"درگذشت كريستف كلمب دريانورد معروف ايتاليايي و کاشف قارهي امريكا"، "درگذشت آلن رنه لوساژ نويسنده و افسانهسراي فرانسوي"، "زادروز انوره دو بالزاک نويسندهي فرانسوي و از بزرگترين رماننويسان دنيا"، "زادروز جان استوارت ميل فيلسوف و اقتصاددان انگليسي"، "زادروز ولفگانگ بورشرت شاعر، نمايشنامهنويس و نويسندهي آلماني"، "زادروز زبيگنف پرايزنر از بزرگترين آهنگسازان لهستان" و... از جملهي مهمترين رخدادهاي امروز (بیستم مي) در تقویم تاریخ میلادي است.
● بیستم می سال 1506 میلادی:
كريستف كلمب دريانورد معروف ايتاليايي و كاشف قارهي امريكا در چنين روزي از سال 1506 ميلادي درگذشت.
كريستف كلمب دريانورد و كاشف برجستهي ايتاليايى، در 21 سپتامبر سال 1451م در جنوب ايتاليا بهدنيا آمد و از جواني در خدمت نيروي دريايى ايتاليا قرار گرفت. كلمب برخلاف بسياري از مردم زمان خود معتقد بود كه زمين گرد است و مطمئناً با سفر دريايى به سوي غرب ميتوان راهي تازه براي تجارت سودآور اروپائيان به خاور دور پيدا كرد.
از اينرو، وي مدتها قبل از سفر طولاني خود، بازرگانان ايتاليايى را به كشف راه دريايى هندوستان متوجه ميساخت و ميخواست راه دريايى به سوي هند را پيدا كند. وي در 1492م سفر طولاني خود را با سه كشتي آغاز كرد و پس از تحمل رنجهاي فراوان و سركوب شورشها و نافرمانيهاي دريانوردان كشتيهاي خود، عاقبت از اقيانوس اطلس گذشت.
كريستف كلمب طي چهار سفر خود به غرب اقيانوس اطلس، سرزمينهاي وسيعي از قارهي امريكا را كشف كرد و راههاي جديد را شناسايى نمود. كلمب پس از برگشت از آخرين سفر دريايى، از طرف پادشاه اسپانيا ـ كه تاكنون هزينهاش را تأمين ميكرد ـ ديگر كمكي دريافت نكرد و سرانجام در بيستم مه 1508م در حال تنگدستي و در سن 57 سالگي درگذشت.
عدهاي از دانشمندان معتقدند كه پيش از كلمب، افراد ديگري به سرزمين امريكا رفته بودند. اما اطلاعات آنان با افسانهها مخلوط شده بود و درواقع، كاشف حقيقي امريكا را بايد كريستف كلمب بهشمار آورد.
● بیستم می سال 1747 میلادی:
آلن رنه لوساژ نويسنده و افسانهسراي فرانسوي در چنين روزي از سال 1747 ميلادي درگذشت.
آلن رنه لوساژ، اديب و رماننويس فرانسوي، در 15 سپتامبر 1668م بهدنيا آمد. وي در نوجواني يتيم شد و زندگي سختي را آغاز كرد. او در عين حال براي ادامهي تحصيل به پاريس رفت و پس از اخذ ليسانس حقوق و اشتغال به وكالت، به نويسندگي روي آورد.
لوساژ در ابتدا با فروش داستانهايى كه با اقتباس از نمايشنامههاي اسپانيايى مينوشت امرار معاش نمود. وي پس از چندي با انتشار كتاب كريسپن رقيب اربابش، به شهرت رسيد و انتشار كتابهاي بعدي او، بهويژه شاهكار وي به نام ژيل بلاس دو سانتييان در 4 جلد، بر شهرت لوساژ افزود.
لوساژ در اين رمان ميكوشد نشان دهد كه بشر در برابر دشواريهاي زندگي، تنها و بيسلاح است و براي رسيدن به هدف خود كه همان خوشبختي است، بايد بر تجربهها، قضاوتهاي صحيح و احتياجات شخصي تكيه نمايد. وي در عين حال، در تبيين وضع جامعه، به توصيف فساد و پستي و توطئههاي دستگاه اداري ميپردازد.
لوساژ نويسندهاي واقعگرا و شاعري زبردست بود كه در آثار خود، ضعفها و نقايص اخلاقي بشر را بهصورت برجسته به نمايش ميگذارد. او در تمام داستانهاي خود، اجتماعات را با بيپروايى و در عين حال سادگي خاصي كه نمونهي كمال رئاليسم و واقعبيني است توصيف ميكند.
لوساژ تمام عمر خود را بدون ارتباط با ديگر نويسندگان زمان گذراند و از هوچيبازي و خودنمايي و مشاجرات قلمي دوري ميكرد. وي در ادبيات فرانسه، بهعنوان چهرهاي صاحبمقام، مطرح ميباشد. آلن رنه لوساژ سرانجام در 20 مه 1747م در سن 79 سالگي درگذشت.
● بیستم می سال 1799 میلادی:
انوره دو بالزاک نويسندهي فرانسوي و از بزرگترين رماننويسان دنيا در چنين روزي از سال 1799 ميلادي زاده شد.
بالزاک در بيستم ماه مه سال 1799 در شهر تور فرانسه بهدنيا آمد. بيستم مه در فرانسه مصادف با عيد سنت انوره است، بههمين دليل والدينش اسم او را انوره گذاشتند. پدر انوره مردي بود از طبقهي متوسط و مادرش زني تندخو و سختگير.
پدر بالزاک ميخواست انوره در رشتهي حقوق تحصيل کند، انوره سه سال حقوق خواند و همزمان، مدتي پيش يک وکيل و بعد در دفتر يک محضردار کار کرد؛ اما تحصيل را نيمه رها کرد، چون ميخواست يک نويسنده باشد. انگار ميدانست که يک نويسنده زاده شده است.
او در 21 سالگي کار نوشتن را آغاز کرد. اديبان صاحبنام، اولين نوشتههاي او را چرنديات خواندند و هيچکدام چاپ نشد؛ اما بالزاک نااميد نشد و به روشي خاص شروع به تمرين نوشتن کرد. هشت سال رمانهاي عامهپسند نوشت و آنها را با نام مستعار چاپ کرد و با اين روش، داستان نوشتن آموخت و کسب درآمد کرد. آنقدر پولدار شد که به فکر خريد يک چاپخانه افتاد. اين يکي از بدترين تصميمهاي بالزاک بود. او ميخواست با اين سرمايهگذاري ثروتمند شود، ولي آنچنان شکست خورد که تا آخر عمر قرضهاي اين ورشکستگي را پس ميداد.
در سال 1829 رمان شوانها را با نام خود منتشر کرد و با آن خود را به اروپائيان شناساند. اين موفقيت بهقدري در مزاق بالزاک خوش نشست که بعد از آن او بيوقفه نوشت و نوشت و نوشت. "چرم ساغري"، "سرهنگ شابر"، "کشيش تور"، "عشق در صحرا"، "اوژني گرانده"، گبابا گوريو"، "سرافيتا"، "آرزوهاي گمشده"، "سزار بيروتو"، "دخترعمو بت"، "پسرعمو پونس"، "گسبک رباخوار" و "زنبق دره" در بين سالهاي 1830 تا 1848 نوشته و منتشر شد.
بالزاک در آغاز دههي چهارم زندگياش تصميم گرفت وارد دنياي مطبوعات شود و يک روزنامه تأسيس کرد؛ ولي فقط سه شماره از روزنامهي او منتشر شد. بالزاک دوباره در کار اقتصادي شکست خورد و به آغوش نوشتن پناه برد.
دههي چهارم زندگي بالزاک با کار سخت گذشت. او ديوانهوار مينوشت و مينوشت و مينوشت. قهوهي غليظ ميخورد تا خوابش نبرد. با دوستانش ملاقات نميکرد، تا مزاحم کار نوشتنش نباشند. بسيار کم غذا ميخورد و روزي دوازده تا شانزده ساعت فقط مينوشت. اين فشار طاقتسوز او را ضعيفتر کرد و ده سال بعد براي هميشه به خواب رفت.
بالزاک در 18 اوت سال 1850 درست چند ماه بعد از ازدواجش درگذشت درحاليکه ميگفت: «هشت روز در آتش تب سوختن! ميتوانستم در اين مدت يک کتاب بنويسم!» در لحظهي مرگش، ويکتور هوگو نويسندهي نامآور فرانسوي بالاي سر او بود. آنها فقط دو سال با هم اختلاف سني داشتند ولي از نظر سليقهي فکري و فلسفي، تفاوت بسياري داشتند.
● بیستم می سال 1806 میلادی:
جان استوارت ميل فيلسوف و اقتصاددان انگليسي در چنين روزي از سال 1806 ميلادي زاده شد.
جان استوارت ميل فيلسوف و اقتصاددان انگليسي در 20 مه 1806م در شهر لندن بهدنيا آمد و پس از طي دوران كودكي وارد كمپاني هند شرقي شد. وي پس از آن به شعر و ادب گرايش يافت و علاوه بر فراگيري موسيقي، با آثار ادبي نويسندگان برجسته آشنايى يافت.
ميل بعدها وارد سياست گرديد و مدتها در پارلمان انگلستان عضويت داشت اما وارد هيچ حزب و دستهاي نگرديد و به بحث پيرامون افكار و عقايد خود ميپرداخت. وي از جمله در مخالفت با سياست استعماري بريتانيا در ايرلند و حمايت از حق رأي و نمايندگي زنان در پارلمان موضع گرفت.
جان استوارت ميل مؤسس مكتب سودگري يا سودخواهي بود. اين نظريه تحت عنوان "بيشترين سود براي بيشترين مردم" بهصورت يك اصل اخلاقي مطرح گرديد. براساس اين نظريه، آنچه كه متضمن و دربرگيرندهي اكثر خير و سود بيشتر براي مردم است، ميزان اخلاقي بودن آن بهشمار ميرود.
او سعادت را در لذت و سود و عدم سعادت را در الم و زيان ميدانست. جان استوارت ميل در همين راستا، اعتقاد داشت كه براي رسيدن به سعادت، بايد لذت را افزايش داد و از رنج و درد كاست. بهعبارت ديگر وي لذت را تنها خير ممكن و رنج را تنها شر ممكن تلقي كرده و معتقد بود وظيفهي ما در جهان آن است كه بزرگترين شادي را براي بيشترين تعداد ممكن از مردم فراهم سازيم.
استوارت ميل در فلسفه و روش علمي، معتقد به تجربه و آزمايش است. به عقيدهي وي، اساس دانش بشر بر دريافتهاي مستقيم از موجودات خارجي است. ولي بيشتر علم آن از راه استنتاج به دست ميآيد. از ديدگاه اقتصادي، ميل معتقد به اصل رقابت در اقتصاد بود و با هرگونه انحصار مخالفت ميكرد.
عقايد جان استوارت ميل كه مدافع آزادي فردي و سياسي و يك فيلسوف و عالم بزرگ منطق بهشمار ميرفت، سبب اصلاحات اجتماعي و سياسي زيادي در آن زمان و پس از آن شد و در اقتصاد و فلسفهي بعد از خود نيز تأثير نهاد. ميل درمورد آزادي ميگويد آزادي براي پيگيري منافع شخصي به طريق دلخواه است، اما وي تصريح مينمايد كه اين آزادي نبايد مانع آزادي ديگران گردد.
وي كتابها و رسالههاي مختلفي دربارهي افكار خود به نگارش درآورد كه "اصول اقتصاد سياسي"، "اصول علم اقتصاد" و "آزادي" از آن جملهاند. استوارت ميل بهعنوان يك عالم برجستهي علم منطق، روشهاي شناسايي منطقي را در پنج مورد وضع كرده بود كه عبارتند از: روش توافق، در دو يا چند پديده، روش تخالف حتي در يك عامل، روش مختلط توافق و تخالف، روش باقيماندهها و روش تغييرات همبسته. جان استوارت ميل سرانجام در هشتم مه 1873م در سن 68 سالگي درگذشت.
● بیستم می سال 1910 میلادی:
شبه جزيرهي كره در چنين روزي از سال 1910 ميلادي بهطور رسمي به ژاپن الحاق شد.
در پي پيروزي ژاپن در جنگ با چين و روسيه، اين كشور، شبه جزيرهي كره را در سال 1907م، عملاً اشغال كرد و در 20 مه 1910م، آن را بهطور رسمي به خاك خود ضميمه نمود و نام آن را به "چوزن" تغيير داد. اما مردم كره با استعمار ژاپن به مبارزه برخاستند.
در زمان جنگ جهاني دوم، استقلالطلبان كرهاي به اميد استقلال كشورشان در كنار متفقين با ارتش ژاپن جنگيدند. اما پس از پايان جنگ، كشور كره به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم شد. كره شمالي با حكومت كمونيستي تحت حمايت شوروي قرار داشت و كره جنوبي نيز از حمايت نظامي و مالي غرب بهويژه امريكا برخوردار بود. اين تقسيمبندي در سال 1948 رسميت يافت.
● بیستم می سال 1921 میلادی:
ولفگانگ بورشرت شاعر، نمايشنامهنويس و نويسندهي آلماني در چنين روزي از سال 1921 ميلادي زاده شد.
ولفگانگ بورشرت در 20 مه 1921 در هامبورگ بهدنيا آمد. هنوز در سنين نوجواني بود (1942) که به سربازي فراخوانده شد. او را به جبههي شرق (روسيه) فرستادند. در جبهه مجروح شد و همزمان بيماري به سراغش آمد. بورشرت را بهدليل به سخرهگرفتن هيتلر و اينکه با سخنان ضد جنگ خود روحيهي همقطارانش را تضعيف ميکرد به آلمان فراخواندند.
او در دادگاه نظامي محاکمه و به مرگ محکوم شد و چندين ماه در انتظار اجراي حکم خود بهسر برد، اما سرانجام بهدليل پيشرفت بيماري و اينکه اميدي به زندهماندنش نبود بخشوده و دوباره به جبهه اعزام شد.
در پايان جنگ، عليرغم بيماري شديد، شوق نوشتن، بورشرت را به مدت دو سال زنده نگاه داشت و او در اين مدت به شيوهاي واقعگرايانه و در عين حال نمادين، سرنوشت سربازان بازگشته از جنگ را در داستانهاي کوتاه و اشعار خود بازگو کرد. او در سال 1947 درحاليکه سخت بيمار بود، ظرف يک هفته نمايشنامهي پرشور خود "بيرون، پشت در" را نوشت.
ولفگانگ بورشرت سرانجام در 20 نوامبر سال 1947 در آسايشگاهي در شهر بازل چشم از جهان فروبست.
● بیستم می سال 1934 میلادی:
پيمان طائف ميان رهبران يمن و عربستان سعودي در چنين روزي از سال 1934 ميلادي امضا شد.
در پايان جنگ بين يمن و عربستان بر سر اختلافات مرزي، يمن شكست خورد و در نتيجه در بيستم مه 1934م پيمان طائف ميان امام يحيى رهبر يمن و ملك عبدالعزيز پادشاه عربستان به امضا رسيد. براساس اين پيمان، يمن مناطق نجران، جيزان و عسير را به مدت چهل سال به عربستان واگذار كرد.
بههنگام تجزيهي يمن به دو قسمت شمالي و جنوبي، يمن شمالي بهخاطر درگيري با يمن جنوبي و كسب پشتيباني عربستان، مشكل مناطق واگذار شده به عربستان را بهطور جدي پيگيري نكرد. اما پس از آنكه در سال 1990م كشور يمن بار ديگر متحد شد، خواستار حل و فصل موضوع نواحي نفتخيز نجران، جيزان و عسير با عربستان شد و دو كشور در اين زمينه، به توافقهايي دست يافتند.
● بیستم می سال 1937 میلادی:
اولين پرواز بدون توقف بين قارهي امريكا و اروپا در چنين روزي از سال 1937 ميلادي انجام گرفت.
سالهاي بين جنگ اول و دوم جهاني، دوران پيشرفتهاي شگرف علمي، چه در زمينهي تكنيك و صنعت و چه در زمينهي طب بود. يك تاريخ فراموشنشدني در پيشرفتهاي علمي سالهاي ميان دو جنگ، پرواز بدون توقف چارلز ليندبرگ، خلبان خدمات پستي امريكا از نيويورك تا پاريس در روز بيستم مه سال 1927م است.
ليندبرگ با هواپيماي كوچك يكنفرهي خود، ساعت 7 و 52 دقيقهي صبح روز بيستم مه از فرودگاه نيويورك برخاست و ساعت 10 و بيست و يك دقيقهي بعدازظهر روز 21 مه پس از 33 ساعت و 29 دقيقه پرواز در فرودگاه پاريس بر زمين نشست. اين نخستين پرواز بدون توقف بين قارهي امريكا و اروپا بود كه در آن زمان، امري عجيب تلقي ميشد.
● بیستم می سال 1955 میلادی:
زبيگنف پرايزنر از بزرگترين آهنگسازان لهستان در چنين روزي از سال 1955 ميلادي زاده شد.
او بهويژه بهدليل همکاريهايش با کريستوف کيشلوفسکي و ساخت آهنگ براي فيلمهاي وي شناخته ميشود. پرايزنر بعد از ازدواج از نام خانوادگي همسرش استفاده ميکند.
مهمترين موسيقي فيلمهاي ساخته شده توسط پرايزنر عبارتاند از: 1988 تا 1989- ده فرمان، 1991- زندگي دوگانهي ورونيک، 1993- آبي، 1994- سفيد و 1994- قرمز.
پرايزنر در رشتهي تاريخ و فلسفه تحصيل کرد و هيچگاه بهطور رسمي موسيقي نياموخت، بلکه با گوش کردن به آثار موسيقي و تلاش براي اجراي آنها، موسيقي را بهشکلي خودآموز يادگرفت. سبک آهنگسازي پرايزنر نورومانتيسيسم است.
● بیستم می سال 1963 میلادی:
كنفرانس تاريخي سازمان وحدت كشورهاي افريقايي در چنين روزي از سال 1963 ميلادي در آديسآبابا برپا شد.
بيشتر دولتهاي قارهي افريقا در دههي 1960 تا 1970م به استقلال رسيدند و تقريباً تا قبل از اين تاريخ، بين ملتهاي افريقايى، رابطهي بينالمللي وجود نداشت. با اين حال دولتهاي مستقل افريقايى، حتي پيش از 1960م براي برقراري همكاري بين خود، اقداماتي كرده بودند كه ثمرهي آنها تشكيل چند سازمان منطقهاي بود.
در اين ميان و بهمنظور تشكيل سازماني منطقهاي در قارهي افريقا، كنفرانس تاريخي سازمان وحدت افريقا در بيستم مه 1963م در آديسآبابا پايتخت اتيوپي آغاز شد و مقدمات تشكيل اين سازمان در 25 مه آن سال، فراهم آمد. اين سازمان با هدف توسعهي همكاريهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي بين كشورهاي افريقايي بهوجود آمد و اقداماتي در جهت مبارزه با بقاياي استعمار در افريقا و ميانجيگري در حل اختلافات كشورهاي عضو بهعمل آورد.
● برخی دیگر از مهمترين رخدادهای بیستم می در تقویم تاریخ میلادی:
1927: بريتانيا، حکومت عبدالعزيز آل سعود بر حجاز و نجد را به رسميت شناخت.
1927: چارلز ليندبرگ هوانورد آمريکايي، براي پيمودن عرض اقيانوس اطلس، از نيويورک برخاست. او روز بعد، پس از 33،5 ساعت پرواز در پاريس فرود آمد.
1947: فيليپ لنارت، فيزيکدان مجارستاني چشم از جهان فروبست.
امـروز: روز استقلال تيمور شرقي.
خبرگزاری ایمنا: در چنین روزی از سال 1506 ميلادی؛ كريستف كلمب دريانورد مشهور ايتاليايی و كاشف قارهی آمريكا درگذشت. عدهای از دانشمندان معتقدند كه پيش از كلمب، افراد ديگری به سرزمين آمريكا رفته بودند. اما اطلاعات آنان با افسانهها مخلوط شده بود و درواقع، كاشف حقيقی آمريكا را بايد كريستف كلمب بهشمار آورد.
کد خبر 40492
نظر شما