خطشه

یک روز سردارآزمون، توپش (به قول مرحوم کوتی) زوزه کشان از کنار دروازه بیرون می‌رود (مرحوم توهم شنیداری داشت!) همه می‌ریزند با کارلوس کی‌روش و خانوادهای محترمشان پیوندش می‌زنند؛ پیوند زدنی!

به گزارش ایمنا، دو روز بعد سردار، بازی را در می‌آورد و تیم با اقتدار برنده می‌شود. همه در تحسین از معمار فوتبال نوین ایران و مهاجم سطح جهانی، خودشان را رگ به رگ می‌کنند. (ما از یک بازی تا بازی بعدی حافظه‌مان یاری نمی‌کند آن وقت یک عده سوسول می‌آیند از "حافظه تاریخی" صحبت می‌کنند!)

واقعاً این ثبات در تصمیم گیری و قضاوت کردن افراد را از کدام ژن برتر آریایی به ارث برده‌ایم؟ این همه خوبی چطور در ما جمع شده؟ چرا نمی‌پکیم؟!

وضعیت ما آنقدری وخیم شده که اگر یک نفر، به فرد دیگری ابراز علاقه کرد یا از کارش تعریف کرد، آ، فرد روبرو اگر عاقل باشد باید علی الحساب زارت بخواباند زیر گوشش، چون دقیقاً همان آدم به صورت بالقوه مستعد فحاشی کردن، تخریب شخصیتی و زیرآب زنی در آینده‌ای نزدیک است! خلاصه اینکه از هر زاویه جامعه شناختی و روانشناختی به قضیه نگاه می‌کنم فقط به حرف رامبدجوان می‌رسم که ما خیلی خوبیم!

شماره هفدهم خطشه را اینجا بخوانید.

نظرات

  • انتشار یافته: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیر قابل انتشار: 0
  • IR ۱۷:۰۲ - ۱۳۹۷/۱۲/۰۱
    0 0
    چه طراح های پر مفهومی

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 3 =