۱۳ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۲:۴۵
از خیانت کوفیان تا واقعه عاشورا

دهه اول محرم برای شیعیان از اهمیت بالایی برخوردار است و سال‌هاست حزن و اندوه آن بر دل مسلمانان نشسته است؛ در هر یک از روزها و شب‌های محرم وقایع ناگواری رخ‌ داده است که منجر به واقعه عاشورا شد.

به گزارش ایمنا، واقعه عاشورا و شهادت امام سوم شیعیان در حالی رخ داد که مسلم ابن عقیل فرزند عقیل ابن ابی‌طالب، پسرعموی حسین ابن علی، برادرزاده علی ابن ابی‌طالب و سفیر حسین ابن علی در کوفه برای بررسی اوضاع و بیعت گرفتن از مردم بود. او به علت خیانت کوفیان در کوفه بی‌یاور ماند و عاقبت به چنگ عبیدالله بن زیاد گرفتار شد و به شهادت رسید.

حضرت مسلم ابن عقیل از جمله شخصیت‌های ممتاز حادثه عاشورا است که مانند برخی از بزرگان این قیام سترگ، کم‌تر در گفته‌ها و نوشته‌ها به او پرداخته شده و شخصیت ایشان بیشتر با واقعه عاشورا شناخته می‌شود.

مسلم در پنجم شوال سال ۶۰ هجری مخفیانه وارد کوفه شد. بعد از ورود به خانه مختار ثقفی رفت. شیعیان پس از مدتی نزد او آمدند و از وی استقبال کردند و با او بیعت کردند. مدت ۳۵ روز بعد از ورود مسلم حدود ۱۸ هزار نفر با او بیعت کردند تا این‌که حاکم کوفه برکنار و عبیدالله بن زیاد به‌جای او برگزیده شد. عبیدالله با تهدید مردم، سران قبایل را از اطراف مسلم پراکنده کرد.

برخی از تاریخ‌پژوهان با تحلیل وقایعی که در ادامه حضور مسلم در کوفه روی داد تعداد واقعی بیعت‌کنندگان با مسلم بن عقیل را بسیار کمتر از آنچه در منابع نقل شده است، دانسته‌اند.

هنگامی‌که مسلم در تنهایی بود، عبیدالله سپاهی را برای دستگیری او عازم کرد، این در حالی بود که مسلم در خانه زنی به نام طوعه پناه گرفته بود. مسلم با تمام توان به مبارزه با سربازان عبیدالله پرداخت و شجاعانه ایستادگی کرد اما در نهایت توسط سربازان عبیدالله بن زیاد دستگیر شد. بعد از دستگیری او را نزد عبیدالله بردند و بعد از گفت‌وگوی تند میان آن دو، عبیدالله دستور داد که او را بالای بام دارالاماره کوفه بردند تا شخصی که به دست او زخمی شده بود، او را گردن بزند.

از جمله حضور فعال مسلم بن عقیل در دوران خلافت امام علی (ع) حضور او در جنگ صفین در سال ۳۷ هجری است. در این جنگ علی سپاه خود را به حسن، حسین، عبدالله جعفر و مسلم سپرد. از شرکت او در این جنگ و قرار گرفتن او در ردیف این سه تن مشخص می‌شود که سن او برابر با آن‌ها بوده است و نامش در شمار سرداران سپاه علی ذکر شده است و همچنین در دوران حسن، مسلم در شمار همراهان او گفته شده است.

مهم‌ترین فعالیت سیاسی مسلم شرکت او در فتح «بهنسا» است. بهنسا نام منطقه‌ای در آفریقای شمالی است که در مصر بوده و از نظر اقتصادی از جمله مناطق پردرآمد آفریقا به‌شمار می‌رفته است. در این جنگ مسلم همراه دو برادر بزرگش جعفر و علی حضور داشت. در این حمله فضل بن عباس و برادرش، عبدالله بن عباس از یک‌سو و جعفر عقیل و مسلم بن عقیل از سوی دیگر یورش بردند و جنگ آغاز شد و دو لشکر مسلمانان و مسیحیان به هم رسیدند؛ درنهایت مسلمانان پیروز شدند.

شب و روز دوم: ورود به کربلا

روز دوم محرم امام حسین (ع) به همراه یاران خود وارد سرزمین نینوا شد و در این هنگام بود که «حرّ» در نامه‌ای به عبیدالله بن زیاد، ورود حسین بن علی (ع) را به اطلاع او رساند و همین آغازی بر مصائب اهل‌بیت (ع) بود.

امام حسین (ع) در دوم محرم سال ۶۱ هجری به اتفاق یاران خویش به سرزمین کربلا وارد شد، که سرآغاز حماسه‌های عظیم عاشورا است. مصائب اهل‌بیت (ع) از روز دوم محرم که وارد کربلا شدند شروع شد و روز به‌روز کار را بر آن‌ها سخت‌تر کرد.

شب و روز سوم: روضه رقیه دختر امام حسین (ع)

در روز سوم محرم، امام حسین (ع) در سرزمین کربلا مستقر شدند و عمر بن سعد با لشگریان خود وارد صحرای کربلا شد.

طبق تاریخ امام پس از استقرار در سرزمین کربلا دستور برپایی خیمه‌ها را می‌دهند، اما با یک تفاوت بزرگ، در سفرهای گذشته خیمه‌ها روی تپه و بلندی بر پا می‌شد، اما این بار امام (ع) دستور می‌دهد که خیمه‌ها روی سطح صاف یا فرورفتگی بر پا شود. شاید منظور از این دستور امام این بود که کودکان و زنان در میدان جنگ و درگیری چیزی را مشاهده نکنند تا دچار ترس و وحشت نشوند.

حربن یزید ریاحی که از سوی دشمن مأمور شده بود تا با سپاهیانش راه را بر امام ببندد در مقابل کاروان امام خیمه می‌زند و در اولین اقدام عبیدالله را از ورود امام به کربلا باخبر می‌سازد.

خریداری اراضی کربلا:

از اتفاقاتی که در روز سوم محرم به روایت تاریخ رخ داده است، خرید زمین کربلا توسط امام حسین (ع) بود. امام زمین کربلا را از اهل نینوا خریدند و شرط کردند که هر کس که علاقه‌مند به زیارت قبور شهدا و قبر حضرت بود او را پذیرایی و هدایت کنند.

شب و روز چهارم: فرزندان حضرت زینب (س)، یا حر بن یزید ریاحی، یا طفلان مسلم یا برخی از اصحاب معروف مثل حبیب بن مظاهر، زهیر

در این روز یزید به ابن زیاد به عمر سعد دستور داد که یا از امام حسین (ع) و یارانش برای یزید بیعت بگیرد و یا آن حضرت و همراهانش را به شهادت برساند.

عمر سعد به‌محض ورود به کربلا، پیکی را به خیمه‌گاه امام حسین (ع) فرستاد تا از آن حضرت درباره علت خروج از مکه سوال کند. امام (ع) به پیک عمر فرموده بود: «مردم دیار شما من را به کوفه دعوت کردند. حال اگر خوش ندارید، برمی‌گردم.» او بعد از دریافت جواب امام حسین (ع)، به سرعت نامه‌ای برای عبیدالله بن زیاد فرستاد و جواب امام را به او گزارش داد. نامه عمر سعد در روز چهارم محرم به دست عبیدالله رسید.

شب و روز پنجم: عبدالله بن حسن یا اصحاب امام حسین (ع)

در این روز عبیداللّه بن زیاد، شخصی بنام «شبث بن ربعی» را به همراه یک هزار نفر به‌طرف کربلا گسیل داد.

عبیداللّه بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام «زجر بن قیس» بر سر راه کربلا بایستد و هر فردی را که قصد یاری امام حسین (ع) داشته و بخواهد به سپاه امام (ع) ملحق شود، به قتل برساند. همراهان این مرد ۵۰۰ نفر بودند.

در این روز با توجه به تمام محدودیت‌هایی که برای نپیوستن کسی به سپاه امام حسین (ع) صورت گرفت، مردی به نام «عامر بن ابی سلامه» خود را به امام (ع) رساند و سرانجام در کربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.

بنا به روایت واقدی در کتاب گران‌سنگ المغازی، سریه عبدالله بن انیس در روز دوشنبه، پنجم ماه محرم، مطابق با پنجاهوچهارمین ماه هجرت نبوی آغاز شد و به مدت ۱۲ روز ادامه یافت و هفت روز باقی‌مانده از محرم پایان یافت.

شب و روز ششم: قاسم بن حسن

در این روز «حبیب بن مظاهر اسدی» به امام حسین (ع) گفت: یابن رسول اللّه! در این نزدیکی طایفه‌ای از بنی اسد سکونت دارند که اگر اجازه دهی من به نزد آن‌ها بروم و آن‌ها را به‌سوی شما دعوت کنم.

امام (ع) اجازه داد و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آن‌ها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده‌ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت می‌کنم، او یارانی دارد که هر یک از آن‌ها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند کرد. عمر بن سعد او را با لشکری انبوه محاصره کرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شمارا به این راه خیر دعوت می‌کنم.

در این هنگام مردی از بنی‌اسد که او را «عبداللّه بن بشیر» می‌نامیدند برخاست و گفت: من اولین کسی هستم که این دعوت را اجابت می‌کنم.

شب و روز هفتم: علی‌اصغر و در برخی مناطق حضرت ابوالفضل

روز هفتم محرم، عمر بن سعد، عمر بن حجاج را با ۵۰۰ سوار در کنار شریعه فرات مستقر کرد و مانع دسترسی امام حسین (ع) و یارانش به آب شد. این رفتار غیرانسانی سه روز قبل از شهادت امام حسین (ع) صورت گرفت.

روز هفتم محرم آب به روی سپاه امام حسین (ع) بسته شد و آرام‌آرام زمان هرچه بیشتر به نمایانگر شدن جلوه‌های ایثارگری در صحرای کربلا نزدیک می‌شد.

امام باقر (ع) فرمودند: «امام حسین (ع) از کربلا نامه‌ای برای محمد بن حنفیه فرستاد که متن آن چنین بود: «بسم‌الله الرحمن الرحیم من الحسین بن علی الی محمد بن علی و من قبله من بنی‌هاشم، اما بعد فکان الدنیا لم تکن و کان الاخرة لم تزل، والسلام؛ نامه‌ای است از حسین بن علی به محمد بن علی و دیگر بنی‌هاشم. اما بعد، مثل این‌که دنیا اصلاً وجود نداشته و آخرت همیشگی و دائم بوده و هست.»

در شب هفتم امام حسین (ع) با عمر سعد ملاقات و گفت‌وگو کرد. خولی بن یزید اصبحی، چون عداوت شدیدی با امام حسین (ع) داشت ماجرا را به عبیدالله بن زیاد گزارش داد و آن ملعون نامه‌ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقات‌ها برحذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.

شب و روز هشتم: علی‌اکبر

حضرت عباس (ع) و تعدادی از سربازان امام، شبانه به سمت رود فرات رفتند و ضمن درگیری با مأموران عمر سعد، موفق به آوردن مقداری آب به خیمه‌ها شدند.

صحرای کربلا در روز هشتم محرم سال ۶۱ هجری شاهد جریان‌های غریب و ظالمانه‌ای در حق امام حسین (ع) و خانواده و یاران آن حضرت بود. در این روز تعدادی از یاران امام اقدام به حفر چاه کرده بودند. خبر این ماجرا به عبیدالله ین زیاد رسید و او به عمر بن سعد دستور داد که در اسرع وقت جلوی حفر چاه را بگیرند تا امام حسین علیه‌السلام در تشنگی بمانند.

عمر بن سعد هم یاران آن حضرت را تهدید کرد که چاه را از خاک پر کنند، در غیر این صورت به آن‌ها حمله خواهد کرد. ساعتی بعد، تشنگی در میان کاروان امام بالاگرفته بود. به همین دلیل حضرت عباس (ع) از سوی امام حسین (ع) مأمور آوردن آب به خیمه‌ها شدند. ماجرای آوردن آب در تاریکی شب اتفاق افتاد و از آن زمان به بعد، عنوان سقایت به حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) اطلاق شد.

شب و روز نهم: تاسوعا

روز نهم تاسوعا است و روضه حضرت ابوالفضل (ع) (عباس بن علی) خوانده می‌شود. مهم‌ترین رویدادی که در روز نهم محرم سال ۶۱ هجری اتفاق افتاد، ورود شمر بن ذی‌الجوشن به صحرای کربلا بود که موجب درگرفتن جنگ در روز عاشورا شد. در این روز، همچنین شمر امان‌نامه‌ای برای حضرت عباس (ع) و برادران ایشان آورد که آن‌ها با شجاعت دست رد بر سینه او زدند.

در عصر روز نهم محرم سال ۶۱ هجری، شمر بن ذی‌الجوشن ضبابی در حالی که نامه‌ای از عبیدالله بن زیاد را به همراه داشت، به بیابان کربلا رسید.

شب و روز دهم: عاشورا

روز دهم روز عاشورا که روضه‌های مربوط به شخص امام حسین (ع) خوانده می‌شود. عاشورا روز دهم ماه محرم است. شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که در آن بزرگ‌ترین مصیبت عالم رخ داد و امام حسین (ع) به همراه یارانش در سرزمین کربلا در جنگ با سپاه کوفه به فرماندهی عمر بن سعد به شهادت رسیدند.

امام حسین (ع) بعد از نماز صبح سپاه خود که متشکل از ۳۲ تن سواره و ۴۰ تن پیاده بود را به سه دسته تنظیم کرد و فرماندهی یک گروه را خود و دیگر گروه‌ها را به (زهیر بن قین) و (حبیب بن مظاهر) واگذار کرد. همچنین پرچم سپاه را به حضرت ابوالفضل (ع) سپرد. سپس دو سپاه در برابر هم صف‌آرایی کردند و آماده نبرد با یکدیگر شدند.

وقایع روز عاشورا

امام حسین (ع) پیش از آغاز جنگ، تلاش بسیاری کرد تا از خونریزی و کشتار مسلمانان در هر دو طرف جلوگیری کند. اما دشمن که به تعداد سپاه خود مغرور بود به هیچ پیشنهادی پاسخ مثبت نداد و خواهان آغاز جنگ بود.

امام حسین برخی از یاران خود را نزد سپاه دشمن فرستاد تا بابیان واقعیت آن‌ها را از ادامه این راه مصرف کنند، ایشان خود نیز با بیان خطبه‌هایی، دشمن را به صلح و پیش‌گیری از خونریزی دعوت نمود، (لهوف سید طاووس، ص ۱۱۴) اما به‌غیر از تعدادی اندک که از خواب غفلت بیدار شدند و به سپاه امام پیوستند، بقیه حاضر به درک واقعیت نبودند.

کد خبر 592540

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.