باید بر دهان ترامپ می‌زدیم + جدیدترین سروده علیرضا قزوه

دبیر شورای زبان و ادبیات فارسی رسانه ملی به جسارت رئیس جمهور آمریکا نسبت به شهید سلیمانی واکنش نشان داد و گفت: سیاستمداران ما زبان آمریکایی‌ها را بلد نیستند ما شاعران باید پاسخ می‌دادیم و بر دهان ترامپ می‌زدیم.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، علیرضا قزوه، در شب شعر و موسیقی مقاومت «ملت حسین» در سخنانی با تأکید بر نقش تعیین‌کننده شاعران و ادبیات مقاومت در شرایط کنونی کشور، اظهار کرد: این شب‌ها و روزها، زمان خانه‌نشینی و انفعال نیست. نه‌تنها باید هر شب محفلی برگزار شود، بلکه باید محفل‌هایی شکل بگیرد. ما برای چنین روزهایی «ادبیات مقاومت» داریم.

وی با اشاره به جایگاه بی‌بدیل ادبیات مقاومت ایران افزود: هیچ کشوری در جهان نمی‌تواند ادعا کند به اندازه ایران ادبیات مقاومت تولید کرده است. فقط آنچه در حوزه هنری تولید شده، بیش از ده هزار عنوان کتاب است؛ در حالی که پیش از دفاع مقدس هشت‌ساله، اساساً چنین ادبیاتی وجود نداشت. این ادبیات امروز باید به داد ما برسد، اما متأسفانه استفاده درستی از آن نمی‌کنیم.

دبیر شورای زبان و ادبیات فارسی رسانه ملی با انتقاد از کم‌کاری برخی شاعران در مواجهه با وقایع روز گفت: به بسیاری از دوستان شاعر پیام دادم و پرسیدم برای اتفاقات اخیر چه شعری گفته‌اند. از میان ده نفری که پیام دادم، تنها یک نفر شعر گفته بود. بقیه یا گفتند «ان‌شاءالله می‌گوئیم» یا گفتند «شرمنده». من واقعاً نمی‌فهمم این یعنی چه.

قزوه خطاب به شاعران مطرح کرد: هر کدام از شما یک کتاب شعر هستید و امروز می‌توانید در فضای مجازی حرفتان را بزنید. این همه شعر خوب گفته‌اید؛ برای حاج قاسم، برای انقلاب، برای امام، برای ایران. لازم نیست حتماً کسی را هجو کنیم. حتی اگر قرار است درباره پهلوی صحبت شود، برخی دوستان می‌گویند اصلاً ارزش ندارد که نامش وارد شعر شود. اما مسئله این است که عده‌ای این همه سرمایه فرهنگی را کنار می‌زنند و متوجه نیستند چه می‌کنند.

وی با اشاره به ضعف آگاهی تاریخی در جامعه گفت: شخصی در فضای مجازی ادعا می‌کرد از نسل سردار اسعد است، اما نمی‌دانست سردار اسعد را چه کسی کشته است. در حالی که مردم لر اگر کسی از آن‌ها به ناحق کشته شود، تا گرفتن انتقام رهایش نمی‌کنند. اما امروز بعضی حتی نمی‌دانند سردار اسعد به‌دست پهلوی کشته شده است. این یعنی فاجعه اطلاع‌رسانی.

دبیر شورای زبان و ادبیات فارسی رسانه ملی ادامه داد: امروز خیلی‌ها به خیابان می‌آیند و ما به آن‌ها اطلاع نمی‌دهیم، حرف نمی‌زنیم، روشنگری نمی‌کنیم. در حالی که شما شاعر هستید و شعر دارید. این ادبیات باید امروز خرج شود. در برابر تهاجم و تبلیغات دشمن، باید هر شب اتاق فکر و اتاق جنگ فرهنگی داشته باشیم؛ اما متأسفانه نداریم.

قزوه با بیان اینکه شاعران در تاریخ همواره پیشرو بوده‌اند، گفت: در همه دوره‌ها فقط شاعران بودند که خط‌شکن بودند، حرف زدند و مسیر انقلاب‌ها را جلو بردند. امروز هم می‌توانند این کار را بکنند. انتظار زیادی نیست اگر بخواهیم شاعران در این فضا پررنگ‌تر حضور داشته باشند.

وی با تأکید بر لزوم بهره‌گیری عملی از شعر افزود: باید از سروده‌های شاعران، تولیدات مناسب فضای مجازی بسازیم؛ ترانه، کلیپ، محتوا. این همه شعر هست، اما نمی‌آییم آن‌ها را تولید و منتشر کنیم.

دبیر شورای زبان و ادبیات فارسی رسانه ملی با اشاره به جسارت ترامپ درباره شهید حاج قاسم سلیمانی گفت: شش سال از شهادت حاج قاسم گذشته و ترامپ می‌گوید «سلیمانی کو؟». اگر ما پاسخ درخوری داده بودیم، اگر انتقام در شأن او گرفته بودیم، جرأت این حرف‌ها را نداشت.

قزوه با اشاره به داستان سیاوش در شاهنامه افزود: برای سیاوش، ایرانیان چند نفر را کشتند؟ افراسیاب را به ذلت نشاندند. حاج قاسم از سیاوش بالاتر نبود؟ ما نباید اجازه می‌دادیم چنین تمسخری اتفاق بیفتد. سیاستمداران ما زبان دشمن را بلد نیستند؛ این شاعران بودند که نباید می‌گذاشتند.

قزوه با انتقاد از سکوت در برابر فساد گفت: ادبیات مقاومت این نیست که فقط نام امام حسین (ع) را ببریم و تمام. ما نباید می‌گذاشتیم فلان آقازاده هر کاری دلش خواست بکند و سکوت کنیم. به این وضعیت رسیدیم چون اعتراض درست نکردیم، نسخه درست نپیچیدیم و میدان اعتراض قانونی را خالی کردیم.

وی ادامه داد: امروز هم باز به بچه‌ها می‌گویند سکوت کنید، کم حرف بزنید. این نگاه اشتباه است. میدان را باید پس گرفت.

دبیر شورای زبان و ادبیات فارسی رسانه ملی در پایان گفت: ادبیات تند دشمن، پاسخ تند می‌طلبد. وقتی دشمن بی‌ادبی می‌کند، باید کسی محکم پاسخ بدهد. بیش از یک سال است کتاب «ترامپ‌کُشی» را نوشته‌ام، اما هنوز چاپ نشده است.

این شاعر آئینی در این برنامه جدیدترین شعر خود را با موضوع مسائل اخیر سرود:

این روزها حس می‌کنم حالم پریشان است
از صبح تا شب در دلم یک‌ریز باران است...

گاهی دلم مثل مصلّی غرق تنهایی‌ست
چشمم قم است و قلب دلتنگم خراسان است

یا حضرت معصومه! دل تنهاست این شب‌ها
شمس‌الشموسِ من ببین! حالم پریشان است

در خانه‌ها و کوچه‌ها دردی‌ست پنهانی
هر لحظه بُهتی تازه در چشم خیابان است...

از کوچه آئینه‌ها آرام‌تر بگذر!
در شهر ما در هرقدم آئینه پنهان است

در ما حسینِ تشنه‌ای را سر بریدند آه
حس می‌کنم این روزها شام غریبان است

ما با حسینیم و علی، با هادی و مهدی...
دنیا پر از آل‌زیاد و آل‌مروان است

این روزها مردان مرد از بین ما رفتند
این روزها مردن خدای من! چه آسان است

هر روز می‌میریم و هر شب زنده‌تر هستیم
هر روز ما را می‌کشند و عید قربان است

کاری کنید آه! ای مسلمانان مسلمانان
دنیای ما در دست مشتی نامسلمان است...

بازی‌خور شیطان اکبر! وقت جولان نیست
بسیار فتنه پشت این شمشیر پنهان است

تیغ از غلاف فتنه بیرون کرده‌ای، هیهات...
آهسته‌تر! آرام‌تر! این بازیِ جان است

شیطانِ اکبر، سامری گوساله را ماند
نطقی اگر قی می‌کند وسواس شیطان است

دنبال غصب عقل و عشق ماست اسرائیل
حس می‌کند دنیا بلندی‌های جولان است

ما هفت‌خان را در خطر طی کرده‌ایم، امّا
این هشتمین خان است، آری! هشتمین خان است

سهراب من! گُردآفرید من! سپر بردار
رستم کجایی؟ هان! تهمتن! روز میدان است

وا می‌شود قفل لجوج هرچه دشواری
وقتی کلید کارها دست کریمان است

قاسم نمی‌میرد، سلیمانی نمی‌میرد
در جان ابراهیم آتش‌ها گلستان است

ای اُف به آنانی که از عکس تو می‌ترسند
ای اُف به دنیایی که از نامت هراسان است

بشکن شب خاموش دل را نازنین! بشکن
دل را چراغان کن، نترس این شب، چراغان است

بیرون بیا از خانه با لبخند و با امید
بی چتر و بارانی بیا در کوچه باران است

سر در گریبانی چرا؟ بشکن زمستان را
لبخندهامان شیشه عمرِ زمستان است

اسپند و کندر دود کن! عودی بسوزان باز
هرچند از داغ عزیزان سینه بریان است...

روز پریشانی نماند و شام دلتنگی
شام نکوکاری‌ست این یا روز احسان است

در کوچه‌ها آلوچه‌ها گل می‌کنند از نو
در کوچه لبخند و گل و باران فراوان است

شکر خدا سجاده‌های عاشقان پهن است
شکر خدا در سفره‌های عاشقی نان است...

قصد عبور از نیل و طوفان کن خدا با ماست
این ناخدا نوح است یا موسی‌بن‌عمران است

با ما خلیل است و مسیح و صالح و یوسف
با ما شعیب و احمد و با ما سلیمان است

آئین ما درد است و ایثار و خردورزی
میراث ما عشق است و ایمان است و قرآن است

این خاک خاک حافظ و سعدی و فردوسی‌ست
این ملک ملک بی‌زوال، این ملک ایران است...

پایان غم‌هامان همین نوروز خواهد بود
آغاز شادی‌هایمان در بیت پایان است

کد خبر 938800

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.