به گزارش خبرنگار ایمنا، امام جعفر صادق(ع) در طول مدت ۳۴ سال امامت خود شیعه را زنده کرده و به آن حیات دائمی بخشیدند، تاثیر خدمات آن حضرت مشهود است و همین خدمات سبب ترویج شیعه و فقه جعفری شد.
امام جعفر صادق(ع) در پایان دولت بنی امیه و آغاز دولت بنی عباس زندگی کرد و این دو حکومت کشمکش های فراوانی داشتند چون بنی امیه رو به زوال بود و بنی عباس هم هنوز قدرتی نداشت.
امام جعفر صادق(ع) از این موقعیت نهایت استفاده را در جهت پرداختن به نشر معارف اسلام و قرآن داشت و یک رنسانس علمی و دانشگاه جامع علوم مختلف اسلامی و طبیعی را پایه گذاری کرد و در همین مسیر توانست شاگردان فراوانی تربیت کند.
تربیت شاگردان فراوان توسط این امام معصوم سبب گسترش تفکر شیعی در حوزه های فقه، اصول، اخلاق، تفسیر و عرفان شد، این موفقیت ها ریشه در حرکت علمی و بنیادین امام جعفر صادق(ع) دارد و بیشترین روایات و احادیث موجود از ائمه اطهار(ع) از اقیانوس علم و دانش گسترده امام جعفر صادق(ع) است.
امام جعفر صادق(ع) در حدیثی اخلاقی می فرمایند: «جامعه کنونی ما بیش از هر چیز دیگری نیازمند اخلاق اسلامی است» اما متاسفانه در عصر تکنولوژی و فناوری اطلاعات، شخصیت اخلاقی آحاد مردم به ویژه نوجوانان و جوانان سخت در معرض آسیب قرار گرفته است.
امام جعفر صادق(ع) رسیدن به این آمال و آرزوها را از راه صحیح، مشروع و منطقی می داند ومی فرماید راه رسیدن به چنین اهدافی این است که آدمی بتواند از زیر سلطه معصیت و گناه خارج شده و خود را زیر پرچم عزتمندی و اطاعت و بندگی خداوند متعال قرار دهد، در چنین صورتی است که می توان گفت آن فرد یک انسان مومن، مطیع خداوند یکتا و بی همتا و محبوب عموم مردم است.
اعضای جامعه کنونی با مطالعه، تحقیق و تفکر به روش ها و درس های اخلاقی ائمه اطهار(ع) که بهترین الگوهای علمی و عملی هستند می توانند زندگی دنیایی خود را به حیاتی طیبه تبدیل کنند.
در این فرصت برای درک هرچه بیشتر خدمات علمی امام صادق(ع) و جهاد علمی ایشان، گفتگویی را با «حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی- مدرس حوزه علمیه اصفهان و عضو مجلس خبرگان رهبری» انجام داده ایم که مشروح آن در ادامه از نظرتان می گذرد:
نشر حقایق و علوم واقعی توسط امام صادق(ع) چگونه محقق می شد؟
علم معصومین (ع)، علمی الهی است، حدیت «أنَا مَدینهُ العِلم وَ علِیٌ بابُها» و آیات قرآن که مهمتر از این است، با صراحت بیان می کند که اهل البیت(ع) همه چیز را می دانند.
آیه های ۱۰۵ سوره توبه، ۴۳ سوره رعدو ۲۶ سوره جن مصداق همین موضوع است؛ در آیه ۲۶ سوره جن خداوند می فرمایند: «عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً» او عالم به غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمیکند، یعنی خداوند آن کسی را که مرتضای از رسولان است عالم به علم غیب می کند.
در زیارت جامعه کبیره کلمه ارتضاء که در آیه ۲۶ سوره جن آمده است را به همه امامان خطاب می کنیم و می گوییم خداوند شما را مرتضای برای علم غیب خود کرده و پسندیده است که شما عالم به علم غیب باشید.
علاوه بر اینها اهل البیت(ع) مکرر از علم غیب خود استفاده می کردند به گونه ای که اصحاب و یاران این مهم را می دانستند، گرچه ملاحظه می کردند که زندگی روزمره شان دستخوش موارد غلوآمیز نشود.
اگر می بینید امام صادق یک فرصت مناسبی را برای نشر حقایق و علوم واقعی پیدا می کنند، نباید فکر کنیم که سایر امامان چنین علمی را نداشتند بلکه می گوییم همه اهل بیت(ع) دارای علم بی نهایت الهی هستند اما بسیاری از امامان از بابت گسترش این علوم خود مانع داشتند. امامانی که مانع نداشتند، فرصت را غنیمت شمرده و به شدت علم را نشر دادند.
در زمان امام چهارم حضرت سجاد(ع) بعد از واقعه کربلا، به شدت تحت مراقبت بودند، امویان از خدا بی خبر بسیاری از شیعیان را می کُشتند و در واقع آن زمان اوج قدرت بنی امیه بود.
آنها قیام های متعددی را سرکوب کردند لذا امام چهارم علوم الهی را توسط دعا و در کتاب صحیفه سجادیه نشر دادند که حاوی همان علوم تربیتی و معرفتی است اما نه به شکل جلسه ای که برای شاگردان خود مطرح کنند، بلکه در قالب دعا و نیایش با خدای خود معارف را بیان می کردند.
در اواخر زمان حیات امام باقر(ع) با توجه به اینکه بنی امیه در حال انقراض بود و مقداری قدرت آنها افول کرد، فرصت مختصری به وجود آمد و امام پنجم وقتی متوجه شدند موانع برداشته شده و می توانند اصحاب خود را با معارف دین آشنا کنند، بلافاصله جلساتی را تشکیل دادند اما در نهایت منجر به شهادت ایشان شد.
پس از آن حضرت امام صادق(ع) فرصت بیشتری برای نشر علوم دینی و اسلامی پیدا، هر چند امام ششم شیعیان هم مصادف با چند خلیفه بنی عباس مواجه بودند و در نهایت ایشان هم به شهادت رسیدند.
حضرت امام صادق(ع) در فرصتی استثنایی در طول مدت حیات مبارک خود توانستند بیش از ۴ هزار نفر را تربیت کنند و این ۴ هزار نفر در علوم مختلف از خرمن وجود آن حضرت بهره بردند.
بیشتر مباحث اخلاقی و نشر اخلاقیات توسط امام صادق به خوبی انجام شد،
نزد فقها وقتی مراجعه کنیم، می بینیم که بیشتر احکام الهی از زبان امام صادق(ع) بیان شده است، همان احکامی که در حال حاضر مراجع تقلید در رساله های خود از آنها استفاده می کنند و بعضی هم قوانین کلی است که امام صادق یاد اصحاب خود دادند و امروزه مراجع تقلید به عنوان یک اصل از این قوانین کلی استفاده می کنند و احکام زیادی را با یک اصل حل می کنند.
این برکت زیادی است که اگر ما بخواهیم ببینیم مرجع احکام رساله کجاست، در می یابیم که مرجع بیش از ۹۰ درصد آنها از سخنان امام صادق(ع) استفاده شده و حدود ۱۰ درصد دیگر ازسایر امامان می باشد.
وقتی نزد علمای اخلاق مثل مرحوم فیض کاشانی که مفصل ترین کتاب اخلاقی مربوط به ایشان است، مراجعه می کنیم، می بینیم اکثر منابع مباحث اخلاقی از امام صادق(ع) است.
مباحث اخلاقی از یک جهت مهمتر از مباحث احکام است اما مهمتر از احکام و اخلاق مباحث معرفتی و توحیدی، شناخت پروردگار، شناخت پیامبر(ع) و اهل البیت(ع) ایشان، شناخت قیامت و شناخت قرآن کریم است.
نوع اعتقاداتی که از آن به عنوان ایمان به غیب یاد می کنیم را هم امام صادق(ع) بیان کردند بنابراین می توان گفت گسترش اسلام در زمان امام صادق(ع) محقق شد.
روایتی به خاطرم آمد که شایسته است دانشگاههای ایران اسلامی ما آن را با کاشی بر سردرب ورودی دانشگاهها حک کنند تا دانشجویان بدانند که ریشه علم کجاست.
امام باقر(ع) به دو نفر از اصحاب خود که یکی از آنها سلامت بن کهیل است، فرمودند: «شما به مسافرت بروید، به شرق و غرب عالم بروید، خواهید دید که هیچ علم صحیحی در دنیا وجود ندارد مگر اینکه ریشه آن علم از ما اهل بیت(ع) ساطع شده باشد.»
معنای روایت امام باقر(ع) که به علم صحیح اشاره می کنند، نشان می دهد ما علوم باطل هم داریم که البته این علوم را هیچگاه امامان ما نشر نمی دادند.
متأسفانه می بینیم که امروزه بسیاری از افراد نسبت به ترویج فحشا و منکر فعالیت می کنند و به عنوان مثال در ارتباط با حجاب خانم ها دیده می شود افرادی که صاحب علم هم هستند، بی بند و باری زنان را ترویج داده و در فکر سوء استفاده از آنها هستند، لذا اهل بیت(ع) می دانستند علومی که خلاف وجدان و اخلاق است را نباید به مردم یاد دهند بلکه راه صلاح، هدایت، تعقل، چگونه یافتن خدا و زدودن شبهات را یاد می دادند.
در احکام دین هم واجبات، مستحبات، محرمات، مکروهات و مباهات را بیان می کردند و حتی کیفیت استخراج احکام الهی را به اصحاب خود می آموختند و گاهی به آنها توصیه می کردند این موارد را بنویسید زیرا در آینده شرایطی به وجود می آید که مردم به نوشته های شما محتاج می شوند.
آنها هم به توصیه آن امام همام گوش دادند و می بینیم که امروزه بسیاری از آنها به دست ما رسیده است.
گرچه باید متأسفانه عرض کنیم برخی از آنها به دست ما نرسیده است.
در مجموع تعداد کتاب هایی که در زمان اهل بیت(ع) نوشته شده ۴۰۰ جلد است که از آنها به عنوان اصول اربعه یاد می کنند.
از روز اول تولد پیامبر(ص) تا روزی که امام حسن عسکری(ع) به شهادت رسیدند، ۳۱۳ سال زمان طول کشیده که سیر تاریخی مستمری در این ۳۱۳ سال امامان ما نسبت به ترویج علوم مختلف اقدام کردند.
مرحوم علامه مجلسی(ره) در کتاب بحار الانوار از برخی اصول اربع معه که در اختیارشان بوده، یاد می کنند اما شواهد نشان می دهد متاسفانه بعد از زمان علامه مجلسی این کتاب مفقود شده و شنیدم در کتابخانه های مسکو یا انگلیس و یا در امریکا بعضی از کتاب های اصول اربعه نگهداری می شود و معلوم است این کتاب ها از ایران به سرقت رفته است.
بسیاری از اصول اربعه از علوم امام باقر و امام صادق برگرفته شده است.
حضرت امام صادق(ع) چه خدمات علمی به جامعه ارایه کردند؟
خوشبختانه امروزه با گسترش علم، بخشی از مطالبی که اهل بیت(ع) بیان کرده اند، از راه تجربه در دانشگاهها امتحان و تجربه می شود؛ به عنوان مثال اهل بیت (ع) تاکید داشتند که استفاده از طلا برای بدن زن هیچ اشکالی ندارد اما بر روی بدن مرد حرام است چون باعث ضرربرای آنها است.
۱۴ قرن بود که این مطلب گفته می شد اما کسی هم آزمایش نکرده بود، تا اینکه ۵۰ سال پیش دانشمندان به این نتیجه رسیدند که وقتی طلا روی پوست مردان قرار گیرد باعث بروز سرطان می شود و جالب اینکه این عکس العمل در بدن زنان وجود ندارد.
البته متاسفانه هنوز آقایانی هستند که از طلااستفاده می کنند در حالی که علم این موضوع را کشف و به اثبات رسانده که استفاده از طلا باعث ایجاد سرطان در آقایان می شود.
جابرین حیان در علوم فیزیک و شیمی ریشه آنها را از علم امام صادق(ع) استفاده و رشد علمی چشمگیری پیدا می کند.
نقش امام صادق(ع) در گسترش اسلام چه بود؟
در زمان امام صادق(ع) یکی از مسائلی که اتفاق افتاد این بود که مخالفان وقتی رشد چشمگیر علمی اهل بیت را دیدند در صدد از بین بردن این رشد علمی برآمدند لذا با امام صحبت می کردند.
گاهی مخالفانی که نزد امام صادق(ع) مراجعه می کردند، ایشان آنها را به شاگردان خود مثل «زلاله» ارجاع می دادند و می گفتند اگر بر آنها غلبه پیدا کردید به این معناست که بر ما غلبه کرده اید؛ لذا متوجه می شدند که توانایی غلبه بر آنها را ندارند و همین عامل باعث گسترش علم در زمان امام صادق(ع) شد.
روایت داریم یک روز در موسم حج امام صادق(ع) در مسجد الحرام نشسته بودند و چند متر آن طرف تر «ابن ابل اوجا» که فردی بی دین و لجبازی بود، نشسته بود.
فردی به ابن ابل اوجا گفت آن فردی که آن طرف نشسته و جمعیت گرد او حلقه زده اند، کیست؟ در پاسخ، ابن ابل اوجا برای اینکه او تشویق نشود نزد ایشان برود گفت این امام رافضی ها است و ادعا می کند خیلی می داند اما نزد ایشان نرو چرا که با زبان سحرآمیزخود تورا جذب می کند و فریب می دهد.
آن فرد گفت من می روم اما مراقب هستم که بیان او مرا جذب نکند، او رفت و چند دقیقه خدمت امام رسید و برگشت و به ابن ابل اوجا گفت او بشر نیست، او مَلَکی است که در قالب انسان تجلی پیدا کرده است و همه علوم را در گذشته، حال و آینده را می داند.
در زمان امام صادق(ع) اسلام گسترش وسیعی پیدا کرد، هر چند حرکت دشمنان هم از همان زمان برای خاموش کردن نور اهل بیت شدید تر شد.
منصور دوانقی حاکم دوران حیات امام صادق(ع)، از روم یا همان اروپای امروز مسیحیان زیادی را در دستگاه خود وارد کرده بود، قبل از آن معاویه هم این کار را کرده بود و حتی یکی از زنان معاویه که مادر یزید بود، مسیحی بود و نشان می دهد آنها فقط امروز با ما دشمنی ندارند بلکه از همان ۱۴۰۰ سال پیش دشمنی ها با اسلام وجود داشته است.
آن زمان مسیحیانی که در دربار منصور بودند، به او توصیه کردند برای تضعیف امام صادق اگر نمی توانی با علم ایشان مبارزه کنی، به مخالفان آنها پول بده تا تعداد آنها بیشتر شود.
اشاره ای به درس های اخلاقی امام صادق(ع) داشته باشید!
امام صادق(ع) در همه مباحث اخلاقی حرف برای گفتن دارند، به عنوان مثال برای تحصیل حلم حضرت راهکارهای خوبی را عنوان می کنند که انسان چگونه می تواند خشم را از خود دور و علم را تحصیل کند.
ایشان راهکارهایی را برای مراقبت از شهوت بیان می کنند که دانستن آها برای جوانان نسل امروز ما بسیار لازم است.
حضرت امام صادق(ع) برای سخاوت و ایثار، برای بیرون کردن کینه از دل و ایجاد رأفت و رحمت در دل، برای صبر راهکارهایی را بیان می کنند و خلاصه اینکه ایشان در بخش های مختلف اخلاقی حرف های زیادی برای گفتن دارند.
ایشان راهکارهایی برای توکل به خدا بیان می کنند و می فرمایند ریشه توکل در ایمان به خداوند است، همچنین برای افزایش صبر می فرمایند دست و صورت خود را بشویید و خشک نکنید زیرا تَر بودن صورت، صبر و ظرفیت روحی انسان را بالا می برد.
لذا ما هر چه امام صادق(ع) را می شناسیم به جهل خودمان بیشتر پی می بریم و می فهیم که این امام را نشناخته بودیم.
گاهی بر اساس اطلاعات محدودی که داریم گمان می کنیم ایشان را شناخته ایم اما هرچه پیش می رویم متوجه می شویم که حضرت امام صادق(ع) فوق آنچه هستند که می پنداشته ایم.
راضیه کشاورز

نظر شما