به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، چهره شهرها نقش مهمی در سرزندگی و نشاط اجتماعی دارد و به همین دلیل بسیاری از طراحان و معماران به ایجاد تغییرات اساسی روی آوردهاند که در ادامه با تعدادی از آنها آشنا میشویم.
جنایده؛ نمونهای موفق در بهرهگیری از همآفرینی در طراحی و معماری شهری
جنایده یکی از شهرهای جنوب غربی بنگلادش به حساب میآید که در امتداد رودخانه Nobogonga واقع شده است. اگرچه این رودخانه منبع بسیار مهمی برای شهر بهشمار میرود، با این حال سالها اهمیت آن نادیده گرفته شد و آلودگی و خطر سراسر آن را فرا گرفت. مدیران یکی از نهادهای محلی غیردولتی جنایده تصمیم گرفتند این وضعیت را تغییر دهند و رودخانه را به ساکنان شهر برگردانند. معماران، شهردار و ساکنان شهر به پیروی از این تصمیم به گفتوگو با یکدیگر پرداختند و عزم خود را جزم کردند مداخلاتی برای احیای رودخانه اعمال کنند که نتیجه اقدامات مشترک آنها به ایجاد فضاهای عمومی قابل دسترسی، باز و پرشور در امتداد رودخانه منجر شد.
طراحی این فضاهای عمومی مهمترین مؤلفه در موفقیت پروژه احیای رودخانه محسوب میشود که در پی مشارکت معماران با ساکنان، به ویژه گروههای آسیبپذیر شامل زنان، کودکان، سالمندان و افراد دارای ناتوانی جسمی شکل گرفت. در واقع، همه این افراد به ارائه ایدهها و خواستههای خود از فضاهای جدید پرداختند و معماران با الهام از این دیدگاهها تلاش کردند فضاهایی با بیشترین قابلیت دسترسی طراحی کنند تا همه مردم بتوانند با حداقل موانع موجود، در آنها حضور پیدا کنند و از مزایای فضاهای عمومی بهرهمند شوند. معماران به عنوان افرادی برای تسهیل ارتباطات میان مردم و پیوند آنها با یکدیگر و محیط اطراف عمل کردند و کوشیدند فضاهای عمومی دوستدار تمام مردم را در سواحل رودخانه ایجاد کنند.

استفاده خلاق از سازههای قدیمی
معماری از زمان پیدایش خود با پیشزمینه همراه بوده است؛ پیشزمینهای که هنجارهای اجتماعی را در بر میگیرد و کاربردها، چشماندازهای طبیعی و شرایط ویژه حاکم بر یک سازه را به تصویر میکشد. بدیهی است که ایجاد سازگاری میان این شرایط و تمرکز بر تاریخ و رویدادهای قدیمی مرتبط با یک مکان میتواند به ایجاد یک معماری مطلوب کمک کند و حس تعلق میان شهروندان را افزایش دهد که این امر به سهم خود میتواند در برقراری پیوند عاطفی میان مردم و محیط اطراف خود نقش مهمی ایفا کند. در واقع معماران میتوانند ضمن حفظ عناصر اصلی سازهای قدیمی موجود در یک منطقه، تغییراتی امروزی در آنها به وجود بیاورند تا از این طریق حس عاطفی شهروندان را نسبت به آنها برانگیزند که این امر در مبارزه با اپیدمی کسالت بسیار اثربخش خواهد بود. به عبارت دیگر، استفاده دوباره از سازههای قدیمی شهر با تمرکز بر افزایش سازگاری میان نیازهای مردم و محیط اطراف، رویکردی بسیار پایدار برای کاهش حس کسالت میان شهروندان بهحساب میآید که میتواند تولید پسماندها، استفاده از مواد جدید برای ساختوساز و هدر رفتن انرژی برای این منظور را نیز تحت تأثیر قرار دهد و حتی در تحقق اهداف صفر انتشار کربن نیز نقش مهمی ایفا کند.
گروهی از معماران اهل آفریقای جنوبی زمانی که باخبر شدند یکی از سیلوهای کیپتاون در حال تخریب است، تصمیم گرفتند به بازطراحی آن بپردازند و این مکان قدیمی را به فضایی برای گرد هم آوردن آثار هنری معاصر بپردازند. گزارشها حاکی از آن است که طراحی دوباره این سازه قدیمی و بتنی ایجاد ۸۰ گالری هنری را به دنبال داشته و به جذب باورنکردنی مردم به تماشای آثار هنری منجر شده است که این امر به سهم خود و به ادعای شهروندان، حس رخوت میان آنها را از زندگی در اطراف یک سیلوی قدیمی در حال فرسودگی به حداقل رسانده است.

انطاکیه، مرکز استان ختای در ترکیه، میزبان یک استادیوم ورزشی بسیار بزرگ بود که ساکنان شهر به مدت چندین دهه، هیچ بهرهای از آن نگرفته بودند. با این حال، گروهی از معماران شهر با کسب اجازه از مقامات و حمایت مالی شهردار تصمیم گرفتند از این فضای مرده برای ساخت پارکی سبز بهره گیرند که یک مرکز فرهنگی و موزه را نیز در زیر خود جای داده است. این پارک جدید که «بالهای سبز انطاکیه» نام دارد در فضایی مثلثی محصور است و با طراحی خاص خود، فضای سبز را از محیط شلوغ و هرجومرج شهر جدا خواهد کرد.

رنگها به عنوان زبان اصلی معماری شهری
اگرچه بسیاری از معماران سبک مدرن، استفاده از رنگها را در طراحیهای شهری ناشی از خودنمایی تعریف میکنند، با این حال رنگها در بسیاری از طراحیها نیز به عنوان زبان اصلی بافت شهری به کار گرفته شده است و به واسطه همین امر نیز، هویت جدید و قدرتمندی را برای شهر میزبان خود به ارمغان آورده است. نمادگرایی رنگ، فولکلور محلی و حتی به تصویر کشیدن مشکلات شهری و تلاش برای حل آنها از مهمترین انگیزههای طراحان شهری برای انتخاب رنگها در فضاهای عمومی بهشمار میرود که به شکل گرفتن چشماندازهای شهری به رنگهای مختلف منجر شده است.
به عنوان مثال، جزیره بورانو در ایتالیا تلفیقی از رنگهای مختلف را در نمادهای ساختمانی خود در بر گرفته و جالب این است که ساکنان آن هر دو سال یک بار، این سازهها را از نو رنگآمیزی میکنند. این سبک زندگی از زمانهای دور بر شهر حاکم بوده است و با هدف کمک به ماهیگیران برای یافتن محل سکونت خود در جزیره شکل گرفته است.

ایزامال در مکزیک، نمونه برجسته دیگری از شهرهای جهان بهشمار میرود که نمای سراسر سازهها و فضاهای عمومی آن با رنگ زرد در طیفهای مختلف پوشیده شده است و در واقع، زرد نقش بسیار مهمی در بافت شهری آن ایفا کرده است. ایزامال در زمانهای باستان مرکزی برای پرستش خدای قوم مایا و خدای خورشید بهحساب میآمد که میزبان معبدی بسیار بزرگ به رنگ زرد بود. به دنبال همین امر، رنگ زرد به محبوبیت بسیار بالایی در میان پیروان مایا تبدیل شد و بسیاری از ساکنان ایزامال نمای خانههای خود را به رنگ زرد در آوردند تا وفاداری خود را به خدای این مذهب نشان دهند. امروزه همچنان مردم شهر به نشانه پیروی از دین مایا، نماهای بیرون منازل خود را زرد میکنند و به همین دلیل، چشمانداز کلی شهر به همین رنگ دیده میشود.




نظر شما