تروریستِ مفید، رئیس‌جمهورِ مزاحم!

آمریکا سال‌ها است قوانین بین‌المللی را نه به‌عنوان یک چارچوب الزام‌آور، بلکه مثل منوی رستوران می‌بیند؛ هرجا به نفعش باشد انتخاب می‌کند و هرجا به ضررش باشد، نادیده می‌گیرد. جایی تروریست تطهیر می‌شود و جایی دیگر، رئیس‌جمهور منتخب به دشمن تبدیل می‌شود.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، اگر کسی هنوز فکر می‌کند دنیای سیاست بر پایه اخلاق، احساسات انسانی یا شعارهای پرزرق‌وبرق حقوق بشری می‌چرخد، یا ساده‌لوح است یا خودش را به ندانستن زده. سیاست، به‌ویژه در سطح قدرت‌های بزرگ، نه دنیای عاطفه است و نه عرصه نوع‌دوستی؛ سیاست میدان سود و زیان است. تصمیم‌ها نه برای نجات مردم، بلکه برای حفظ و گسترش منافع گرفته می‌شوند. آمریکا هم از این قاعده مستثنا نیست؛ فقط در گفتار، نقاب «حقوق بشر» و «دموکراسی» به چهره می‌زند.

حقوق بشر آمریکایی؛ تروریستِ مفید، رئیس‌جمهورِ مزاحم!

تناقض رفتاری آمریکا را کافی است در برخوردش با بازیگران مختلف جهانی ببینیم. از یک‌سو فردی مثل جولانی؛ کسی که سابقه روشن حضور در گروه‌های تروریستی دارد، نامش با داعش و سر بریدن و خشونت گره خورده، اما وقتی در زمین منافع غرب بازی می‌کند، ناگهان از لیست تهدید خارج می‌شود. نه‌تنها کاری به کارش ندارند، بلکه پای میز مذاکره می‌نشیند، دعوت می‌شود، تطهیر رسانه‌ای می‌شود و حتی به‌عنوان «بازیگر قابل تعامل» معرفی‌اش می‌کنند. گذشته خون‌بار؟ نقض آشکار حقوق بشر؟ برای غرب مسئله نیست؛ مهم این است که امروز کدام سمت ایستاده است.

در نقطه مقابل، نیکلاس مادورو قرار دارد؛ رئیس‌جمهوری که با رأی مردم ونزوئلا روی کار آمده و حدود نیمی از جامعه از او حمایت کرده‌اند. اما چون سیاست‌هایش در تضاد با منافع آمریکا تعریف می‌شود، ناگهان به «قاچاقچی»، «دیکتاتور» یا «تهدید جهانی» تبدیل می‌شود. تحریم می‌شود، تحت تعقیب قرار می‌گیرد و حتی سناریوی دستگیری‌اش روی میز می‌آید. نه به خاطر مردم ونزوئلا، نه برای دموکراسی، بلکه فقط چون حاضر نیست طبق نسخه آمریکایی بازی کند.

حقوق بشر آمریکایی؛ تروریستِ مفید، رئیس‌جمهورِ مزاحم!

اینجا است که تناقض فریاد می‌زند. اگر معیار، حقوق بشر است، چرا تروریست دیروز قابل مذاکره می‌شود؟ اگر معیار، رأی مردم است، چرا رئیس‌جمهور منتخب یک کشور باید هدف ربایش و تحریم قرار بگیرد؟ پاسخ روشن است: معیار واقعی نه حقوق بشر است، نه دموکراسی؛ معیار، منافع ملی آمریکا است.

ترامپ اگر مادورو را دستگیر کرده است، نه از سر دلسوزی برای مردم ونزوئلا است و نه برای آزادی و رفاه آن‌ها. همان‌طور که تحریم‌های سنگین علیه این کشور، زندگی مردم را نابود کرد اما هیچ‌گاه باعث عقب‌نشینی واشنگتن نشد. مردم، در بهترین حالت، ابزار فشارند؛ نه هدف سیاست.

آمریکا سال‌ها است قوانین بین‌المللی را نه به‌عنوان یک چارچوب الزام‌آور، بلکه مثل منوی رستوران می‌بیند؛ هرجا به نفعش باشد انتخاب می‌کند و هرجا به ضررش باشد، نادیده می‌گیرد. یک‌بار به بهانه حقوق بشر مداخله می‌کند، بار دیگر همان حقوق بشر را قربانی معامله‌های امنیتی و اقتصادی می‌کند. همین رفتار گزینشی است که اعتبار ادعاهایش را زیر سوال برده.

دموکراسی آمریکایی، آن‌طور که در عمل دیده می‌شود، یک مفهوم انعطاف‌پذیر است؛ دموکراسی خوب است، اگر نتیجه‌اش مطابق خواست واشنگتن باشد. حقوق بشر ارزشمند است، اگر مانع منافع نشود. تروریسم محکوم است، مگر آن‌که تروریستِ موردنظر «مفید» باشد.

واقعیت سیاست غربی همین است؛ تلخ، عریان و بی‌رحم. در این دنیا کسی برای مسیحا شدن وارد میدان نمی‌شود. هر کشوری اول به منافع خودش فکر می‌کند، اما تفاوت در صداقت است. مشکل آمریکا نه دنبال کردن منافع ملی، بلکه پنهان شدن پشت شعارهایی است که خودش هم به آن‌ها پایبند نیست.

شاید وقت آن رسیده باشد که به‌جای تکرار افسانه «نجات ملت‌ها»، سیاست جهانی را همان‌طور که هست ببینیم؛ صحنه‌ای که در آن، حقوق بشر ابزار است، دموکراسی بهانه، و منافع حرف آخر را می‌زنند.

کد خبر 938418

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.