به گزارش خبرگزاری ایمنا، در بازار شلوغ رسانهها و فضای دیجیتال امروز، اخبار خوب و مثبت اغلب نادیده گرفته میشوند، در حالی که خبرهای منفی با سرعتی وحشتناک پخش میشود. این روند ناشی از یک طراحی حسابشده است که در آن، تولیدکنندگان محتوا متوجه شدهاند که برای جلب توجه مخاطبان، هیچ چیزی بهتر از برانگیختن حس خشم و نارضایتی کار نمیکند و آنها با آگاهی از این موضوع، محتواهایی را تولید میکنند که روی گرههای عصبی فشار میآورند.
مغز انسان به گونهای تکامل یافته که نسبت به تهدیدات و خطرات حساستر است تا به فرصتها و شادیها، این مکانیزم دفاعی در گذشته برای بقا ضروری بود، اما در عصر اطلاعات به یک نقطه ضعف تبدیل شده است. وقتی افراد با خبری روبهرو میشوند که خشم آنها را تحریک کند، بخش احساسی مغز بلافاصله فعال میشود و سیگنال خطر ارسال میکند و این واکنش آنی موجب میشود قبل از اینکه فرصت کنند واقعیت را بررسی کنند، دچار استرس و هیجان شوند و آماده واکنش باشند.
رسانهها و پلتفرمهای اجتماعی از این واکنش طبیعی مغز به عنوان یک فرصت طلایی استفاده میکنند و با استفاده از تیترهای احساسی، تصاویر تحریککننده و ادبیات تند، سعی میکنند خشم مخاطب را شعلهور کنند. هدف اصلی این است که کاربر را درگیر کنند تا مدت بیشتری در آن صفحه بماند و محتوا را برای دیگران هم بفرستد و در این بازی، هر چه خشم بیشتر باشد، سود تولیدکننده محتوا نیز بالاتر میرود.
وقتی فردی در حالت خشم شدید قرار میگیرد، قدرت تفکر منطقی و تحلیل انتقادی او به شدت کاهش مییابد و در این شرایط، فرد آماده است هر چیزی که با احساسات او همسو باشد را باور کند، حتی اگر برخلاف واقعیت باشد، این همان لحظهای است که اخبار جعلی و شایعات با سرعت وارد ذهن میشود.

چرا اخبار بد سریعتر پخش میشوند؟
ریحانه صادقی، روانشناس و مشاور و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با اشاره به اینکه مهندسی خشم پدیدهای است که در آن رسانهها و تولیدکنندگان محتوا، از مکانیسمهای پیچیده روانشناختی برای برانگیختن احساسات خشم در مخاطب استفاده میکنند، به خبرنگار ایمنا میگوید: این استراتژی بر پایه این واقعیت بنا شده است که احساسات شدید و به ویژه خشم، واکنشهای فوری و تکانشی را در انسان ایجاد میکنند.
وی میافزاید: وقتی فردی با خبری مواجه میشود که او را خشمگین میکند، منطق و تفکر انتقادی به صورت موقتی کنار میرود و اولین غریزه، واکنش نشان دادن است و رسانهها با آگاهی کامل از این مکانیزم، تیترها و تصاویری را انتخاب میکنند که به صورت مستقیم روی گرههای عصبی و احساسی مخاطب هدفگیری کنند تا بدون تحلیل، مشارکت و تعامل بالا را تضمین کنند.
روانشناس و مشاور و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه دلیل اصلی اینکه اخبار بد و منفی سریعتر از اخبار خوب پخش میشود، در ساختار تکاملی مغز انسان نهفته است، تصریح میکند: اجداد انسان برای بقا نیاز داشتند تا به خطرات و تهدیدها بسیار حساس باشند و یک خبر بد یا تهدیدآمیز میتوانست به معنی خطر مرگ باشد، در حالی که اخبار خوب تأثیر فوری بر بقای آنها نداشت.
خشم یک انرژی عظیم آزاد میکند که فرد را به اقدام وادار میکند
صادقی با بیان اینکه مغز انسان به گونهای تکامل یافته که به محرکهای منفی توجه بیشتری نشان میدهد، ادامه میدهد: این سوءگیری منفی موجب میشود که افراد اخبار بد را سریعتر تشخیص و به شدت به آنها واکنش نشان دهند و این واکنش در دنیای دیجیتال امروز شامل لایک، کامنت و اشتراکگذاری سریع است که به طور قطع اقدام نادرستی است و افراد باید رفتار خود را در دنیای واقعی و مجازی کنترل کنند تا دچار آسیب نشوند.
وی با بیان اینکه از منظر بیولوژیکی، خشم یک انرژی عظیم آزاد میکند که فرد را به اقدام وادار میکند، میگوید: برخلاف شادی که حالتی آرامبخش و درونی دارد، خشم یک حالت انفجاری است که نیاز به تخلیه دارد و در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی با طراحی الگوریتمها، به دنبال همین انرژی انفجاری هستند و وقتی کاربری خشمگین است، احتمال اینکه کامنت بگذارد، خبر را برای دیگران بفرستد و در بحثها وارد شود، بسیار بیشتر از زمانی است که احساس آرامش یا خوشحالی دارد.
روانشناس و مشاور و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با اشاره به اینکه وقتی افراد به صورت مدام در معرض اخباری باشند که آنها را عصبانی میکند، توانایی تفکر منطقی و همدلی را از دست میدهند، اضافه میکند: در مقابل این مهندسی خشم، داشتن سواد رسانهای و کنترل هیجانات تنها راه نجات است و افراد باید بیاموزند که وقتی خبری موجب شدت گرفتن ضربان قلب یا احساس خشم ناگهانی در آنها میشود، این احساس را به عنوان یک هشدار تلقی کنند و مکث کردن قبل از واکنش، بررسی منبع خبر و پرسیدن این سوال که «چه کسی از خشم من نفع میبرد؟»، میتواند سدی محکم در برابر انتشار اخبار کذب و جنگ روانی باشد.

ضریب بازخورد بالای محتوای خشمآگین
فاطمه خدادادی، روانشناس بالینی با بیان اینکه پدیده مهندسی خشم در واقع نوعی بهرهبرداری از نقاط کور روان انسان است که در آن، خشم به عنوان یک سوخت بسیار پرانرژی برای موتور محرک رسانهها عمل میکند، به خبرنگار ایمنا میگوید: برخلاف شادی که اغلب منجر به سکوت و لذت درونی میشود، خشم یک احساس بیرونی و فعالکننده است که فرد را وادار میکند واکنش نشان دهد.
وی با بیان اینکه پلتفرمهای رسانهای به خوبی میدانند که محتوای خشمآگین، ضریب بازخورد بالاتری دارد، میافزاید: از منظر علوم اعصاب، مغز انسان برای پردازش تهدیدها و اخبار منفی، مسیرهای عصبی سریعتر و مستقیمتری نسبت به اخبار مثبت دارد و این مکانیزم که به عنوان سوگیری منفی شناخته میشود، در دوران باستان برای بقا ضروری بود، اما در عصر اطلاعات به یک نقطه ضعف تبدیل شده است.
روانشناس بالینی تصریح میکند: هنگامی که افراد خبری با تیتری تکاندهنده یا تصویری آزاردهنده مشاهده میکنند، آمیگدال (بخش احساسی مغز) بلافاصله فعال میشود و سیگنال خطر ارسال میکند و این واکنش آنی موجب میشود قبل از اینکه قشر پیشپیشانی (مرکز تفکر و منطق) فرصت تحلیل واقعیت را پیدا کند، افراد واکنش نشان دهند.
چگونه در مقابل مهندسی پیچیده خشم ایمن بمانیم؟
خدادادی با اشاره به اینکه جنگافزارهای نرم، از این مکانیزم برای طراحی تلههای هیجانی استفاده میکنند، ادامه میدهد: در واقع هدف، ایجاد یک طوفان هیجانی است که در غبار آن، حقایق گم شود و آسیبهای این طوفان عمیقتر و ماندگارتر خواهد بود و در این بین، یکی از پیچیدهترین جنبههای مهندسی خشم، ایجاد حبابهای خشم است که در آن کاربران به صورت مداوم با محتواهایی روبهرو میشوند که پیشفرضهای عصبانی آنها را تأیید میکند.
وی با بیان اینکه الگوریتمهای هوشمند، رفتار کاربر را رصد میکنند و اگر متوجه شوند کاربر به اخبار خاصی واکنش عصبی نشان میدهد، همان نوع اخبار را بیشتر و بیشتر به او پیشنهاد میدهند، میگوید: این چرخه معیوب موجب میشود فرد تصور کند دنیا پر از خشم و بیعدالتی است، در حالی که این فقط بازتابی از فیلتر شخصی و تحریکشده او است.
روانشناس بالینی با بیان اینکه راهکار مقابله با این مهندسی پیچیده، تمرین نداشتن واکنش آنی و توسعه تفکر مرحله دوم است، اضافه میکند: در واقع افراد باید بیاموزند که اخبار را نه با احساسات، بلکه با یک پروتکل امنیتی بررسی کنند و سوال کردن از خود، جستوجوی منابع متعدد و صبر کردن برای تکمیل شدن زوایای خبر، مهارتهایی است که میتواند سد محکمی در برابر سیل اخبار کذب باشد.

الگوریتمهای هوشمند شبکههای اجتماعی نیز در این میان نقش پررنگی ایفا میکنند، این برنامهها به صورت دائم رفتار افراد را تحلیل میکنند تا بفهمند چه موضوعاتی آنها را بیشتر به واکنش وامیدارند و همان نوع اخبار را بیشتر و بیشتر به افراد پیشنهاد میدهند. این چرخه معیوب موجب میشود که افراد در یک حباب اطلاعاتی گیر کنند که در آن، همه چیز سیاه، تلخ و عصبانیکننده به نظر میرسد.
راهکار برای خروج از این دام، تمرین مدیریت هیجانات و توسعه سواد رسانهای است؛ افراد باید بیاموزند که وقتی خبری موجب شدت گرفتن ضربان قلب آنها شد، آن را به عنوان یک هشدار تلقی کنند و مکث کردن، بررسی منبع خبر و پرسیدن سوالات منطقی، میتواند سدی محکم در برابر نفوذ اخبار کذب باشد.
به طور کلی، تغییر این وضعیت نیازمند یک تغییر نگرش اساسی در نحوه مصرف رسانه است، افراد باید آگاهانه انتخاب کنند که اجازه ندهند رسانهها خلق و خوی آنها را دیکته کنند و با شناخت ترفندهای مهندسی خشم و تمرین تفکر انتقادی، میتوان از بازیچه شدن احساسات جلوگیری کرد.
برای تقویت سواد رسانهای و حفظ آرامش هیجانی، لازم است نوجوانان و والدین روی چند راهکار کلیدی تمرکز کنند و مهمترین قدم این است که عادت به مصرف منفعل محتوا را به پرسشگری تبدیل کنند و قبل از باور کردن هر چیزی یا واکنش احساسی نشان دادن، از خود بپرسند که این پیام از کجا میآید، چه هدفی دارد و آیا واقعیت دارد یا اغراق شده است، همچنین محدود کردن زمان حضور در فضای مجازی و اختصاص دادن وقت به فعالیتهای واقعی مانند ورزش، مطالعه کتاب یا گفتوگوهای حضوری با خانواده، به مغز فرصت میدهد تا از هیجانات مصنوعی رها شود و در دنیای واقعی استقرار یابد.



نظر شما