ناو لینکلن

استاد علوم سیاسی گفت: ناو هواپیمابر لینکلن به تنهایی قدرت عملیاتی ندارد و تنها برای تعویض یا تقویت یکی از ۱۲ ناوگان موجود ایالات متحده، به منطقه اعزام شده و پس از پیوستن به ناوگان مورد نظر و رعایت فاصله مناسب از سواحل کشور متخاصم است که می تواند عملیاتی شود و تهدید نظامی به حساب آید.

سید مصطفی مدنی در گفت‌و گو با ایمنا با اشاره به حضور ناو آبراهام لینکلن در خلیج فارس اظهار کرد: ایالات متحده آمریکا یک قدرت جهانی دست اول است، که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در سال ۱۹۹۱ میلادی این مقام را بدست آورده و تاکنون حفظ نموده است. قدرت جهانیِ متکی بر استراتژی بحری را بریتانیای کبیر از سال های انتهایی جنگ جهانی اول تا ۱۹۷۱ میلادی بر کره خاک اعمال می نمود.

وی افزود: در این استراتژی اساس عملیات ها بر  نیروهای دریایی مجهز و مدرن قرار دارد که در حال حاضر آمریکا  از ۱۲ ناوگان دریایی در راستای اجرای استراتژی خود برخوردار است. هر ناوگان عبارت است از حدود ۳۰ شناور سطحی و زیر سطحی که بطور مستقل قادر به مدیریت و اجرای یک صحنه جنگ در گوشه ای از جهان می باشد. هر ناوگان در مرکز خود یک ناو هواپیمابر را به خدمت می گیرد تا در مدیریت و اداره صحنه جنگ از خدمات فرودگاهی و نیروهای هوایی برخوردار باشد. ناوهای هواپیمابر ضمن اینکه از گران قیمت ترین اجزاء یک ناوگان به شمار می روند، در عین حال به خاطر جثه بزرگ و تحرک کم از بی دفاع ترین و آسیب پذیرترین قسمت یک ناوگان دریایی است، بنابراین، ناو هواپیمابر هرگز به تنهایی در جنگ ها وارد عمل نمی شود و تنها در قالب یک ناوگان قابلیت اجرای عملیات نظامی می یابد.

مدنی خاطر نشان کرد: از دیدگاه راهبرد نظامی، اعزام یک ناو هواپیمابر، به سمت خاصی از جغرافیای جهان، قبل از اینکه نشانه ای از آغاز یک عملیات نظامی باشد، بیشتر رنگ و بوی جنگ روانی، تهدید و ابلاغ نیات آمریکا به حریف دارد. دو ابر قدرت شرق و غرب، از این روش در محیط امنیتی جنگ سرد(۱۹۴۵-۱۹۹۱)، بارها استفاده و تا حدودی موفق هم بوده اند، اما استفاده مکرر از این کار باعث شده که دیگر این اقدامات از حیزانتفاع در روابط بین الملل خارج گردد.

وی ادامه داد: ناو هواپیمابر لینکلن به تنهایی قدرت عملیاتی ندارد و تنها برای تعویض یا تقویت یکی از ۱۲ ناوگان موجود ایالات متحده، به منطقه اعزام شده و پس از پیوستن به ناوگان مورد نظر و رعایت فاصله مناسب از سواحل کشور متخاصم است که می تواند عملیاتی شود و تهدید نظامی به حساب آید.

حوادث در گذر زمان قابل رصد است و امکان تبدیل یک تهدید با کارکرد عملیات روانی به درگیری در یک جنگ سخت وجود دارد. هراس از این موضوع باعث شده که فرماندهان عملیاتی پنتاگون خواستار ایجاد کانال ارتباطی مخصوص با نیروهای سپاه پاسداران در خلیج فارس شوند.

این استادیار علوم راهبردی گروه علوم سیاسی دانشگاه شهرضا با اشاره به احتمال بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، گفت: تنگه هرمز دومین نقطه استراتژیک جهانی است که تمامی کشورهای جهان از امنیت یا نا امنی آن تاثیر می پذیرند. بنابراین قدرت ها نسبت به امنیت آن حساس بوده و عقلانیت راهبردی جهموری اسلامی ایران در گذشته و حال مبین این موضوع است که این کشور تنها در شرایط خاص و به عنوان آخرین اقدام خود، نسبت به مسدود نمودن تنگه اقدام خواهد نمود. در این صورت نیز، مسدود شدن تنگه هرمز به صورت هوشمند و تنها برای شناورهای کشور متخاصم خواهد بود، که البته توانمندی و اراده سیاسی-نظامی لازم پشت آن وجود خواهد داشت.

مدنی یادآور شد: اندیشمندان مباحث راهبردی بر این نکته اتفاق نظر دارند که همواره پتانسیل تهدید، از اقدام به آن کارا تر و مفید تراست. تهدید به انسداد دومین نقطه استراتژیک جهانی در راستای بهره برداری از پتانسیل تهدید می تواند پروژه جنگ روانی ایران را در مقابل حریف، از برتری مناسبی برخوردار نماید. بنابراین در صورت مسدود شدن تنگه هرمز، وقوع درگیری های سخت نظامی برای کنترل مدیریت آن قابل تصور است. همانگونه که در سالهای دفاع مقدس ایران در مقاطعی اقدام به ناامن نمودن تنگه کرد و بخاطر تسلط جغرافیایی و تسلیحاتی بر منطقه، همواره دست برتر را داشت.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 6 =