جهل بزرگترین سلاح استعمار است

شهید هادی قربانی‌مقدم در بخشی از وصیت‌نامه خود می‌نویسد: شهادت سند آزادی یک ملت است. شهادت مظهر قدرت و ایثار یک انسان و یک ملت است . شهادت عشق است ، وصل است ، مراد است ، وفا به معشوق است.

به گزارش ایمنا، «شهید» شاهد شهود عرفانی شده و نقش خوبی‌ها را در چهار فصل گیتی نمایان کرده است. او چشم ستارگان آسمان را روشن و ققنوس هشت جنت در هفت آسمان را مجذوب خود کرده است، همان عاشقی که در وادی مقدس عاشقی، پر پرواز گشوده و فرشتگان را نوازشگر روح ناب خود کرده است.

رهبر فرزانه انقلاب، بارها در بیاناتشان به این نکته اشاره داشته‌اند که «وصیت‌نامه شهدا را بخوانید…» این توصیه در کلام گهربار حضرت امام خمینی (ره) نیز دیده می‌شود. در این مجال فرصتی دست داده تا مروری داشته باشیم برگزیده‌ای از وصیت‌نامه شهدا:

«وصیت‌نامه شهید هادی قربانی مقدم»

بسم الله الرحمن الرحیم

وَلَاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فِی سبیلِ اللّهِ أَمواتاً بَلْ أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یرزقونَ.

و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند مرده‌اند بلکه زنده‌اند و در نزد پروردگار خویش روزی می‌خورند.

مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا.

قال الامام الحسین (ع): «إِنِّیْ لا أَرَیَ الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَالحَیاةَ مَعَ الظّالِمِینَ إِلّا بَرَما

امام حسین (ع): من مرگ را جز سعادت و زندگی و ستمگران را بجز مایه ملالت و بدبختی نمی‌بینم

الموت اولی من رکوب النار العار اولی من دخول النار

الحمدلله رب العالمین

سپاس پروردگار بزرگ و مهربان را که به نور خویش مرا انشا الله از ظلمت خودم نجات داد و هدایتم کرد. به من یاد داد درس زندگی را و درس چگونه زیستن را و چگونه مردن را.

به من یاد داد که شاکر باشم. به من محبت را آموخت و آنگاه در قلبم محبت به اسلام و ائمه و انبیا را قرار داد.

ستایش خداوند عزیز و جل و جلاله را که انبیا را برای هدایت نوع بشر خلق کرد و مبعوث نمود و برنامه هدایت بشر را به آنها داد. ستایش خداوند رحمان و رحیم را که انوار رحمتش و رحمانیتش به همه بندگان چه کافر و چه مؤمن می‌رسد و رحمت او مخصوص مؤمنان است.

ای خدای من چگونه تو را شکر کنم. چگونه سپاس نعمت‌های بی کران تو را به جا آورم و چگونه بگویم بنده‌ات هستم در حالی که بندگی تو را به جا نیاورده‌ام و نخواهم توانست.

هر چه بگویم تو را نمی‌توانم وصف کنم و به قول قرآن «سبحان الله عما یصفون» زبان قاصر است و قلم شکسته و توان نمانده.

اگر بگویم تو قادری آیا قادریت تو را به جا آورده‌ام؟ اگر بگویم تو عادلی آیا عدالت تو را بیان کرده‌ام؟ به خدا قسم هرگز! کلمات شرمگین هستند که صفات تو را بیان نمایند ولی چه کنیم که برای شناخت تو واژه‌هایی دیگر سراغ نداریم.

هر جا می‌نگرم تو را می‌بینم هر کس را مشاهده می‌کنم دیوانه توست و از تو می‌گوید و هر خانه سر می زنم تو را می‌جویند.

هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو

عاشقانت عاشقترین مردم و دیوانگانت دیوانه‌ترین مردم هستند. نه شب دارند و نه روز. آنقدر عاشقت هستند که جان می‌دهند در راهت و جانبازی می‌کنند برائت و از مال و فرزند و دنیا می‌گذرند.

آن کس که ترا شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

چشم به هر گوشه نظر می‌کند تو را می‌بیند به دریا, به کوه, به صحرا

به دریا بنگرم دریا تو وینم به صحرا بنگرم صحرا تو وینم به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا تو وینم

خدایا به من معرفت خودت را عنایت کن که عاشقت گردم و دیوانه‌ات شوم آنطور که هیچ کس را جز تو نبینم و سر بنهم در بیابان و دنیا را فقط به خاطر تو دوست بدارم و جهان را.

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

انبیا را از لطف و کرمت مبعوث کردی و بشر را به آنها هدایت فرمودی و زندگی را لذت بخش کردی. تو را سپاس و تو را حمد و ستایش باد.

صلوات و درود بر انبیا و رسولان الهی از آدم تا خاتم که راه زندگی را به بشر آموختند و او را از جهل و ظلمت به نور، هدایت فرمودند و سوختند و نور دادند و در راه خدا از هیچ چیز فروگذار نکردند تا آنجا که ابراهیم در آتش رفت و موسی به دریا و عیسی را به آسمان برد بخاطر قصد قتل او و رسول اکرم تمام بلاها و دردها را به جان خرید، اهانت‌ها را تحمل کرد و خاکسترها را بر سر و روی خود خرید، در غار پنهان شد، در بستر قتلش علی (ع) را خوابانید و سه سال در سختی و محاصره با یاران به سر برد. شکنجه‌های روحی دید و خاندانش هم از نظر اقتصادی و هم از نظر روحی در محاصره کفار بودند.

درود خداوند بر سید آنها و خاتم آنها و نور آسمان و زمین. بر آن کس که خداوند جهان را به خاطر او آفرید و هیچ چیز خلق نشده بود که او خلق شد و زندگی را به خاطر او قائم کرد.

آن پیامبری که ترازوی عدالت خدا در جهان و قیامت است و امت او برترین امت و خاندانش افضل‌ترین خاندان است.

پروردگارا شکر می‌کنم تو را که زیر بیرق او هستم و امیدوارم در لحظه‌های آخرم نیز باشم و یاد او را هیچگاه فراموش نکنم. آمین یا رب العالمین.

و صلوات و درود بر اوصیاء و ائمه هدا و سید آنها علی (ع) اشرف مخلوقات عالم و شیر شجاعت و پهلوان یکه تاز میدان نبرد و قهرمان شکست ناپذیر و عارف عابد و زاهد بی مانند همان شخصی که از نهیب و فریاد الله اکبرش دشمن جان می‌داد و کسی را یارای مقابله با شمشیرش نبود.

انسانی که گاه می‌جنگید و فاتح خیبر می‌شد و گاه سکوت می‌کرد و فاتح می‌شد. عدالتش دشمنان را تعجر و دوستان را به دشمنی با او انداخته بود و همه را شگفت زده می‌کرد. سلام خداوند بر او باد و بر یازده فرزندش و سلام و صلوات بر یگانه بانوی بشریت و اسلام حضرت فاطمه دخت رسول اکرم و قره العین رسول که مظلومانه به شهادت رسید.

صلوات و درود بر یکایک اعمه که هر کدام نوری و چراغی بودند و اوصاف آنها همان اوصاف مولایمان علی (ع) است که هر ۱۴ تن یکی بودند و اوصاف هر کدام دیگری را شامل شود.

و با سلام و درود بر امام عصر حضرت حجه ابن الحسن (ع) و نایب بر حقش حضرت امام خمینی که عَلَم مبارزه با طاغوت را برداشت و ظلم را به قعر دوزخ فرستاد و بار دیگر فرعونی از فراعنه را نابود ساخت. او همچون جدش ابراهیم خلیل (ع) تبر برداشت و بت بزرگ و کوچک را شکست و توحید را که در پرده غیبت آرمیده بود به ارمغان آورد و بار دیگر اسلام و مسلمین را زنده کرد و نوید حیات داد مردی که به قول خودش از هیچ چیز نترسید و در کمال قدرت به آمریکا این قدرت پوشالی قرن تو دهنی زد و استعمار را ریشه کن کرد.

خمینی‌ای مظهر قدرت اسلام, ای نایب بر حق حسین و ای ولد بزرگوار علی و ای امام عزیز بدان که تا آخرین نفس راهت را ادامه خواهیم داد و جان چه ارزشی دارد در راه هدف تو. سرت سلامت باد و راهت جاودانه و عمرت طولانی.

و با سلام بر ارواح پاک و مطهر شهدای خونین کفن. این پرستوهای خونین بال که در فضای عشق به پرواز در آمدند و دست جنایتکار صیاد با تیرهای خصمانه‌اش آنان را نشانه رفت و پر و بالشان را خونین کرد.

شهیدانی که چون شمع سوختند و روشنی دادند به دیگران. در حیله دشمن غوطه خوردند تا دیگران غوطه نخورند. گل‌های سرخ رنگ معطر که فصل خزان امان نداد و آنها را پرپر کرد. باد خزان دست تطاول خویش را از آنها دریغ نکرد و گلبرگ‌های سرخشان را پژمرده کرد.

آه گل‌های زیبا هرگز نخواهیم گذاشت جایتان خالی باشد و نامتان گمنام و لاله‌هایتان را هر روز آب خواهیم داد و خارها و علف‌های هرز را بیرون خواهیم کشید.

و سلام بر خانواده عزیزم بر پدر و مادر بزرگوار و برادر عزیز و خواهران دلسوزم. سلام گرمی را از راه دور پذیرا باشید و مرا حلال کنید و اگر برایتان فرزند خوبی نبودم مرا ببخشید.

قلم آهسته می‌گرید و بر صفحه سفید کاغذ رنگ سیاه و بر صفحه تاریخ رنگ خون می‌زند و آسمان آبی را سرخگون می‌کند. حامل پیام امت, پیام خونبار حماسه آفرین، پیامی که از قلب یک انسان بیرون می‌تراود و تاریخ را به مشاهده خویش می‌خواند و پیامی که از شهادت و جان باختن سخن می‌گوید.

پیام رزمنده‌ای که با درک و فهم عمیق پا در این راه نهاد و با انتخاب خود به استقبال مرگ رفت, تمام مشکلات را دید, زندگی را آزمود, دنیا را دید و لذات دنیا را امتحان کرد آنگاه شیفته عشق دیگر شد, شیفته و عاشق موی یاری دیگر شد, عشقی که با جان یاری می‌کند و فقط با ترک کردن جان و تن به دست می‌آید، معشوقی را برانگیخت و برگزید که در راهش باید از شط خون گذشت و به معشوق رسید, وصل فقط در انتخاب بالا و ترک دنیا میسر است.

گر مرد رهی میان خون باید رفت * وز پای فتاده سرنگون باید رفت

گر به شوق کعبه خواهی زد قدم* سرزنش‌ها گر کند خارمغیلان غم مخور

در شهادت من ان شاء‌الله زاری و فغان نکنید که به قول رسول خدا فغان کردن و قهقهه زدن از کارهای شیطان است. من نمی‌گویم گریه نکنید، گریه کنید اگر خواستید، که گریه بر شهید سنت رسول خدا است. می‌گویم سیاه نپوشید ولی شما را داور قرار می‌دهم و از شما می‌پرسم آیا سیاه پوشیدن غیر از این است که در عزا و ماتم و مصیبت پوشیده می‌شود. حالا آیا شهادت مصیبت است؟ آیا عزا دارد؟ آیا شهید به قول قرآن زنده نیست؟ حالا انصافاً" سیاه پوسیدن درست است؟ اگر درست است بپوشید و اگر درست نیست نپوشید.

سیاه پوشیدن به منزله ناراحتی و کراهت از شهادت من است و اینکه شما مایل نیستید خداوند خودش دیه خون من باشد. می دانم شما منظورتان این نخواهد بود. خداوند ان شاء الله به همه شما صبر و از آخرت نصیب شما را خیر بدهد و من در بهشت منتظر شما هستم و هیچ گاه شما را فراموش نخواهم کرد و به وصیت‌هایی که من می‌کنم پایبند باشید که حتماً" بهشت انتظار شما را خواهد کشید.

به دور و بر خود نگاه کنید و بنگرید راه و رسم زندگی چون است؟ چه کسانی در زندگی موفق و چه کسانی ناموفق بودند؟ چه کسانی سعادتمند و چه کسانی شقاوتمند شدند؟

آیا از آنان که راه اسلام را پوییدند نامی و افتخاری باقی مانده است؟ آیا از دین مقدس اسلام راهی دیگر باقی مانده که سعادت بشر را تضمین کند؟ تمام مسائل و مشکلات بشر را کدام دین پاسخگو است؟ کدام دین و آئین، قانون حکومت را دارد و می‌تواند بر جامعه حکومت کند جز اسلام؟ آیا در مسیحیت، در یهودیت و سایر آئین‌ها که از خدا صحبت می‌کنند دینی به کاملی اسلام وجود دارد؟ آیا دینی هست که تمام برنامه حکومتی, اخلاقی, رفتاری و اجتماعی انسان را بیان کرده باشد؟ به خداوند سوگند من هیچ نتوانستم پیدا کنم. با آنکه آدمی بودم مقداری جست‌وجوگر.

تمام قوانین اسلام منطبق با فطرت انسان پاک است. شما را سفارش می‌دهم در جامعه نگاه کنید به فردی که از اسلام دم می‌زند و عمل می‌کند و آنها که دم می‌زنند و عمل نمی‌کنند. بنگرید آنها را که بیشتر پایبند به اسلام هستند و ظواهر اسلامی را رعایت می‌کنند. آنگاه قضاوت کنید از نظر رفتار و اخلاق کدام بهتر هستند.

کدام حتی در این جهان سعادتمند هستند, کدامیک خیال آسوده‌تری دارند, کدامیک بیشتر در فکر ضعیفان هستند و کمک آنها در خفاست و مشخص نیست. صفای کدامیک حقیقی است و صفای کدامیک کاذب و گسستنی است؟ کدامیک عمر را به بطالت می‌گذرانند و کدامیک برکت؟

شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا این بیانگر یک واقعیت نیست که آنها را اینگونه ساخته است. هیچ از خود سوال کرده‌اید که چرا این تفاوت وجود دارد و علت آن چیست؟

حالا که با این دلیل ساده یک واقعیت را به نام اسلام پذیرفتید و فهمیدید که اسلام آئین حکومت است بین حکومت‌هایی که موجود است و قبلاً" موجود بوده است. آیا حکومتی که در رأس آن یک مجتهد ولی فقیه است برای ما شکی باقی گذارده در اسلامیت او و دیگر آنکه تأیید تمام مجتهدین به اسلامیت او. آیا اسلام را اینها بهتر درک کرده‌اند یا آن فرنگ رفته های از خدا بی خبر؟ اینها که عمری را در گوشه حوزه علمیه صرف کردند و موی سفید کردند و عاقبت گفتند ما از قرآن و اسلام آنقدر دانستیم که چیزی بلد نیستیم بهتر درک کرده‌اند یا آن مغروران فرنگ رفته که می‌گویند ما مفسر قرآنیم, ما حامل قرآن حقیقی هستیم. چرا نمی‌خواهیم حقیقت را پذیرا باشیم؟

راه شناخت حق از باطل زیاد است و من به چند راه اشاره می‌کنم:

1- شناخت یک مسلک از راه دشمنان , دشمنان انقلاب چه کسانی هستند ؟ با عقل سلیم برخورد کنید و ببینید غیر از افرادی که ذکر خواهد شد افراد دیگری هستند و این دشمنان همان دشمنان انبیا هم بوده‌اند .

الف) مرفه‌ها و سرمایه داران ب- استعمارگران مثل آمریکا، شوروی و انگلیس ج- یهودیان صهیونیست مثل اسرائیل و تمام کشورهای حامی استعمارگر و نژادپرست و بی دین و خوشگذران و عیاشان و گروهی خشک مقدس و خوارج‌های زمان و دنیا طلبان.

۲- می‌شود از راه دوستان یک مسلک، ماهیت نظام را شناخت

دوستان انقلاب در خارج از کشور تمام نهضت‌های آزادی بخش جهان، تمام کشورهای خط مقدم جبهه علیه نظام آفریقای جنوبی آپارتاید، لبنان قهرمان مبارزه با رژیم اسرائیل، آن مستضعفان هستند که وقتی نام اسلام می‌آید از شوق گریه می‌کنند، سرخپوستان محروم آمریکا و سیاهپوستان مظلوم آفریقا و داخل کشورهای مسلمان واقعی که اوصاف آنها مقداری ذکر شد.

دوست دارم یک مقایسه‌ای بین دوستان و مخالفان انقلاب بکنم تا حقیقت مشخص شود.

یک گروه از همین بسیجی‌های محله و اینها که از جبهه می‌آیند با سایر گروه‌های محله خودتان بکنید. کدامیک به اسلام مؤمن تر و منطقی ترند. نماز و روزه کدامیک ترک نمی‌شود. کدامیک صدای دعا و مناجاتشان با خدا در دل شب طنین می‌افکند و کدامیک نماز شب می‌خوانند.

به خدا سوگند هر وقت شب بیدار می‌شوم در جبهه می‌بینم گروهی دعا و گروهی قرآن می‌خوانند و گروهی نماز شب به جا می‌آورند. از آن به اصطلاح مخالفان سوال کنید آیا هیچ نماز می‌خوانید. آیا قرآن می‌خوانید. آیا مناجات با خدا دارید؟ آیا به غیر از عیش و نوش به چیز دیگر فکر می‌کنید؟ و به خداوند سوگند هرگز, هرگز به چیزی غیر از این فکر نخواهید کرد.

به هوش باشید و بیخود جهنم را برای خود نخرید. لذت‌های دنیا فانی می‌شود. این همه لذت برده‌اید تاکنون چقدر برایتان باقی مانده؟ خداوند می‌فرماید جهنم در کمین نشسته است عبرت بگیرید و به پیشینیان خود نظر کنید. همه رفتند و شما هم خواهید رفت. آنچه می‌ماند عمل شماست و در آخرت نیز با شما محشور خواهد شد و اگر شر باشد گریبانتان را می‌گیرد و اگر خیر باشد خوشا به حال شما.

دنیا خانه قرار نیست. دنیا محل گذر و منزلی از منازل تکامل بشر است. فریب این عجوزه خوش سیما را نخورید که این عجوزه انسان‌های زیادی را پیر کرده و آنها را به فنا فرستاده است. به احادیث ائمه و رسول خدا توجه کنید تا ببینید دنیا چیست و برای چیست؟ البته من نمی‌گویم بد است بلکه خیلی خوب است به شرط آنکه خوب از آن استفاده کنید و اکتفا می‌کنم به سخن مولایم علی ابن الحسین (ع) که می‌فرمایند: " ما کانَ عُمری بِذْلَةً فی طاعَتِکَ، فإذا کانَ عُمری مَرتَعاً لِلشَّیطانِ فَاقبِضْنی إلَیکَ‌". مولا علی (ع) می‌فرماید: ای انسان‌ها شما برای دنیا خلق نشده‌اید بلکه برای هدف بالاتری خلق شده‌اید و بهای شما بهشت است. مواظب باشید آن را به غیر از بهشت نفروشید. مبادا طوری رفتار کنید که وقتی مردید بیدار شوید و به قول رسول الله (ص) الناس ینام فاذا ماتوا النتبهوا» مردم در خوابند وقتی می‌میرند بیدار می‌شوند.

3- راه دیگر شناخت یک نظام ماهیت نظام است که بیشتر وقت می‌خواهد . از شما می‌پرسم چرا مردم بیشتر از بسیجیان و حزب الهی‌ها انتظار کارهای خوب را دارند، هیچ فکر کرده‌اید چرا از طرفداران انقلاب بیشتر انتظار دارید؟

مشخص است با کمی صبر و دقت می‌گویم. دلیلش این است که خودتان نیز باور دارید که راه و هدف بسیجیان درست است و شعار آنها درست و در نتیجه مقایسه می‌کنید هدف آنها را و بیشتر انتظار دارید و پس بدانید خودتان نیز بر این امر قائلید.

بی خود زحمت بی فایده نکشید. از سراشیبی قبر بترسید، از برزخ بترسید دنیا زودگذر و فانی است، آخرت جاودانه است.

مسئله‌ای که عده‌ای را مخالف و نق زن کرده است مسئله به اصطلاح کمبود است و گرانی و تورم اقتصادی کشور است. آنها به خاطر دنیا دست به مخالفت با اسلام و کشورهای اسلامی می‌زنند و ممکن است که خودشان فکر کنند طرفدار انقلاب می‌باشند و در جریان صحیح انقلاب هستند. اولاً" این یک قانون مسلم است که بعد از هر انقلابی کمبودها به شدت زیاد می‌شود و به خاطر اینکه نظام به هم ریخته و تا نظامی دیگر جایگزین شود و رجال مملکت متعهد به انقلاب باشند و در جریان امور قرار گیرند وقت بسیار لازم است و مخالفت رژیم استبدادی سابق و ضد انقلاب داخلی و خارجی از عوامل به وجود آمدن کمبود می‌باشند.

حال وضع ایران را مقایسه کنید، انقلابی که نظام ۲۵۰۰ ساله را ساقط کرده و از طرف هر دو قدرت شیطانی تهدید می‌شود و یکی از آنها با تمام طرفدارنش که از کشورهای اقتصادی جهان می‌باشد آن را محاصره اقتصادی کرده و یکسال از انقلاب نگذشته جنگ خانمان سوزی از یک کشور مجهز و قوی عرب به نام عراق با ۱۲ لشگر زرهی و پیاده و کمک‌های تمام اجانب به ایران حمله کرده و تا ۲۰ کیلو متری خاک اهواز پیشروی می‌کند و حدوداً" به اندازه فلسطین اشغالی از ایران خاک می‌گیرد و سرمستانه پیشروی می‌کند و بنادر و مراکز مهم اقتصادی ایران را مثل پالایشگاه نفت و سایر مراکز را ویران می‌کند و از طرفی عوامل ضد انقلاب با ترور شخص و شخصیت رهبران مانند میخ در جلو پای انقلاب در می‌آیند. آیا کمبود و مسئله گرانی و تورم قابل بیان می‌باشد و این مشکلات شاید هزاران مسئله باشد که من به چند مسئله اشاره کردم.

بروید بخوانید سرگذشت انقلاب‌های متکی به یکی از قدرت را تا ببینید کمبود یعنی چه؟ هر دو قدرت در کشور هند با آن همه منابع اقتصادی و دم از دموکراسی زدن که حدود نیم قرن از انقلابش می‌گذرد به قول یکی از دکترهای هندی ۴۰۰ میلیون نفر در فقر اقتصادی به سر می‌برند و فقط دارایی آنها یک لنگ و یک تکه پارچه که به سر خود انداخته‌اند می‌باشد و به کسی خانه دار می‌گویند که یک چادر داشته باشد و فقط در فکر به دست آوردن غذا برای یک وعده خود هستند و هزاران نفر در خیابان جان می‌دهند.

حال وضع ایران را بنگرید در بازار کدام وسیله و چه مواد خوراکی کم شده یا نیست شده است الا اینکه بعضی از آنها زیادتر هم شده است. البته از لوازم لوکس و ساخت فرنگ کاسته شده و این ضرورت انقلاب ماست و باید کم شود و باید زمانی اصلاً" وسایل خارجی وارد نشود.

نباید سر صف تخم مرغ و گوشت و نفت به سر و کله هم بزنید و نق بزنید و اینقدر به مال دنیا اهمیت ندهید که بخاطر یک کیلو روغن نباتی یکروز و یک شب خود را در صف بگذرانید و تا می‌شنوید جنسی کم شده بریزید توی بازار و تا می‌توانید بخرید و انبار کنید.

مسئله دیگری که در کمبود مؤثر است و من فراموش کردم مسئله احتکار است. این برای ملت انقلاب ایران زشت می‌باشد و باعث شرمساری پیش خدا و شهدا می‌باشد. آنها در جبهه جان می‌دهند و یک عده از شما سر صف مرغ دعوا می‌کنید. آنها خون می‌دهند و شب و روز مناجات می‌کنند و شما شب و روز سر صف می‌ایستید. خودتان فکر کنید و راه درست را پیدا کنید و بدانید زندگی یعنی مشکلات و باید انسان شب و روز زحمت بکشد و کار کند. زحمات خود را بی اجر و مزد نکنید.

کمبودها قابل تحمل است و می‌شود یک‌جوری آنها را تحمل کرد ولی قیامت زندگی اصلی است و تحمل آن مشکلات بسیار سخت است. کفران نعمت نکنید که به عذاب خداوند مبتلا می‌شوید و خداوند این نعمت‌هایش را از شما قطع خواهد کرد.

مسئله دیگر که باید بگویم مسئله عیاشی و خوش گذرانی است و آن اینکه یک عده جوان با لباس‌های ساخت غرب و مبتذل به کوچه و خیابان می‌ریزند و مسائل دیگر و این واقعاً" ننگ بزرگی است بر این ملت ما. یا اینها را آدم کنید و یا اجازه ندهید به خون مقدس عزیزان توهین کنند و آنقدر خوش و بی خبر در خیابان بگردند و همه چیز انقلاب را به بازی بگیرند. تمام شهدا حرفشان این است که باید جلو این مسائل گرفته شود و من با این غافلان سخنی دارم و آن اینکه منظور از این گونه لباس‌ها و پوشیدن به این ترتیب چیست؟ آیا مقصود خودنمایی است که این صفت هم از نظر شرع و هم از نظر عرف انسانیت محکوم است و این افتخاری ندارد. دیگران بودند و خودتان دیدید که چگونه به ورطه‌ی هلاکت افتادند و چگونه در پیری به سختی افتادند و چگونه جان دادند.

انقلاب ایران انقلاب ارزشهاست، ارزشها دگرگون شده است، یک زمان ارزش به پوشیدن و خوردن بود حالا این ارزش تغییر کرده و اصالت‌ها جایگزین شده‌اند و هدف‌های صحیح ارزش پیدا کرده‌اند حالا انسانیت ارزش پیدا کرده است و آن زمان حیوانیت ارزش داشت. در زمان سابق صاحب دختران و خواهران و برادران و مادران نبودیم و اگر پدری به مردی به خاطر اینکه با دخترش صحبت کرده و یا مسئله دیگری ایجاد شده اعتراض می‌کرد و به دادگاه مراجعت می‌کرد و محکوم می‌شد چون عنوان می‌شد با هم دوست هستند، مسائل شراب‌خواری و قماربازی که جای خود را دارد، تعداد میکده‌ها از تعداد کتابخانه ها بیشتر بود و حالا الحمدالله این مسائل نیست، حالا مساجد خانه‌های عدل و داد خداوند به جای نمازخانه‌ها و کتابخانه به جای میکده‌ها ارزش پیدا کرده است.

آیا انصاف است که بخاطر شکم و دیگر مسائل ناراضی باشیم. ای شکم اگر سنگ به جای غذا به تو بدهم و اگر خار به جای لباس بپوسم دیگر انقلاب را رها نخواهم کرد و حاضرم برای بقای تو دشمن شکمم را پاره کند.

مسئله دیگر اخلاق است و توصیه می‌کنم حتماً" برادران بروند و اخلاق اسلامی را یاد بگیرند و آن وقت عمل کنند تا ببیند چقدر زندگی برایشان زیبا می‌شود. جبهه یک نمونه از اجتماع متعقل به اخلاق الله است بیایید و بفهمید زندگی یعنی چه؟ احکام اسلام را بفهمید و به آن عمل کنید و در برخوردها مواظب باشید.

ای دوستان انقلاب و پیشگامان روح الله با برخوردهای نامناسب، ضد انقلاب به وجود نیاورد و دیگران را از خود نرنجانید که خداوند بر شما خشم می‌کند. چون علی (ع) جاذبه داشته باشید. شخصیت علی (ع) را در نظر بگیرید و چون علی شوید تا آنجا که می‌توانید. نمی‌گویم عین او شوید بلکه شبیه به او شویم.

مخصوصاً" به بسیجیان توصیه می‌کنم که رفتار خودتان را درست کنید و بدانید که مردم روی شما زیاد حساب می‌کنند. بخاطر اینکه شما بزرگوارید و خوبید.

مسئله دیگر که مهمترین مسئله است به تمام ملت است و علل‌الخصوص طرفداران انقلاب توصیه می‌کنم به عنوان یک انسان که این درد را بفهمید و آن فرهنگ جامعه است.

فرهنگ جامعه ضامن بقای تمدن و بعد ما است. آن فرهنگ غربی و کهنه را رها کنید. بروید دنبال علم و یاد بگیرید. دنیا، دنیای علم است. دیگران می‌تازند شما هم بتازید. هر علمی که باشد علم تجربی و یا دینی. که اگر دشمن عالم شود دشمن نخواهد شد و اگر دوست عالم شود درک او بهتر خواهد شد. ارزش علم در روایات و احادیث بسیار زیاد است. قرآن می‌فرماید: هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون. آیا آنان که می‌دانند و آنان که نمی‌دانند برابرند و حضرت رسول طلب علم را بر مسلمین واجب کرده و می‌فرمایید حتی تا چین مرگ برای کسب علم بروید و از لحظه‌ی تولد تا دم مرگ علم یاد بگیرید.

جهل بزرگترین سلاح استعمار می‌باشد که ملت‌ها را با آن اسیر می‌کند و جاهلان در مقابل ائمه و انبیا ایستادند، جهل نشانه ذلت و خواری ملت است. زشت است که ما اینقدر بی سواد داشته باشیم. کتابخانه‌ها باید دارای کتاب علمی و دینی توأم با هم باشند نه فقط دینی.

مادرم بر تو باد سواد یاد گرفتن. برو و تحصیل کن با یاری خدا و نگو یاد نمی‌گیرم.

مسئله دیگر مسئله جنگ است و باید این جنگ تمام شود با یاری خداوند حتی اگر همه ما کشته شویم مهم نیست، مهم بقای اسلام است. امام فرموده که بر هر کس که می‌تواند اسلحه بگیرد واجب است به جبهه برود و حکم ولی فقیه است و همین حکم مرا و دیگران را به اینجا کشاند.

اینقدر سست و بی حال نباشید. علی فریاد می‌زند و ناصر می‌خواهد امروز حسین (ع) فریاد هل من ناصر ینصرنی می‌خواند، لبیک گویید و پیش آیید.

امروز و فردا نکنید. به خدا قسم روز قیامت جواب نمی‌توانید بدهید. چه فرقی دارد امروز با کربلا؟ آن روز آن دشمن اسلام را می‌خواست نابود کند و امروز این دشمن اسلام را می‌خواهد نابود کند. ننشینید گوشه‌ی مساجد و دعا بخوانید یا لیتنی کنتُ حَکمُ فافوز فوزاً عظیماً. بیایید و فیض ببرید. رستگاری ببرید، صف اول نماز ایستادن مهم نیست صف اول جهاد باشید. امام حفظ اسلام را از خواندن نماز واجبتر کرده است.

وقتی اسلام در خطر باشد نماز چه ارزشی دارد. تکلیف عینی است بر سربازان که به جبهه بیایند. پسرانتان را ترغیب کنید و بفرستید به جبهه و حداقل اگر سربازند آنها را به سربازی بفرستید. دفترچه آماده به خدمت را از آنها نگیرید و پاره کنید. خداوند شما را عذاب خواهد کرد و شما را شریک دشمن خواهد کرد و یا از ترس اینکه آنها سربازی بروند برایشان ازدواج کنید و از طرفی شعارهایشان گوش مردم را کر و فریادتان از همه بلندتر و ریش‌هایتان از همه بلندتر باشد و صف نماز جمعه و جماعت بنشینید.

بدانید هیچ کدام از اعمالتان درست نیست و خداوند خشم خود را بر شما زیاد خواهد کرد.

آنچه می‌گوئید اگر مومنید عمل کنید که قرآن می‌گوئید یا ایها الذین آمنو لم تقولون مالا تفعلونای مؤمنان چرا عمل نمی‌کنید به آنچه میگویید.

این همه زحمت می‌کشید و نماز می‌خوانید و روزه می‌گیرید. روزی خواهد رسید که می‌فهمید که هیچ کدام ارزش ندارد. اسلام نماز دارد و جهاد هم دارد و جهاد گاهی مهم‌تر از نماز می‌شود. اسلام زهد بدون جهاد ندارد و شمشیر تنها نیز ندارد و زهد هم دارد.

چگونه پیش شهدا قد علم می‌کنید و به آنها نگاه می‌کنید، چگونه جواب خون آنها را خواهید داد، لابد نشسته‌اید تا در پیری و دم مرگ توبه کنید.

و اما مسئله دیگر شهادت است. شهادت بالاترین آرزوی عارف و اولیای الله است. شهادت بلندترین قلّه صعود یک انسان است، شهادت آخرین منزل تکاملی یک انسان است، شهادت زیباترین واژه و بیانگر بهترین و عزیزترین وصل انسان است. شهادت واژه‌ای است که پیش همه مقدس است، هم عرفا، هم شعرا، هم عامیون و همه انسان‌ها.

شهادت سند آزادی یک ملت است. شهادت مظهر قدرت و ایثار یک انسان و یک ملت است. شهادت عشق است، وصل است، مراد است، وفا به معشوق است، و شهادت.... است.

به شهادت با دیده مرگ ننگرید. شهادت بسیار والاتر است و بسیار مقدس‌تر.

شهید چون از همه چیز می‌گذرد حتی از جانش پس والاترین مقام را دارد. شهادت به قول استاد مطهری تزریق خون به اجتماع است و اجتماع هر چند وقت به خون شهید نیازمند است. شهید ضامن بقای یک مسلک و یک مرام و عقیده و ملت است. اصلاً پایداری امت بدون شهید معنی ندارد.

شهادت را با مرگ اصلاً مقایسه نکنید و بعد بگویید شهادت بهتر است. اگر همیشه عمر می‌کردیم شهادت باز هم بهتر بود. شهادت یک چیز و یک معنی دیگر است به قول شهید حمید نظری شیرین‌تر از عسل می‌باشد.

دوستان عزیزم علی الخصوص دوستانی که با طرز فکر من بیشتر آشنایی دارند باید راه من را ادامه دهید با قلم و با خون، در هر دو بعد و در هر دو سنگر

وصیت می کنم که خمینی این پیر روشن ضمیر و این اسوه شجاعت و شهامت و تقوی را رها نکنید و تا انهدام آخرین سنگرهای دشمن هم سنگر و همرزم او باشید و دعای خیر کنید. برای سلامت و بقای وجود شریفش. مبادا چون کوفیان تنها بگذاریدش و بعد از مدتی پشیمان شوید که دیر است.

به خون مقدس شهدا اجر و ارزش بنهید و از خانواده شهدا دلجویی و پذیرایی کنید و با مهربانی خود جای فرزندانشان را بگیرید و با دیده احترام به آنها بنگرید و اگر خدای ناکرده خطایی کردند بخاطر خداوند عفو کنید و ببخشید. مبادا آنها را ناراحت کنید که خدا شما را عذاب می‌کند.

پدر و مادر عزیزم و خواهران و برادر بزرگوارم در شهادت من گریه و زاری نکنید و فغان نکنید که فغان و قهقهه از شیطان است. صبور باشید و شاکر که خداوند بر شما لطف کرد و شما را جز خاندان شهدا قرار داد شما ارزش زیاد پیدا کرده‌اید ارزش خود را از دست ندهید. من انتظار شما را در رضوان خواهم کشید و شما را فراموش نخواهم کرد شما نیز شهدا را فراموش نکنید. امام علی (ع) در هیچ جا نگفت که من فائز الا وقتی که شهید شد و فرمود فزت و رب الکعبه.

سخنان من بسیار است و فرصت کم و همه این حرف‌ها حرف دلم بود و لق لقه زبان نبود سعی کنید آنها را درک کنید.

من ۱۱ روز روزه دارم و مقداری پول نیز دارم که سعی کنید خرج جبهه و فقرا کنید و اگر خودتان نیز لازم داشتید مانع ندارد بردارید. دو بار نیز جایم مشهد بروید چون نذر دارم.

خداوند همه شما را رحمت کند و شما را عزت بدهد. دیگر سخنی ندارم و به همه شما درود می‌فرستم. در پایان به وجود خداوند و یکتایی او و رسالت محمد (ص) و نبوت ۱۲۴ هزار پیامبر و امامت علی (ع) و ۱۱ فرزندش و کتاب آسمانی قرآن و وجود ملائکه و قیامت شهادت می‌دهم.

التماس دعا

والسلام

۱/۱۰/۱۳۶۵

هادی قربانی مقدم

کد خبر 543453

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.