از اضطراب تا شیوه مطالعه؛ خطاهای پنهانی دانش‌آموزان در مطالعه

فصل امتحانات برای بسیاری از دانش‌آموزان با اضطراب و فشار روانی همراه است؛ فشاری که گاهی تمام زحمات ماه‌ها مطالعه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، در این بین نباید از نقش پنهان اضطراب، میزان خواب، گفت‌وگوی درونی و شیوه مطالعه در موفقیت یا شکست تحصیلی غافل شویم.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، فصل امتحانات برای بسیاری از دانش‌آموزان و خانواده‌ها دوره‌ای پرتنش و پراسترس است. به طور معمول در این بازه زمانی، تمرکز اصلی بر افزایش ساعات مطالعه و فشرده‌خوانی قرار می‌گیرد؛ در حالی که از دیدگاه روان‌شناسی، کیفیت مطالعه، مدیریت هیجان‌ها و نحوه تعامل فرد با استرس، نقش بسیار مهم‌تری در موفقیت تحصیلی دارد. بسیاری از دانش‌آموزان با وجود صرف زمان زیاد برای درس‌خواندن، نتیجه مطلوبی نمی‌گیرند؛ موضوعی که ریشه آن اغلب نه در کم‌کاری، بلکه در ناآگاهی از عملکرد مغز و اصول روان‌شناختی یادگیری نهفته است.

یکی از مهم‌ترین نکات روان‌شناسی در فصل امتحانات، نگاه صحیح به اضطراب است. برخلاف باور عمومی، اضطراب همیشه پدیده‌ای منفی نیست. اضطراب خفیف و کنترل‌شده می‌تواند مغز را در حالت هوشیاری و آمادگی قرار دهد و تمرکز را افزایش دهد. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که دانش‌آموز اضطراب را نشانه ضعف بداند و تلاش کند آن را به‌طور کامل حذف کند. این ترس از اضطراب، مغز را وارد وضعیت «تهدید» می‌کند و در نتیجه دسترسی به حافظه و توان بازیابی اطلاعات کاهش می‌یابد. پذیرش استرس به‌عنوان بخشی طبیعی از فرایند امتحان، به عملکرد بهتر کمک می‌کند.

شیوه مطالعه نیز از منظر روان‌شناسی اهمیت زیادی دارد. مطالعه‌های طولانی و بدون وقفه، برخلاف تصور رایج، بازدهی مغز را کاهش می‌دهد. مغز انسان پس از مدتی فعالیت مداوم دچار خستگی شناختی می‌شود و اطلاعات جدید را به‌خوبی به حافظه بلندمدت منتقل نمی‌کند. مطالعه در بازه‌های کوتاه، همراه با استراحت‌های آگاهانه، به مغز فرصت پردازش و تثبیت مطالب را می‌دهد. حتی چند دقیقه توقف، کشش بدن یا تنفس عمیق می‌تواند اثربخشی یادگیری را افزایش دهد.

نکته مهم دیگر، فعال‌سازی حافظه است. بسیاری از دانش‌آموزان فقط به خواندن و مرور مطالب بسنده می‌کنند، در حالی که مغز با «بازیابی» بهتر یاد می‌گیرد. پرسیدن سوال از خود پس از مطالعه هر بخش، خلاصه‌گویی با زبان شخصی یا توضیح دادن مطلب برای فردی دیگر، مغز را وادار به یادآوری فعال می‌کند. این فرایند، بسیار مؤثرتر از تکرار صرف متن کتاب است و احتمال فراموشی مطالب را کاهش می‌دهد.

شب امتحان، یکی از حساس‌ترین زمان‌ها از نظر روان‌شناختی است. در این شب، مغز به طور معمول خسته و تحت فشار روانی است و توان یادگیری مطالب جدید به حداقل می‌رسد. تلاش برای یادگیری حجم زیادی از اطلاعات تازه، نه‌تنها سودمند نیست، بلکه می‌تواند باعث افزایش اضطراب و کاهش اعتمادبه‌نفس شود. مرور مطالب خوانده‌شده و خواب کافی، انتخابی منطقی‌تر و سالم‌تر برای مغز است.

خواب نقش کلیدی در تثبیت حافظه دارد. کم‌خوابی، یکی از شایع‌ترین اشتباهات دانش‌آموزان در فصل امتحانات است. بسیاری تصور می‌کنند با کم‌کردن خواب، زمان بیشتری برای مطالعه به دست می‌آورند؛ در حالی که کم‌خوابی مسیرهای عصبی دسترسی به اطلاعات را مختل می‌کند. نتیجه این وضعیت آن است که دانش‌آموز مطالب را می‌داند، اما در جلسه امتحان قادر به یادآوری آن‌ها نیست.

گفت‌وگوی درونی نیز تأثیر مستقیمی بر عملکرد تحصیلی دارد. مغز تفاوتی بین جملات گفته‌شده توسط دیگران و جملاتی که فرد به خود می‌گوید قائل نیست. تکرار افکاری مانند «من هیچی بلد نیستم» یا «حتماً خراب می‌کنم» همان اثری را دارد که یک محیط پرتنش و ناامیدکننده ایجاد می‌کند. جایگزین‌کردن این جملات با افکار واقع‌بینانه و حمایتی، به حفظ آرامش و تمرکز کمک می‌کند.

از دیگر عوامل مخرب در فصل امتحانات، مقایسه خود با دیگران است. دانستن اینکه دیگران چقدر درس خوانده‌اند یا چه سطحی از آمادگی دارند، هیچ فایده شناختی ندارد. مقایسه، مغز را وارد حالت تهدید می‌کند و تمرکز و یادآوری را کاهش می‌دهد. هر دانش‌آموز باید مسیر و توانایی‌های خود را معیار ارزیابی قرار دهد.

در نهایت، برنامه‌ریزی مؤثر باید با ویژگی‌های مغز هماهنگ باشد، نه صرفاً با ساعت. برنامه‌هایی که انعطاف‌پذیر نیستند و فقط بر اساس زمان تنظیم می‌شوند، اغلب منجر به احساس ناکامی می‌شوند. شناخت ریتم زیستی، سطح انرژی و زمان‌های اوج تمرکز، به دانش‌آموز کمک می‌کند برنامه‌ای واقع‌بینانه و قابل اجرا داشته باشد. در مجموع، موفقیت در امتحانات تنها به میزان درس‌خواندن وابسته نیست، بلکه نتیجه تعامل درست با مغز، هیجان‌ها و باورهای فردی است. توجه به توصیه‌های روان‌شناسی می‌تواند مسیر یادگیری را هموارتر و تجربه امتحان را سالم‌تر و مؤثرتر کند.

بنابراین در فصل امتحانات، فشار روانی بر دانش‌آموزان و خانواده‌ها افزایش می‌یابد. در این روزها توصیه‌ها به «بیشتر درس‌خواندن» خلاصه می‌شود؛ اما از نگاه روان‌شناسی تربیتی، مسئله بسیاری از دانش‌آموزان کم‌خواندن نیست، بلکه بدخواندن و ناتوانی در مدیریت صحیح مغز و هیجان‌هاست، در این راستا با مریم ماهرالنقش، دکتری روان‌شناسی تربیتی و عضو سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره کشور، گفت‌وگویی برای بیان نکاتی که کمتر درباره آن‌ها صحبت شده است، در حالی که نقش تعیین‌کننده‌ای در عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دارد، داشته‌ایم که شرح آن را در ادامه می‌خوانید:

از اضطراب تا شیوه مطالعه؛ خطاهای پنهانی دانش‌آموزان در مطالعه

ایمنا: چرا با وجود درس‌خواندن زیاد، بعضی دانش‌آموزان نتیجه مطلوبی نمی‌گیرند؟

ماهرالنقش: در بسیاری از موارد، مسئله اصلی دانش‌آموزان کم‌کاری یا بی تلاشی نیست، بلکه نحوه تعامل آن‌ها با مغز، هیجان‌ها و باورهای ذهنی‌شان است. دانش‌آموزی که ساعت‌های طولانی مطالعه می‌کند، اما دائماً با اضطراب، ترس از شکست یا احساس ناکافی‌بودن همراه است، در واقع مغز خود را در وضعیت تهدید نگه می‌دارد. در چنین شرایطی، حتی اگر اطلاعات به‌درستی خوانده شده باشند، مغز در زمان امتحان قادر به بازیابی مؤثر آن‌ها نخواهد بود.

از منظر روان‌شناسی، یادگیری فقط دریافت اطلاعات نیست؛ بلکه شامل پردازش، تثبیت و بازیابی است. اگر دانش‌آموز در طول مطالعه دچار فشار روانی مداوم باشد، این چرخه ناقص می‌ماند. باورهای ناکارآمد مانند «باید بی‌نقص باشم»، «اگر نمره‌ام پایین شود، یعنی شکست خورده‌ام» یا «همه از من بهترند» بار شناختی سنگینی به مغز تحمیل می‌کنند و انرژی ذهنی را می‌گیرند.

همچنین بسیاری از دانش‌آموزان تصور می‌کنند هرچه بیشتر بخوانند، نتیجه بهتری می‌گیرند؛ در حالی که کیفیت مطالعه، زمان‌بندی مناسب، استراحت و هماهنگی با ریتم مغز نقش تعیین‌کننده‌تری دارد. مطالعه بدون توجه به خستگی ذهنی، سطح تمرکز و نیاز مغز به توقف، عملاً یادگیری را سطحی می‌کند.

در نهایت، باید گفت عملکرد ضعیف در امتحان الزاماً نشانه ناتوانی یا کم‌هوشی نیست؛ بلکه اغلب نتیجه فشار روانی، مدیریت نادرست استرس و ناآگاهی از اصول روان‌شناختی یادگیری است. وقتی این عوامل اصلاح شوند، عملکرد تحصیلی به شکل محسوسی بهبود می‌یابد.

ایمنا: چرا برخی دانش‌آموزان با وجود آمادگی، در جلسه امتحان دچار «خالی‌شدن ذهن» می‌شوند؟

ماهرالنقش: اضطراب در ذات خود یک واکنش طبیعی و سازگارانه مغز است. مغز انسان برای بقا طراحی شده و اضطراب یکی از ابزارهای آن برای افزایش هوشیاری در موقعیت‌های مهم است. در سطح خفیف، اضطراب باعث افزایش تمرکز، دقت و سرعت پردازش اطلاعات می‌شود؛ حالتی که از آن با عنوان «هشیاری مفید» یاد می‌شود.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که اضطراب از حد متعادل عبور می‌کند یا به‌عنوان تهدید تفسیر می‌شود. وقتی دانش‌آموز تصور می‌کند استرس نشانه ضعف، ناتوانی یا شکست قریب‌الوقوع است، مغز وارد وضعیت هشدار شدید می‌شود. در این وضعیت، سیستم عصبی سمپاتیک فعال شده و مغز منابع خود را از بخش‌های تحلیلی و حافظه به بخش‌های بقا منتقل می‌کند، در نتیجه، توان یادآوری، حل مسئله و تمرکز کاهش می‌یابد، به همین دلیل است که برخی دانش‌آموزان با وجود آمادگی، در جلسه امتحان دچار «خالی‌شدن ذهن» می‌شوند. آنچه عملکرد را مختل می‌کند، خود اضطراب نیست، بلکه ترس از اضطراب و تفسیر فاجعه‌آمیز آن است.

اگر دانش‌آموز یاد بگیرد اضطراب را به‌عنوان علامت اهمیت امتحان و آمادگی ذهنی بپذیرد، نه تهدید، مغز در وضعیت متعادل‌تری باقی می‌ماند. این تغییر نگرش ساده می‌تواند تفاوت قابل‌توجهی در عملکرد ایجاد کند. هدف روان‌شناسی امتحان، حذف اضطراب نیست، بلکه مدیریت و معنا دادن صحیح به آن است.

از اضطراب تا شیوه مطالعه؛ خطاهای پنهانی دانش‌آموزان در مطالعه

ایمنا: استرس چه آسیبی به عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان می‌زند؟

ماهرالنقش: ترس از استرس یکی از پنهان‌ترین اما مخرب‌ترین عوامل افت عملکرد تحصیلی است. زمانی که دانش‌آموز از استرس خود می‌ترسد، ذهنش به‌جای تمرکز بر محتوا و حل مسئله، مشغول پایش علائم اضطراب می‌شود؛ مانند تپش قلب، افکار منفی یا نگرانی درباره نتیجه.

این خودنظارتی افراطی، منابع شناختی مغز را مصرف می‌کند. مغز ظرفیت محدودی برای توجه و پردازش دارد و وقتی بخش زیادی از آن صرف نگرانی درباره «حال خودم» می‌شود، توان کمتری برای بازیابی اطلاعات باقی می‌ماند. به بیان ساده، دانش‌آموز به‌جای فکر کردن به پاسخ سوال، درگیر فکر کردن به استرس خود می‌شود.

از سوی دیگر، ترس از استرس باعث می‌شود مغز پیام خطر دریافت کند. این پیام، سیستم دفاعی مغز را فعال کرده و دسترسی به حافظه بلندمدت را کاهش می‌دهد. به همین دلیل است که برخی دانش‌آموزان می‌گویند «انگار همه چیز از ذهنم پرید»، در حالی که اطلاعات همچنان در حافظه وجود دارد اما مسیر دسترسی مسدود شده است.

آموزش پذیرش استرس، نام‌گذاری آن و کنار آمدن با علائمش، یکی از مؤثرترین راهکارهای بهبود عملکرد است. وقتی استرس دیگر دشمن تلقی نشود، مغز از حالت دفاعی خارج شده و دوباره به مسیر حل مسئله بازمی‌گردد.

ایمنا: مطالعه طولانی چه پیامدی برای مغز دارد؟

ماهرالنقش: مطالعه طولانی و بدون وقفه، برخلاف تصور رایج، نه‌تنها مفید نیست، بلکه می‌تواند بازدهی یادگیری را به‌شدت کاهش دهد. مغز انسان برای فعالیت‌های شناختی به دوره‌های تمرکز و استراحت نیاز دارد. وقتی این چرخه نادیده گرفته می‌شود، خستگی شناختی شکل می‌گیرد.

در حالت خستگی شناختی، مغز اطلاعات را به‌صورت سطحی پردازش می‌کند. این اطلاعات به‌جای انتقال به حافظه بلندمدت، در حافظه کوتاه‌مدت باقی می‌مانند و به‌سرعت فراموش می‌شوند. دانش‌آموز ممکن است احساس کند «خیلی خوانده»، اما در واقع یادگیری عمیق رخ نداده است.

وقفه‌های کوتاه، استراحت فعال، تغییر وضعیت بدن یا حتی چند دقیقه فاصله‌گرفتن از کتاب، به مغز فرصت می‌دهد اطلاعات را سازمان‌دهی و تثبیت کند. این مکث‌ها بخشی از فرایند یادگیری هستند، نه مانعی برای آن.

مطالعه هوشمندانه یعنی شناخت محدودیت‌های مغز و احترام‌گذاشتن به آن‌ها. نشستن طولانی‌مدت پای کتاب، بدون توجه به کیفیت تمرکز، اغلب نتیجه‌ای جز فرسودگی ذهنی ندارد.

از اضطراب تا شیوه مطالعه؛ خطاهای پنهانی دانش‌آموزان در مطالعه

ایمنا: چرا مطالب مطالعه شده به‌سرعت فراموش می‌شود و چرا شب امتحان زمان مناسبی برای یادگیری جدید نیست؟

ماهرالنقش: فراموشی سریع مطالب اغلب نتیجه یادگیری منفعل است. در این نوع یادگیری، دانش‌آموز فقط خواننده اطلاعات است و مغز نقش فعالی در پردازش ندارد. در حالی که حافظه برای تثبیت نیاز به فعال‌سازی دارد.

پرسیدن سوال از خود، خلاصه‌سازی، توضیح‌دادن مطلب با زبان شخصی یا حل تمرین بدون نگاه‌کردن به پاسخ، همگی مغز را وادار به بازیابی فعال می‌کنند. این بازیابی، مسیرهای عصبی را تقویت کرده و احتمال فراموشی را کاهش می‌دهد.

تکرار طوطی‌وار متن، اگرچه حس کاذب تسلط ایجاد می‌کند، اما یادگیری پایدار نمی‌سازد. مغز با چالش و تلاش برای به‌یادآوردن، یاد می‌گیرد؛ نه با مرور منفعل.

شب امتحان به طور معمول با خستگی، اضطراب و فشار روانی همراه است. در این وضعیت، مغز توان پردازش عمیق اطلاعات جدید را ندارد. تلاش برای یادگیری تازه اغلب باعث آشفتگی ذهنی و کاهش اعتمادبه‌نفس می‌شود.

در این شب، بهترین کار مرور مطالب آشنا و خواب کافی است. خواب، نقش حیاتی در تثبیت حافظه دارد و کم‌خوابی می‌تواند تمام زحمات قبلی را بی‌اثر کند.

ایمنا: خواب و تقویت افکار واقع‌بینانه و حمایتی چه نقشی در موفقیت امتحانات دارد؟

ماهرالنقش: خواب، مرحله نهایی یادگیری است. در طول خواب، مغز اطلاعات را دسته‌بندی و تثبیت می‌کند. کم‌خوابی این فرایند را مختل می‌کند و دسترسی به اطلاعات را کاهش می‌دهد.

بسیاری از دانش‌آموزان تصور می‌کنند با کم‌کردن خواب زمان بیشتری برای مطالعه دارند، اما در واقع بازدهی مغز خود را کاهش می‌دهند. خواب کافی یک ضرورت آموزشی است، نه یک امتیاز اضافی.

گفت‌وگوی درونی منفی، مغز را در وضعیت تهدید نگه می‌دارد. مغز تفاوتی بین انتقاد بیرونی و درونی قائل نیست. جملات منفی تمرکز و بازیابی را مختل می‌کنند.

جایگزین‌کردن این جملات با افکار واقع‌بینانه و حمایتی، امنیت روانی ایجاد می‌کند و عملکرد را بهبود می‌بخشد.

ماهرالنقش: چرا پیوند ارزش فرد با نمره مخرب است؟ و توصیه نهایی به والدین چیست؟

ماهرالنقش: این باور امتحان را به تهدید هویتی تبدیل می‌کند. در نتیجه اضطراب افزایش یافته و عملکرد افت می‌کند. امتحان فقط یک سنجش محدود است، نه معیار ارزشمندی انسان. همچنین مهم است که والدین منبع امنیت روانی باشند. حمایت عاطفی، پرهیز از مقایسه و حفظ آرامش خانه، بیشترین تأثیر را بر موفقیت تحصیلی دارد. خانه امن، بهترین کلاس درس است.

کد خبر 934887

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.