8 جمادی‌الثانی 1328؛ زادروز علامه بهلول؛ زاهد و عارف مشهور معاصر

خبرگزاری ایمنا: شيخ محمدتقی بهلول از علما و عرفای معاصر در چنین روزی از سال 1328 هجری قمری چشم به جهان گشود. در جریان به پیروزی رسیدن انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمينی (قدس‏سره)، علامه بهلول از جمله سخنرانانی بود که عليه اعمال غيراسلامی شاه و دستگاه فاسد حاکمه فعاليت کرد.

● مورخان؛ سالروز تولد ابوالقاسم قاسم بن فيرة بن ابی‏القاسم شاطبی شافعی معروف به امام‏القراء؛ از اساتيد ادب و علوم قرآنی در قرن ششم (538 هجری قمری)، درگذشت امير فخرالدين محمود بن امير يمين‌الدين طغرايی مستوفي بيهقی فريومدی مشهور و متخلص به ابن يمين؛ شاعر ايرانی قرن هشتم (769 هجری قمری)، تولد شيخ محمدتقی بهلول؛ از دانشمندان و علمای مجاهد معاصر (1328 هجری قمری) و علامه سيدعبدالحسين شرف‏الدين عاملی؛ فقیه و عالم مبارز (1377 هجری قمری) را در تاریخ هشتم جمادی‌الثانی ذکر نموده‌اند.

● 8 جمادی‌الثانی 538 هجری:
ابوالقاسم شاطبي اديب، فقيه و قاري معروف در چنين روزي از سال 538 هجري قمري زاده شد.
ابوالقاسم قاسم بن فيرة بن ابي‏القاسم شاطبي شافعي، معروف به امام‏القراء (پيشواي قاريان) و از اساتيد ادب و علوم قرآني در قرن ششم هجري بود. او علاوه بر اصول قرائت و تجويد، در تفسير، حديث، نحو، لغت و علوم عربي يگانه‏ي روزگار و استاد زمان خود به‏شمار مي‏رفت.
شاطبي علي‏رغم اين‏كه از نعمت بينايى محروم بود ولي از كثرت ذكاوت و زيركي، تمامي حركات، سخنان و افعال و رفتار خود را طوري مي‏نمود كه حاضرين مجلس، اصلاً متوجه‏ي نابينايى او نمي‏شدند.
شاطبي علاوه بر مراتب علمي، بسيار زاهد، صالح، متقي و داراي اخلاق پسنديده بود. بدون ضرورت حرف نمي‏زد، از مرض‏هاي بسيار سخت، اصلاً شكايت نمي‏كرد، بدون وضو قرآن نمي‏خواند و در مجلس قرائت، با كمال وقار و متانت مي‏نشست.
از جمله‏ي مهم‏ترين آثار شاطبي، "وجه‏التهاني" مي‏باشد؛ كتاب "وجه‌التهاني" مشتمل بر هزار و صد و هفتاد و دو بيت است كه همه‏ي آن‌ها در يك وزن و قافيه سروده شده‌اند. گفتني است كه اين كتاب به قصيده‏ي شاطبيه نيز شهرت دارد و حاوي كليه‏ي مسائل تجويد است. يك نسخه‏ي خطي از اين ديوان در مدرسه‏ي عالي شهيد مطهري تهران نگهداري مي‌شود.
از آثار مهم او علاوه بر "وجه‏التهاني"، "حرزالاماني" و دو قصيده‏ي "لاميه" و "رائيه" در علم قرائت است كه شهرت دارد و در قرون بعد، شرح‏هايي بر آن‏ها نوشته شده است. ابوالقاسم شاطبي در 28 جمادي‏الثاني سال 590ق در سن 52 سالگي درگذشت و در قاهره مدفون گرديد.

● 8 جمادی‌الثانی 769 هجری:
ابن يمين فريومدي شاعر معروف خراساني در چنين روزي از سال 769 هجري قمري درگذشت.
امير فخرالدين محمود بن امير يمين‌الدين طغرايي مستوفي بيهقي فريومدي، مشهور و متخلص به "ابن يمين" يکي از شاعران ايران در سده‏ي هشتم هجري است. پدرش ترک‌نژاد بود و به روزگار سلطان محمد خدابنده در روستاي فريومد زميني خريد و در آن‌جا ساکن گشت.
پدرش او را آموزش داد و از جواني در شمار شاعران و منشيان دوره‌ي خويش درآمد؛ و مقام استيفا يافت و "مستوفي" خوانده شد و چون مانند پدر متصدي نگارش طغرا در آغاز فرمان‌ها بود به "طغرايي" نيز مشهور گشت.
ابن يمين منصب استيفا و نگارش طغراها را در خدمت خواجه علاءالدين محمد فريومدي وزير خراسان، به سال 742 هجري بر عهده داشت و از منشآت او بعضي در کهن‌ترين ويرايش ديوانش که ظاهراً پيش از سال 931 هجري نوشته شده، موجود است و دو نامه از آن‌ها نيز انتشار يافته است.
سال‌هاي نخستين زندگاني ابن ‌يمين در خراسان گذشت. در دوران جواني، به تبريز رفت و به درگاه غياث‌الدين محمد بن رشيدالدين فضل‌الله وزير پيوست و آن وزير را ستايش کرد ولي کارش در آن شهر دوام نيافت؛ چنان‌که ناگزير شد در قطعه‌اي که خطاب به غياث‌الدين محمد سرود از او اجازه‏ي بازگشت به شهر خويش را بخواهد.
قطعه‏ي ديگري در ديوان او هست که نشان از زندگي وي در عراق عجم و بازگشتش به خراسان مي‌دهد. پس از بازگشت به خراسان، ابن يمين بيشتر در زادگاه خود فريومد به‏سر برد و در همان حال با گروهي از اميران و وزيران عهد خود در بخش خاوري ايران ارتباط داشت و آن‌ها را مي‌ستود.
از ممدوحان ابن ‌يمين گذشته از خواجه علاءالدين محمد فريومدي، بايد طغاتيمورخان، ملک معزالدين ابوالحسين محمد بن غياث‌الدين کرت، خواجه وجيه‌الدين مسعود سربداري، خواجه علي سربداري، پهلوان حسن دامغاني سربداري و جانشين او خواجه نجم‌الدين علي مؤيد سربداري را نام برد.
ابن يمين بيننده‌ي کشاکش‌هاي پي‌درپي اميران خراسان در عهد فترت ميان ايلخانان و يورش تيمور بود و گاه در اين کشمکش‌ها و جنگ‌ها نيز حضور داشت. در رويدادي که در سيزدهم صفر سال 743 هجري ميان ملک معزالدين حسين کرت با خواجه وجيه‌الدين مسعود سربداري در زاوه رخ داد و به شکست و فرار خواجه وجيه‌الدين مسعود انجاميد؛ ديوان ابن‌يمين در ضمن غارت بنگاه امير به يغما رفت و بنا به گفته‏ي خواندمير، خود شاعر نيز در اين جنگ، به دست لشکر هرات گرفتار گشت، چون او را پيش ملک بردند، منظور نظر تربيت گردانيد و بنا بر آن‌که ديوان ابن‌ يمين در آن مصاف تلف گشته بود، قطعه‌اي در آن باب گفت.
اما تلاش براي يافتن ديوان او مؤثر نيفتاد و شاعر ناگزير شد با گردآوردن شعرهاي پراکنده‏ي خويش از اينجا و آنجا و افزودن اشعاري که پس از رويداد گفته‌شده ساخته بود، ديواني تازه ترتيب دهد.
ديوان تازه‌ي او که اکنون در دست است، با مقدمه‌اي که شاعر در آن نوشته، در سال 754 فراهم آمده و از قصيده، غزل، ترکيب‌بند، قطعه و رباعي، مجموعاً در حدود 15 هزار بيت دارد. سخن او روان و منسجم و خالي از تکلف و علم‌فروشي و به تمام معني دنباله‏ي سبک خراساني است.
قطعه‌هاي ابن ‌يمين به‏سبب اشتمال بر اندرز و طعن و طنز رواج و شهرت بسيار يافت و بر زبان شعردوستان جاري گشت و از اين بابت ميان شاعران معاصر خود منفرد شد. در قصيده‌سرايي و مثنوي‌پردازي توانا بود. از ميان مثنوي‌هاي او مثنوي "مجلس‌افروز" به بحر خفيف مخبون محذف در تحقيق و عرفان و مثنوي بي‌نام ديگري هم در اين موضوع به بحر هزج مسدس مقصور مشهورتر است.
به جز ديوان مؤلف، کتاب "ريحانةالادب" اين کتاب‌ها را نيز به او نسبت داده است: "انشا طغرل"، به‏نام مجموعه‏ي منشات؛ "انوارالمبارک"، "چشمه‏ي فائز"، "کليات طغري"، مجموعه‏ي اشعار؛ "مجموعه‏الغرائب"؛ "المرآت‏المفتوحه".
زندگاني ابن‌ يمين در سبزوار و فريومد به قناعت گذشت و اصولاً وي مردي قانع و گوشه‌گير و دهقان‌پيشه و معتقد به بنيادهاي اخلاقي بود که مرگش به سال 769 هجري قمري رخ داد.

● 8 جمادی‌الثانی 1328 هجری:
شيخ محمدتقي بهلول از دانشمندان معاصر در چنين روزي از سال 1328 هجري قمري زاده شد.
شيخ محمدتقي، فرزند شيخ نظام‌الدين از مشاهير و علماي گناباد و شاگرد حاج‏ميرزا ابراهيم، مجتهد مشهور سبزوار و مرحوم حاج ملاهادي سبزواري؛ در گناباد متولد شد و تحصيلات ابتدائي و فراگيري مقدمات علوم اسلامي، فن بيان و خطابه را نزد پدر خود آغاز کرد.
چندي از رشد علمي‌اش نگذشته بود که در سخنراني‌هايش نسبت به عملکرد متصوفه‏ي مقيم گناباد از خود واکنش نشان داد و از سوي آنان تهديد به قتل گرديد. پدرش نيز با مشاهده‏ي اين وضع، خانواده را به سبزوار کوچاند.
نگراني مردم از بي‌مهري دولت نسبت به علما، با شايعاتي از جمله از بين بردن علماي قم توسط رضاشاه به تقليد از مصطفي کمال پاشا، بهلول را به شهر قم کشاند. وي ضمن تحصيل در قم با مسائل سياسي روز نيز آشنا شد و ضمن مسافرت به شهرهاي کشور از عملکردهاي دولت در سخنراني‌هايش انتقاد کرد.
با بالا گرفتن فشار دستگاه حاکمه بر علما و فعالان مذهبي، بهلول ضمن سخنراني عليه شاه در گناباد، شايعه‏ي خبر دستگيري آيت‏الله حاج‏حسين قمي (که از مشهد به تهران براي اعتراض به رضاشاه در امر کشف حجاب و متحدالشکل شدن البسه رفته بود) را شنيد؛ از اين‏رو به مشهد رفت و در آنجا عليه اين امر در مسجد گوهرشاد متحصن شد و به ايراد سخنراني پرداخت.
مردم به پشتيباني از وي، در صحن متحصن شدند و پس از کشمکش‌هايي، به فرمان رضاشاه، نيروهاي نظامي در مسجد به زد و خورد با مردم پرداختند. در اين جنگ سه روزه خسارات زيادي به مردم و مسجد وارد شد. در پايان، بهلول را از مسجد خارج کردند و او با گذرنامه‏ي جعلي وارد خاک افغانستان شد.
دولت افغانستان علي‌رغم پذيرفتن درخواست پناهندگي، به‏علت آن‏که در روابطش با ايران خللي وارد نشود او را به زندان فرستاد. پس از چندي به پاکستان رفت و در آنجا نيز زنداني شد. سپس به مصر و عراق عزيمت کرد و در سال 1344ش خود را تسليم دولت ايران نمود.
با بالا گرفتن نهضت اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره)، بهلول از جمله سخنراناني بود که عليه اعمال غيراسلامي شاه و دستگاه حاکمه فعاليت کرد. از آن پس به فعاليت‌هاي عام‌المنفعه مشغول بود. شيخ محمدتقي بهلول در نهم مردادماه 1385ش درگذشت و در گناباد مدفون گرديد.

● 8 جمادی‌الثانی 1377 هجری:
عالم جليل‏القدر شرف‏الدين عاملي در چنين روزي از سال 1377 هجري قمري درگذشت.
علامه سيدعبدالحسين شرف‏الدين عاملي در سال 1290 هجري قمري در شهر کاظمين عراق به‏دنيا آمد. پدرش سيديوسف از علما و روحانيون بزرگوار کاظمين محسوب مي‏شد.
علامه در سن يک سالگي به‏همراه خانواده و پدر بزرگوارش عازم نجف اشرف شد و از سن شش سالگي در نجف اشرف مشغول آموختن علم و دين شد. بعد از دو سال به‏همراه پدر به جبل عامل مهاجرت کرد و در آنجا نزد پدر به تحصيل علوم ديني پرداخت.
در بيست سالگي به توصيه‏ي جدش آيت‏الله العظمي سيدهادي صدر و دايي بزرگوارش سيدحسن صدر به‏همراه خانواده به سامراء مشرف شد و در درس فقه و اصول دو عالم بزرگوار آن دوران شيخ‏حسن کربلايى و شيخ‏باقر حيدر شرکت جست.
بعد از گذشت يک سال و با مهاجرت مرجع تقليد شيعيان حضرت آيت‏الله ميرزاي شيرازي از سامراء به نجف، علامه نيز به نجف مهاجرت کرد. علامه سيدشرف‏الدين عاملي در نجف از اساتيد ممتاز استفاده‏ها برد که از جمله‏ي آن بزرگان: آقارضا اصفهانى، شيخ‏محمد طه نجف، آخوند خراسانى، شيخ‏الشريعه اصفهانى، شيخ‏عبدالله مازندرانى، سيدمحمدکاظم طباطبايى يزدى و ميرزاحسين نورى مي‏باشند.
علامه شرف‏الدين در سي و دو سالگي از جانب بزرگان نجف به درجه‏ي والاي اجتهاد نائل شد و در سال 1322 قمري نجف اشرف را ترک کرده و به سوي جبل عامل رهسپار شد.
شماري از آثار خطى شرف‏الدين، در مبارزه و هجرت، به دست فرانسويان به آتش کشيده شد و از بين رفت. با اين حال، آثار جاودانى از او مانده است که افتخار تشيع بلکه جهان اسلام به‏شمار مي‎رود، از جمله‏ي آن آثار: النص و الاجتهاد، المراجعات، الفصول المهمه، الکلمه الغراء فى تفضيل الزهراء، ابوهريره، المجالس الفاخره فى ماتم العترة الطاهرة، فلسفه الميثاق و الولاية، اجوبه مسائل جار الله، مسائل فقهيه، کلمه حول الرؤيه، الى المجمع العلمى العربى بدمشق، ثبتُ الاَثبات فى سلسلة الرواه، مؤلفوا الشيعه فى صدر الاسلام، زينب الکبري و بُغيه الراغبين فى احوال آل شرف الدين.
شرف‏الدين نه تنها به اصلاح و سازندگى جوامع شيعى مي‎انديشيد، بلکه در انديشه‏ي اصلاح و عزت‏بخشى به همه‏ي ممالک اسلامى و ايجاد اتحاد و برادرى در بين فرقه‎هاى مختلف مسلمانان بود. نخستين فعاليت وي در راه وحدت امت اسلامي، تأليف کتاب گران‏قدر "الفصول المهمه فى تأليف الامة" بود که در سال 1327 قمري از چاپ خارج شد.
همچنين علامه در سال 1329 قمري براى ديدار از مصر و‌ آشنايى با علماى ديني آن ديار راهى آنجا شد. شرف‏الدين با مفتى بزرگ دانشگاه الازهر، شيخ سليم بِشرى مالکي ديدار داشت که مباحثات و مکاتبات اين دو عالم بزرگ در راه اتحاد ملل مسلمان تأثيرگذار بود.
در مصر، شرف‏الدين ضمن مکاتبه با شيخ سليم بشري، با ديگر عالمان اهل سنت نيز ملاقات و مباحثات علمي، دينى و فلسفى داشت و بزرگان آنان همچون شيخ‏محمد نجيب، شيخ‏محمد سلموطي، شيخ‏محمد عبده و شيخ‏عبدالکريم الکتانى ادريسي، با نوشتن تأييدات علمي از او تجليل کردند.
علامه در سال 1330 قمري از مصر عازم لبنان شد و براي اولين‏بار وارد ميدان مبارزات سياسى و درگيري‏هاى اجتماعى شد. در دوران جنگ‏هاى استقلال لبنان، وى در کنار مردم ماند و رهبرى دينى و سياسى و پناه دادن به مردم بي‎پناه جبل عامل را تقبل کرد.
در پى جستجوى فرانسويان براى دستگيرى شرف‏الدين، وى ابتدا به جبل ‏عامل و سپس به دمشق هجرت کرد. و در اجتماعات سياسي، علمى و دينى دمشق حضور يافت. شرف‏الدين علاوه بر فعاليت‏هاى سياسى و اجتماعى در دمشق، به اوضاع تبعيديان مسلمان لبنانى و غيرلبنانى رسيدگى مي‎کرد.
وي در سال 1338 قمري براى دومين‏بار عازم مصر شد. و علاوه بر حضور در مساجد و محافل علمي، سياسى و ادبى بر حضور در مساجد و محافل علمي، سياسى و ادبى هر روز با افراد و گروه‏هاى مختلفي ديدار و گفتگو مي‎کرد و اکثر سخنانش در نشريات آن روز مصر به چاپ مي‎رسيد.
شرف‏الدين مدتى در مصر ماند. سپس تصميم گرفت در نزديک‎ترين نقطه به لبنان حضور يابد و از نزديک براى آزادى کشور و ملتش تلاشى شايسته را به انجام رساند.
در سال 1355 قمري شرف‏الدين براي زيارت مرقد متبرک حضرت امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) به ايران سفر کرد و در تهران عده‏ي زيادى از علما و شخصيت‏هاى علمى از او استقبال کردند. سپس از تهران به قم عزيمت کرد تا مرقد پاک حضرت فاطمه معصومه (س) را زيارت کند و از نزديک با حوزه‏ي علميه و علما و فقهاى قم آشنا شود.
سرانجام علامه شرف‏الدين در هشتم جمادى‏الثانى سال 1377 هجري قمري در بيروت از دنيا رفت. و بعد از تشييع باشکوهي در بيروت و بغداد و کاظمين و نجف پيکر مطهرش را در صحن مطهر امام علي (ع) به خاک سپردند.

کد خبر 40086

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.