زاینده رود هنوز خالیست!!!

سدهای مخزنی بزرگ و پر تعداد سبب خشکیدگی رودخانه‌ها و تالاب‌ها می شود، سدسازی بی رویه فاجعه است.

به گزارش خبرنگار ایمنا، در پی وقوع سیلابهای اخیر در کشور باری دیگر موضوع بحث برانگیز خوب یا بد بودن وجود سدها و پروژه های سدسازی در میان موافقان و مخالفان آن مطرح شده است، اما این بار گویا کفه به نفع موافقان سدسازی سنگینی می کند زیرا وجود برخی از این سدها سبب کنترل و کاهش خسارات ناشی از سیل بی سابقه اخیر در بیش از ده استان کشور و همچنین ذخیره ۱۰۰ میلیارد مترمکعب آب تجددپذیر شد.

هرچند که اگر لایروبی و جلوگیری از ساخت و ساز در حریم و بستر رودخانه ها و همچنین رعایت مسائل زیست محیطی طی چهار دهه گذشته به اندازه سدسازی مورد توجه قرار گرفته بود، رحمت الهی در برخی شهرهایمان به بلای طبیعی تبدیل نشده بود و سیل هیچ خسارت جانی و مالی نیز بر کشور تحمیل نمی کرد.

کنترل سیلاب، ذخیره سازی آب و تولید برق از اهداف اصلی احداث سدهای بزرگ  است بر این اساس همواره در پروژه های سدسازی توجیه اقتصادی و فنی در اولویت بوده و مسائل زیست محیطی، انسانی و اجتماعی چندان در نظر گرفته نشده است و همین مسئله یعنی توجه نکردن به مطالعه و ارزیابی اکولوژیکی در پروژه های عظیم سدسازی مورد بحث موافقان و مخالفان  است.

به بیانی ساده تر در پروژه های سدسازی نیز محیط زیست در نظر گرفته نمی شود و به بهای منافع اقتصادی از بین می رود، تا همین دوماه پیش بسیاری از سدهای احداث شده بی آب و تالاب‌های بزرگ کشور خشک بودند، همین مسئله حتی توجیه اقتصادی و فنی سدسازی‌ها را نیز زیر سوال می برد و مورد انتقاد فعالان زیست محیطی بود و هنوز هم هست؛ در همین ارتباط ایمنا گفت و گویی داشت با اسماعیل کهرم مشاور رییس سازمان حفاظت محیط زیست و فعال زیست محیطی که در ادامه می خوانید: 

چند سد در کشور وجود دارد و آیا در تمام پروژه‌های سدسازی مسائل فنی و اقتصادی مورد توجه بوده است؟ 

پیش از انقلاب در ایران ۱۳ سد بزرگ مانند سد امیرکبیر، سفید رود و زاینده رود وجود داشت، امروز بیش از ۶۵۰ سد در کشور ساخته شده یعنی اگر حساب کنیم در چهل سال گذشته هر دو هفته یک سد ساخته شده است، به بیانی دیگر قهرمان سد سازی شده ایم.

در حوضه آبریز دریاچه ارومیه نقشه ساخت ۷۲ بند (سد) را کشیده بودند که وقتی دیدند آب نیست، چهل بند آن را ساختند، چیتچیان وزیر نیروی دولت یازدهم گفته بود که اگر این سدهای ساخته شده مضر باشند تخریبشان می کنیم براین اساس از این چهل بند، ۳۶ تا را ساختند و چهار بند را گذاشتند در آفتاب بپوسد. 

پس از اینکه ۳۶ بند را در حوضه دریاچه ارومیه احداث کردند ما پیشنهاد کردیم که ۲۰ درصد از آب این سدها را به دریاچه ارومیه بدهید، گفتند "آب نداریم"؛ پس اگر آب نیست چرا سد ساختید؟! برخی از اساتید دانشگاهی موافق سدسازی معتقد بودند سد با خود "آب می آورد"؛سد چگونه و کجا با خود آب می آورد ؟! 

نمونه دیگری از سدسازی بدون مطالعه و ارزیابی، سد سیوند در استان فارس بود که آقای احمدی نژاد رییس جمهور وقت شخصا آن را افتتاح کرد، سیوند یک دیواره بزرگ بتی است که هزینه بزرگی بر مردم ایران تحمیل کرد و اکنون آب ندارد، تالاب بختگان نیز خشکید. 

سدسازی یک پروژه عظیم مالی است، به همین دلیل برای سدسازی هیچ گاه شرکتهای خصوصی سرمایه گذاری نمی کنند برای اینکه این قدر پول ندارند، تصور کنید برای مثال هفت سال روزی ۳۰۰ کارگر و مهندس و غیره در چنین پروژه ای کار کنند، هیچ شرکت خصوصی نیست که بتواند در چنین  پروژه بسیار بزرگ از نظر مالی و فنی سرمایه گذاری کند. بنابراین اگر با سدسازی ضرر کنیم، باخته ایم. 

سدسازی بدون مطالعه و ارزیابی زیست محیطی چه تبعاتی دارد؟ 

سدها اگر لایروبی نشوند ظرفیتشان کاهش پیدا می کند برای مثال سد سفید رود در موقعیت کنونی رسوب گرفته و عمر این سد نصف شده است؛ ژاپنی ها می گفتند رسوباتی که رودخانه با خود به سد می آورد در عمق ۱۲۰ متری سد انباشته و مانند بتن می شود پس برای حفظ کارآیی، سد باید لایروبی شود در حالی که مسئولان ایرانی گفتند ما این سد را منفجر می کنیم تا آب خارج شود و ظرفیت سد افزایش پیدا کند؛ در حالی که انفجار به بدنه سد آسیب می رساند. 

سال ها پیش سدی بزرگ در ایالات متحده ساختند که دیواری ۱۱۰ متری داشت بر اثر ساخت این سد، تالاب زیر سد شروع به خشک شدن کرد، آمریکایی ها سد را منفجر و تخریب کردند و در پروژه های عظیم سدسازی تغییر رویه داده اند زیرا سدسازی بدون ارزیابی و مطالعه، تبعات زیست محیطی دارد.  

سدسازی خوب است یا بد؟

سد می تواند خوب باشد اما نه سدهای بزرگ که سبب خشکیدگی دریاچه ها و تالابها شود، طی سال های اخیر کشورهایی مانند آلمان و چین اعلام کردند که دیگر سد بزرگ نمی سازند و در حقیقت دنیا به سمت ساختن سدهای کوچک رفته است اما متاسفانه یک کشوری مانند ترکیه بر رودخانه دجله سد بزرگ ایلیسو را ساخته که تنها چهار سال آبگیری مخزن این سد طول می کشد و وضعیت تالاب هورالعظیم در ایران و عراق نیز بی تاثیر از وجود این سد نیست.  

در پی ساخت سد ایلیسو، یک شهر قدیمی ترکیه از بین رفت، احداث سد کرخه نیز سبب نابودی یک گورستان قدیمی و  ۱۱ هزار اصله درخت شد، مخازن سدها همان طور که آبگیری می شود، جنگل، دهستان و شهرهای را هم از بین می برد احداث سد امیرکبیر نیز دهستان معروفی را زیر آب برد و این ها از جمله ضررهایی است که سدسازی به دنبال دارد. 

در هفته های اخیر گفته شد که سدهای موجود در جلوگیری از سیلابها مفید بودند، بله اما بیش از ۵۰ سال است که چنین سیلی را ندیدیم و وقوع آن در ایران بی سابقه بوده است، وجود سد به تعداد، موقعیت و ارزیابی مناسب، خوب است؛ سدسازی باید به نحوی باشد که بر اثر رسوبگیری از بین نرود اگر حجم سد از رسوبات پر شود توان ذخیره روان آب ها و سیلاب ها را نخواهد داشت.  

سد دز هفتمین سد بزرگ جهان بود که از سوی بانک جهانی سرمایه گذاری و در ایران ساخته شد، در آن سال ها  بانک جهانی به کشورهای درحال توسعه برای سدسازی وام کم بهره می داد اما همین بانک در پنجاهمین سالگرد تاسیس اش اعلام کرد که ۸۰ درصد از سدهایی که ساخته ایم نباید ساخته می شد! یعنی ضرر این سدسازی ها بیشتر از مزایای آن بوده است.  

به عقیده شما چرا زاینده رود در پی بارش‌ها و سیلابهای اخیر مانند سایر سدهای کشور سیراب نشد؟

سد زاینده رود نیز یکی از سدهای بزرگ کشور بوده که حجم زیادی دارد اما بیش از ظرفیت و و توانش به مصارف مختلف رسیده است؛ قبلا آب زاینده رود را شهرهای حاشیه این رودخانه برای برنج کاری و کاشت هندوانه و خربزه مصرف می کردند، صنایعی مانند فولاد مبارکه ۸۰ لیتر در ثانیه آب می بلعید و ذوب آهن نیز با استفاده از آب زاینده رود فعالیت می کند، آبی که مصرف و بخار می شود ظرفیت زیادی برای سد باقی می گذارد که سرریز نشود. 

احداث کارخانه های فولاد مبارکه و ذوب آهن در اصفهان اشتباه بود، وقتی سد را احداث می کردند بر این اعتقاد بودند که برای اصفهانی ها ایجاد اشتغال می کند در حالی که بهترین مکان برای ساختن کارخانه ذوب آهن و فولاد مبارکه ساحل خلیج فارس بود زیرا اصفهان آب ندارند، اصفهان یک شهر در حاشیه کویر و در اقلیم خشک و نیمه خشک است و رودخانه زاینده رود در این شهر یک نعمتی است که متاسفانه به دست خودمان از بین رفت! 

قرار بود برای کاستن از مشکلات با احداث تونل بهشت آباد انتقال آب به زاینده رود انجام شود اما از یک سو چهارمحالی ها ناراضی اند و از سوی دیگر اصفهانی ها این انتقال آب را ضروری می دانند و این طرح سالها است که مورد بحث دو استان بوده است. 

آیا توسعه باغات در بالادست حوضه آبریز زاینده رود بی تاثیر بوده است؟ 

تاثیر عمده را صنایع پرآب بر مانند فولاد و ذوب آهن داشته اند حتی پمپاژ و برداشت غیرقانونی آب از زاینده رود برای باغات با وجود اینکه عملی غیراخلاقی است، اما تاثیرش بر این حوضه آبریز ناچیز است، حتی متوقف کردن کاشت صیفی جات و برنج در حاشیه زاینده رود نیز تاثیر چندانی برای جبران کم آبی و خشکی زاینده رود ندارد، در حقیقت صنایع پرآب بر، آب را می بلعد که البته نمی توان کاری کرد اما ای کاش فازهای مختلف صنایع را متوقف می کردند. 

 فاجعه زیست محیطی ناشی از خشکی زاینده رود چیست؟ 

دیدن خشکی تالاب گاوخونی که بسیار تاسف برانگیز است، گاوخونی یک اکوسیستم و زیستگاه بسیاری از جانداران و گیاهان بوده و زمانی تفرجگاهی برای پرندگان مهاجری که از مناطق شمالی و روسیه می آمدند اما در حال حاضر ما جسد این ها را در اطراف تالاب گاوخونی پیدا می کنیم، بسیار غمبار است که پرندگان بر اثر بی آبی زیستگاهشان تلف می شوند. خشکی تالاب گاوخونی سبب مرگ و میر بسیاری از جانداران شده است.

گفت و گو از: نداسپاهی - خبرنگار ایمنا 

نظرات

  • انتشار یافته: 3
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • م IR ۱۳:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۱
    1 0
    برخلاف نظر ایشان و بر اساس آمارهای رسمی، 82 درصد آب حوزه زاینده رود صرف کشاورزی می شود و شرب و صنعت مجموعا تنها 8 درصد از آب این حوزه را مصرف می کنند! ضمن اینکه زاینده رود وقتی ذوب آهن در 50 سال پیش و فولاد مبارکه در 30 سال پیش ساخته شدند خشک نشد بلکه 17 سال پیش یعنی دقیقا همان موقعی که خط لوله انتقال آب به یزد ساخته شد رودخانه هم فصلی شد.
  • کارشناس IR ۱۵:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۱
    1 0
    متاسفانه این استاد جلیل القدر از موقعیت جغرافیایی سد زاینده رود اطلاعی ندارند. مشکل اصلی استان اصفهان در کمبود ذخیره پشت سد و نرسیدن آب به آن است. اما این استاد عزیز تمامی مشکلات را به گردن مصارف پایین دست انداخته است.
  • شهروند IR ۱۵:۵۶ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۱
    1 0
    بازهم اصفهان ستیزی این بار از زبان یک شخص مثلا استاد

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =