پایان هفته گذشته برای یک ماموریت کاری به اصفهان رفتم.پس از جلسه فرصتی نیز برای دیدار از شهری که بنام نصف جهان می شناسیم فراهم شد و حاصل آن بهت و حیرت از خشک بودن بستر زاینده رود بود که همواره قدم زدن بر کرانه آن لذت بخش بوده است. یاد سروده ی سعدی افتادم:
"چنان خشک سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق"
پیش از این در مورد خشک شدن زاینده رود شنیده بودم اما براستی شنیدن کی بود مانند دیدن. مسیری که همواره آن را مالامال از آب می دیدیم امروزه خشک و بستر ترک خورده آن کویر ایران را بیاد می آورد.از دلایل خشکی زاینده رود می توان به نکات مختلفی اشاره نمود.در بالادست اصفهان، ساخت سدها و سامانههای انتقال سالها ادامه یافته است و البته هرگز هیچ ارزیابیای از اثرات این هجوم به طبیعت انجام نشده است.البته مهمترین دلیل ایجاد سد است. با وجود اینکه شبکه سنتی زاینده رود هنرمندانه به همه جا و حتی به تالاب گاوخونی آب میرسانیدمشخص نیست سد با چه توجیه اقتصادی ایجاد شده است. آبگیری سدها باعث شده بستر زاینده رود فعلا خشک باشد. از طرفی چندی پیش پانزدهم تیرماه پایان آبگیری سد زاینده رود اعلام شده بود اما مشخص نیست با توجه به خشکسالی موجود چرا هنوز آبی در زنده رود روان نیست.ضمن اینکه خسارت زیست محیطی همین مدت نیز بسیار قابل توجه بوده است. مسئولین محلی اصفهان به استناد گزارش ها و مصاحبه هایی که در مطبوعات محلی استان داشته اند سدهای ایجاد شده را بسیار مفید می دانند و بیان می دارند که خشکی چند ماهه بستر زاینده رود نسبت به خدمات آتی وجود سد قابل تحمل است. هر چه باشد مرگ زنده رود حتی برای روز و ماهی در نصف جهان تاسف برانگیز است.هزینه زندگی ما انسانها گاه به قیمت نابودی طبیعت است.
خبرگزاری ایمنا:روز گذشته یکی از مسافران دیار نصف جهان پس از سفر خود به اصفهان یادداشتی را به نگارش در آورد و به ایمنا ایمیل کرد که خواندنش خالی از لطف نیست.
کد خبر 5281
نظر شما