● سقوط شلمچه در منطقهي شرق بصره توسط رژيم بعثي عراق در چنين روزي از سال 1367 هجري شمسي صورت پذيرفت.
فرايند سقوط فاو، با توجه به تأثيرات تعيينكنندهي آن بر تغيير توازن به سود عراق، بسيار حائز اهميت بود. عراقيها، پس از حمله به فاو، در زماني كمتر از 48 ساعت، نقل و انتقال از منطقهي فاو را با هدف آمادگي براي عمليات بعدي آغاز كرده و 38 روز پس از حمله به فاو، سرانجام در بامداد روز چهارم خرداد سال 1367، به منطقهي شلمچه حمله كردند، درنهايت پس از هشت ساعت درگيري، شلمچه در حالي سقوط كرد كه بيش از هفتاد درصد از توان دشمن در جنوب متمركز شده بود.
نتايج برخاسته از سقوط شلمچه منجر به انجام اقداماتي از جانب جمهوري اسلامي ايران گرديد كه: افزايش فعاليتهاي ديپلماتيك و پيگيري روند جابجايي در بندهاي قطعنامهي 598، دعوت از مردم براي پشتيباني جبههها و نيز انتصاب حجتالاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني بهعنوان جانشين فرماندهي كل قوا از آن جمله ميباشد.
● چهارم خردادماه 1286:
عبدالحسين سپنتا در چنين روزي از سال 1286 هجري شمسي چشم به جهان گشود.
عبدالحسين شيرازي معروف به سپنتا کارگردان اولين فيلم ناطق ايراني دختر لر، 4 خرداد در سال 1286 در تهران متولد شد. بهعلت علاقه به موضوع تاريخ و فرهنگ پس از طي تحصيل در مدرسهي آمريکاييهاي تهران براي تکميل تحصيلات به کشور هندوستان عزيمت نمود. وي در سال 1306 مطالعه و تحصيل در زمينهي تاريخ و فرهنگ و ادبيات کهن را در بمبئي آغاز کرد.
در ادامهي سالها بهعلت جذبهي سينما که در فرهنگ هند از ديرزمان بوده و هست به سمت سينما گرايش يافت، که درنهايت امر با همکاري اردشير ايراني به ساخت نخستين فيلم ناطق فارسي در سرزمين هند منجر گرديد. در کارنامهي سينمايي سپنتا که سابقهي انجام اموري از جمله: فيلنامهنويسي، شاعري، آواز، دکوراتوري، تدوين، بازيگري و مجريگري را علاوه بر کارگرداني دارد؛ اين فيلمها به چشم ميخورد: دختر لر 1312 - فردوسي 1313 - شيرين و فرهاد 1314 - چشمان سياه 1315 - ليلي و مجنون 1316.
سينما تنها يکي از دلمشغوليهاي سپنتا بود که در کنار اين امر وي به انتشار مجلات و کتابهاي زير همت گماشت: مجلهي دورنماي ايران 1307 - مجلهي پيام راستي هندوستان 1307 تا 1308 - مجلهي سپنتا در اصفهان 1322 تا 1332 - کتاب ايران و اهميت آن در ترقي و تمدن بشر - کتاب اخلاق ايران باستان - کتاب زرتشت که بود؟ و چه کرد؟ - کتاب نوآموز مزدسينا -کتاب پرتويي از فلسفهي ايران باستان -منتخبات اشعار دهقان ساماني - منتخبات اشعار ميرزاعبدالوهاب گلشن ايرانپرورد - گردآوري مجموعهي سخنوران دوران پهلوي - مجموعهي اشعار ملي ايران.
عبدالحسين سپنتا در هشتم فروردينماه سال 1348 هجري شمسي در سن 62 سالگي در اصفهان چشم از جهان فروبست. وي در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شده است.
● چهارم خردادماه 1300:
سيدضياءالدين طباطبايي در چنين روزي از سال 1300 هجري شمسي به فرمان احمدشاه از رياست وزرا عزل شد.
در جريان كودتاي سوم اسفند 1299، عامل نظامي كودتا رضاخان و عامل سياسي و كارگردان ظاهر و باطن، سيدضياءالدين طباطبايي بود كه با حمايت انگليس صورت گرفت. سيدضياء در نخستين روزهاي ورود قواي قزاق به تهران، با احمدشاه ملاقات و فرمان رييسالوزرايي خود را با اختيارات كامل دريافت كرد.
وي در اولين روز صدارت خويش دست به اقداماتي زد و نزديك به دويست تن از رجال كشور و روحانيان را بازداشت نمود و طي اعلاميهاي، علل و جهات صدارت خود را به حكام و واليان در سراسر كشور ابلاغ كرد. نقطهي زوال دولت سيدضياءالدين طباطبايي معروف به دولت سياه و كابينهي صد روزه را بايد در اختلاف بين وي و سردار سپه جست.
رضاخان كه با سيدضياء روابط خوبي نداشت، با نزديك شدن هرچه بيشتر به احمدشاه و اظهار اطاعت و انقياد، زمينه را براي بركناري سيدضياء فراهم ساخت. بهويژه كه احمدشاه از زمان امضاي حكم رياست وزرايي سيدضياء، از او دلخوش نبود و اهانتها و بيادبيهاي سيد، شاه را به شدت خشمگين ساخته بود. همچنين منتقدين و وابستگان به دربار كه عدهي زيادي از آنان در حبس رفته بودند، تلاش شبانهروزي خود را براي بركناري او معمول ميداشتند.
سرانجام در روز اول خرداد 1300، شاه به سيدضياء، تكليف استعفا نمود، اما سيدضياء اطاعت نكرد تا اينكه احمدشاه وي را در چهارم خرداد بركنار كرد و دولت 93 روزهاش سقوط كرد. پس از بركناري، در همان روز درحاليكه از خزانهي دولت مبلغ بيست و پنج هزار تومان به او براي مخارج سفر داده بودند با تني چند از دوستان و نزديكان خود از طريق بغداد عازم اروپا شد و بيست و دو سال در اروپا اقامت گزيد.
● چهارم خردادماه 1314:
از چهارم خردادماه سال 1314 هجري شمسي سندي به شمارهي 240025461 در دست است که حاوي تغيير اسامي دهنو به نوشهر و سختسر به رامسر ميباشد كه توسط وزارت كشور به وزارت ماليه ابلاغ شده، به اطلاع ادارات وزارت ماليه رسيده است.
• نوشهر در طول جغرافيايي 51،30 درجهي شمالي و 36،39 درجهي شرقي قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دريا 2،9 متر است. شهرستان نوشهر از شمال به درياي خزر، از جنوب به رشتهكوههاى البرز، از شرق به شهرستان نور و از غرب به شهرستان چالوس متصل است. نوشهر داراي دو بخش مرکزي و کجور است.
قديميترين نام نوشهر، سنگ تجن بوده است. آغاز شکلگيري نوشهر از روستاي گردکل و منطقهي شهر پشت که در مجاورت رودخانهي گردکل در شمال مسير راه سرتاسري کناره قرار داشته، بوده است. در زمان قاجار بهلحاظ نزديک بودن اين روستا به دريا و مناسب بودن ساحل آن جهت پهلوگيري شناورهاي تجاري، اين ناحيه مورد توجه شخصي بهنام خاچيک قرار گرفت و محل مناسبي براي مبادله و حمل و نقل کالا ميان ايران و روسيهي شوروي و از اينرو سبب رونق فعاليتهاي مختلف اقتصادي گرديد.
پس از مدتي نوشهر مورد توجه حبيبالله خان سردار خلعتبري تنکابني، پدر سپهسالار اعظم تنکابني قرار گرفت. در آن زمان نوشهر با محوريت کجور، قسمتي از تنکابن محسوب ميشد. اين منطقه بهدليل آغاز فعاليتهاي عمراني حبيبالله خان سردار خلعتبري تنكابني، به حبيبآباد، معروف شد؛ سپس به دهنو و در سال 1318 و در زمان پهلوي اول با ايجاد بندر و يک سلسله اقدامات عمراني با هويت شهري در کنار بافت روستائي، به نوشهر تغيير نام داد.
بنابراين علل عمدهي استقرار و پيدايش شهر نوشهر در اين منطقه را ميتوان وجود رودخانههاي متعدد، نزديکي آن به دريا، کوتاه بودن فاصلهاش به تهران و موقعيت مناسب ساحل آن براي پهلوگيري شناورهاي تجاري و حاصلخيزي اراضي اطرافش دانست.
• رامسر آخرين شهر غرب استان مازندران است كه از سمت شرق به تنكابن، از غرب به چابكسر (اولين شهر شرق گيلان)، از جنوب به کوههاي البرز و از سمت شمال به درياي مازندران محدود است. قديميترين نام اين شهر سختسر بوده كه در سال 1314ش به رامسر تغيير نام داد.
آب و هواي رامسر در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان سرد است. نزديکي جنگل و دريا زيبايي خاصي به اين شهر داده است و اين امر موجب جذب مسافر در فصل تابستان و ايام تعطيل ميشود.
مناطق وسيعي از مرکز شهر رامسر از آبهاي گرم معدني با انواع خواص طبي و درماني برخوردار بوده که گردشگران زيادي از اين آبها بهرهمند ميشوند. وجود اين آبگرمها در نزديکي ساحل دريا ويژگي منحصربهفردي را به اين شهر بخشيده است.
● چهارم خردادماه 1339:
از چهارم خردادماه سال 1339 هجري شمسي سندي به شمارهي 240035639 در دست است که حاوي فرمان و قانون اصلاحات ارضي ميباشد.
• در سال 1339، در اواخر عمر مجلس نوزدهم لايحهي اصلاحات ارضي تصويب، ولي با اشغال كرسيهاي مجلس بيستم بهوسيلهي افراد مخالف اصلاحات ارضي و نادرستي آن انتخابات، مجلس بيستم منحل و علي اميني نخستوزير شد و فرمان اصلاحات ارضي دراين هنگام صادر گرديد. با دخل و تصرفاتي كه در سال 1340 در قانون 1339 انجام گرفت، قانون اصلاحات ارضي مهيا و در سال 1341 به آراي عمومي گذاشته و تصويب شد.
هدف و دستاورد عمدهي اصلاحات ارضي در دههي 1340 از ميان برداشتن روابط سنتي ارباب رعيتي و تبديل رعاياي سهمبر به دهقانان خردهمالك و حفظ و حمايت از بهرهبرداريهاي ماشيني بود. عملكرد نهايي اصلاحات ارضي فروش تمام يا قسمتي از حق نسق زارعان سهمبر به خود آنان، بهاستثناي اراضي مكانيزه تا 500 هكتار بود.
روستانشينان كشور در آستانهي اصلاحات ارضي در سال 1339 به سه قشر متمايز تقسيم ميشدند كه هركدام بهطور كلي حدود يك سوم جمعيت روستاها را تشكيل ميدادند: رعاياي سهمبر يا اجارهكار، دهقانان خردهمالك و رعاياي خوشنشين.
گفته ميشود سالهاي 1960 - 1950 در ايران، زمان اجراي برنامههاي آمريكايي معروف به اصل چهار ترومن بود كه براي جامعهي ايران، تنشهاي سياسي را نيز به ارمغان آورد و گروههاي سياسي - مذهبي با آن مخالفت كردند.
به هر حال دولت ايران اين اصول را تحت عنوان اصلاحات ارضي اجرا كرد و بر اين اساس، نظام فئودالي سنتي تا حدود زيادي برچيده شد و مالكان بزرگ ناچار زمينهاي خود را به دولت واگذار كردند. دولت با قطعهقطعه كردن زمينها، آنها را به زارعيني كه تا پيش از آن رعيت بهشمار ميآمدند واگذار كرد.
چون قانون اصلاحات ارضي در مدت زمان طولاني انجام شد و يك نوع عدم اطمينان در وضعيت مالكيت ايجاد كرد، دولت در اول مهرماه سال 1351 خاتمهي اصلاحات ارضي را اعلام كرد تا به اين وسيله مردم از سرمايهگذاري در كشاورزي دلسرد نشوند.
بعد از انقلاب اسلامي با توجه به تغييراتي كه در وضع نظام مالكيت اراضي رخ داد، شوراي انقلاب براي سر و سامان دادن به آن در 25 شهريور 1358 قانون "نحوهي واگذاري و احياي اراضي" را تصويب كرد. شركتهاي تعاوني توليد مشاع و مراكز خدمات روستايي از جمله اقداماتي است كه پس از انقلاب اسلامي صورت گرفت.
● چهارم خردادماه 1339:
از چهارم خردادماه سال 1339 هجري شمسي سندي به شمارهي 240009941 در دست است که حاوي مكاتباتي دربارهي آئيننامهي سازمان روزنامهي رسمي كشور ميباشد.
اين سند كه توسط وزارت ماليه و خطاب به وزارت دادگستري نوشته شده حاوي اصلاحاتي است كه اين وزارتخانه انجام آنها را در آئيننامهي سازمان روزنامهي رسمي كشور ضروري دانسته و در 11 مورد فهرست و ارسال شده است و در بيست و دوم خرداد همين سال نيز گزارش ارسال اين اصلاحات توسط وزير ماليه به نخستوزير ارائه شده است.
• روزنامهي رسمي كشور يكي از سازمانهاي وابسته به قوهي قضائيه است. به موجب ماده واحدهي سال 1289ش دولت موظف گرديد در پايتخت روزنامهاي حاوي دستخطهاي سلطنتي و احكام وزارتخانه و عزل و نصب مأمورين و قوانين موضوعه منتشر سازد. اين روزنامه با نام مجلهي رسمي وزارت دادگستري منتشر گرديد.
در سال 1323 به موجب تبصرهي 3 قانون بودجهي مجلس شوراي ملي، اين وظيفه به عهدهي مجلس محول گرديد و هيات رئيسهي مجلس موظف گرديد آن را بهصورت روزانه منتشر سازد كه اولين شماره با نام روزنامهي رسمي كشور در تاريخ يكشنبه 22 بهمن 1323 انتشار يافت. اين وضع ادامه داشت تا اينكه به موجب تبصرهي 18 قانون بودجهي سال 1338 كل كشور، روزنامهي رسمي به وزارت دادگستري منتقل گرديد و درنهايت به موجب ماده واحدهي مصوب 26 فروردين 1351 سازمان روزنامهي رسمي، به شركت سهامي تبديل گرديد.
برابر اساسنامهي قانوني مصوب 28 اسفند 1352 کميسيونهاي مشترک مجلسين وقت (مشتمل بر 9 ماده و يک تبصره) ارکان شرکت عبارتند از: 1- مجموع عمومي 2- هيأت مديره و مديرعامل 3- حسابرس (بازرس).
سهام شرکت صد در صد متعلق به دولت است اما بهطور کلي از بودجهي عمومي کشور استفاده نميکند. تمامي هزينههاي جاري روزنامهي رسمي از محل منابع داخلي، حقالدرج آگهيهاي قانوني و چاپ دفاتر و اوراق قوهي قضائيه، وزارت دادگستري و سازمانهاي وابسته تأمين ميگردد.
• عمدهي وظايف روزنامهي رسمي که مستخرج از مواد متفرقهي قانوني است به شرح زير ميباشد:
انتشار گفتوگوهاي مجلس شوراي اسلامي، انتشار قوانين و مصوبات مجلس شوراي اسلامي، انتشار نتيجهي همهپرسي پس از طي مراحل قانوني و ابلاغ به رياستجمهوري و امضاي آن و دستور انتشار در روزنامهي رسمي، انتشار مصوبات مجلس شوراي اسلامي و نتيجهي همهپرسي درصورت استنکاف رييسجمهور از مفاد يا ابلاغ به دستور رييس مجلس شوراي اسلامي، انتشار اعلان لازم جهت صدور حکم موت فرضي درمورد غايت مفقودالاثر، انتشار مفاد دادخواست درصورت عدم شناسايي نشاني خوانده توسط خواهان، احضار متهم بهوسيلهي روزنامههاي کثيرالانتشار يا محلي درصورتيکه بهواسطهي معلوم نبودن محل اقامت در امر جزائي ابلاغ ممکن نشود، انتشار درخواست تصديق انحصار و وراثت، انتشار مفاد وصيتنامهاي که بهموجب قانون قابل ترتيب اثر است درصورت معلوم نبودن توافق و اختلاف ورثه نسبت به آن، انتشار آگهي دعوت هيأت بستانکاران موضوع مادهي 25 قانون ادارهي تصفيهي امور ورشکستگي، انتشار خلاصهي نامهي شرکت خارجي يا شعبهي آن پس از ثبت، انتشار مفاد حکم قطعي راجع به اعتراض به علامت ثبتشده، انتشار آگهي موضوع ثبت اختراع، انتشار برخي از آراء دادگاهها همچون آراء موضوع تبصرهي مادهي 302 قانون آئين دادرسي مدني و مادهي 298 قانون آئين دادرسي کيفري، انجام کليهي سفارشات چاپي و مطبوعاتي قوهي قضائيه و وزارت دادگستري و سازمانهاي تابعه، نشر آراي وحدت رويهي هيأت عمومي ديوان عالي کشور و وحدت رويهي هيأت عمومي ديوان عدالت اداري، انتشار مصوبات هيئت دولت و آئيننامههاي اجرايي مصوبات هيات دولت، انتشار آئيننامههاي اجرايي مصوب رياست قوهي قضائيه، انتشار مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي عالي اداري، انتشار مصوبات شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران، انتشار مصوبات مجمع تشخيص مصلحت نظام، انتشار عهدنامههاي منعقدهي فيمابين دولت ايران و ساير دول.
روزنامهي رسمي کشور بهمنظور اطلاعرساني سريع و دقيق، از آبانماه سال 1379 مبادرت به افزايش شمارگان روزنامهي رسمي بهمنظور توزيع در محلهاي عرضهي جرايد نموده و اين مهم را از طريق شبکهي سراسري روزنامهي اطلاعات به انجام ميرساند.
● چهارم خردادماه 1358:
سوءقصد به جان آيتالله هاشمي رفسنجاني توسط گروهك فرقان در چنين روزي از سال 1358 هجري شمسي انجام شد.
در عصر روز جمعه چهارم خرداد 1358، هنگامي كه حجتالاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني از اعضاي اصلي شوراي انقلاب و افراد مؤثر نظام، در منزل بود، دو نفر به قصد ملاقات ايشان و با ادعاي اين كه حامل نامهاي از جانب يكي از مقامات مملكتي براي وي ميباشند، اجازهي حضور خواسته و داخل منزل شدند.
در آن روز برحسب اتفاق، پاسدار محافظ هاشمي رفسنجاني در منزل نبود و جوان ضارب با سوءاستفاده از اين موقعيت، قصد ترور وي را داشت كه بر اثر درگير شدن با حجتالاسلام رفسنجاني، موفق به انجام نقشهي خائنانهاش نگرديد و گلوله بهجاي حساسي از وي اصابت نكرد و ضارب كارش را ناتمام رها كرده و ميگريزد. در اثر اين سوءقصد، هاشمي رفسنجاني از پشت هدف اصابت گلوله واقع شده كه پس از آن براي مداوا به بيمارستان منتقل گرديد.
حضرت امام (ره) در پيامي در اين باره فرمودند: «بدخواهان بدانند هاشمي زنده است چون نهضت زنده است. من به آقاي هاشمي، فرزند برومند اسلام، تبريك ميگويم كه در راه هدف تا نزديك شهادت به پيش رفته و سلامت و ادامهي خدمت ايشان را از خداي تعالي خواستارم.»
● چهارم خردادماه 1363:
فريدون خرسند طراح گرافيک در چنين روزي از سال 1363 هجري شمسي درگذشت.
فريدون خرسند صفايى پس از گذراندن دبستان و دبيرستان در سال 1345 موفق به اخذ ديپلم در رشتهى طبيعى گرديد و پس از طى خدمت نظام براى ادامهى تحصيل راهى انگلستان شد و در سال 1356 موفق به دريافت درجهي ليسانس در رشتهى طراحى گرافيك گرديد.
خرسند در طول مدت تحصيل، از سوى دانشگاه مربوطه جايزهها و بورسهاى متعددى را دريافت كرد. او همچنين علاوه بر بر اخذ ليسانس در رشتهى طراحى گرافيك، موفق به دريافت ديپلم از انجمن طراحان و هنرمندان صنعتى انگلستان و ليسانس طراحى تبليغاتى نيز گرديد و در طول تحصيل به فعاليتهاى حرفهاى هم اشتغال داشت كه از اين دوره آثار زيادى در دست است.
خرسند در اوايل سال 1357 به ايران مراجعت نمود و در مؤسسهى چاپ و نشر دانش نو مشغول بهكار شد و پس از انقلاب اسلامى در مركز هنرهاى تجسمى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به كار طراحى پرداخت و تا پايان عمر در اين مركز ماند و آثارى را بهجا گذارد كه از آن جمله مىتوان به پوسترهاى "دومين سالگرد انقلاب اسلامى"، "مدرسهى فيضيه" و "سالگرد سيزده آبان" اشاره كرد. فريدون خرسند صفايى بهسبب ابتلاء به بيمارى سرطان درگذشت.
● چهارم خردادماه 1380:
موزهي قرآن و كتابت (صاحبالامر) در چنين روزي از سال 1380 هجري شمسي در تبريز گشايش يافت.
مسجد صاحبالامر يکي از مساجد قديمي و کهن شهر تبريز است که در مرکز اين شهر واقع شده است. اين بنا توسط شاه تهماسب يکم ايجاد شده و در آغاز متعلق به وي بوده است. بعدها با حملهي سپاهيان عثماني به ايران، مسجد صاحبالامر بهطور کلي ويران گرديد.
کاتب چلبي در کتاب "جهاننما" در اين باره مينويسد: «در قسمت شرقي ميدان صاحبآباد متصل به جامع سلطانحسن، مسجد مزين ديگري وجود داشت که چون بنايش از شاه تهماسب بود، عساکر عثماني جابهجا خرابش کردند.» پس از عقبنشيني عثمانيان، اين مسجد توسط ميرزا محمدابراهيم - وزير آذربايجان در زمان شاه سلطانحسين- مورد بازسازي قرار گرفت. مسجد صاحبالامر در اثر زمينلرزهي سال 1193 هجري، خسارت فراواني ديد و در سال 1266 هجري، به همت ميرزا علياکبرخان (مترجم کنسولگري شوروي در تبريز)، مورد مرمت قرار گرفت و مدرسهي اکبريه در يکي از صحنهاي آن ايجاد گرديد.
اين بنا داراي يک گنبد و دو مناره است که شکل گنبد و منارهها با ساير مساجد تفاوت بسياري دارد. از زمان شاه تهماسب يکم، تنها دو تاق مرمرين در اين مسجد باقي مانده است که جنبهي تاريخي دارند. در کنار يکي از تاقها، سنگنبشتهاي مرمرين و در بالاي تاق ديگري، سورهي "الجن" نوشته شدهاست. امروزه موزهي قرآن و کتابت در محل مسجد صاحبالامر ايجاد شده است.
● برخی دیگر از وقایع مربوط به تاریخ دفاع مقدس در چهارم خردادماه:
1360: حسني مبارك اعلام كرد ميخواهد نيرو به عراق اعزام كند.
1360: نگراني فرانسه از تحولات جنگ (قرارداد فرانسه با عراق بالغ بر 05،1 ميليارد دلار است).
1364: تهديد آمريكا به حملهي هوايي به بندرعباس درصورت كشته شدن يكي از گروگانهاي آمريكايي در ايران.
1364: حمله به ترمينال نفتي ايران در جزيرهي خارك.
1364: بمباران شهر مقدس قم در ايران.
خبرگزاری ايمنا: در چنین روزی از سال 1367 هجری شمسی؛ سقوط شلمچه توسط رژيم بعثی عراق در منطقهی شرق انجام گرفت. دشمن در بامداد روز چهارم خرداد سال 1367، به منطقهی شلمچه حمله كرد و درنهايت پس از هشت ساعت درگيری، شلمچه در حالی سقوط كرد كه بيش از هفتاد درصد از توان دشمن در جنوب متمركز شده بود.
کد خبر 40833
نظر شما