به گزارش خبرگزاری ایمنا، محمّدحسین فهمیده شانزدهم اردیبهشت ۱۳۴۶ در خانوادهای مذهبی در قم چشم به جهان گشود و در سال ۱۳۵۲ به مدرسه رفت. او کلاس اول تا چهارم ابتدایی را با یک معلم روحانی گذراند و سال پنجم ابتدایی و اول و دوم راهنمایی را به دلیل انتقال خانوادهاش به کرج در دو مدرسه در این شهر سپری کرد.
محمد حسین از دوران نوجوانی، خوش برخورد، شجاع، فعال و کوشا بود. او به مطالعه علاقه زیادی داشت و برای والدینش احترام ویژهای قائل بود.
در ابتدای دوران نوجوانی به واسطه حوادث انقلاب، روح او نیز مانند میلیونها جوان و نوجوان دیگر کشور، متحول شد و او را با انقلاب اسلامی همراه کرد. فهمیده شیفته و عاشق امام خمینی بود و با تمام وجود سعی میکرد فرامین امام را اجرا کند. معروف است که او می گفته: «امام هر چه اراده کند، همان را انجام خواهم داد و من تسلیم او هستم.»
محمد حسین فهمیده، ده، یازده سال بیشتر نداشت که جریانها و حوادث پیش از انقلاب آغاز شد. او در پخش اعلامیههای امام خمینی در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ نقش ویژهای داشت.
او که در زمان ورود امام به ایران، مصدوم بود، موفق به زیارت امام نشد؛ اما پس از بهبودی در اولین فرصت برای دیدار با امام خمینی به شهر مقدس قم رفت و موفق به دیدار شد.
شهید فهمیده دوازده ساله بود که حوادث کردستان اتفاق افتاد، او خود را به کردستان رساند ولی بهخاطر سن کم، توسط کمیته انقلاب به کرج بازگردانده شد. زمانی که برادران کمیته او را به خانه بازمیگردانند، درصدد برمی آیند که در حضور مادرش از او تعهد بگیرند که دیگر از شهرستان کرج خارج نشود؛ ولی او رضایت نمیدهد و خطاب به آنان میگوید: «خودتان را زحمت ندهید. اگر امام بگوید به هر کجا که باشد، آماده رفتن هستم.»
بیشتر بخوانید: زندگینامه شهید محمد حسین فهمیده + وصیت نامه، عکس روز نوجوان و بسیج دانش آموزی
حضور حسین فهمیده در جنگ ایران و عراق
با آغاز جنگ ایران و عراق، حسین فهمیده خود را به تهران رساند تا به مناطق جنگی برود. با اصرار زیاد، او به همراه گروهی از دانشجویان افسری به منطقه خرمشهر منتقل شد و قرار بود کمتر از یک هفته در منطقه بماند؛ امّا در همین مدّت مجروح و به بیمارستان منتقل شد. او با وجود جراحت و وضعیت نامساعد جسمی و علیرغم مخالفتهای فرماندهان، دوباره به خط مقدم بازگشت و توانست نظر فرماندهان را برای ادامه حضور در خط مقدم جلب کند.
در حین برخورد با فرمانده و پس از ممانعت وی از حضور در خط مقدم، چشمان حسین پر از اشک شده و با ناراحتی به فرمانده میگوید: من به شما ثابت میکنم که میتوانم به خط بروم و لیاقت آن را دارم.

او برای اثبات لیاقت خود یک بار به تنهایی به میان عراقیها رفته و لباس و اسلحهای از عراقیها بدست میآورد و در هیبت یک عراقی به نیروهای خودی نزدیک میشود، به طوری که رزمندگان مشاهده میکنند که یک عراقی کوچک به طرف آنان میآید! میخواهند به او شلیک کنند که یکی از آنان میگوید، صبر کنید با پای خودش بیاید تا اسیرش کنیم. هنگامی که نزدیک میشود، میبینند حسین فهمیده است که خواسته ثابت کند که میتواند با دست خالی هم با عراقیها بجنگد و شهامت و لیاقت حضور در خط مقدم را دارد. مسئول گروه که به توانمندی و توانایی و اراده پولادین او برای حضور در جبهه اعتماد پیدا میکند، به او اجازه میدهد، در جبهه بماند.
شهادت حسین فهمیده
محمدحسین پس از ابراز شایستگیهایش در جنگ، هشتم آبان ۱۳۵۹ در منطقه کوت شیخ در نزدیکی رودخانه خرمشهر، به اتفاق دوست شهیدش محمدرضا شمس، در یک سنگر قرار داشتند که در هجوم عراقیها به خرمشهر محاصره میشوند. محمدرضا شمس، دوست و هم سنگر حسین زخمی میشود و حسین با سختی و زحمت زیاد او را به پشت خط میرساند و به سنگر خود برمیگردد و میبیند که تانکهای عراقی به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره آنها هستند.
حسین در حالی که تعدادی نارنجک همراهش بود به طرف تانکها حرکت میکند. تیری به پای او میخورد و از ناحیه پا مجروح میشود. اما زخم گلوله نمیتواند او را از اراده محکم و عزم پولادینش جلوگیری کند. بدون هیچ دغدغه و تردیدی تصمیم خود را عملی میکند و از لابه لای امواج تیر که از هر سو به طرف او میآمد، خود را به تانک پیش رو میرساند و آن را منفجر میکند و خود نیز تکه تکه میشود. دشمن گمان میکند که حملهای از سوی نیروهای ایرانی صورت گرفته است و همه روحیه خود را میبازند و با سرعت تانکها را رها کرده و فرار میکنند؛ در نتیجه حلقه محاصره شکسته میشود و نیروهای کمکی میرسند و آن قسمت را از وجود متجاوزان پاکسازی میکنند.

بزرگان درباره شهید فهمیده چه گفتهاند؟
امام خمینی (قدس سره) در پیامی که به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صادر میکنند، جملات معروفی را پیرامون شهید فهمیده بیان میکنند: «رهبر ما آن طفل سیزده سالهای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید».
مقام معظم رهبری آیت الله العظمی خامنهای در مورد شهید فهمیده میفرماید: «زنده نگه داشتن یاد حادثه شهادت دانش آموز بسیجی، شهید فهمیده، از اصالتهای دفاع مقدس می باشد». ایشان همچنین در دیدار با خانواده محمدحسین در رابطه با فداکاری و شجاعت او فرمودند: «بروز چنین حوادثی که از تربیت صحیح و اصالتهای خانوادگی است، صرفاً در محیطهای اسلامی جلوهگری و نورافشانی میکند».
شهید مرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم در قسمتی از برنامه پنجم «روایت فتح»، شهادت محمدحسین فهمیده را این گونه زیبا ترسیم میکند: «خرمشهر از همان آغاز خونین شهر شده بود … آنان در غربت جنگیدند و با مظلومیت به شهادت رسیدند و پیکرهای شأن زیر تانکهای شیطان تکه تکه شد و به آب و باد و خاک و آتش پیوست. اما… راز خون آشکار شد. راز خون را جز شهدا درنمییابند. گردش خون در رگهایش زندگی شیرین است. اما ریختن آن در پای محبوب، شیرینتر… شایستگان آناناند که قلبشان را عشق تا آنجا انباشته است که ترس از مرگ جایی برای ماندن ندارد. شایستگان جاوداناند».
نظر شما