای معماری شهرهای مختلف ایفا کرده است. این رویکردها موجب شدهاند که سیمای شهری و کیفیت فضایی محلهها برای نسلهای آینده حفظ شود و ارتباط شهر با پیشینه تاریخی و فرهنگی خود از بین نرود. هرچند اعمال چنین محدودیتهایی در بعضی شرایط میتواند به افزایش قیمت مسکن یا ایجاد فشار بیشتر بر روند توسعه منجر شود، اما تجربه این شهرها نشان میدهد که مزایای بلندمدت آن در ارتقای کیفیت زندگی، پایداری شهری و حفظ سرمایههای فرهنگی، بر چالشهای کوتاهمدت آن برتری دارد و میتواند الگویی ارزشمند برای برنامهریزی شهری متوازن و مسئولانه باشد.



نظر شما