به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میان شتاب زندگی دانشگاهی، کلاسها، برنامهها، دغدغههای تحصیلی و آیندهای که مدام ذهن دانشجو را درگیر میکند، کمتر فرصتی پیدا میشود که آدم بتواند توقف کند؛ توقفی واقعی، نه از سر اجبار، بلکه انتخابی آگاهانه برای ایستادن و نگاه کردن به خود. اعتکاف دانشجویی دانشگاه اصفهان، دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ جایی که زمان کند میشود، فضا خلوتتر میشود و آدمها، فارغ از نقشهای روزمرهشان، فرصت مییابند با خودشان، با دیگران و با معنایی عمیقتر روبهرو شوند.
این اعتکاف، فقط یک برنامه عبادی نیست که در آن آئینها به شکل فردی انجام شود؛ بلکه تجربهای جمعی است که در آن مسئولیتها بین خود دانشجوها تقسیم میشود، کارها بهصورت مشارکتی پیش میرود و روابط انسانی، شکل طبیعیتری به خود میگیرد. از هماهنگیهای اجرایی و برنامهریزی گرفته تا سرگروهی، انتظامات و همراهیهای ساده روزمره، همهچیز بر دوش خود دانشجویان است و همین مسئله، به تجربه اعتکاف رنگ و بویی متفاوت میدهد.
در این فضا، همسنوسال بودن شرکتکنندگان، گفتوگوها را صمیمیتر میکند و فاصلهها را کمتر. بحثها و تأملها، فقط حول عبادت فردی نمیچرخد، بلکه به تفکر، معنا، عبودیت و نسبت فرد با زندگیاش کشیده میشود. شبزندهداریها، گردهمآییها و گفتوگوهای خودجوش، بستری فراهم میکند که در آن فکر کردن، شنیدن و دیده شدن، همزمان اتفاق میافتد. اعتکاف دانشجویی دانشگاه اصفهان، به این معنا، تجربهای است که هم خلوت است و هم جمع؛ هم سکوت دارد و هم گفتوگو؛ هم عبادت است و هم مسئولیت.

در همین راستا نیلوفر مددی، مسئول اجرایی گعدهها و هماهنگی با اساتید اعتکاف دانشجویی دانشگاه اصفهان در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار میکند: در این برنامه، مسئولیت اجرایی گعدهها و هماهنگی با اساتید را بر عهده داشتم. روند کار به این صورت بود که تقریباً از یک تا دو روز قبل از شروع گعده، برنامه کلی به ما اعلام میشد و مشخص میشد قرار است چه بخشهایی اجرا شود.
وی میافزاید: از چند روز پیش از آغاز، تماس گرفتن با اساتید شروع شد و وظیفه ما این بود که با آنها ارتباط بگیریم و ساعتها را هماهنگ کنیم؛ اینکه آیا امکان حضور دارند یا خیر و اگر امکان حضور هست، در چه زمانی میتوانند در برنامه شرکت کنند.
مسئول هماهنگی اساتید اعتکاف دانشگاه اصفهان ادامه میدهد: این تجربه برای من تازه نبود، چراکه اولین اعتکاف دانشجوییام محسوب نمیشد. در واقع، این دومین اعتکاف دانشجویی بود که در آن حضور داشتم؛ یک بار سال گذشته این تجربه را پشت سر گذاشته بودم و یک بار هم امسال.
مددی مطرح میکند: به نظر من، یکی از تفاوتهای اساسی اعتکاف با فضاهای دیگر این است که فرد در اینجا میتواند توقف کند و تقریباً کل زندگیاش را از بیرون نگاه کند؛ اینکه تا این لحظه چه کارهایی انجام داده، چه مسیرهایی را رفته، چه تصمیمهایی گرفته و از این به بعد چه کارهایی باید انجام دهد.
وی بیان میکند: این فرصتِ فکر کردن و بازنگری معمولاً در زندگی روزمره و در میان شلوغیها، مسئولیتها و حواسپرتیها فراهم نمیشود، اما در فضای اعتکاف، خلوت ایجاد میشود و همین خلوت، امکان مرور درست و غلطها و سنجیدن نسبت فرد با برنامههای شخصیاش را فراهم میکند.
مسئول هماهنگی اساتید اعتکاف دانشگاه اصفهان اشاره میکند: اگر کسی واقعاً به دنبال ریکاوری ذهنی و روحی است، اعتکاف میتواند یک فرصت جدی برای او باشد. یکی از دلایل مهم این موضوع، حضور و فعالیت خود دانشجوها در نقش مسئولان است که باعث میشود ارتباطها طبیعیتر، صمیمیتر و قابلفهمتر شکل بگیرد.
وی در پایان میگوید: همکاری بین بچهها کاملاً محسوس است؛ چه در پهن کردن سفره، چه در جمع کردن وسایل و چه در انجام کارهای دیگر. حتی کسانی که جزو کادر نیستند هم داوطلبانه کمک میکنند. به نظر من، همان خلوص و پاکیای که در جوانها وجود دارد، باعث میشود چنین فضاهایی جلوه خاصی داشته باشد و ارزش این حضور و عبادت چند برابر شود.

در ادامه فاطمه عباسزاده، یکی از سرگروههای اعتکاف در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار میکند: در این اعتکاف، مسئولیت سرگروهی را بر عهده داشتم. وظایف سرگروهها به این صورت بود که هرکدام زیرگروههای خودشان را کنارشان داشته باشند و امور مربوط به آنها را مدیریت کنند؛ از رساندن افطاری و سحری گرفته تا بیدار کردن بچهها برای برنامهها و سحر، و همینطور پیگیری هر موضوع یا مسئلهای که ممکن بود برای اعضای گروه پیش بیاید.
وی میافزاید: تلاش ما این بود که همهچیز بهدرستی انجام شود و برای هیچکدام از بچهها مشکلی ایجاد نشود؛ چه در برنامهها و چه در امور روزمرهای که در طول اعتکاف پیش میآمد.
مسئول سرگروهی اعتکاف دانشجویی دانشگاه اصفهان ادامه میدهد: این تجربه برای من از این جهت جالب بود که واقعاً حس خادمی داشتم. از همان ابتدای کار، با نیت خادمی این مسئولیت را پذیرفتم؛ اینکه هم از نظر معنوی بهره ببرم و هم بهصورت عملی تجربه کنم که مدیریت کردن و پاسخگو بودن چه معنایی دارد.
عباسزاده مطرح میکند: حس خوبی بود وقتی بچهها میآمدند و من به آنها افطاری یا سحری میدادم یا کارهایشان را پیگیری میکردم. این احساس که میتوانم برای دیگران مفید باشم و نقشی هرچند کوچک داشته باشم، برایم حس دلنشین و دوستداشتنیای بود.
وی بیان میکند: این اعتکاف، اولین تجربه من از اعتکاف دانشجویی بود و چیزی که برایم خیلی برجسته و پررنگ بود، این است که تفکر در این فضا عمیقتر میشود. در اعتکافهای دیگر، تمرکز اصلی روی عبادت است، اما در اعتکاف دانشجویی، انگار فکر کردن و گفتوگو کردن پررنگتر میشود.
مسئول سرگروهی اعتکاف دانشجویی دانشگاه اصفهان اشاره میکند: آدم در این فضا بیشتر فکر میکند، بیشتر با بقیه حرف میزند و تجربهها را با هم به اشتراک میگذارد. گردههایی که شکل میگیرد، حسوحال متفاوتی دارد؛ مثلاً در شبزندهداری، بخشی از زمان را با دوستانمان به گفتوگو درباره عبودیت اختصاص دادیم که به نظر من چنین فضا و تمرکزی بهندرت در جاهای دیگر پیش میآید.

همچنین فاطمه مختاری، مسئول انتظامات در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار میکند: دانشجوی ترم هفت الهیات هستم و این اولین باری است که در اعتکاف دانشجویی شرکت میکنم. از ابتدا دوست داشتم در کنار عبادتی که انجام میدهم، یک مسئولیت اجرایی یا کادری هم داشته باشم و صرفاً بهعنوان شرکتکننده حضور نداشته باشم.
وی میافزاید: به همین دلیل، مسئولیت انتظامات به عهده من گذاشته شد. در بخش انتظامات، یکی از اصلیترین وظایف ما بیدار کردن بچهها بود؛ کاری که به نظرم هم سختترین بخش این مسئولیت محسوب میشد و هم در عین حال، باحالترین و خاطرهانگیزترین قسمت آن بود.
مسئول انتظامات اعتکاف دانشجویی دانشگاه اصفهان ادامه میدهد: تفاوتی که میتوان بین اعتکاف دانشجویی و فضاهای دیگر قائل شد این است که آدم در جمعی قرار میگیرد که همه تقریباً همسنوسال خودش هستند و همین موضوع باعث میشود افراد بتوانند همدیگر را بهتر درک کنند.
مختاری مطرح میکند: علاوه بر این، افرادی که بهعنوان سخنران دعوت میشوند، اغلب اساتید دانشگاه هستند و محتوایی که ارائه میشود، از نظر سطح و نوع نگاه، با فضاهای دیگر تفاوت دارد.
وی بیان میکند: از آنجا که امسال آخرین سال دانشجویی من است و شاید دیگر چنین فرصتی برایم پیش نیاید، دوست داشتم هر دو تجربه را همزمان کنار هم داشته باشم؛ هم تجربه عبادت و هم تجربه مسئولیتپذیری. به نظر من، اعتکاف دانشجویی تجربهای است که حتماً ارزش امتحان کردن دارد.
در ادامه مرضیه قادری، از شرکت کنندگان در اعتکاف در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار میکند: دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره خانواده هستم و این اعتکاف، اولین تجربه من از اعتکاف دانشجویی بود. اگر بخواهم از حسوحال آن صحبت کنم، واقعاً تجربهای بسیار خوب و رضایتبخش برایم محسوب میشود.
وی میافزاید: بهطور کلی هیچ چیز آزاردهندهای در این فضا وجود نداشت؛ چه از نظر برخورد کادر، چه از نظر نحوه پذیراییها و چه از نظر خود مکان برگزاری. همهچیز به نظرم منظم، مناسب و در وضعیت خوبی قرار داشت.
دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره خانواده ادامه میدهد: اینکه همه شرکتکنندگان در یک رنج سنی مشخص قرار داشتند، نکتهای مثبت و مهم بود. برای مثال، خانمهای سنبالایی که معمولاً کنار آمدن با شرایط برایشان سختتر است یا ممکن است سختگیرتر باشند، در جمع ما حضور نداشتند.
قادری مطرح میکند: همه تقریباً همسنوسال بودیم و همین موضوع باعث میشد درک متقابل بیشتری میان افراد وجود داشته باشد و ارتباطها راحتتر و روانتر شکل بگیرد.
وی بیان میکند: من اعتکاف دانشجویی را پیشنهاد میکنم و واقعاً حسرت میخورم که کاش زودتر آمده بودم؛ یعنی از همان سالهای کارشناسی در این فضا شرکت کرده بودم، چون فضای بسیار خوبی دارد. فقط اگر بخواهم به یک نکته جزئی اشاره کنم، شاید مداحهایی که آورده بودند میتوانست کمی بهتر باشد، همین.
به گزاش ایمنا، این اعتکاف را میتوان نوعی تمرین زیست جمعیِ معنادار برای دانشجو دانست. فضایی که در آن، عبادت از حالت فردی و منزوی خارج میشود و در پیوند با مسئولیتپذیری، گفتوگو، همکاری و تجربه زیستن در کنار دیگری معنا پیدا میکند. در این تجربه، دانشجو نهتنها مخاطب برنامهها، بلکه یکی از عناصر فعال شکلدهنده به آن است؛ از اجرا و هماهنگی گرفته تا مدیریت گروهها و انتظامات. همین مشارکت فعال، مرز میان شرکتکننده و مسئول را کمرنگ میکند و حس تعلق، تعهد و اثرگذاری را افزایش میدهد.
از منظر اجتماعی و روانی، اعتکاف دانشجویی بستری فراهم میکند که در آن نیاز به توقف، بازاندیشی و بازسازی ذهنی و روحی که در زندگی شتابزده دانشگاهی کمتر مجال بروز دارد به شکلی طبیعی پاسخ داده میشود. همسنوسال بودن شرکتکنندگان، زبان مشترک گفتوگو را تقویت میکند و امکان طرح پرسشهای عمیقتر درباره معنا، عبودیت و نسبت فرد با زندگی را فراهم میسازد؛ پرسشهایی که معمولاً در حاشیه برنامههای رسمی باقی میمانند. در عین حال، حضور اساتید دانشگاه و طرح مباحث فکری در کنار عبادت، این تجربه را از یک خلوت صرفاً فردی به یک فرآیند تأمل جمعی ارتقا میدهد.
در مجموع، اعتکاف دانشجویی دانشگاه اصفهان را میتوان نمونهای از تلفیق موفق خلوت و جمع، عبادت و مسئولیت و سکوت و گفتوگو دانست؛ تجربهای که نهتنها به بازسازی معنوی فرد کمک میکند، بلکه مهارتهای ارتباطی، حس خادمی و مسئولیت اجتماعی دانشجو را نیز تقویت میکند. شاید اهمیت اصلی این اعتکاف دقیقاً در همین نقطه باشد: ایجاد فرصتی کوتاه اما اثرگذار برای ایستادن، فکر کردن و بازتعریف نسبت دانشجو با خود، با دیگران و با آیندهای که پیش روی اوست.
گزارش از عارفه معینی خبرنگار ایمنا


نظر شما