به گزارش خبرگزاری ایمنا، زندگی خود را بر مبنای تفاهم یا تفاوت ساختن از جمله دوراهیهای است که بین زوجین ایجاد میشود، امروزه بسیاری از افرادی که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند به دنبال یافتن اشتراک یا تفاهم با یکدیگر هستند تا به آرامش برسند، تفاهم در زندگی یکی از مهمترین عوامل موفقیت در روابط انسانی است، این مفهوم، فراتر از توافقهای سطحی یا اجتناب از اختلافات، به معنای درک عمیق از نیازها، احساسات و ارزشهای یکدیگر است.
زندگی مشترک، چه در قالب روابط خانوادگی، دوستانه یا حرفهای، زمانی به اوج میرسد که افراد بتوانند با احترام و درک متقابل، به یک هماهنگی عاطفی و فکری دست یابند، این هماهنگی نهتنها به ایجاد محیطی آرام و پایدار کمک میکند، بلکه روابط را تقویت کرده و حس رضایت و خوشبختی را در افراد افزایش میدهد، با این حال، دستیابی به تفاهم واقعی همواره ساده نیست. گاهی سوءتفاهمها و اختلاف نظرها میتوانند شکافهایی عمیق در روابط ایجاد کنند، در چنین شرایطی، مهارتهای ارتباطی نقش کلیدی ایفا میکنند.
توانایی گوش دادن فعال، ابراز احساسات به شیوهای سالم و پذیرش تفاوتهای فردی، گامهایی اساسی برای ایجاد تفاهم هستند، همچنین، اهمیت خودآگاهی و شناخت نیازهای درونی در این مسیر غیر قابل انکار است، چرا که تنها درک خود میتواند به درک بهتر دیگران منجر شود، برای اینکه زوجین بتوانند روابط خود را بهبود ببخشند و به تعاملی عمیقتر دست پیدا کنند وابسته به این است که تفاهم در زندگی مشترک داشته باشند و تفاهم داشتن یک مهارت است که با یادگیری و تمرین، میتوان آن را تقویت کرد.
داشتن زندگی منطقی، سالم، هدفمند و انعطافپذیر برای مواجهه با مشکلات و فراز و نشیبهای آن، خواسته هر انسان خردمندی است، دستیابی به این هدف ارزشمند وابسته به آموختن مهارتهای زندگی است. مهارتهای خودآگاهی، همدلی، ارتباط مؤثر، روابط بین فردی مؤثر، کنترل خشم، مقابله با هیجانهای منفی، آموزش حل مساله، تصمیمگیری، تفکر خلاق، تفکر انتقادی و مدیریت زمان از یک سو و مهارتهای خاص شامل گروهی از افراد نظیر آموزش پیش و پس از ازدواج، مدیریت بحران، پیشگیری از آسیبهای روانی از مهارتهایی است که آموختن آنها برای زوجین در زندگی دارای اهیمت ویژهای است.
باید دانست که افراد با هم متفاوت میبینند و همین درک تفاوتها در بین زوجین بسیار مهم است. زوجین جنس، شخصیت و دیدگاه اقتصادی شأن با هم متفاوت است. بزرگ شدن در دو خانواده متفاوت، درست مانند رشد در دو فرهنگ متمایز است و این میتواند به تفاوتها و حتی چالشهایی در ازدواج منجر شود، عادات غذایی، جشنها، نحوه نگرش به زندگی و حتی سبک لباس پوشیدن همگی تحت تأثیر فرهنگهای افراد هستند و این تفاوتها میتوانند روابط را پیچیده و سخت کنند، درک و پذیرش این تفاوتها کلید موفقیت در زندگی مشترک است.
ضرورت درک تفاوتها در زندگی مشترک
احمد پدرام، دکترای روانشناسی و مشاوره خانواده درباره اشتباهات زوجین در زندگی مشترک و نحوه برخورد خانواده همسر با آنها به خبرنگار ایمنا میگوید: زندگی مشترک زوجها دارای فراز و نشیب است و بسیاری از یادگیریهای افراد بر مبنای آزمایش و خطا است تعدادی بر مبنای مشاهده و خرده اطلاعاتی است که کم کم جمعآوری میکنند و حتی به رشد بعدی خودشان هم نگاه میکنند پی میبرند که در مواردی از زندگی دچار اشتباهاتی شدند و مواقعی هم بوده که با آنها اشتباه برخورد کردند، مطابق تحقیقاتی که در روانشناسی که انجام گرفته ولی این ذره بین گذاشتن و عیبجویی از افراد از دوران کودکی آنها تا حدودی به نگاه، خطاهای شناختی و یا نگاه منفی خود افراد وابسته است یعنی وقتی افراد میخواهند گذشته پدر و مادر همسر را آنالیز کنند توجه انتخابی به سمت اشتباهات آنها دارند.
وی میافزاید: همین گروه از افراد وقتی میخواهند به رفتارهای پدر و مادر خودشان نگاه کنند احتمال دارد که اشتباهات آنها را نبینند و این روند عمدی و دورویی نیست و در واقع ذهن افراد این خاصیت را دارد و این موضوع یک هشداری است به والدین و زوجها که توجه داشته باشند که تفسیرهای آنها باید بتواند به آن گونه بر حق مبتنی باشد که تفاهم و شرایط طرف مقابل را برای آنها به گونه درستی فراهم کند پدر و مادر زوجه و خود زن و شوهر باید بدانند افرادی که با همدیگر ازدواج میکنند کاملاً فرهنگ، آداب، اصول و اعتقادات آنها با همدیگر میتواند متفاوت باشد و درک تفاوتها و کنار آمدن با این تفاوتها در زندگی مشترک میتواند افراد را به تفاهم برساند.
دکترای روانشناسی و مشاوره خانواده تصریح میکند: اگر ذهن افراد در زندگی مشترک درگیر مسائل و خاطرات تلخ گذشته باشد، باید به این موضوع فکر کنند چرا هنوز درگیر این موارد هستند و فکر کردن به این موضوع که چرا درگیر این مسائل میشوند تا حدودی نیاز به خودآگاهی بیشتر افراد در زندگی زوجی دارد و شاید یک از عیبهای این گروه از افراد این است که بیشتر نکتههای منفی را میبینند و نکات مثبت را در خانواده همسر کمتر میبینند، یا اینکه این گروه از افراد درست میگویند و خانواده همسر اشتباهات متعددی داشتهاند و میتوانند معدل گیری کنند و باید بدانند که در حقیقت انسانها متفاوت هستند و بعضی از افراد نحوه برخورد با عروس را یاد میگیرند و حتی از مشاور هم در این زمینه سوال میکنند اما برخی از خانوادهها این موضوع را یاد نگرفتهاند و خودخواهانه رفتار میکنند و این ضعف در بینش خانواده همسر نباید افراد را غمگین کند و وقتی خطا میکنند نباید خودشان را زیاد اذیت و غمگین کنند.

عوارض توقعهای زوجین در زندگی مشترک
وی عنوان میکند: باید افراد پذیرش خود را بالا ببرند و تنها اشتباهات خانواده همسر را تحمل نکنند، تحمل کردن یعنی اینکه افراد غمها را در درون خود میریزند و در کوله بار و در ذهنشان است، اما پذیرش یعنی اینکه فرد به این نتیجه برسد که چقدر رفتار خانواده همسر با خانواده خودش متفاوت است، زوجین بدانند که ازدواج ورود به سرزمین عجایب است و افراد با مواردی که رو به رو میشوند که بسیار مهم است که توانمندانه بتوانند در این محیط جدید شگفتیهای بسیار و تفاوتهای زیادی با زندگی پدر و مادر خودشان را دارد و مهم این است که با این موارد چگونه برخورد کنند و آیا جنگ راه بیندازند و قهر کنند و از آن اجتناب کنند یا اینکه حل مسئله داشته باشند، به طور یقین حل مسئله راه درستی است و این موضوع به معنی تسلیم و سازگاری با موضوع و دورویی نیست باید افراد توانمندی لازم را برای یافتن حل مسئله و قبول شرایط جدید را داشته باشند.
پدرام خاطرنشان میکند: افراد باید در زندگی جدید و برخورد با خانواده همسر سعی کنند نکات منفی را زیاد بزرگ نکنند و نکات مثبت زندگی را هم دست کم نگیرند و بدانند که در زندگی مشترک همواره مشکلات وجود دارد و باید دقت کنند که در این مسیر موفق به دست آوردن چه مواردی شدند و داشته و یافتههای خود را ببیند و تنها به آنچه که از دست دادند و صدمه دیدند فکر نکنند و بدانند که همه در زندگی خطاهایی داشتهاند.
وی در خصوص عوارض توقعهای زوجین در زندگی مشترک اظهار میکند: باید زوجها بدانند که در زندگی بعضی اوقات نیازهایی داشتهاند و در برخی موارد توقعهایی را دارند و اینکه توقعها مادر همه بیماریها است و توقعها انسانها را زمین میزند و علامه جعفری یک جمله بسیار زیبایی دارد که میگوید: «بدبخت کسی است که نمیداند خوشبخت است» یعنی به داشتههای خود نگاه نمیکند و معمولاً در زندگی زوجین این نوع مشکلات وجود دارد و اگر بخواهند مقصر هم پیدا کنند باید تا حدودی تقسیم تقصیر کنند و در مواردی هم پدر و مادر در عروس داری و داماد داری و در شوهر دادن دختر و زن گرفتن برای پسر خودشان اشتباه میکنند.
دکترای روانشناسیو مشاوره خانواده تاکید میکند: به این موضوع فکر نکنیم که تنها زوجین جوان با یکدیگر مشکل دارند معمولاً در خانوادهها پدر و مادرها هم در عروس داری و داماد داری مشکل دارند و در زمینه فرزند پروری والدین بعد از ازدواج فرزندان هم میتوانند با طرف داری از پسر خود مشکلاتی را برای زندگی مشترک او با همسرش به وجود آورند و عروس را از دست خودشان ناراحت کنند یا والدین دختر میتوانند با طرفداری از دخترشان در زندگی مشترک با همسرش در مواردی داماد را از دست خودشان ناراحت کنند و همه این موارد نیاز به آموزش خانوادهها در این زمینه از رسانههای سالم و کمک گرفتن از مشاور دارد، باید زوجها در ازدواج و زندگی مشترک سازگاری، پخته شدن و خودشناسی را مدنظر داشته باشند و بدانند که رسیدن به خودشناسی در زندگی مشترک معمولاً رنج آمیز بوده و به سهولت به دست نمیآید.
مبرهن است که تفاهم بین زوجین، کیفیت زندگی مشترک را بالا میبرد و روابط سالمتری را به وجود میآورد، چرا که ایجاد سو تفاهم بین زوجین، باعث استرس و ناراحتی بین آنها میشود و کانون گرم و صمیمی خانواده را به خطر خواهد انداخت، معمولاً افرادی که همدیگر را درک میکنند، روابط سالمتری دارند، تفاهم به معنای مانند هم بودن و شبیه و هم نظر بودن نیست، افرادی که در زندگی با یکدیگر تفاهم دارند، میتوانند با وجود اختلافات و هم عقیده نبودن نیز زندگی شادی داشته باشند.
تبدیل تفاوتها به تفاهم در زندگی یکی از مهمترین مهارتهایی است که میتواند روابط را عمیقتر و شیرینتر کند. تفاوتها میان افراد امری طبیعی است؛ چراکه هر فرد با تجربیات، باورها و شخصیت منحصربهفرد خود وارد رابطه میشود. اما این تفاوتها میتوانند به فرصتی برای رشد و نزدیکی بیشتر تبدیل شوند، اگر به شیوهای درست مدیریت شوند. اولین قدم برای تبدیل تفاوتها به تفاهم، شناخت و پذیرش آنها است، باید زوجین به جای تمرکز بر نقاط ضعف یا تفاوتها بهعنوان مانع، به آنها به چشم تنوعی نگاه کنند تا رابطه آنها را غنیتر کند.
پذیرش اینکه شریک زندگی آنها فردی متفاوت است، پایهای برای ایجاد احترام متقابل است، ارتباط یکی از ابزارهای کلیدی برای درک تفاوتها است، وقتی به جای بحث یا سرزنش، به حرفهای یکدیگر گوش میدهند، احساس همدلی و درک متقابل شکل میگیرد، زوجین در زندگی مشترک باید سعی کنند در هنگام اختلاف نظر، آرامش خود را حفظ کنند و به جای حمله یا دفاع، سوالاتی بپرسید که انگیزه و احساس طرف مقابل را بهتر بفهمند.
زوجین در زندگی مشترک باید به جای تلاش برای تغییر یکدیگر، روی پیدا کردن راهحلهایی تمرکز کنند که برای هر دو طرف قابلقبول باشد، گاهی سازش و گاهی انعطافپذیری میتواند تعادل را در رابطه حفظ کند، این فرایند به آنها کمک میکند تا به جای نگاه به تفاوتها بهعنوان مشکل، آنها را ابزاری برای یادگیری و تکامل بدانند، یکی از جنبههای مهم تفاهم این است که دیدگاههای متفاوت را به رسمیت بشناسند، هر فرد دیدگاه خاص خود را دارد که میتواند مکمل شما باشد. این ارزشگذاری باعث میشود که نهتنها تفاوتها را بپذیرید، بلکه از آنها برای رشد و تقویت رابطه بهره ببرید.