به گزارش خبرگزاری ایمنا از آذربایجان شرقی، از انقلاب مشروطه میتوان به عنوان یک رویداد سیاسی-اجتماعی در تاریخ ایران نام برد که از علل تشکیل آن میتوان به آگاهی از پیشرفتهای غرب و تنگنای اقتصادی اشاره کرد و نخستین نشانههای انقلاب مشروطه در اعتراضات اسفند ۱۲۸۳ آشکار شد.
ستارخان؛ نامی که یادآور آوازه مجاهدتهای بیدریغ سردار ملی در ذهن ایرانیان بهویژه آذربایجان است، نامی که در عصر ظلم و بیعدالتیِ سلسله قاجار در محله «امیرخیز» پژواک شد؛ وی با شجاعت مثالزدنی که در مقابل تعطیلی مجلس شورای ملی که از خود نشان داد، سنگبنای مقاومت را گذاشت و به همراه سایر مجاهدان، از عدالت دفاع کرد.
انقلاب مشروطه که در تهران آغاز شد، به دیگر شهرهای کشور نیز سرایت کرد و ستارخان، مجاهدان و آزادیخواهان آذربایجانی و قفقازی را مورد رهبری خود قرار داد تا ریشه ظلم و ستم را برکَنَد و مانع تسلط قوای ضد مشروطه بر تبریز شود.
هدف از انقلاب مشروطیت ایران، کاستن از اختیارات شاه و دادن حق آن به مردم بود که آن دستاوردهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی فراوانی به همراه داشت و عدالت اجتماعی و برخورداری از حقوق شهروندی از جمله مؤلفههای اساسی این انقلاب بود.
محمد عزیزی، پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه در مورد تاریخ مشروطه، روایتهای مختلف نقل شده است به خبرنگار ایمنا اظهار میکند: انقلاب مشروطه یک رویداد بسیار مهم در تاریخ معاصر ایران است که تمام تحولات این جامعه بعد از آن حرکت عظیم، با این انقلاب گره خورده است.
وی ادامه میدهد: یکی از افرادی در انقلاب مشروطه نامی ماندگار کسب کرد، ستارخان قراچهداغی بود. وی که متولد سال ۱۲۴۵ هجری شمسی در روستای بیشک در منطقه ورزقان آذربایجان شرقی است، بنابر دلایلی به تبریز منتقل شد و در این شهر، زندگی و فعالیتهای خود را ادامه داد.
پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه روایتها در مورد ستارخان متعدد است، عنوان میکند: برخی افراد وی را فردی کمسواد، عامی و دارای برخی القاب که به ناحق به وی نسبت داده شد، معرفی کردهاند. مهمترین وجه زندگی ستارخان، زمانی است که وی وارد انقلاب مشروطیت شده و بعد از رخدادهایی در شهر تبریز، فرماندهی جناح نظامیِ این حرکت را برعهده میگیرد.
عزیزی تشریح میکند: مشروطیت در آذربایجان به واسطه حضور انجمن ملی تبریز که بعدها به نام انجمن ایالتی آذربایجان شناخته شد و همچنین وجود مرکز غیبی تبریز، انجام شده و از یک نظم و انسجام ویژهای برخوردار بوده که اغلب اقدامات ستارخان در چهارچوب رهنمودها و راهنماییهای انجمن ایالتی آذربایجان و مرکز غیبی تبریز به ریاست شادروان علی مسیو انجام میشد.
وی با اشاره به اینکه رخدادهای شهری تبریز موجب شد ستارخان مهمترین بخش و وجهه زندگی خود را ایفا کند، عنوان میکند: آن، مقاومت در برابر استبداد و نیروهای استبداد بود که درصدد بودند تا فریاد آزادیخواهی و قانونخواهی و عدالتطلبی مردم ایران از جمله تبریز را خفه کنند.
پژوهشگر تاریخ تصریح میکند: زمان صحبت از ستارخان، از لقب وی نیز یاد میشود، به نام ستارخان؛ «سردار ملی». جالب است که بیان شود عنوان سردار ملی، به این نحو، به ستارخان اعطا شد که ستارخان به عنوان فرمانده یا بازوی نظامی مشروطهخواهان آذربایجان در روز سوم شعبان مصادف با سالروز ولادت حضرت امام حسین (ع) توسط انجمن ملی تبریز، لقب سردار را اخذ میکند و بعد از اعزام به تهران، وی با عنوان سردار ملی معرفی میشود و ستارخان یک وجهه فرامنطقهای پیدا میکند.
عزیزی با تأکید بر اینکه روایتها در خصوص شجاعتها و نامآوری ستارخان متعدد است، اظهار میکند: ستارخان با همکاری با مشروطهخواهان در جبهههای مختلف، هماهنگی امور شهری و مقابله با نیروهای استبداد که از سوی مرند، مراغه، خوی، ماکو و حتی نیروهای اعزامی از تهران به رهبری عینالدوله انجام شد، یک مسیر مقاومتی را هموار کرد و به واسطه ارتباط با علمای نجف از طریق انجمن ایالتی آذربایجان و انجمن سعادت استانبول توانست مقاومت در شهر را سروسامان دهد.
وی ادامه میدهد: زمانی که تبریز سربلند از محاصره شهری بیرون آمد، بحث فتح تهران توسط بختیاریها و گیلانیها به وجود میآید. ستارخان با همراهی یار دیرینه خود، باقرخان، عزم سفر به تهران کرد که در تهران به علت اختلاف نظرهایی که با گردانندگان جدید امور پیدا میکنند، ستارخان در پارک اتابک، گرفتار تیر مشروطهخواهانی میشود که تهران را فتح کرده بودند و سپس، خانهنشین میشود.
پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه در نهایت سال ۱۲۹۳ هجری شمسی در تهران غریبانه، دار فانی را وداع گفت، عنوان میکند: وی در باغ طوطی حرم شاه عبدالعظیم حسنی در شهرری دفن شد، از جمله مهمترین مواردی که در تبریز میتوان در مورد ستارخان صحبت کرد، هدایت جنگهای شهری تبریز بود. در نقشه شهر تبریز در دوره مشروطه، یک رودخانه تقریباً در وسط شهر است که تبریز را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم میکند و ستارخان در محله «امیرخیز» واقع در قسمت حاشیه شمالی تبریز، عَلَم قیام را بلند کرده است، از آنجا که مقاومت در برابر استبداد و نیروهای استبدادی را آغاز میکند.
به گزارش ایمنا، ستارخان هیچگاه طی زندگی خود دست از مبارزه با ظلم و استبداد برنداشت و همواره در جهت دستیابی به عدالت، با شجاعتی مضاعف کوشید تا صدای مردمی باشد که در زندگی، ظلم و ستم دیدهاند، مردمی که از ظلم حاکمان آن زمان، به ستوه آمده بودند و میخواستند در سایه گسترش عدالت در جامعه، زندگی کنند.
سولماز کاظمی



نظر شما