خلوص زبان فارسی با طوطی شکرشکن هند

ابولفضل بن مبارک معروف به ابوالفضل علّامی، ابوالفضل دکنی یا شیخ ابوالفضل ناگوری ادیب، تاریخ‌نگار و منشی اول و معتمد اکبر یکم، بزرگترین پادشاه گورکانی هند بود.

به گزارش ایمنا، قدیم‌ترین کسی که در هندوستان فضلا به نقص و فساد نثر فارسی پی برد و در صدد اصلاح زبان برآمد شیخ ابوالفضل از اهل دکن بود. این مرد و برادرش شیخ فیضی دکنی که در آخر فیاض تخلص می‌کرد و لقب ملک‌الشعرا داشت، پسران شیخ مبارک بودند و شیخ مبارک از اهل یمن بود و این پسران در دکن متولد شدند.

ابوالفضل قدیمی‌ترین کسی است که برای حل و فهم لغات دری تلاش کرد و کتاب لغتی به فارسی نوشت، و با آنکه در اصل عرب بود و در هند زاده شد، اما بر آن شد تا بتواند الفاظ عربی را از فارسی بیرون کشیده به‌جای لغات دری بگذارد. به همین دلیل زمانی که به سمت وزارت و پیشکاری شاه بزرگ اکبرشاه رسید تغییر سبک نثر فارسی را آغاز کرد، و همان کاری را درپیش گرفت که در اواخر عهد محمد شاه قاجار و امروز به‌وسیله فضلای ایران به نتیجه واقعی و عقلائی آن یعنی قیام در تکان دادن زبان فارسی از لغات بی‌موجب و دخیل انجام شد.

او کتاب «فرهنگ و منشأت» و چند کتاب دیگر مانند «اکبرنامه در تاریخ پادشاهی اکبر» و سلسله نسب او و آئین اکبری در دایرةالمعارف هندوستان آن عصر، که یکی از نفایس کتب فارسی است را تألیف و تصنیف کرد. همه نامه‌هائی که از دربار دهلی به اطراف و ممالک دیگر می‌رسید نیز بدان سبک بود و با آنکه تعمدی در نیاوردن و حذف لغات عربی و تعصبی جاهلانه مانند برخی که پس از او در عهد او در هند و ایران پیدا شدند به خرج نمی‌داد، اما بعضی عبارات او به فارسی خالص است، و در نثر او استفاده از لغات عربی تنزل کرد، او همچنین کتاب کلیله و دمنه را تذهیب و تلخیص کرد و نام او را بهار دانش نهاد.

فضلای دیگر معاصر او مانند جمال‌الدین حسین انجو مؤلف فرهنگ جهانگیری و پس از او دیگر فضلای هند نیز به تقلید آنان به نوشتن فرهنگ‌های فارسی آغاز کردند و هر چند فضلای ایران پیشتر از آنان به لزوم امر پی برده بودند و از آن جمله نیز سروری کاشانی کتاب «مجمع‌الفرس» را با شواهد شعری تألیف کرده بود، اما پادشاهان صفوی متوجه این امور نبودند و از رزم و ترویج تجارت و امور مذهبی، فراغتی که به ادبیات بپردازند را نداشتند اما در هندوستان، اکبرشاه و پس از او جانشینانش تا اورنگ زیب در این امور همراهی و مساعدت کردند.

سبک انشاء ابوالفضل به واسطه اینکه تقلید از او مستلزم معلومات کافی بود پیروی نشد، مگر بعضی از لغات که از او به دیگر نویسندگان هند سرایت کرد و بعد از کشته شدن او در سال ۱۰۱۳ هجری قمری به تحریک نورالدین جهانگیر پسر دایم‌الخمر اکبر، طریقه و سبک او نیز از میان رفت و به جز چند تن لغویان انگشت شمار، باقی نویسندگان باز به همان رویه قدیم عمل کردند، اما در کار تدوین فرهنگ از پای ننشستند و کتابهای بسیاری به تقلید از ابوالفضل علّامه مدون شد و هنوز هم دانشوران هندوستان در نثر این زبان شیرین که یادگارهای شکرین از طوطیان شکرشکن هند با خود دارد از طلب و سعی ننشسته‌اند.

کد خبر 314812

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.