به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، Buildner، پلتفرم برجسته مسابقات ایدهپردازی معماری، ابتکار «بازآفرینی: نفس تازه برای فضاهای کهنه» را با هدف بررسی بازاستفاده تطبیقی از بناهای موجود راهاندازی کرده است. معماران و طراحان بدون محدودیت مکانی یا کاربری خاص، بر استراتژیهایی تمرکز کردهاند که بافت موجود را با چالشهای معاصر اجتماعی، اقلیمی و اکولوژیکی همسو میسازد. این رویکرد، پایداری، قابلیت اجرا و تأثیر بر جامعه را بر محدودیتهای فرمی اولویت قرار میدهد و مداخلات شهری دقیق را در کنار ایدههای روستایی قرار میدهد.
بسیاری از طرحها بر فعالسازی فضاهای حاشیهای و محدود برای کاربریهای جمعی تأکید دارند و با شرایط آبوهوایی و اکولوژیکی سازگارند. این ایدهها مدلهای سنتی را به چالش میکشند و عملکرد زیستمحیطی را ارتقا میبخشد. بازآفرینی در مقیاس کوچک به عنوان کاتالیزوری برای تحولات شهری و اجتماعی گستردهتر عمل میکند و اهمیت بناهای موجود را در برابر فشارهای زیستمحیطی فزاینده برجسته میسازد.

در میان این طرحها، بعضی پروژهها به بازتعریف زمینهای حاشیهای و بهظاهر بیهویت پرداختهاند؛ فضاهایی که با استفاده از عناصر ابتدایی همچون خاک، آجر، گیاهان بومی و سازههای حداقلی، به بستری برای حضور اجتماعی و بازسازی هویت جمعی تبدیل شدهاند. این رویکرد بر ترمیم تدریجی تأکید دارد و زمین را نه صرفاً بهعنوان بستر ساخت، بلکه بهعنوان حامل معنا و تاریخ مینگرد.
در بخش دیگری از این مجموعه، پروژههایی با تمرکز بر بافتهای شهری متراکم دیده میشود که به مسئله نابرابری فضایی و آسیبپذیری اقلیمی پرداختهاند. نمونههایی از بازآفرینی فضاهای زیرسطحی یا نیمهمدفون شهری، با بهرهگیری از سامانههای جمعآوری آب باران، تولید غذا و بازگشایی فضا به سوی خیابان، نشان میدهد که چگونه میتوان روایت فقر و انزوا را به کرامت، بهرهوری و تعامل اجتماعی تغییر داد. این طرحها با تکیه بر جزئیات فنی دقیق، همزمان پاسخگوی چالشهای زیستمحیطی و نیازهای روزمره ساکنان هستند.

بازخوانی بناهای صنعتی متروک نیز بخش مهمی از این رویکرد جهانی را تشکیل میدهد. سازههایی همچون سیلوهای غلات، انبارها یا ایستگاههای سوخت قدیمی، در این پروژهها به فضاهای عمومی، فرهنگی و آموزشی تبدیل شدهاند. این مداخلات، بدون حذف ردپای گذشته، لایههای جدیدی از معنا را به ساختارهای موجود افزوده و آنها را به ابزارهایی برای تأمل درباره تاریخ، طبیعت و آینده بدل کردهاند.
در بعضی طرحها، پیوند معماری با فرآیندهای طبیعی و اکولوژیک بهوضوح دیده میشود. بناهایی که بهطور آگاهانه در معرض نور، باران، رشد گیاهان و فرسایش زمان قرار گرفتهاند، مرز میان معماری و چشمانداز را کمرنگ کرده و فضا را به موجودی زنده و در حال تغییر تبدیل میکنند. این نگاه، حفاظت از میراث را نه بهمعنای انجماد، بلکه بهمثابه همزیستی با تغییر تعریف میکند.
استفاده از مصالح بومی، بازیافتی و قابل بازگشت به چرخه مصرف، از دیگر ویژگیهای برجسته این مجموعه است. از بلوکهای خاکی تقویتشده با الیاف گیاهی گرفته تا سازههای سبک فلزی و سیستمهای ماژولار، همه در خدمت کاهش مصرف انرژی، امکان جداسازی و استفاده مجدد و افزایش انعطافپذیری فضاها به کار گرفته شدهاند.
برای مثال در لهستان، سیلوی غلات متروکه به غرفه عمومی عمودی تبدیل میشود که اهمیت نمادین غلات در تمدن را بازتاب میدهد. بازدیدکنندگان از لایههایی الهامگرفته از رشد گیاهی (ریشه، ساقه، سر) عبور میکنند و با نمایشگاه بذر و فضاهای قابل تأمل روبهرو میشوند.

این مجموعه پروژهها تصویری روشن از جهتگیری معماری معاصر ارائه میدهد که بهجای تولید بیوقفه بناهای جدید، به ظرفیتهای فراموششده توجه میکند، به زمینههای اجتماعی و اقلیمی حساس است و فضاهای کوچک و حاشیهای را به کاتالیزورهایی برای تحول شهری و فرهنگی تبدیل میکند. این رویکرد، پاسخی مستقیم به فشارهای زیستمحیطی و نیازهای پیچیده جوامع امروز به شمار میرود و نشان میدهد آینده معماری، بیش از آنکه در ساختن از نو باشد، در بازاندیشی آنچه از پیش وجود دارد شکل میگیرد.
بازآفرینی منطقه «کینگس کراس» لندن (King’s Cross Redevelopment – London)
منطقه کینگس کراس در شمال مرکز لندن تا دهه ۱۹۹۰ مجموعهای وسیع از انبارهای متروکه زغالسنگ، سیلوهای صنعتی، خطوط راهآهن رهاشده و فضاهای بیدفاع شهری بود؛ محدودهای با نرخ بالای جرم، فقر اجتماعی و گسست شدید از ساختار فعال شهر. این فضاها که در قرن نوزدهم ستون فقرات صنعتی لندن بودند، با افول حملونقل ریلی عملاً بلااستفاده شدند.
بهجای تخریب گسترده، شهر لندن رویکرد «بازاستفاده تطبیقی» را در پیش گرفت. فضا در این پروژه از طریق یک بازآفرینی تدریجی و هوشمندانه دگرگون شد؛ بهگونهای که انبارهای قدیمی زغالسنگ به مراکز فرهنگیتجاری پویا تبدیل شدند و سیلوهای صنعتی سابق تغییر کاربری داده و به پردیس دانشگاه هنر لندن، از جمله Central Saint Martins، اختصاص یافتند. در این فرایند، اسکلتهای فلزی و آجرهای تاریخی بناها حفظ شد و در کنار آنها سازههای سبک و مدرن افزوده شد تا پیوندی میان گذشته صنعتی و معماری معاصر ایجاد شود. همزمان، بامهای سبز، سامانههای جمعآوری آب باران و سطوح نفوذپذیر برای ارتقای عملکرد زیستمحیطی طراحی شد و فضاهای عمومی خطی در امتداد Regent’s Canal به پارکهای شهری فعال و قابلاستفاده برای شهروندان تبدیل شدند.




نظر شما