به گزارش خبرگزاری ایمنا، «اصفهان» شهری که نامش با هویت تاریخی، میراث فرهنگی، گردشگری و زایندهرود گره خورده، امروز با پرسشهای جدی درباره آینده، معیشت، حکمرانی شهری و نقش مشارکت شهروندان روبهرو است؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها صرفاً در شعار و وعده خلاصه نمیشود.
در میانه این چالشها، مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان بهعنوان بازوی فکری شورا، نقشی تعیینکننده در مسئلهشناسی، سیاستگذاری و پیوند پژوهش با اجرا بر عهده دارد.
خبرگزاری ایمنا در گفتوگویی با رئیس مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان که پنج سال از حضورش در شورای ششم میگذرد، به سراغ مهمترین دغدغههای امروز شهر همچون کارآمدی پژوهش در مدیریت شهری و میزان واقعی مشارکت شهروندان، تا سرنوشت زایندهرود، هویت تاریخی اصفهان، جایگاه این کلانشهر در گردشگری، روابط خواهرخواندگی، نقش بازارهای روز در معیشت مردم و چالشهای شهر هوشمند رفته است.
او با نگاهی تحلیلی و بعضاً انتقادی، از تجربههای اجرایی، تصمیمهای سخت، محدودیتهای قانونی و ضرورت همافزایی نهادی سخن میگوید و تلاش میکند تصویری واقعبینانه از آنچه در مدیریت شهری گذشته و آنچه پیشروی اصفهان قرار دارد، ارائه دهد؛ تصویری که نه اغراقآمیز و نه سیاهنمایانه است، بلکه بر اعتدال در روایت و مسئولیتپذیری در تصمیمگیری تأکید دارد.
آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگوی خبرنگار ایمنا با مصطفی نباتینژاد، رئیس مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان درباره مسیر پژوهش مسئلهمحور، مشارکت شهروندان، مدیریت منابع آب، احیای بافت تاریخی، توسعه خدمات غیرحضوری، دیپلماسی شهری و اقدامات حمایتی در بازارهای شهر است که تصویری جامع از تلاشهای مدیریت شهری برای حل چالشها و تقویت حکمرانی ارائه میدهد.

ایمنا: برخی معتقدند مرکز پژوهشها اتاق فکر است، نه موتور محرک؛ یکی از انتقادها به حوزه پژوهش این است که پژوهشها در عرصه اجرا جدی گرفته نمیشود، شما چه کردید تا مرکز پژوهشها عملیاتی شود.
نباتینژاد: در مسیر عملیاتی سازی پژوهشها، چه در تدوین مسئله، چه در ارائه راهکارها و چه در پیگیری عملیاتیشدن موضوع، گامهایی برداشته شده است؛ بهطور کلان، سه محور اصلی شامل مشارکتمحوری، دادهمحوری و ارتقای جایگاه اصفهان بهعنوان رئوس اساسی دنبال شده که هرچند مقدمات آن فراهم شده، اما تحقق کامل آن نیازمند همراهی مستمر در زمان حال و آینده است.
هسته اصلی پژوهش، مسئله است و اگر مسئله بهدرستی و بهعنوان یک متغیر اصلی درک و شناسایی شود، بخش قابلتوجهی از موضع پژوهش در همان ابتدا روشن میشود. پس از آن، تحلیل ریشههای اصلی مسئله، پیامدهای عدم پرداخت به آن در جامعه، تبیین، شبیهسازی و حتی روندنگاری آیندهای که بیتوجهی به مسئله رقم میزند، زمینه حرکت بهسوی راهکارهای مؤثر را فراهم میکند.
در همین چارچوب، با استخراج کل مسئله و قاب آن، امکان پرداختن به زمینههای شکلگیری مسئله و پیامدهای نپرداختن به آن فراهم میشود و در ادامه میتوان به دنبال راهکارهای حل مسئله در حوزه کلان مدیریت شهری رفت. در مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر اصفهان، تمرکز بر دو یا سه مسئله اصلی فراتر از مسئلهشناسی صرف بوده و مجموعهای از راهکارها نیز تعریف شده است.
این رویکرد با تکیه بر جایگاه حقوقی در شورای اسلامی شهر، تجربه مدیریت شهری، همکاری و اعتماد متقابل میان همکاران و نبود هرگونه فاصله میان اعضای تیم دنبال و موجب شده است بخش قابلتوجهی از مسائل شناساییشده وارد مسیر حل شود. البته ادعای حل کامل مسائل، ادعایی مطلق و غیرقابلپاسخ قطعی است و هرگونه پاسخ مطلق در این زمینه قابل تشکیک خواهد بود.
آنچه اهمیت دارد، ارائه کارنامهای است که نشان دهد آیا در مسیر حل مسائل گام برداشته شده یا خیر، یا دستکم چکلیستی از مسئله کلان و خردمسائل ذیل آن تدوین شده باشد تا ذینفعان بتوانند درک مشترک و همفاز از موضوع داشته باشند. بسیاری از اوقات، ذینفعان حتی در تعریف مسئله نیز همنظر نیستند و نظام مسائل نیازمند اجماع و رشد مشترک است.
ایمنا: شما در دوره ششم مدیریت شهری همواره از «شهراندیشان» صحبت کردید، اما سوال این است که کدام تصمیم مشخص شهری در این دوره، مستقیم محصول باشگاه شهراندیشان بوده است؟ در طرحهایی مثل «شهربان» و «شهرجو» هم مشارکت شهروندی پررنگ است؛ چقدر این مشارکت واقعی است و چقدر نمادین و ویترینی؟
نباتینژاد: اگر بخواهیم پس از چهار سال این مسیر را مرور کنیم، نخستین نکته، ضرورت اجماع نظر است؛ اجماعی که در عمل با گلایههایی همراه بوده، چراکه بخشی از ارکان تصمیمگیری در نهاد مدیریت شهری نهتنها مشارکتجو نبودهاند، بلکه حتی مشارکتپذیر و مشارکتگرا هم عمل نکردهاند و در رفتار برخی، نوعی مشارکتگریزی مشاهده شده است.
با نگاهی خوشبینانه، این وضعیت بیش از آنکه مشارکتستیزی باشد، ناشی از ضعف فرهنگ مشارکت بوده و همین موضوع ضرورت یک کار فرهنگی و مسیر تدریجی فرهنگسازی را برجسته میکند تا همه به این نتیجه برسند که مشارکتمحوری یک کیمیا و راهکار اساسی برای حل بخش قابلتوجهی از مسائل شهری است، بهویژه در بهرهگیری از نظرات شهراندیشان است.
در این دوره، چندین پروژه در حوزه تصمیمگیری مبتنی بر مشارکت انجام شد که هم در شورای اسلامی شهر و هم در شهرداری مؤثر بود. در شهرداری، مهمترین نمونه، مشارکتمحوری در بودجهریزی و تجربه بودجهریزی مشارکتی با پویش «فرمان دست شماست» بود؛ جایی که حتی پروژههای دارای پشتوانه کارشناسی به رأی عمومی گذاشته شد.
اینکه چه میزان مردم در اعلام نظر مشارکت کنند، نیازمند راهکارهای تبلیغاتی هوشمندانهتر و تکنیکهای درگیرسازی اجتماعی است؛ مسیری که اگرچه در برخی تکنیکها ضعفهایی وجود دارد، اما بستر آن فراهم شده و اراده مدیریت شهری بر دریافت و لحاظ نظرات مردم در تصمیمات شهری استوار است.
در شورای اسلامی شهر نیز بخشی از تصمیمها و مسئلهشناسیهای این دوره، مبتنی بر مشارکت شهراندیشان بود. مهمترین نمونه، برنامه راهبردی ۱۴۱۰ است که تا ۲۵ درصد محتوای آن تغییر کرد و لایحه اولیه با نظرات شهراندیشان، بهصورت الکترونیکی و در جلسات حضوری، بهطور جدی اصلاح شد.
در همین فرایند، حتی رکن سیاستها که در لایحه شهرداری وجود نداشت، به برنامه اضافه شد، همچنین در تعیین عوارض تراکم ساختمانی، مشارکت خبرگان حوزه املاک با حضور حدود هزار نفر از مطلعان و مشاوران، نقش مؤثری در تعیین قیمت پایه عوارض ساختمانی ایفا کرد.
در تدوین نظام مسائل، مسئلهشناسی پیرامون بازار منجر به تشکیل هیئت امنای بازار پس از ۲۰ سال شد، همچنین در سند «نقش زنان در اداره و توسعه شهر»، آزمون مشارکت چندصد نفر از بانوان خبره شهری انجام گرفت که نمونهای دیگر از بهرهگیری از خرد جمعی در مدیریت شهری بود.
هماکنون نیز نظرسنجی نظام مسائل شهرک شهید کشوری با مشارکت ساکنان در حال انجام است؛ نظرسنجیای که با طراحی پاسخ بسته و همراهی هیئتمدیره شهرک و مدیریت منطقه، تاکنون بیش از ۴۰۰ مشارکتکننده داشته و بهعنوان نقطهای مطلوب برای توسعه مشارکت شهروندی تلقی میشود.
این مسیر برای شهراندیشان تعریف شده است و مجموعه نشستها و اقدامات باشگاه شهراندیشان در تبیین این رویکرد مؤثر بوده، هرچند بهدلیل درگیری با اجرا، فرصت بازتاب رسانهای کافی نداشته و حتی هنوز امکان رجیستری کامل شهراندیشان و اختصاص کد هویتی باشگاه فراهم نشده است؛ موضوعی که در برنامههای آتی و با محوریت معاونت برنامهریزی دنبال خواهد شد.
کاهش مراجعات به شهرداری، تا حد زیادی نتیجه تشکیل هیئت امنای بازار است
ایمنا: تشکیل هیئت امنای بازار اصفهان بعد از سالها مطالبه انجام شد؛ بازار امروز چه اختیاراتی دارد که دیروز نداشت و چه گرهای را باز کرده است؟
نباتینژاد: هیئت امنای بازار امروز بهعنوان یک حلقه واسط عمل میکند؛ حلقهای که بازاریان تلاش میکنند حرفها، مسائل و دغدغههای خود را به آن منتقل کنند تا این هیئت به نمایندگی از بازار، موضوعات را در جلسات مختلف حاکمیتی پیگیری کند، تا جایی که در هفتهها و ماههای اخیر، در بسیاری از نشستها بهعنوان مرجع مورد رجوع دعوت شده است.
با وجود آنکه مأموریت اصلی هیئت امنای بازار بیشتر بر مسائل موضعی، موضوعات کالبدی، امنیتی و اجتماعی بازار متمرکز است و شاید ورود به مسائل کلان اقتصادی در شرح وظایف مستقیم آن نباشد، اما طبیعی است که بازار از این تحولات تأثیر بپذیرد و حق داشته باشد از طریق نمایندگان خود، دغدغهها را مطرح کند.
در عمل، هیئت امنا به پناهی برای بازاریان تبدیل شده است؛ جایی برای گفتوگو، همفکری و انتقال مطالبات، تا این مجموعه بتواند بهعنوان حلقه واسط، موضوعات را بهصورت منسجم پیگیری کند و بسیاری از مشکلات را پیش از رسیدن به نهادهای بالادستی، در درون خود بازار حلوفصل کند.
نتیجه غیرمستقیم این روند را حتی شهروندانی که ذینفع مستقیم نیستند نیز لمس میکنند؛ شهروندی که فقط برای خرید یا قدمزدن به بازار میرود، آرامشی را احساس میکند که بازگشت آن، حاصل شکلگیری هیئت امنای بازار و پیگیری مستمر مسائل از سوی این نهاد است، هرچند مشکلات بازار یکروزه حل نمیشود.
جدیت هیئت امنا در پیگیری مسائل بازار مشهود است و از سوی دیگر، نهادهای مختلف نیز این مجموعه را به رسمیت شناختهاند و در جلسات متعدد، آن را محل رجوع قرار میدهند؛ موضوعی که هم از سوی شهرداری و هم شورای اسلامی شهر مورد توجه بوده و مسیر تعامل را تسهیل کرده است.
یکی از نشانههای عینی این فرایند، کاهش چشمگیر مراجعات صنفی بازار به شهرداری است؛ مراجعاتی که پیشتر بهصورت پراکنده انجام میشد، اکنون تا حد زیادی در داخل خود بازار حل میشود و همین موضوع نشان میدهد بخش قابل توجهی از مسائل، پیش از ارجاع رسمی، مدیریت و ساماندهی میشود.
نمونهای روشن از این موضوع، مربوط به چند هفته پیش است؛ زمانی که در جریان یک رویداد هنری در فرهنگسرای بازار، گروهی از کسبه طوماری خطاب به شهردار اصفهان درباره یک مسئله خاص تنظیم کرده بودند و حتی امضاهایی نیز پای آن جمع شده بود.
در همان لحظه، با دعوت یکی از اعضای هیئت امنای بازار که در همان راسته فعالیت داشت، گفتوگویی میان او و کسبه شکل گرفت و مسئله بهطور کامل حل شد؛ نامه در نهایت کنار گذاشته شد و دیگر نیازی به مراجعه به شهرداری احساس نشد، چراکه راهکار در دل گفتوگوی جمعی به دست آمد.
این تجربهها نشان میدهد کاهش مراجعات به شهرداری، تا حد زیادی نتیجه تشکیل هیئت امنای بازار است؛ مسیری که هرچه پیش میرود، منسجمتر و هدفمندتر میشود و اگر هم مراجعهای صورت گیرد، بهصورت هوشمند، تجمیعشده و همراه با چکلیستی مشخص از مطالبات بازاریان خواهد بود.
ایمنا: اصفهان سالهاست درباره زایندهرود حرف میزند؛ مشکل امروز زایندهرود «نبود آب» است یا «نبود اراده تصمیمگیری»؟ شورای اسلامی شهر تا کجا میتوانند وارد مسئله زایندهرود شود؟
نباتینژاد: مشکل زایندهرود بهطور طبیعی بخشی ریشه در شرایط اقلیمی دارد، اما تجربه کشورهای توسعهیافته نشان داده است که بسیاری از مسائل طبیعی با راهکارهای انسانی و فناورانه قابل مدیریت است؛ در حالی که در این موضوع، حوزه حکمرانی در بسیاری از موارد همفاز با مسئله نیست و همدلی و همراهی لازم میان نهادها نیز بهصورت کامل وجود ندارد.
نهاد شورا از همان روز نخست تلاش کرد نقش خود را در اکوسیستم ذینفعان زایندهرود پیدا کند؛ نه بهعنوان یک ذینفع در عرض دیگران با مطالبهگری مستقل، بلکه بهعنوان خانهای برای همراهی و همافزایی، که تشکیل دبیرخانه فرهنگی زایندهرود محصول همین نگاه و رویکرد بود.
این پرسش همواره مطرح بوده که دبیرخانه فرهنگی زایندهرود تا چه اندازه توانسته است گامهای مؤثر بردارد؛ چه در همفاز کردن ذینفعان در سطح شهر و استان و چه در ایجاد همآوایی و همصدایی برای انعکاس مسئله زایندهرود به سطوح بالاتر تصمیمگیری، جایی که تصمیمات کلان برای همه ذینفعان گرفته میشود.
شورای اسلامی شهر در این مسیر تلاش کرده است همراه با دیگر ذینفعان، مطالبهگری هوشمندانه و حساسسازی را پیش ببرد؛ هرچند نمیتوان گفت حرف اول را زده، اما آنچه شکل گرفته محصول یک کار تیمی است، چراکه زایندهرود متعلق به همه است و حل آن نیز نیازمند همراهی جمعی است.
در همین چارچوب، حتی گفتوگو با چهرههای ملی و نمایندگان اقلیتهای دینی نیز دنبال شده است؛ چراکه آب و آلودگی هوا مسلمان و مسیحی نمیشناسد و همه باید در این مسیر همصدا باشند، موضوعی که مورد تأکید قرار گرفته و بر ضرورت همآوایی ملی صحه گذاشته شده است.
یکی از اقدامات، ایجاد مکث و تأمل برای چهرههای ملی در دبیرخانه فرهنگی و رسانهای زایندهرود بوده است؛ چراکه تصور عمومی این است که ذینفعان ملی بهطور کامل از عمق مشکلات آگاهاند، در حالی که در بسیاری از مواقع، روایتهای منتقلشده با واقعیت فاصله دارد و شدت مسئله بهدرستی منعکس نشده است.
در این مدت، تلاش شده است پیام بهصورت مستقیم منتقل شود و این پیگیری محدود به یک یا دو نفر نبوده، بلکه هر ۱۳ عضو شورای اسلامی شهر درگیر این موضوع بودهاند؛ البته همفازیهای تخصصی در کمیسیونهای مرتبط شکل گرفته و پیگیریها در آن چارچوب تخصصی ادامه داشته است.
آب و آلودگی هوا مسلمان و مسیحی نمیشناسد و همه باید در این مسیر همصدا باشند؛ اجرای راهکارها نیازمند اراده و هماهنگی فرابخشی است
در برخی مقاطع، به نمایندگی از مردم اصفهان و در اولویتبندی منابع و مصارف، از منافع شهر چشمپوشی شده است؛ بهگونهای که بر اساس اختیارات قانونی، چندین بار هزینههایی که باید از پروژههای مرتبط با حوزه آب برای توسعه شهر دریافت میشد، اخذ نشد.
حتی در مواردی، کل منفعت دو قطعه زمین با مصوبه شورای اسلامی شهر بخشیده شد تا ارزش افزودهای در راستای پروژه تأمین آب زایندهرود ایجاد شود؛ تصمیماتی که با هدف کمک به حل مسئله اتخاذ شد و هزینه آن از منافع شهری پرداخت شد.
در مقاطع حساس، شورای اسلامی شهر بهعنوان صدای مردم اصفهان وارد میدان شده است؛ زمانی که در برخی جلسات رسمی، مطالبهگری از سوی نمایندگان مردم انجام شد و انتقال دغدغهها بدون ملاحظه سلسلهمراتب اداری صورت گرفت، چراکه پاسخگویی به مردم اولویت داشت.
در جلسات متعدد با وزیر کشور، وزیر نیرو و دیگر نشستها، اعضای شورای اسلامی شهر تلاش کردند صدای مردم باشند، اما فراتر از این، اختیارات محدودی وجود دارد و بخش زیادی از چالش، به ناآگاهی عمومی از تفکیک مسئولیتها میان نهادهای مختلف بازمیگردد.
حتی در میان جامعه بالغ نیز گاهی مشخص نیست وظیفه شهرداری، استانداری، وزارت نیرو یا دولت چیست؛ در حالی که در کشور ما، برخلاف برخی کشورهای دیگر، شهرداری متولی تمام امور شهر نیست و مدیریت منابع آب نیز بهطور کامل در اختیار وزارت نیرو قرار دارد.
در طول ۲۰ سال گذشته، راهکارهای متعددی برای زایندهرود مطرح شده است؛ از بذرهای هیبریدی و کشت زیرسطحی گرفته تا آبیاریهای نوین که میتواند مصرف آب کشاورزی را بهطور قابل توجهی کاهش دهد، اما اجرای آنها نیازمند اراده و هماهنگی فرابخشی است.
شهرداری بهعنوان یکی از مصرفکنندگان، در حوزه فضای سبز شهری با استفاده از فناوری، تکنیکهای نوین و چرخه آب، بخش قابل توجهی از نیاز خود را تأمین کرده است، اما بخشهای اصلی مصرف آب شامل شرب و کشاورزی نیز باید به سمت بهرهوری و بهینهسازی حرکت کنند.
در نهایت، امید میرود با شکلگیری اسناد علمی و ملی و همراهی دانشگاهها، ذینفعان مختلف بتوانند در کنار یکدیگر، با همدلی در شرایط بحران به هم کمک کنند تا حق هیچکدام تضییع نشود و مسیر حل مسئله زایندهرود هموارتر شود.
ایمنا: اگر قرار باشد یک مطالبه مشخص و غیرشعاری درباره زایندهرود مطرح شود، آن مطالبه دقیقاً چیست و از چه نهادی؟
نباتینژاد: شفافیت در برداشتهای آب زاینده رود، این شفافیت از اینجا اهمیت پیدا میکند که هم وطنان بالادست رودخانه بدانند این رود حق تکتک مردم است؛ مردمی که مالک این رود هستند و حتی نسلهای بعدی نیز ذیحق هستند. هر قطره آب زایندهرود متعلق به همه است و این مالکیت عمومی، شفافیت کامل را طلب میکند.
وقتی گفته میشود روی کره زمین حدود ۱۱۸ میلیارد نفر تا امروز زندگی کردهاند، اگر این نسبت را به اصفهان تعمیم دهیم، شاید دهها میلیون نفر پیش از ما در این شهر زیستهاند و پس از این دو میلیون جمعیت فعلی، چندین میلیون نفر دیگر نیز قرار است در همین محدوده و در ارتباط با زایندهرود زندگی کنند؛ این حق طبیعی تکتک آنهاست.
بر همین اساس، حتی یک قطره آبی که امروز از زایندهرود مصرف میشود، باید مشخص باشد که دقیقاً در کجا مصرف شده است. این دادهها به نظر میرسد شفاف نیست؛ شاید برای خود دستگاهها شفاف باشد، اما نبود یک داشبورد عمومی که همه بتوانند میزان و محل مصرف را ببینند، یک خلأ جدی و قابل توجه به شمار میرود.
وجود چنین شفافیتی، علاوه بر پاسخگویی عمومی، میتواند به افزایش بهرهوری نیز کمک کند. این موضوع بهعنوان یک مطالبه جدی نهادی مطرح است و طبیعتاً وزارت نیرو در صدر این مطالبه قرار دارد. شفافیت مصرف و برداشت، پیشنیاز اعتماد عمومی و مدیریت بهینه منابع آب است.
مطالبه بعدی، تسریع در اجرای پروژههای تأمین آب است؛ پروژههایی که سالها پیش تصویب شدهاند اما به دلایل مختلف، با ابهام، ذهنیتها و نگرانیهایی روبهرو شده و متوقف ماندهاند؛ این سنگاندازیها باید برطرف شود و نگرانی ذینفعان بهدرستی پاسخ داده شود تا پروژهها به نتیجه برسند.
اگر پروژههای تأمین آب بهصورت مستمر، جدی و جهادی دنبال شوند و به سرانجام برسند، امید به دائمی شدن زایندهرود تقویت میشود. تمام این تأکیدها از منظر مسئولیت بیننسلی مطرح میشود؛ چراکه مسئله فقط امروز نیست، بلکه فردا و پسفردا نیز نیازمند این آب هستیم.
زایندهرود تنها پاسخگوی نیاز فعلی نیست؛ مسئله فرونشست زمین، بهعنوان یکی از جدیترین چالشها، هر روز در حال تشدید است. این واقعیت نشان میدهد که مدیریت آب، فراتر از مصرف روزمره، به آینده سرزمین و امنیت زیستمحیطی آن گره خورده و نیازمند تصمیمهای شفاف و مسئولانه است.
ایمنا: بارها بر «هویت تاریخی اصفهان» تأکید کردهاید؛ بزرگترین تهدید امروز این هویت از نگاه شما پروژه عمرانی است یا تصمیم مدیریتی؟ اگر امروز دوباره آغاز دوره ششم بود، کدام تصمیم شهری را قطعاً تکرار نمیکردید؟
نباتینژاد: بستههای محرک سرمایهگذاری برای بخش خصوصی، یکی از مهمترین ابزارهایی است که میتواند از طریق دفاتر تسهیلگری، مالکان متعدد و خوردهمالکهای بافت تاریخی را کنار هم بنشاند، رضایت آنها را جلب کند و ترغیبشان کند که در احیای بافت تاریخی اصفهان نقشآفرینی داشته باشند. این موضوع اهمیت ویژهای دارد، چراکه مسیرها و معابر با مدیریت شهری در حال پیشرفت است، اما محرک اصلی، خود بافت و املاک پیرامونی آن است.
بخش قابل توجهی از املاک بافت تاریخی با مسئله خوردهمالکی و وراث متعدد روبهرو هستند؛ گاهی یک قطعه ۲۰۰ متری با ۲۰۰ وارث روبهرو است. این وضعیت، تصمیمگیری و اقدام را بسیار دشوار کرده و نیازمند تسهیلگری، مشوقها و معافیتهایی است که بخشی از آن در اختیار مدیریت شهری قرار دارد. مدیریت شهری نیز در این حوزه، بسیاری از هزینهها را برای رفع مسائل شهر بخشیده است.
در این فرایند، شهرداری نهتنها منفعتی کسب نمیکند، بلکه عملاً بخشی از هزینههای خود را نیز صرف احیای بافت کرده است. این وضعیت، پیامد سالها عدم توجه به بافت تاریخی است. اگر اولویت با خود مالکان باشد و آنها توجیه شوند، مسیر هموارتر میشود؛ اگر انگیزه نداشتند، آنگاه باید سرمایهگذاران وارد شوند و پروژههای محرک توسعه تعریف شود.
نمونههای عینی این وضعیت در بافت تاریخی فراوان است؛ املاکی با دهها مالک که نسلها از آن گذشته و بدون متولی رها شدهاند؛ یکی از مهمترین مسائل امروز بافت تاریخی، همین فقدان انگیزه و بلاتکلیفی است. در سالهای اخیر، مدیریت شهری با ایجاد ساختارهای جدید در حوزه بافت تاریخی، نگاه شهرداریها را از میراثستیزی به میراثدوستی تغییر داده است.
شهرها برای حفظ و توسعه بافت تاریخی پروژههای خود را در دوگانه «حفظ و توسعه» بهصورت حرفهای پیش میبرند
این تغییر پارادایم موجب شده است شهرها در حفظ و توسعه بافت تاریخی با یکدیگر رقابت کنند و پروژههای خود را در دوگانه «حفظ و توسعه» بهصورت حرفهای پیش ببرند. حتی الگوهای موفق میان شهرهای تاریخی به اشتراک گذاشته میشود. یکی از مهمترین ریلگذاریها در این مسیر، تشکیل مجمع شهرهای تاریخی ایران با محوریت اصفهان بوده است.
در این دوره مدیریت شهری، تصمیمگیریهای اشتباه جدیدی در حوزه بافت تاریخی صورت نگرفته و تنها اجرای برخی خطوط و معابر مصوب گذشته ادامه یافته است؛ خطوطی که خود محل بحث و نقد هستند. با این حال، شهر تلاش کرده است حتی میراث باقیمانده را با نهایت دقت و همراهی حفظ کند؛ موضوعی که به اذعان رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور نیز مورد تأیید قرار گرفته است.
هویت وجودی شهرها بهویژه اصفهان، هویت تاریخی و فرهنگی است، اما حفظ کالبد بهتنهایی کافی نیست؛ روایتها، خاطرهها و تاریخ شفاهیِ نهفته در بافت نیز باید ثبت، بازخوانی و منتقل شود. بافت تاریخی اصفهان سرشار از روایتهای پنهان است؛ روایتهایی که اگر ثبت و بازآفرینی شوند، حس مکان و هویت را زنده نگه میدارند.
نمونههایی مانند روایت مساجد صفا و مروه در پهنه باباقاسم، که در گذشته شبیهسازی مناسک حج در آن انجام میشده، نشان میدهد بافت تاریخی فقط دیوار و بنا نیست، بلکه حامل معناست. اگر کاربریها تغییر میکند، باید به سمت کاربریهایی برود که کمترین آسیب اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی را داشته باشد و با روح بافت همخوان باشد.
در بافت تاریخی، کاربریهایی که ترافیکزا و خودرومحور هستند نباید شکل بگیرند و در مقابل، دفاتر اداری، فضاهای کاری اشتراکی، منازل مسکونی احیاشده و کاربریهایی که زندگی را به بافت بازمیگردانند، میتوانند آیندهای متوازن برای بافت تاریخی اصفهان رقم بزنند؛ آیندهای که هم هویت را حفظ میکند و هم توسعه را ممکن میسازد.
ایمنا: این روزها همه از هوش مصنوعی در مدیریت شهری میگویند؛ اصفهان بهطور واقعی در مسیر شهر هوشمند است؟
نباتینژاد: در شهر اصفهان برای غیرحضوریکردن خدمات در مدیریت شهری و شهرداری، قدمهایی برداشته شده است، اما تحقق کامل مفهوم شهر هوشمند و حتی شهر الکترونیک، فراتر از این اقدامات مقطعی است. خدمات الکترونیکی باید بهصورت یکپارچه در همه دستگاهها ارائه شود، در حالی که هنوز بسیاری از خدمات دستگاههای مختلف بهصورت حضوری انجام میشود.
واقعیت این است که خدماتی که امروز در شهرداری اصفهان ارائه میشود، از نظر ماهیت هیچ تفاوتی با تهران، مشهد یا شیراز ندارد و شهروندان در همه این کلانشهرها انتظار دسترسی یکسان به خدمات الکترونیکی دارند. بستر، پلتفرم و سامانهای که این خدمات باید بر آن ارائه شود، ماهیتی ملی دارد و نباید بهصورت جزیرهای توسعه پیدا کند.
در این میان، گلایهای جدی نسبت به سازمان شهرداریها مطرح است؛ چراکه انتظار میرفت زیرساختهای اصلی خدمات الکترونیکی شهری در سطح کشور توسط این سازمان آماده شود و سطح دسترسی مشخصی در اختیار شهرداریها قرار گیرد، نه اینکه هر شهرداری ناچار شود از منابع مالی شهروندان خود هزینه کند و بهطور مستقل وارد توسعه فناوری شود.
بر اساس این نگاه، نقش شهرداریها باید در حد خریدار فناوری، اجارهکننده خدمات یا پرداختکننده حق اشتراک برای استفاده از سامانههای ملی باشد، نه اینکه خود وارد حوزه تولید و توسعه تکنولوژی شوند. این حوزه، یک کسبوکار مشابه و قابل تعمیم در همه کلانشهرهاست و نیاز به راهحلهای مشترک دارد.
با وجود اقداماتی که تاکنون انجام شده، مسیر تحقق خدمات غیرحضوری کامل و شهر هوشمند همچنان ادامه دارد و نیازمند گامهای جدیتر، مؤثرتر و هماهنگتر در سطح ملی است. مسیری که اگر بهدرستی طی نشود، هم هزینههای مضاعفی به شهرها تحمیل میکند و هم انتظارات شهروندان را برآورده نخواهد کرد.
تقسیم شهرهای خواهرخوانده بهصورت پهنهای و منطقهمحور میان معاونان شهردار
ایمنا: اصفهان خواهرخواندههای متعددی دارد؛ چند خواهرخواندگی فعال بوده و آخرین دستاورد ملموس این روابط برای شهروند اصفهانی چه بوده است؟ اشارهای هم به نقش خواهرخواندهها در اقتصاد، گردشگری یا انتقال تجربه شهری داشته باشید.
نباتینژاد: شهرهای خواهرخوانده و روابط خواهرخواندگی تابع عوامل متعددی است که یکی از مهمترین آنها عوامل سیاسی و بینالمللی بهشمار میرود. شهرهای خواهرخواندهای که در کشورهایی مستقر هستند که دولتهای آنها با سیاست خارجی کشور ما همسو، همراه یا هماهنگتر هستند، طبیعتاً تعامل و همراهی بیشتری با آنها شکل گرفته و این مسیر همچنان ادامه دارد.
البته در هیچ مقطعی ارتباط خواهرخواندگی بهطور کامل قطع نشده است، اما در برخی موارد این روابط از حالت بالفعل بهصورت محدودتر ادامه پیدا کرده است. در این مسیر، نیاز به تلاش بیشتر احساس میشود و لازم است ظرفیتهای خارج از مجموعه شهرداری نیز درگیر موضوع شوند تا روابط خواهرخواندگی از یک چارچوب اداری صرف فراتر برود.
در همین راستا، حضور یکی از شرکتهای دانشبنیان فعال در حوزه پرتاب ماهواره بهعنوان مهمان در صحن شورا، نمونهای از ظرفیتهای مغفولمانده شهر بود. تأکید بر حرکت از درآمد ریالی به سمت درآمد دلاری و استفاده از ظرفیت شهرهای خواهرخوانده برای بازاریابی محصولات شهری و فناورانه، بخشی از نگاهی است که اکوسیستم شهری را درگیر روابط بینالمللی میکند.
هدف این است که کل اکوسیستم شهر، از مدیریت شهری تا شهروندان، درگیر مفهوم خواهرخواندگی باشد. هر شهروند اصفهانی یا اصفهاندوست میتواند یک ظرفیت بالقوه برای توسعه این روابط باشد؛ ظرفیتی که با فکر، برنامهریزی و مشارکت میتواند به ظرفیت بالفعل تبدیل شود.
شهروندان تنها نقش مصرفکننده ندارند؛ یکی ورزشکار است، دیگری هنرمند، یکی در شرکت دانشبنیان فعالیت میکند و دیگری صادرکننده است. شهروندی که دغدغه توسعه روابط بینالمللی دارد و اصفهان را یک جهانشهر میداند، میتواند با ارائه پیشنهادها و ایدههای خود به تمرکز جدیدی در سطح شهرداری کمک کند.
در ساختار مدیریت شهری، دو اتفاق مهم رقم خورده است؛ نخست، مصوبشدن شورای راهبری امور بینالملل شهرداری که پیشتر بهصورت سلیقهای برگزار میشد. تدوین آئیننامه، تصویب در شورای اسلامی شهر و تأیید نهایی، این شورا را به یک ساختار قانونی تبدیل کرد که تصمیمات کلان و راهبردی حوزه بینالملل باید در آن اتخاذ شود.
در این شورا نمایندگان شورای اسلامی شهر، دستگاههای مرتبط و نماینده وزارت امور خارجه حضور دارند و جلسات آن بهصورت منظم و مستمر برگزار میشود؛ این ساختار، نظم و انسجام جدیدی به تصمیمگیریهای بینالمللی شهرداری بخشیده و از پراکندگی جلوگیری کرده است.
اقدام مهم دیگر، تقسیم شهرهای خواهرخوانده بهصورت پهنهای و منطقهمحور میان معاونان شهردار بوده است؛ مشابه ساختار کمیسیونهای روابط خارجی در سطح ملی، هر معاونت علاوه بر وظایف تخصصی خود، پیشران روابط خواهرخواندگی در یک منطقه جغرافیایی مشخص شده است.
در حال حاضر، مناطق اوراسیا، اروپا، آفریقا، آمریکا، شرق آسیا، اقیانوسیه و منطقه منا بهصورت فعال در این تقسیمبندی قرار گرفتهاند. برای نمونه، معاونت خدمات شهری محور توسعه روابط در خاورمیانه، آفریقا و کشور عراق شده و حوزه اروپا و آمریکا با محوریت شهرسازی پیگیری میشود.
معاونت حملونقل و ترافیک نیز مسئولیت روابط با شرق آسیا و اقیانوسیه را بر عهده دارد و جلسات این کارگروهها بهصورت منظم برگزار میشود. اعضای شورای اسلامی شهر اصفهان نیز بهعنوان عضو ناظر در این جلسات حضور دارند یا صورتجلسات را بهطور مستمر دریافت و بررسی میکنند.
همه کارکنان شهرداری، با توجه به علایق، تخصصها، سوابق تحصیلی، کاری یا سفرهای بینالمللی خود، نگاه بینالمللی پیدا کنند و در صورت داشتن ظرفیت، به کارگروههای تخصصی بپیوندند. این رویکرد، تعلق سازمانی به حوزه بینالملل را نسبت به دورههای گذشته افزایش داده است.
با وجود محدودیتهای اقتصادی، افزایش هزینه سفرهای خارجی و شرایط موجود، تلاش شده سفرهایی انجام شود که منافع اقتصادی و اجتماعی بیشتری برای شهر و کشور داشته باشد یا هزینهها توجیهپذیر باشد و در کنار آن، توسعه وبینارها و ارتباطات مجازی نیز نقش مهمی در انتقال تجربه با هزینه کمتر ایفا کرده است.
در مجموع، مدیریت شهری اصفهان تلاش کرده است ضمن بهرهورتر شدن سفرهای بینالمللی، روابط خواهرخواندگی را حفظ و توسعه دهد و همزمان با تقویت ساختار بینالمللی شهرداری، گامهای مؤثری در مسیر دیپلماسی شهری بردارد.
ایمنا: مردم از مسئولان انتظار دارند در برابر گرانی کاری کنند؛ مدیریت شهری اصفهان چه ابزار مؤثری برای کمک به معیشت مردم دارد و بازارهای روز شهرداری تا چه اندازه توانستهاند در کنترل قیمتها و دسترسی مردم به کالای ارزانتر نقش آفرین باشند؟
نباتینژاد: این پرسش بهتر است مستقیماً از خود مردم پرسیده شود، چراکه بازخوردهای دریافتی در اغلب موارد مثبت بوده است. تجربه نشان میدهد خودِ بازار، بهویژه بازار کوثر در سطح شهر، یکی از نقاط مهم تعدیلکننده قیمتها بهشمار میرود و این فرایند بهصورت عینی در حال وقوع است.
این اتفاق در سطح شهر و با هدف کمک به معیشت مردم رخ داده و اگر مدیریت شهری بتواند قیمت تمامشده پروژههای خود را کنترل و مدیریت کند، بهطور غیرمستقیم میتواند بر تعادل قیمتها اثرگذار باشد، چنین رویکردی، هرچند غیرمستقیم، اما در مجموع میتواند به بهبود شرایط اقتصادی شهروندان کمک کند و بخشی از فشارهای معیشتی را کاهش دهد.
بخشی از جامعه شهری را خودِ کارکنان مدیریت شهری تشکیل میدهند و در این مسیر تلاش شده است تا در چارچوب قوانین، بیشترین همراهی به نفع این گروه صورت گیرد، البته محدودیتهای قانونی وجود دارد، اما شورا و شهرداری تلاش کردهاند تا مرز همین محدودیتها، گامهایی حمایتی در کنار کارکنان مدیریت شهری بردارند.
در همین راستا، برخی بخشودگیها در حوزه عوارض، تخفیفها و تقسیطها نیز اعمال شده است. این اقدامات هرچند بهصورت مقطعی انجام شده، اما نشاندهنده تلاش مدیریت شهری برای همراهی با شهروندان و کاهش فشارهای اقتصادی است، هرچند خودِ شهر نیز بهشدت از شرایط اقتصادی موجود تأثیر میپذیرد.
واقعیت این است که کسبوکار شهرداری نیز در شرایط کنونی با هزینههای بالاتری روبهرو شده است؛ از یکسو منابع مالی کمتر به سمت شهرداریها هدایت میشود و از سوی دیگر، مردم تمایل دارند سرمایههای خود را به سمت داراییهای کمریسکتر سوق دهند و سرمایهگذاری در حوزه ساختمان را پُرریسک میدانند؛ موضوعی که بهطور مستقیم بر درآمدهای شهری اثر گذاشته است.
این شرایط، هرچند با وجود معافیتها و مصوبات تشویقی برای تحقق درآمدها تا حدی مدیریت شده، اما همچنان فشارهای محیطی بر عملکرد مالی شهرداری سایه انداخته است. گزارشهای ارائهشده از مناطق شهری بهطور نسبی رضایتبخش بوده و نشان میدهد مدیران مناطق تلاش خود را بهکار بستهاند، هرچند رضایت کامل حاصل نشده است.
در حوزه مصارف نیز وضعیت چندان ساده نیست؛ پروژههای شهری با هزینههای بالاتری به سرانجام میرسند. پیمانکارانی که قرارداد منعقد کردهاند، امروز برای تأمین مصالح با قیمتهایی روبهرو میشوند که روزبهروز افزایش پیدا میکند و همین موضوع، هزینه نهایی پروژهها را بالا برده و فشار مضاعفی بر بودجه مدیریت شهری وارد کرده است.
ایمنا: مهمترین دغدغه امروز مردم اصفهان از نگاه شما آب است، معیشت است یا آینده شهر؟
نباتینژاد: آینده شهر بهشدت تحت تأثیر همه عوامل محیطزیستی قرار دارد. اینها در سطح اول قرار میگیرند و در لایههای عمیقتر، مسائل هویتی مطرح میشود؛ دغدغههایی که اگر نادیده گرفته شوند، نگرانیهایی درباره آنچه از اصفهان باقی میماند، شکل میگیرد.
البته این نوع نگاه میتواند تفسیر بدبینانه تلقی شود و تأکید میشود که باید در روایت پیرامون اصفهان، اعتدال رعایت شود؛ نباید به سمت ارائهگریهای افراطی رفت و تصویری اغراقآمیز از «بهشتبرین اصفهان» ساخت که منجر به حسرتخوری و اعتمادبهنفس کاذب شود و حرکت برای حل مشکلات را متوقف کند.
از سوی دیگر، نباید مدام با شیون و فریاد «واویلا» تصویری از زمین سوخته ارائه داد که قرار است به نسلهای بعدی تحویل داده شود، چراکه مهمتر از خود ما، نسلهای آینده هستند و روایتی که امروز تولید میشود، در حافظه شهر باقی خواهد ماند و بر نگاه آیندگان به اصفهان اثر مستقیم میگذارد.
اعتدال در روایت باید بهصورت مسئولانه رعایت شود
این روایتها بر تصمیم شهروند اصفهانی، سرمایهگذار علاقهمند به شهر و حتی گردشگری که میخواهد چند روزی در اصفهان اقامت داشته باشد، اثرگذار است. وقتی روایتهای ترسآفرین غالب میشود، این افراد با تردید قدم برمیدارند و حتی ممکن است تصویری ساخته شود که گویی اصفهان شهری ناامن و بلعنده است؛ تصویری که با واقعیت همخوانی ندارد.
چنین رویکردی نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه آسیبزاست و ضرورت دارد اعتدال در روایت بهصورت مسئولانه رعایت شود. گاهی مشاهده میشود که برخی رسانهها برای منافع آنی، چه شخصی و چه سازمانی، به این موضوعات ضریب میدهند و اخباری تولید میکنند که پیامدهای آن سالها بر شهر اصفهان باقی میماند.

ایمنا: ۵ سال از حضور شما در شورای اسلامی شهر اصفهان میگذرد؛ کدام تصمیم را خواستید بگیرید، اما دچار تضاد منافع شدید؟ یا تضاد منافع موجب شد آن تصمیم را نگیرید.
نباتینژاد: عمده تصمیمات اعضای شورا به نمایندگی از شهر گرفته شده و منافع فردی نقش چندانی نداشته است. اعضای شورا، شامل خود من، هیچیک از اعضا ساختمانساز یا انبوهساز نبوده و تصمیمات عمدتاً حول حقوق فردی شهروندان و منافع کل شهر شکل گرفته است.
با این حال، یک مصوبه مرتبط با پرسنل شهرداری تصویب شد که در عمل اجرایی نشد. موضوع شامل تعریف کمیتهای در ذیل ساختار کمیسیون پایش برای بررسی مسائل منابع انسانی بود؛ مسألهای که ناشی از مراجعات متعدد پرسنل به تکتک اعضای شورا بود و در برخی موارد، توقعات فراتر از اختیارات قانونی مطرح میشد.
هدف از این طرح، ایجاد نظامی منظم برای ثبت و پیگیری درخواستها بود؛ مشابه کمیته نظارتی مناطق که تعامل با شهروندان به صورت مستندسازی و پیگیری صورت میگیرد. اگر حقی بود، مساعدت صورت میگرفت و اگر حق نبود، توضیح داده میشد. متأسفانه، این مسیر در عمل عملیاتی نشد و پاسخگویی کامل به مراجعان ممکن نبود، زیرا اعضای شورا بهصورت هماهنگ و نظاممند در این موضوع عمل نمیکردند.
با وجود اینکه مسائل کلان پرسنلی همچنان در کمیسیون پایش و بودجه سالانه شهرداری بررسی و پایش میشوند، اما درباره رستهها و صنوف خاص کارکنان، مسیر نظاممندی برای پیگیری مطالبات جزئی وجود نداشت. این خلأ موجب شد که برخی موضوعات از دسترس شورا خارج شود و درخواستهای پرسنل بدون رسیدگی کامل باقی بماند، حتی با وجود تصویب مصوبهای که امکان پیگیری بهتر را فراهم میکرد.
در نهایت، تجربه این دوره نشان میدهد که نظاممندی و هماهنگی داخلی اعضای شورا امری حیاتی است، و این موضوع بر اهمیت ایجاد رویههای شفاف و ساختاری برای رسیدگی به مطالبات فردی و صنفی در بدنه مدیریت شهری تأکید میکند.
سنجش شورا تنها به عملکرد فردی اعضا محدود نمیشود
ایمنا: سخن پایانی شما با شهروندان چیست؟
نباتینژاد: شورای اسلامی شهر اصفهان را باید هم به سطح فردی و هم جمعی مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. رفتار هر عضو شورا، تصمیمات فردی و اثرات آن سطحی از مسئولیت را به همراه دارد، اما آنچه اهمیت دارد، تصمیمگیری جمعی و مبتنی بر خرد جمعی است که بیشترین اثر را بر انعکاس مطالبات مردم و پیشبرد اهداف مدیریت شهری دارد و میتواند شاخص قضاوت و ارزیابی عملکرد شورا باشد.
بر اساس مشاهدات، شورا در زمینه همگرایی اعضا و هماهنگی با شهردار میتواند مورد سنجش قرار گیرد و میزان انطباق تصمیمات با ارزشهای هفتگانه مدیریت شهری، معروف به ارزشهای نقش جهان، شاخصی برای ارزیابی عملکرد شورا است. موفقیتها و ناکامیها صرفاً نتیجه عملکرد شورا نیست و بخشی از آن متأثر از فعالیتهای تیمی شهرداری، تصمیمات دولت و شرایط عمومی جامعه است.
در طول دوره پنج ساله ششم شورا، سه تا چهار عامل محیطی تأثیرگذار بر فعالیت شورا وجود داشت که فرایندهای کاری را کند و دشوار میکرد؛ انسجام نسبی درون شورا و همراهی با شهردار کمک کرد تا تکانههای بیرونی از جمله مسائل محیط زیستی، آلودگی هوا، بحرانهای اجتماعی و اقتصادی، جنگ و اغتشاشات، کمتر عملکرد شورا را تحت تأثیر قرار دهد.
این عوامل محیطی و اجتماعی گاه موجب جدایی ذینفعان و ایجاد گسست در مدیریت شهری میشد، اما تمام تلاش شورا بر مدیریت این گسست و همافزایی ذینفعان متمرکز بود. تلاشها بر پایه همگرایی و انسجام تیمی درون شورا و تعامل با بدنه مدیریت شهری بود تا تصمیمات جمعی با خرد جمعی و به نفع شهروندان اصفهانی شکل بگیرد و مسیر توسعه و پایداری مدیریت شهری حفظ شود.
نتیجه آنکه، سنجش شورا تنها به عملکرد فردی اعضا محدود نمیشود؛ بلکه ارزیابی جمعی، توجه به عوامل محیطی و تیمی و تطابق با ارزشهای مدیریتی میتواند معیار اصلی موفقیت یا نیاز به اصلاح مسیر مدیریت شهری در اصفهان باشد و انعکاسدهنده تلاشهای مسئولانه برای پیشبرد منافع کل شهر و ذینفعان آن باشد.


نظر شما