به گزارش خبرگزاری ایمنا، دوران نوجوانی را میتوان به عنوان یک بازآرایی دیجیتال در سیستم عامل مغز تصور کرد که در آن، بخشهای مسئول منطق و تصمیمگیری هنوز در حال بارگذاری نهایی هستند، اما سیستم پاداش و هیجانات با سرعتی باورنکردنی ارتقا مییابد و به حداکثر توان میرسد. این نبود تعادل ساختاری باعث میشود که نوجوانان جهان را با لنزی بسیار پررنگتر و شدیدتر تجربه کنند؛ برای آنها، یک نگاه سرد میتواند به اندازه یک زخم عمیق دردناک باشد و یک موفقیت کوچک، حس پیروزیای جهانی را القا کند.
در قلب این طوفان هیجانی، مفهوم هویت سیال قرار دارد، نوجوانان دیگر کودک نیستند، اما هنوز بزرگسال هم محسوب نمیشوند، آنها در حال آزمودن ماسکهای مختلف شخصیتی هستند تا بفهمند چه کسی هستند و این فرایند جستوجو، خود به منبعی اصلی استرس و هیجان تبدیل میشود، نوجوانان مدام در حال سنجش خود با استانداردهای غیرممکن شبکههای اجتماعی و گروه همسالان هستند و این فشار باعث میشود احساسات شرم، حسادت و اضطراب در آنها تشدید شود.
هیجانات در این دوره، پیامهای پیچیدهای هستند که نوجوان تلاش میکند با استفاده از آنها پازل هویت گمشده خود را حل کند و برای کنترل این سیلان عظیم هیجانی، نوجوانان نیاز به ابزارهایی فراتر از توصیه دارند که یکی از رویکردهای نوین، تمرین تنظیم هیجانی از طریق بدنآگاهی است و نوجوان باید بیاموزد که قبل از اینکه در دام افکار چرخشی بیفتد، سیگنالهای بدن خود را شناسایی کند و با تغییر فیزیکی، وضعیت روحی خود را تغییر دهد.
خلق محتوای هنری، اگرچه ممکن است به نظر برسد یک سرگرمی است، اما میتواند مکانیسمی قدرتمند برای دفع انرژی هیجانی باشد؛ وقتی نوجوان احساسات خود را به شکل موسیقی، پادکست، نقاشی یا حتی نوشتنهای کوتاه برونریزی میکند، در واقع در حال کاتالیزور کردن احساسات خود است و این فرایند به او اجازه میدهد تا هیجانات ناملموس و آزاردهنده را به اشیاء قابل مشاهده و مدیریت تبدیل کند و از انباشت آنها در درون خود که منجر به انفجار میشود، جلوگیری کند.

رویارویی نوجوانان با طوفانی از هیجانات متضاد نظیر اضطراب، خشم، شادی افراطی و غم و اندوه
فاطمه رضازاده، روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه دوره نوجوانی یکی از حساسترین و پرفراز و نشیبترین مراحل رشد انسان است که با تغییرات گسترده جسمی، روانی و اجتماعی همراه است، به خبرنگار ایمنا میگوید: در این دوران، نوجوانان با طوفانی از هیجانات متضاد نظیر اضطراب، خشم، شادی افراطی و غم و اندوه روبهرو میشوند که ناشی از تغییرات هورمونی و بازسازی ساختار مغز است.
وی با بیان اینکه این نوسانات شدید احساسی میتواند رفتارهای غیرقابل پیشبینی، حساسیتهای بیدلیل و واکنشهای تند را در آنها به همراه داشته باشد که بخشی طبیعی از فرایند بلوغ و رسیدن به استقلال شخصیتی محسوب میشود، میافزاید: یادگیری مهارتهای کنترل هیجانات برای نوجوانان امری ضروری است تا بتوانند با چالشهای این دوران به خوبی کنار بیایند.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه یکی از مؤثرترین روشها، افزایش آگاهی از احساسات و شناخت عوامل محرک آنها است، تصریح میکند: نوجوان باید بتواند دلیل خشم یا ناراحتی خود را شناسایی کند و تکنیکهای آرامسازی مانند تنفس عمیق، ورزش منظم و نوشتن احساسات در دفترچه خاطرات نیز میتواند به تخلیه هیجانی و کاهش تنشهای درونی کمک شایانی کند.
والدین چگونه میتوانند پناهگاه عاطفی امن نوجوانان باشند؟
رضازاده با اشاره به اینکه نوجوانان باید بیاموزند که به جای واکنشهای آنی و عجولانه، مکث کنند و قبل از اقدام فکر کنند، ادامه میدهد: والدین در این مسیر نقش سنگین و حیاتی دارند و اولین گام، ایجاد فضایی امن و بدون قضاوت برای بیان احساسات است و والدین باید به جای سرزنش یا تحقیر هیجانات فرزندشان، شنوندهای صبور و دلسوز باشند تا نوجوان احساس کند درک میشود.
وی با بیان اینکه پذیرش احساسات به معنای تایید تمام رفتارها نیست، اما نشان میدهد که والدین به دنیای درونی فرزند خود احترام میگذارند و این امر باعث اعتماد متقابل و کاهش پنهانکاری میشود، میگوید: برقراری ارتباط مؤثر و گفتوگوی محترمانه دیگر کلید مهم برای والدین است.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان اضافه میکند: پرهیز از نصیحتهای تکراری و گوش دادن فعال به حرفهای نوجوان، فاصله نسلی را کاهش میدهد و والدین باید زمانی را برای گفتوگو درباره موضوعات غیردرسی و روزمره اختصاص دهند تا رابطهای دوستانه برقرار کنند و در زمان بروز بحرانهای هیجانی، نوجوان با اطمینان خاطر به آنها پناه ببرد، همچنین تعیین قوانین منعطف، اما شفاف نیز در مدیریت هیجانات نوجوان تأثیرگذار است.

حساسیت بیشتر سیستم پاداش مغز نسبت به هیجانات و خطرپذیری در دوران نوجوانی
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه ورود به دنیای نوجوانی مانند سفر به سرزمینی ناشناخته است، به خبرنگار ایمنا میگوید: در این دوره، نوجوان با سونامی احساسات روبهرو میشود که ریشه در تغییرات بیوشیمیایی مغز دارد و این تغییرات باعث میشود که سیستم پاداش مغز نسبت به هیجانات و خطرپذیری حساستر شود و تجربه احساسات برای آنها با شدت و عمقی متفاوت از بزرگسالان همراه است.
وی با بیان اینکه این دوران زمانی است که هویت فردی شکل میگیرد و نوجوان برای یافتن جایگاه خود، گاهی در اوج هیجان و گاهی در ژرفای اندوه فرو میرود، میافزاید: برای سوار شدن بر این موجهای هیجانی، نوجوانان نیاز به ابزارهای نوین دارند و نوجوانان میتوانند با تمرین ذهنآگاهی یاد بگیرند که به جای غرق شدن در افکار منفی، به عنوان یک ناظر به آنها نگاه کنند.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه کانالدهی انرژی هیجانی به فعالیتهای خلاقانه مانند هنر، موسیقی یا برنامهنویسی، میتواند تخلیهای سازنده باشد و احساسات مخرب را به دستاوردهای ارزشمند تبدیل کند، تصریح میکند: والدین در این عصر جدید باید نقش مربی و همراه به خود بگیرند و باید فضایی ایجاد کنند که در آن نوجوان بتواند بدون ترس از قضاوت، ایدهها و احساسات متناقض خود را ابراز کند و این امر نیازمند صبر و حوصله است، زیرا اعتمادسازی یک شبه اتفاق نمیافتد و نیاز به تلاش مستمر دارد.
مشارکت در فعالیتهای آنلاین و آموزش استفاده صحیح از تکنولوژی، پلی ارتباطی محکم میسازد
سلیمی با بیان اینکه وقتی نوجوان احساس کند نظر او در تصمیمگیریها مهم است، مقاومت او کاهش مییابد و احتمال همکاری بیشتر میشود، ادامه میدهد: این رویکرد حس استقلالطلبی نوجوان را تأمین میکند و در عین حال نظارت والدین را حفظ میکند و در دنیای پرسرعت امروز، والدین باید به والدین دیجیتال تبدیل شوند.
وی با اشاره به اینکه والدین باید با فناوری و فضای مجازی آشنا باشند تا بتوانند دنیای نوجوان را درک کنند، میگوید: مشارکت در فعالیتهای آنلاین و آموزش استفاده صحیح از تکنولوژی، پلی ارتباطی محکم میسازد و والدین باید یاد بگیرند که زبان ارتباطی نوجوان امروزی را بفهمند تا بتوانند پیامهای خود را به درستی منتقل کنند.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه حائز اهمیت است که مهمترین سرمایهگذاری والدین، زمان باکیفیت به شمار میرود، اضافه میکند: در میان مشغلههای زندگی، اختصاص زمان برای انجام فعالیتهای مشترک که مورد علاقه نوجوان است، معجزه میکند و این همگرایی باعث میشود که در لحظات بحرانی، نوجوان والدین را پناهگاه خود بداند.

در این میان، نقش والدین باید به مربی هوش هیجانی تغییر رویکرد دهد و والدین امروزی باید زیرساختهای عاطفی لازم را فراهم کنند. این بدان معنا است که والدین باید به جای تمرکز بر اصلاح رفتارهای ظاهری، به احساسات پنهان پشت آن رفتارها توجه کنند. پذیرش اینکه نوجوان حق دارد احساسات منفی و پیچیدهای داشته باشد، اولین قدم در ساختن این پشتیبانی است و والدین باید فضایی ایجاد کنند که در آن، احساسات بد یا غیرمنطقی نیز حق حیات داشته باشند.
در دنیایی که همه چیز سریع است، والدین باید یاد بگیرند که به واکنشهای آنی نوجوان پاسخ فوری ندهند، وقتی نوجوان طغیان میکند، والدین هوشمند میداند که این یک طوفان گذرا است و او میتواند با عباراتی مانند «میبینم که الان خیلی عصبانی هستی و حق داری اینطوری فکر کنی»، احساس نوجوان را تأیید کند، اما تصمیمگیری را به زمانی موکول کند که طوفان فروکش کند و این روش به نوجوان کمک میکند تا احساس شود شنیده شده است، بدون اینکه والدین مرزهای خود را از دست بدهد.
والدین باید به عنوان راهنمای سواد رسانهای وارد میدان شوند، چراکه بسیاری از هیجانات نوجوانان امروز توسط الگوریتمهای شبکههای اجتماعی دامن زده میشود. والدین نمیتوانند با ممنوع کردن تلفن همراه یا فضای مجازی، این واقعیت را نادیده بگیرند، آنها باید با نوجوانان درباره تأثیرات روانی لایک، فالوور و محتوای ویروسی گفتوگو کنند. آموزش نوجوان برای اینکه بتواند بین دنیای مجازی و واقعی تمایز قائل شود و احساسات خود را تحت تأثیر نمایشهای دروغین فضای مجازی قرار ندهد، بخشی حیاتی از کنترل هیجانات در عصر حاضر است.
به طور کلی میتوان گفت که والدین باید الگوی شفافیت هیجانی باشند؛ در گذشته والدین سعی میکردند همیشه قوی و بدون نقص به نظر برسند، اما نوجوان امروز به دنبال اصالت است. وقتی والدین به اشتباهات خود اعتراف میکنند، زمانی که خسته یا غمگین هستند و نمیدانند چگونه با آن کنار بیایند، را با فرزندانشان در میان میگذارند، درس بزرگی به آنها میدهند و این کار به نوجوان نشان میدهد که داشتن احساسات سخت و ناتوانی در کنترل لحظهای آنها، پایان دنیا نیست و یک انسان بالغ هم چالشهای هیجانی دارد و این صمیمیت و واقعگرایی، پلی محکم میسازد که نوجوان با اطمینان از آن عبور میکند.



نظر شما