۲۵ تیر ۱۴۰۱ - ۰۵:۲۲
ناتوانی غرب در مقابل روسیه

بیش از چهار ماه از جنگ اوکراین می‌گذرد. تحولات میدانی نشان می‌دهد تمرکز این جنگ همچنان بر شرق اوکراین است و روس‌ها روز به روز حلقه محاصره را در این منطقه تنگ‌تر می‌کنند.

به گزارش خبرنگار ایمنا، پنجم اسفندماه بود که روسیه تهاجم گسترده‌ای را به اوکراین، همسایه غربی خود آغاز کرد. این درگیری نظامی نتیجه تشدید تنشی بود که از سال ۲۰۱۴ در روابط روسیه و اوکراین شکل گرفته بود و بزرگ‌ترین حمله نظامی متعارف به خاک اروپا از زمان جنگ جهانی دوم خوانده می‌شود.

پیش از این تهاجم، روند نفوذ نظامی روسیه در اوکراین، از اوایل سال ۲۰۲۱ آغاز شده بود و طی آن ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه از گسترش ناتو از سال ۱۹۹۷ به‌عنوان تهدیدی برای امنیت کشورش انتقاد کرد و خواستار ممنوعیت قانونی پیوستن به ائتلاف نظامی برای اوکراین شد همچنین نظریه بازپیوندخواهی (بازپس‌گیری سرزمین‌های شوروی سابق) را مطرح کرد اما با وجود افزایش نیروها، مقامات روسیه از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲ بارها طرح روسیه برای حمله به اوکراین را رد کردند.

عملیات نظامی روسیه از شرق اوکراین، جنوب بلاروس (متحد روسیه) و شبه‌جزیره کریمه انجام شد و پس از این تهاجم بسیاری از مردم اوکراین به سمت مرزهای همسایگان غربی اوکراین به‌ویژه لهستان گریختند.

پاسخ ولادیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین به این حمله، اعلام حکومت نظامی، قطع روابط دیپلماتیک با روسیه و دستور بسیج عمومی بود.

با اینکه اوکراین از سال ۱۹۹۱ به‌عنوان یک کشور مستقل به‌رسمیت شناخته شده بود اما از سوی روسیه به‌عنوان یک جمهوری تشکیل‌دهنده اتحاد جماهیر شوروی سابق، به‌عنوان بخشی از حوزه نفوذ آن به‌شمار می‌رفت.

روسیه پیوستن اوکراین به ناتو و به‌طور کلی گسترش ناتو را تهدیدی برای امنیت ملی این کشور اعلام کرد و در برابر، اوکراین و دیگر کشورهای اروپایی همسایه، پوتین را به تلاش برای احیای امپراتوری روسیه یا اتحاد جماهیر شوروی و به‌دنبال آن سیاست‌های نظامی تهاجمی متهم می‌کنند.

اروپا باعث و بانی جنگ اوکراین است

پاتریک ساهاکیان در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا در خصوص اهداف این جنگ اظهار کرد: جنگ روسیه و اوکراین وابسته به سیستم امنیت روسیه است زیرا کشورها و دولت‌های پیرامونی در هر منطقه بخشی از امنیت یک کشور هستند و در صورتی که جنگ یا درگیری در یکی از همسایگان رخنه کند به عنوان یک تهدید برای همه کشورهای منطقه به شمار می‌آید.

وی یکی از اهداف روسیه از حمله به اوکراین را تأمین امنیت منطقه‌ای دانست و افزود: روسیه خواهان برقراری امنیت منطقه‌ای برای کشور خود است و باید این حق را به روسیه داد که نسبت به امنیت کشورهای پیرامون قلمروی خود حساسیت‌هایی داشته باشد که به عنوان تهدید برای این کشور قلمداد نشود.

این کارشناس سیاست بین‌الملل پیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا را تهدیدی جدی برای روسیه دانست و گفت: دلیل اصلی تهاجم روسیه به اوکراین این بود که این کشور تلاش می‌کند از نزدیک شدن تهدید ناتو به مرزهای خود جلوگیری کند اما موضوع قابل پیش‌بینی این جنگ، شکنندگی قدرت اروپا و ناتو بود.

وی با اشاره به حمایت‌های ناتو از اوکراین پیش از شروع درگیری این کشور با روسیه، خاطرنشان کرد: کشورهای عضو اتحادیه اروپا که پیش از آغاز جنگ، از اوکراین بسیار حمایت کردند و حتی می‌توان گفت که باعث و بانی تحریک زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین برای ورود به این جنگ بودند در عمل و با شروع درگیری، شکنندگی قدرت اروپا و ناتو را به نمایش گذاشتند که بدون حمایت دیگر اعضای ناتو، توان تأمین امنیت خود را نیز ندارد.

ساهاکیان جنگ روسیه و اوکراین را درگیری میان یک قدرت و یک کشور توصیف کرد و ادامه داد: این جنگ بین دو کشور نیست و به همین دلیل پیامدهای آن برای کشور اوکراین سنگین خواهد بود و همان‌گونه که روی نظام اقتصاد و روابط بین‌الملل جهان نیز تأثیر گذاشته است، نظم بین‌المللی را از نظر اقتصادی، سیاسی و روابط دستخوش تغییر و تحول کرده است.

قلمروی حاکمیتی روسیه در کشورهای تازه استقلال یافته

وی درباره دیگر اهداف روسیه از این جنگ گفت: اقدام نظامی روسیه برای کشورهای دیگر منطقه حامل این پیام است که کشورهای تازه استقلال یافته از روسیه عضو اتحادی به نام پوتینیست و جزو قلمروی حاکمیتی این کشور هستند و پوتین اجازه نمی‌دهد هیچ‌یک از کشورهای تحت قلمرو خود از حاکمیت او خارج شوند.

این کارشناس سیاست بین‌الملل با اشاره به تلاش گرجستان برای انجام چنین اقدامی در سال ۲۰۱۴ اظهار کرد: این اقدام بلافاصله با برخورد نظامی روسیه روبه‌رو شد و در سال ۲۰۲۰ که نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان سعی کرد از روسیه فاصله بگیرد و به اتحادیه اروپا نزدیک شود، شاهد بودیم که در جنگ قره‌باغ مورد حمایت ناتو قرار نگرفت و در نهایت خاک سرزمینی قره‌باغ را از دست داد.

وی ادامه داد: موارد فراوانی از این دست وجود دارد که می‌تواند به عنوان درس عبرت یا تجربه برای سیاست‌مداران قابل استفاده باشد تا بتوانند روابط آتی خود را پیش‌بینی کنند زیرا طبیعی است که روسیه هرگز اجازه نخواهد داد ناتو یا اتحادیه اروپا در منطقه نفوذ کند و پایگاهی داشته باشد.

ساهاکیان درباره چشم‌انداز جنگ اوکراین تصریح کرد: معمولاً جنگ موضوعی قابل پیش‌بینی نیست و جنگ روسیه و اوکراین نیز زمانی آغاز شد که این دو کشور نتوانستند به توافق‌های دیپلماتیک دست یابند زیرا سیاست روسیه برخلاف اوکراین بود و آن‌ها نتوانستند این مشکل را بر اساس مذاکرات حل کنند به همین دلیل به جنگ متوسل شدند.

وی با اشاره به نقش تعیین کننده قدرت در سرنوشت جنگ گفت: قدرت تنها در زمینه نظامی نیست بلکه مجموعه‌ای از توانایی‌های بالفعل و بالقوه یک کشور است که مباحث پیرامونی نیز روی آن بسیار تأثیرگذار است.

کفه سنگین‌تر زیان برای اوکراین

این کارشناس علوم سیاسی و روابط بین‌الملل درباره خسارت‌های جنگ برای دو طرف اظهار کرد: با توجه به اینکه روسیه در خارج از مرزهای خود می‌جنگد و تنها از نیروی نظامی خود در این جنگ استفاده می‌کند، دچار زیان کمتری می‌شود و از سوی دیگر به واسطه نیروی نظامی و ثروتی که به عنوان پشتوانه در اختیار دارد، می‌تواند جنگ را در طولانی‌مدت ادامه دهد.

وی با تاکید بر اینکه جنگ هیچ برنده‌ای ندارد، گفت: کشوری که شکست و ضرر کمتری به دست آورد برنده میدان خواهد بود و در این مورد نیز روسیه با هدفی وارد جنگ با اوکراین شده است و تا زمانی که به خواسته خود نرسد پایان دهنده جنگ نخواهد بود.

ساهاکیان درباره تأثیر این جنگ بر تشدید بحران‌های منطقه خاورمیانه گفت: سیاست خارجی هر کشور تحت تأثیر سیاست‌های منطقه‌ای و داخلی تعیین می‌شود و از آنجا که اوکراین با یک ابرقدرت وارد جنگ شده است، می‌توان گفت که جنگ نه تنها در کشورهای همسایه بلکه در سطح جهانی تأثیرگذار است.

وابستگی شدید اروپا به انرژی روسیه

وی با اشاره به وابستگی شدید اروپا به انرژی روسیه، ادامه داد: این وابستگی خواه ناخواه تأثیراتی روی جنگ اوکراین خواهد داشت از سوی دیگر اوکراین به دلیل نزدیکی به اروپا و پایین بودن هزینه‌های حمل‌ونقل، تأمین کننده اصلی غلات و مواد غذایی اروپا به‌شمار می‌آید و همه این عوامل در تعیین سرنوشت جنگ مؤثر خواهد بود.

این کارشناس سیاست بین‌الملل عقلانیت و منفعت را دو گزینه اصلی تعیین سیاست هر کشور معرفی کرد و گفت: دولتمرد قوی کسی است که بتواند بر اساس عقلانیت و منفعت، سیاست خود را تعیین کند، کشور ما نیز با مشکلات فراوانی در انتقال انرژی به کشورهای دیگر روبه‌رو است که با محدود کردن فروش نفت از روسیه و تحریم‌های اقتصادی تشدید می‌شود بنابراین باید عقلانیت و منفعت را در سیاست خارجی و یافتن بازارهای جایگزین انرژی در نظر بگیریم.

کد خبر 587865

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.