به گزارش خبرگزاری ایمنا، خاتمکاری از آن هنرهایی است که در نگاه نخست، چشم را خیره میکند و در نگاه دوم، ذهن را به تفکر وامیدارد. هنری که در آن، هزاران قطعه بسیار ریز از چوب، استخوان و فلز با نظمی شگفتانگیز کنار هم مینشینند تا سطحی یکدست، هندسی و پرمعنا شکل بگیرد. این کنار هم نشستن اجزای کوچک، استعارهای است از تفکر ایرانی که باور دارد زیبایی در هماهنگی، نظم و پیوند میان اجزا است.
پیشینه خاتمکاری در ایران به سدههای دور بازمیگردد و نشانههایی از آن را میتوان در آثار دورههای سلجوقی و تیموری یافت، اما دوران اوج این هنر را باید در عصر صفویه جستوجو کرد؛ زمانی که اصفهان به قلب تپنده هنرهای ایرانی بدل شد. در آن دوران، خاتمکاری در کنار خوشنویسی، نگارگری و معماری، جایگاهی ویژه یافت و در تزئین درهای کاخها، صندوقهای نفیس، رحلهای قرآن، منبرها و اشیای درباری به کار رفت. خاتم، نه فقط زینت، که نشان شأن و اعتبار بود.

فرایند خاتمکاری، فرایندی زمانبر، پیچیده و مبتنی بر دقتی وسواسگونه است. هنرمند ابتدا مصالح خام را آماده میکند؛ چوبهایی چون آبنوس، فوفل، عناب و گردو، در کنار استخوان شتر یا گاو و مفتولهای برنجی یا مسی. این مواد به صورت میلهایی بسیار باریک بریده میشوند و سپس با نظمی هندسی در کنار هم چیده میشوند تا مقطعی ستارهگون یا چندضلعی شکل بگیرد. این مقطع، قلب خاتم است؛ هستهای که تمام زیبایی نهایی از آن زاده میشود.
پس از شکلگیری این ترکیب اولیه، میلها به هم چسبانده میشوند و قالبی واحد میسازند. این قالب، پس از خشک شدن، به ورقههایی بسیار نازک برش میخورد؛ ورقههایی که هرکدام میتوانند سطحی از یک جعبه، قاب، در یا شیء تزئینی را بپوشانند. دقت در این مرحله حیاتی است؛ چراکه کوچکترین خطا، نظم هندسی طرح را بر هم میزند. خاتمکار باید چنان بر ماده مسلط باشد که بداند هر میلیمتر، چه تأثیری بر کلیت اثر خواهد داشت.
آنچه خاتمکاری را از بسیاری هنرهای تزئینی متمایز میکند، وابستگی کامل آن به نظم و ریاضیات بصری است. طرحهای ستارهای، چندضلعیها و تکرارهای منظم، یادآور معماری اسلامی و هندسه مقدساند. این هندسه، ریشه در نگرشی دارد که جهان را مبتنی بر نظم، تعادل و تکرار میبیند. در خاتمکاری، کثرت اجزا به وحدت تصویر میانجامد و این وحدت، معنایی فراتر از زیبایی صرف را منتقل میکند.

شهرهایی چون اصفهان، شیراز و تهران از مهمترین مراکز خاتمکاری ایران به شمار میآیند. شیراز، بهویژه، جایگاهی ممتاز در این هنر دارد و بسیاری از استادان برجسته خاتمکار از این شهر برخاستهاند. در دوران معاصر، خاتمکاری نهتنها در قالب اشیای تزئینی، بلکه در معماری داخلی، مبلمان هنری و حتی ترکیب با هنرهای دیگر مانند منبتکاری و فلزکاری نیز به کار گرفته شده است. درِ خاتمشده آرامگاهها، قابهای نفیس و جعبههای سنتی، همچنان جزو شاخصترین نمونههای این هنر بهشمار میروند.
با این همه، خاتمکاری نیز همچون بسیاری از هنرهای اصیل ایرانی با چالشهای جدی روبهرو است. زمانبر بودن تولید، هزینه بالای مواد اولیه، و فاصله میان زحمت هنرمند و ارزش اقتصادی اثر، موجب شده تعداد استادکاران این رشته کاهش یابد. آموزش این هنر نیازمند سالها شاگردی و تمرین است و همین مسئله، تداوم آن را دشوار کرده است. با این حال، هنوز کارگاههایی هستند که چراغشان روشن مانده و هنرمندانی که با تعهد، این میراث را حفظ میکنند.

خاتمکاری، در نهایت، بیش از آنکه هنری تزئینی باشد، هنری متفکر است؛ تمرینی برای دیدن کلیت در جزئیات و درک زیبایی از مسیر صبر. هر اثر خاتم، نتیجه هزاران تصمیم کوچک و دقیق است که در کنار هم، تصویری منسجم و ماندگار میسازند. شاید راز ماندگاری این هنر نیز همین باشد؛ اینکه به انسان یادآوری میکند هیچ کمالی یکباره شکل نمیگیرد و هر زیبایی بزرگ، از جمع شدن جزءهای کوچک و صبورانه زاده میشود.
به گزارش ایمنا، خاتمکاری، آیینهای است از فرهنگ ایرانی؛ فرهنگی که نظم را با خیال، هندسه را با معنا و صبر را با زیبایی پیوند داده و از دل این پیوند، هنری آفریده که قرنهاست چشم را مینوازد و ذهن را به احترام وامیدارد.
نظر شما