وی در ادامه افزود: «دولت اسرائیل فکر می کند هفت میلیارد انسان روی کره خاکی هیچ هستند و همه باید در جهت منافع اسرائیل تلاش کنند. آن ها طوری وانمود می کنند که تمامی مسلمانان جهان و به ویژه مردم ایران می خواهند آن ها را نابود کنند.»
مجری این شبکه در خاتمه، اشاره هایی نیز به اسرائیل ستیزی [!] "محمد رضا شاه" نمود و مدعی شد شاه ایران نیز همانند "جمهوری اسلامی" دشمن اسرائیل بوده و روابط تیره ای با سران اسرائیل داشته و هرگز راضی نشده روابط حسنه ای را با سران این کشور برقرار کند.
ادعای اسرائیل ستیزی "شاه مخلوع ایران" توسط مجری این شبکه کاملا مضحک، و از بی سوادی و بی اطلاعی وی حکایت دارد. اسناد و مدارک روابط نزدیک و گرم شاه و رژیم صهیونیستی به قدری آشکار و شهره است که نیازی به بیان ندارد. روابط شاه خائن ایران با رژیم صهیونیستی چنان گرم بوده که اسرائيل دوست، هم پيمان و متحد بسيار نزديك دولت شاهنشاهي به حساب ميآمد. بر همين اساس مقامات بلندپايه رژيم صهيونيستي به طور مكرر به ايران آمد و رفت داشتند و با سران و مقامات رده بالاي كشور ملاقات ميكردند. اين ملاقاتها بعضاً با بازتابهاي سياسي فراوان همراه بود و موجب عكسالعمل بعضي كشورهاي اسلامي منطقه نيز ميشد. سفرای رژیم صهیونیستی هر کاری دلشان می خواست در زمان شاه در ایران انجام می دادند. طبق مدارک تاریخی گاهی شاه فراری ایران از روابط بسیار گرم و علنی خود با اسرائیل بهخاطر موضعگیری کشورهای منطقه نگران می شد.
سفر «آبا ابان» معاون نخستوزير رژيم صهيونيستي به تهران در دي ماه سال ۱۳۴۳ و يا سفر "لوي اشكول" نخستوزير اسرائيل به ايران و ملاقات او با هويدا نخستوزير وقت در تيرماه سال ۱۳۴۵ دو نمونه از اين وقايع است. گفتني است كه عليرغم تأكيد مقامات دولت شاهنشاهي، مبني بر پنهان نگهداشتن اين سطح از روابط، محافل صهيونيستي بدون توجه به گفته های دولت شاهنشاهي مطابق مطامع و منافع خود اقدام ميكردند. نامه صادق صدريه نماينده رژيم پهلوي در فلسطين اشغالي خطاب به وزارت امور خارجه ايران در تاريخ ۲۹/۳/۱۳۴۵، در اين باره چنين حكايت ميكند:
«... جمعه گذشته ۲۷ خرداد كه با مدير كل وزارت خارجه مذاكره داشتم، اظهار ميداشت كه شايد در همين وقت نخستوزيران دو كشور در تهران مشغول مذاكره باشند. مشاراليه اضافه كرد كه براي ملاقات و مذاكره آقاي اشكول با جناب آقاي هويدا نخستوزير ايران در تهران تماس گرفته شده و جناب آقاي هويدا بدين شرط موافقت فرمودهاند كه در جرايد ذكري از آن نشود. ليكن با كمال تأسف روزنامه "معاريو" ديروز خبري در اين مورد انتشار داده كه نميدانيم از چه منبعي كسب نموده است. به هر حال فوراً به وسيله تلگراف به تهران اطلاع دادهايم كه قبلاً به استحضار مقامات دولت شاهنشاهي برسد و جنبه خلف وعده از طرف اسرائيل به خود نگيرد، ولي اميدوارم كه اين امر موجب لغو قرار ملاقات نشود...»
درباره بازتاب سياسي اين ملاقات نيز، وزير امور خارجه وقت ايران طي نامهاي سري به هويدا نخستوزير وقت چنين نوشت:
«... بنابر گزارشهاي تلگرافي واصل از سفارت شاهنشاهي در بيروت، روزنامهالانوار به نقل از مجله نيوزويك آمريكا نوشته است كه لوياشكول نخستوزير اسرائيل هنگام مراجعت از آفريقا به تلآويو، دو ساعت در فرودگاه تهران توقف و پيرامون اوضاع سياسي خاورميانه و چگونگي همكاري در مبارزه با مصر و شخص "عبدالناصر" با جناب آقاي هويدا نخستوزير ايران مذاكره نمود و ملاقات مزبور كاملاً سري انجام گرفت. روزنامه الشعب هم پيرامون خبر مننتشره در ملاقات مزبور نوشته است...»
افشاي سفر مقامات بلندپايه اسرائيلي و ملاقات آنها با سران و سردمداران حكومت شاهنشاهي ايران به همان اندازه كه براي رژيم پهلوي دردسرساز بود، براي اسرائيل منفعت سياسي در پي داشت.
از جمله اين سفرها و ملاقاتها، حضور "موشهدايان" وزير وقت كشاورزي و رئيس اسبق ستاد ارتش اسرائيل در سال ۱۳۴۱ و ۱۳۴۳ در تهران، سفر "سپير باهين" وزير دارايي اسرائيل به همراه يك هيأت بازرگاني براي قراردادهاي نفتي در سال ۱۳۳۶ به تهران و سفر "شريفامامي" رئيس وقت مجلس سنا به اسرائيل در تيرماه ۱۳۴۳ بود. گفته ميشد كه شريفامامي در اين سفر مبلغ چهار ميليون تومان از اسرائيل به عنوان رشوه دريافت كرده بود تا براي شناسايي كامل و رسمي اسرائيل از سوي دولت شاهنشاهي اقدام كند.
مسافرت "سرلشگر بالاسكوف" رئيس ستاد ارتش اسرائيل به تهران در ديماه ۱۳۴۱، سفر "ژنرال مهيراميت" رئيس سازمان امنيت اسرائيل به ايران در سال ۱۳۴۳، مسافرت "ژراد اسرائيل" معاون دبيركل اتحاديه جهاني اسرائيلي به تهران در سال ۱۳۴۵، ورود يك هيأت اسرائيلي به سرپرستي "اشكول" وزير وقت دارايي و معاون او به تهران دراسفندماه سال ۱۳۳۸، سفر "مكليف" يكي از مسؤلان كارخانه لوازم يدكي هواپيما و هليكوپتر از تلآويو به تهران در سال ۱۳۵۳ براي عقد قرارداد با مقامات ارتش شاهنشاهي و سفر "آرونويز" رئيس كل شركت تهال نمونههاي ديگري از روابط بسيار نزديك دو رژيم پهلوي واسرائيل بود.
نمونههاي ديگر در اين باره، سفر "جانروچيلد" يهودي بانكدار معروف انگليسي به همراه دستيارش به تهران در ديماه ۱۳۵۳، براي افتتاح شعبه بانك خود در ايران، ورود "موشهبتان" و "آوروبن دورو" از مقامات شركت نفت اسرائيل به تهران در فروردين سال ۱۳۵۳ براي عقد قرارداد نفتي و همچنين سفر ژوزف نحمياس نماينده نفت اسرائيل در خرداد سال ۱۳۵۳ به تهران بود.
گفتني است سفر مقامات نفتي اسرائيل به تهران به طور مكرر انجام ميگرفت. به طوري كه بندورو نماينده نفتي اسرائيل در تير و سپس مرداد سال ۱۳۵۳ چند بار به ايران مسافرت كرد.
سفر "ايگال آلون" معاون نخستوزير اسرائيل به ايران در سال ۱۳۵۴، سفر "نعمتالله نصيري" رئيس ساواك به تلآويو در آبان سال ۱۳۵۴ و ملاقات با "اسحاق رابين" نخستوزير وقت رژيم صهيونيستي همچنين سفر "رابين" به تهران در مرداد ۱۳۵۴ و تقاضاي مجدد او براي حضور در ايران و ملاقات با "محمدرضا پهلوي" و نيز اعلام موافقت شاه با اين سفر و ملاقات و حتي تعيين مكان و زمان آن در روز جمعه ۲۵ تير ۱۳۵۵ در شهرستان رامسر و همچنين سفر "موشهدايان" وزير خارجه رژيم صهيونيستي و معاونش به تهران در چهارم دي ۱۳۵۶ و نيز سفر محرمانه "مناخيمبگين" نخستوزير وقت اسرائيل به تهران در اسفند ۱۳۵۶ و تقاضاي مجدد وي در مهرماه ۱۳۵۷ براي سفر غيررسمي و پنهان به تهران و ملاقات با شاه از ديگر نمونههاي رفت و آمد سران دو رژيم به تهران و تلآويو بود.
گفتني است كه در مورد اخير به دليل شرايط و فضاي كاملاً انقلابي حاكم بر ايران، محمدرضا شاه، حضور "مناخيم بگين" را به مصلحت دستگاه شاهنشاهي نديد و آن را به آينده موكول كرد و اين پاسخ در دي ماه ۱۳۵۷ به "ديويد كيمچه" معاون سرويس اطلاعاتي اسرائيل كه به ايران سفر كرده بود ابلاغ شد. ذكر اين نكته خالي از فايده نيست كه بسياري از ملاقاتهاي سران عالي رتبه دو رژيم در خارج از تهران و عمدتاً در شهرستان رامسر برگزار ميشد تا به اين طريق از افشاي برخي اسرار كه به نفع و مصلحت دستگاه شاهنشاهي در داخل و خارج ايران نبود جلوگيري شود.
براي مثال، در تيرماه سال ۱۳۵۵، كه رئيس سرويس اطلاعاتي اسرائيل به ايران سفر كرده بود، ملاقات او و مقامات بلندپايه اسرائيلي با نخستوزير، رئيس ساواك، دستيار نخستوزير و برخي مقامات ديگر ايراني در شهرستان رامسر برگزار شد. همچين ژنرال طوفانيان معاون وقت وزارت جنگ شاهنشاهي در سال ۱۳۵۵ به تلآويو مسافرت و با ژنرال موشهدايان وزير امور خارجه رژیم صهیونیستی و "عزر وايزمن" وزير دفاع آن رژيم ملاقات و گفت و گو كرد.
موارد مزبور تنها نمونههايي از سفر مقامات بلندپايه ايراني به اسرائيل و مسافرت دولتمردان و سران رژيم صهيونيستي به ايران شاهنشاهي و یا تنها مواردی کوچک از "اسرائیل ستیزی" [!] پهلوی بود.
خبرگزاری ایمنا: "هنگامه افشار" مجری شبکه سلطنت طلب "پارس" (PARSTV) دیروز در برنامه سیاسی خود به بررسی جنجال های دولت اسرائیل در رابطه با ایران پرداخت و دراین خصوص گفت: «به نظر می رسد اسرائیل مقداری فتیله جنگی خودش را پایین کشیده است. نتانیاهو فکر می کند آمریکا خونه خاله است و هر وقت که دلش بخواهد می تواند به آمریکا برود و با سران این کشور ملاقات کند. "اوباما" وقت ملاقات نداده است چون آنقدر مشکلات دارد که نمی خواهد خودش را درگیر مسائل جنگی اسرائیل بکند.»
کد خبر 74426
نظر شما