ببخشيد اين نزديكي‌ها دستشويي كجاست؟

خبرگزاری ایمنا: شما مطمئنا بارها و بارها اين سوال را پرسيده‌ يا از مردم شنيده‌ايد كه «ببخشيد اين نزديكي‌ها دستشويي كجاست؟»

يكي از بزرگ‌ترين مشكلات مردم همين بحث عدم دسترسي به سرويس‌هاي بهداشتي در اكثر مناطق اصفهان است. تا بدانجا كه آدم گرفتار حاضر مي‌شود نصف عمرش را بدهد و چند دقيقه‌اي يك دستشويي را قرق كند!
شما مطمئنا بارها و بارها اين سوال را پرسيده‌ يا از مردم شنيده‌ايد كه «ببخشيد اين نزديكي‌ها دستشويي كجاست؟»
شنيدن اين سوال از مهمان‌هايي كه به منزل شما آمده‌اند بسيار عادي و شايد هم بي‌اهميت باشد، اما تكرار چندين و چندباره آن توسط مردم در كوچه پس كوچه‌ها و خيابان‌هاي اصفهان و دادن اين جواب كه اين اطراف سرويس بهداشتي عمومي وجود ندارد بسيار تامل‌برانگيز و تاسف‌بار است.
تامل‌برانگيز بودن و تاسف‌بار بودن آن را مفصلا عرض خواهم كرد، اما شما عجالتا از اين به بعد روز ۱۹ نوامبر (۲۸آبان) روز جهاني توالت را به خاطر بسپاريد و يادتان باشد، اين روز فرصت مناسبي براي كادو دادن و كادو گرفتن است، نگران برخورد مردم هم نباشيد. كافي است كه شما در اين روز به يك‌نفر كادو بدهيد بعد از مدت كوتاهي روز جهاني توالت همانند روز والنتاين جاي خودش را در دل مردم باز مي‌كند! 
با كت و شلوار خاكستري و پيراهن سفيد و قد نسبتا بلند، ظاهر آراسته‌اي داشت، اما از قدم‌هاي نامرتب و ابرو‌هاي گره كرده و پيشاني چين خورده او به راحتي مي‌شد فهميد كه اوضاع روبه‌راهي ندارد.
لپ‌هايش گل انداخته بود و صورتش از فرط قرمزي يواش‌يواش داشت كبود مي‌شد، با حالتي كه به سمت ما مي‌آمد ابتدا فكر كرديم براي درخواست كمك و استمداد به محل كار ما پناه آورده است. به ما كه رسيد با همان چهره در هم و قد و قامتي كه تقريبا از وسط نصف شده بود، گفت: «ببخشيد اينجا دستشويي داريد؟» آدمي كه از سرويس بهداشتي محل كار ما بيرون آمد با آن آدم قبلي بسيار متفاوت بود. لبخندي نثار ما كرد و گفت: خيلي لطف كرديد.
از اين گونه موارد براي هر كدام از همكاراني كه چند دقيقه‌اي را در محوطه بيروني محل كار ما مي‌گذرانند بارها و بارها پيش آمده، البته با اندكي تغيير و تفاوت.
افراد مسن و بچه‌هايي كه به همراه خانواده براي تفريح و خريد به چهارباغ آمده‌اند از مراجعان هميشگي ما هستند. هرچند به خاطر همجواري محل كار ما با مسجد اين سوال چندين و چند بار در طي روز از همكاران ما پرسيده مي‌شود كه وضوخانه مسجد كجاست؟ آدرس مي‌دهند و آنها هم شتابان مي‌روند و با توجه به اين‌ كه وضوخانه مسجد فقط در ساعت‌هاي خاصي باز مي‌باشد، چند دقيقه بعد همان افراد با شتاب بيشتري به اميد يافتن سرويس بهداشتي از جلوي روزنامه رد مي‌شوند و ما هم به احترام ساعت‌ها عذابي كه كشيده‌اند و مي‌كشند سكوت مي‌كنيم.
بنده‌هاي خدا حالا حالاها بايد بدوند.
داخل پارک دربه‌در دنبال سرويس بهداشتي مي‌گشتم و ازپارکبانی كه آنجا مشغول آبياري بود پرسيدم: «ببخشيد سرويس‌ بهداشتي اين پارک كجاست؟» پارکبان گفت: «در انتهاي بوستان سرويس بهداشتي هست». با نهايت سرعت و دقت خودم را به انتهاي بوستان رساندم، اما خبري از سرويس‌هاي بهداشتي نبود!
خانمي كه آن نزديكي بود گفت: «آقاي محترم اينجا كه اصلا سرويس بهداشتي نیست تشريف ببريد ضلع جنوبي پارک ، سرويس‌ بهداشتي آنجاست در ضمن درهاي آنها هم قفل است» با از آن خانم دور شدم و به ضلع جنوبي پارك رسيدم، اما تازه يادم افتاد كه چه كاري داشتم و براي چه دنبال سرويس‌ بهداشتي مي‌گشتم، چرا در سرويس‌ بهداشتي را قفل كرده‌ايد؟!
براساس آمار ارائه شده ۲/۵ ميليارد نفر در جهان به سرويس بهداشتي ايمن دسترسي ندارند كه فقط ۷۰۰ ميليون نفر آنها در هند زندگي مي‌كنند
خسته بود و غريب، از راه دوري به اصفهان آمده بود و با مسير‌ها هم آشنايي نداشت، غم عجيبي در چهره‌اش موج مي‌زد، ابتدا فكر كردم غم غريبي است اما بعدا فهميدم درد آشنايي است!
از نحوه نشستن و جابه‌جا شدنش روي صندلي كاملا معلوم بود كه مشكل بزرگي دارد. مدام از راننده سوال مي‌پرسيد كه مثلا كجا پياده شود تا بتواند راحت‌تر خود را به بازاراصفهان برساند يا اين ‌كه پارک اين اطراف پيدا مي‌شود؟ و مسجد اين نزديكي‌ها كجاست؟ و از اين قبيل سوال‌ها، راننده هم كلافه شده بود و جواب او را درست و حسابي نمي‌داد و فقط مي‌گفت: «به وقتش بهت مي‌گم». فكر كردم شايد به كمك نياز داشته باشد، پرسيدم آقاي محترم اگر‌ مشكلي داريد و فكر مي‌كنيد من مي‌توانم كمكتان كنم بدون تعارف بگوييد، گفت: «نه، مشكلي نيست». رويش را برگرداند و از پنجره ماشين به بيرون خيره شد و ديگر از راننده هم سوالي نپرسيد.
نزديكي ميدان از ماشين پياده شدم، به همان آقا گفتم شما به اولين ميدان كه رسيديد پياده شويد، از آنجا با يك ماشين مي‌توانيد به بازاراصفهان برويد، اما همراه من پياده شد. تاكسي كه حركت كرد به من نزديك شد و به آرامي گفت: «شرمنده‌ام اما اين نزديكي‌ها دستشويي كجاست؟ خيلي وقت است دنبال دستشويي مي‌گردم، اما پيدا نكرده‌ام، هر چقدر هم از آقاي راننده آدرس پارک و مسجد را گرفتم جوابي نداد، ببخشيد شما اين نزديكي‌ها جايي را سراغ نداريد؟» گفتم: «نه متاسفانه». همين كه اين جمله را گفتم بنده خدا حالت چهره‌اش عوض شد و در حالي كه لب‌هايش را محكم به هم مي‌فشرد، يك جوري به من نگاه مي‌كرد كه انگار من يكي از مسوولان هستم و قرار بوده براي آنها در تمام نقاط اصفهان سرويس‌هاي بهداشتي مكانيزه استاندارد بسازم و نساخته‌ام، نهايتا هم بدون خداحافظي و دوان‌دوان از من دور شد.
تقريبا شش، هفت ساعتي بود كه براي انجام كارهاي بانكي، بين بانك‌هاي مختلف در رفت و آمد بوديم. طي اين مدت چند?باري دچار غفلت شديم و به قول قديمي‌ها شيطان گولمان زد و از فرط تشنگي يكي دو ليوان آب و آبميوه و يك كيك كوچك هم خورديم و خدا را شكر كه تقاص اين كار بدمان را در همين دنيا پس داديم، الهي به درد ما دچار نشويد كه دنياي ما شده بود آخرت يزيد. در شمال شهر اصفهان سرويس بهداشتي عمومي كيميا شده بود، از ناچاري به يكي، دو تا از پاساژهاي آنچناني هم سر زديم، اما سرويس‌هاي بهداشتي آنها هم بسته و كليدهاي آن هم فقط در اختيار مغازه‌دارها بود.
نمي‌دانم چه اتفاقي افتاد اما يك باره ياد مصوبه شوراي شهر افتادم كه در يكي از بندهايش آمده است كه از سرويس‌هاي بهداشتي مساجد هم براي رفاه حال شهروندان استفاده شود. آدرس نزديك‌ترين مسجد را گرفتيم و خوشحال و شادمان راهي شديم، اطراف مسجد هم تا دلتان بخواهد جاي پارك خالي بود! از در مسجد كه وارد شديم ۳ نفر آقاي محترم با كت و شلوار و پيراهن مشكي به استقبال ما آمدند، عجب مصيبتي اينجا مجلس ختم است و آن بيچاره‌ها هم صاحب عزا، به ناچار به همه تسليت گفتيم و ابراز همدردي كرديم، گفتم: خدا به شما صبر بدهد. دوستم به آرامي زير لب گفت: «به ما هم تحمل بسيار». با اشاره صاحب عزا به سمت سالن رفتيم و از گوشه چشم و با حسرت بسيار تابلويي را كه مسير سرويس‌هاي بهداشتي را نشان مي‌داد نگاه كرديم و وارد سالن مجلس ترحيم آن مرحومه شديم. خدا همه رفتگان را بيامرزد.
۲۰ دقيقه‌اي كه آنجا بوديم باور بفرماييد كه از خود صاحب عزا ناراحت‌تر و مصيبت‌زده‌تر بوديم و من مدام به اين قضيه فكر مي‌كردم كه آيا طرح استفاده از سرويس‌هاي بهداشتي مساجد در تمام طول روز با توجه به قداست خود مسجد و همچنين برگزاري مجالسي اين‌چنيني در مساجد واقعا زيبنده است، اصلا شما قضاوت كنيد اگر خداي ناكرده در غم از دست‌دادن عزيزانتان مشغول سوگواري باشيد و وسط گريه‌هاي شما يكي بگويد: «ببخشيد دستشويي كجاست؟» چه حالي به شما دست مي‌دهد.
كانال‌هاي تلويزيون را يكي‌يكي عوض مي‌كردم تا اين ‌كه تصوير يك ويلاي چند ميليارد دلاري به شكل توالت فرنگي نظرم را جلب كرد. برنامه در مورد سازمان جهاني توالت بود كه سال ۲۰۰۱ توسط آقاي جك سيم بنيانگذاري شد. رئيس سازمان جهاني توالت خيلي حرف‌هاي بي‌ادبانه‌اي مي‌زد و مدام درباره توالت و سرويس‌هاي بهداشتي ايمن و نظافت توالت‌ها و از اين‌جور مسائل صحبت مي‌كرد. مثلا مي‌گفت: ۵‌/‌۲ ميليارد نفر در جهان به توالت ايمن و بهداشتي دسترسي ندارند (بهداشتي كه هيچ، اما ايمن، نكته خيلي مهمي است) كه فقط ۷۰۰ ميليون نفر آنها در هند زندگي مي‌كنند (باز خدا را شكر كه در هند زندگي نمي‌كنيم)، مسابقه‌اي هم در سطح جهاني برگزار شده بود كه در اين مسابقات سرويس‌هاي بهداشتي سنگاپور با اقتدار كامل بر سكوي قهرماني تكيه زده و سرويس‌هاي بهداشتي سوئيس به مقام نايب قهرماني رسيده بودند، ولي در هيچ كجا اشاره‌اي به غيبت سرويس‌هاي بهداشتي قدرتمند ما در اين دوره از مسابقات نكردند ‌.
ناگفته نماند هم‌زمان با ۲۸آبان ماه سال جاری و روز جهانی توالت، اولین همایش ملی توالت توسط شهرداری قزوین با حضور نمایندگان شهرداری های کل کشور برگزار می‌شود.
کد خبر 47706

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۰۷:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۸
    خيلي هر كس اين مطلب را نوشته خود خواه بود اگر يكي از روزهاي مهم شمارابا روز توالت يكي كنند كه صداتون توهفتاد مملكت درمياد چرا روزولنتاين را با روزتوالت يكي كردين ايا فرهنگ اون كشور كه ولنتاين براشون روز مهم وقشنگي توهين نكردين يكي از شرايط مسلمان بودن خود خواه نبودن است البته اين يك امر طبيعي مسلمانان كشور ماست

    پاسخ سایت: 0

  • شهروند IR ۱۰:۵۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۸
    دوست عزیزی که این گزارش رو نوشته احتمالا خوشی زده زیر دلش که اینهمه بدبختی و اختلاس و گرانی و فقر رو بی خیال شده و گزارش در مورد دستشویی نوشته!

    پاسخ سایت: 0