30 آوريل 1975؛ شکست نظامی آمریکا و پايان جنگ ويتنام

خبرگزاری ایمنا: در چنین روزی از سال 1975 ميلادی؛ مردم ويتنام بر آمريكا پیروز شدند و جنگ ويتنام پایان پذیرفت. جرالد فورد رئيس‌جمهور وقت آمريكا دستور خروج بيش از 200 هزار تن از سربازان خود را از ويتنام صادر كرد و دو ويتنام شمالی و جنوبی باهم متحد شدند.

"زادروز رابرت بويل فيزيك‏دان و شيمي‏دان معروف انگليسي"، "زادروز جيمز كوك دريانورد و كاشف انگليسي"، "زادروز فردريك گائوس منجم و رياضي‏دان نامي آلمان"، "درگذشت برتولت برشت شاعر و نويسنده‌ي برجسته‌ي آلماني"، "آغاز حمله‌ي نظامي آمريكا به كامبوج در جنوب آسيا"، "شکست نظامي آمریکا در ویتنام" و... از جمله‌ي مهم‌ترين رخدادهاي امروز (سي‏ام آوريل) در تقویم تاریخ میلادي است.

● سی‏ام آوريل سال 1691 میلادی:
رابرت بويل فيزيك‏دان و شيمي‏دان معروف انگليسي در چنين روزي از سال 1691 ميلادي چشم از جهان فروبست.
رابرت بويل در سال 1621 در ايرلند به دنيا آمد و در سال 1691 درگذشت. رابرت بويل که از چهره‌هاي ماندگار انگليس است، در کاخ ليزمور در ايرلند به دنيا آمد او هفتمين پسر کنت اعظم کورک يکي از ثروتمندترين مردان جهان بود. کنت اعظم براي تربيت بهتر فرزندان، آن‌ها را به خانواده‌هاي فقير مي‌سپرد تا پرورش يابند.
رابرت بويل از 6 ماهگي تا 4 سالگي در يک خانواده‌ي روستايي ايرلندي به‌سر برد. او تا 8 سالگي زير نظر معلم سرخانه تحصيل کرد سپس به مدت 3 سال در اتون انگليس به درس خود ادامه داد. بويل در 20 سالگي به لندن رفت و عضو يک گروه از دانشمندان تجربي شد.
بويل اعتقاد راسخ داشت که آينده‌ي علم بر روش تجربي استوار است. شعار او که هيچ‌چيز به صرف گفته‌ي ديگران قابل قبول نيست؛ اين فکر را که تمام پاسخ‌ها در کتاب‌هاي قديمي وجود دارد، نفي مي‌کرد. گروه علمي‌اي که او عضو آن بود، جلسه‌ي بحث‌هاي غيررسمي را در خانه‌ي هريک از اعضا برگزار مي‌کرد که بويل به آن نام کالج نامرئي داده بود.
در سال 1654 بويل به آکسفورد رفت تا به حاميان علوم تجربي نزديک‌تر باشد. او با کمک رابرت هوک يک تلمبه‌ي بادي پيشرفته را ساخت. اين دو نفر ثابت کردند که صدا در خلأ منتشر نمي‌شود. آن‌ها استدلال گاليله را که معتقد بود درصورت نبودن مقاومت هوا، يک پر سبک و يک تکه سرب سنگين با سرعت برابر سقوط مي‌کند را تأييد کردند.
بويل به‌سبب آن‌که نمي‌خواست حيوانات را بيازارد قادر نبود که مطالعاتش را روي تنفس در خلأ کاملً پيگيري کند. او يافته‌هاي خود را در کتاب تأثير کشساني هوا در سال 1660 منتشر کرد. اين کتاب شامل قانون بويل است. بنا بر قانون بويل، حجم يک گاز با فشار مؤثر بر آن نسبت وارون دارد.
بزرگ‌ترين دستاوردهاي بويل در رابطه با علم شيمي است. او عنصر را ماده‌اي تعريف کرد که نمي‌توان آن را با روش‌هاي شيميايي به مواد ساده‌تر تبديل کرد و نمي‌توان آن را از ترکيب دو يا چند ماده‌ي ساده‌تر به دست آورد. کتاب او به نام شيمي‌دانان شکاک در 1661 نشان‌دهنده‌ي آغاز شيمي جديد است.
بويل اصرار داشت که دوستان دانشمند وي نتايج تجربيات خود را با سرعت گزارش کنند تا ديگران نيز از اکتشاف‌هاي جديد مطلع شوند در سال 1663 وي کوشش‌هاي موفقي را براي صدور امتياز انجمن سلطنتي به‌عنوان يک مجمع علمي رسمي که براساس الگوي کالج نامرئي ايجاد شده بود، انجام داد.
بويل در سال 1668 به لندن بازگشت و يک آزمايشگاه شيمي را در خانه‌ي خود به‌وجود آورد. او عنصر قابل اشتعال فسفر را کشف کرد و نخستين کبريت را ساخت. رابرت بويل علاوه بر پژوهش‌هاي علمي، زبان‌هاي عبري و يوناني و سرياني را آموخت تا مطالعات خود را روي متون مذهبي دنبال کند.
مسئوليت‌هاي گوناگوني از جمله رياست شوراي شهر اتون، مقامي در کليساي انگليس و رياست انجمن سلطنتي به او پيشنهاد شد ولي آن‌ها را نپذيرفت. بويل هيچ‌گاه ازدواج نکرد و هنگامي که در لندن وقات يافت، مجموعه‌ي کارهاي علمي خود و دستگاه‌هايي را که ساخته بود به انجمن سلطنتي واگذار کرد. او همچنين هزينه‌ي سخنراني‌هاي سالانه‌ي حمايت از دين مسيح در برابر حمله‌ي بي‌دينان را تأمين مي‌کرد.

● سی‏ام آوريل سال 1728 میلادی:
جيمز كوك دريانورد و كاشف انگليسي در چنين روزي از سال 1728 ميلادي زاده شد.
جيمز كوك دريانورد و كاشف بزرگ انگليسي در يورکشاير متولد شد. خانواده‌اش کارگران کشاورزي بودند. هرگز فردي تصور نمي‌کرد که اين دهقان‌زاده روزي به يکي از بزرگ‌ترين دريانوردان و کاشفان تاريخ تبديل شود.
جيمز حرفه‌ي دريانوردي را نزد ماهيگيران محلي زادگاهش آموخت و به‌زودي نشان داد که يک دريانورد منحصر به فرد و يک نقشه‌کش نابغه‌ي مسيرهاي دريايي است. سرانجام، جيمز کوک در ميان دريانوردان انگليسي شهرت يافت و به‌عنوان يک ناخداي ماهر شناخته شد.
دولت انگلستان به او مأموريت اکتشاف سرزمين‌هاي جنوبي و اقيانوس آرام را داد. در روز 28 اوت سال 1768 ميلادي، جيمز کوک با يک کشتي بادباني کوچک بندر پليموت را ترک کرد. او پس از چندين ماه دريانوردي به جزيره‌ي تائيتي رسيد سپس جزاير سوسيتي را کشف کرد. کوک نيوزيلند را دور زد و به اکتشاف سواحل استراليا پرداخت. او پس از 2 سال به انگلستان بازگشت درحالي‌که 30 هزار نمونه از گونه‌هاي گياهي و جانوري مناطق اقيانوسيه را با خود به ارمغان آورده بود.
کوک در دومين سفر خود به جستجوي يک قاره‌ي احتمالي جنوبي پرداخت و به دايره‌ي قطب جنوب رسيد. جيمز کوک در جريان سومين سفر دريايي‌اش در روز 18 ژانويه‌ي سال 1778 ميلادي مجمع‌الجزاير هاوايي را کشف کرد. سپس به سوي تنگه‌ي برينگ حرکت کرد تا به جستجوي فرضيه‌ي وجود يک مسير شمال به غرب بپردازد اما چنين مسير فرضي را نيافت و دوباره مسيري که طي کرده بود را در پيش گرفت.
جيمز کوک پس از کشف سرزمين‌هاي ناشناخته‌ي جنوبي اقيانوس آرام و جزاير اين اقيانوس پهناور در سن 51 سالگي و در روز 14 فوريه‌ي سال 1779 ميلادي درنتيجه‌ي يک بي‌احتياطي توسط بوميان مجمع‌الجزاير هاوايي به قتل رسيد.

● سی‏ام آوريل سال 1777 میلادی:
فردريك گائوس منجم و رياضي‏دان نامي آلمان در چنين روزي از سال 1777 ميلادي زاده شد.
شارل فردريك گائوس، رياضي‌دان نابغه‌ي آلماني در 30 آوريل 1777م در شهر برونشويك آلمان به دنيا آمد. وي از كودكي، شوق و استعداد زيادي در رياضيات داشت به‌طوري‌كه در نوزده سالگي بعضي از مسائل رياضي را كه لاينحل مانده بود كشف كرد.
گائوس در 24 سالگي كتاب تجسسات حسابي يا كاوش‏هايى درباره‌ي حساب را نگاشت و در آن تئوري اعداد را بنيان نهاد. گائوس توانست اعلام كند كه با خط‌كش و پرگار موفق به ترسيم 17 ضلعي منتظم شده كه نخستين پيشرفت در اين زمينه پس از دو هزار سال محسوب مي‏شد.
بررسي‏هاي دانشمندانه‌ي او در علم نجوم سبب شد كه در سال 1807م به رياست رصدخانه‌ي گوتينگن برگزيده شود و با طرح برهان‏هاي رياضي خود، مدرك دكتراي خود را بگيرد. او در آثار خويش، برخي از دشوارترين مسائل حل نشده را حل كرد و مفاهيم و مسائلي را بيان نمود كه تا يك سده‌ي بعد، الگويى براي پژوهش به‌شمار مي‏رفته و هنوز هم داراي اعتبارند.
آناليز هندسه و عناصر بي‏نهايت كوچك، رشته‏هاي ديگري از رياضيات بودند كه گائوس به كاوش و مطالعه در آن‌ها پرداخت و به كشفيات مهمي دست يافت. گائوس، در تاريخ علوم يكي از چهره‏هاي درخشان به‌شمار مي‏رود و در ستاره‏شناسي نيز، الهام‏بخش بسياري از منجمان برجسته مي‏باشد.
گائوس اكتشافات خود را طي سال‏هاي 1796 تا 1814م در نوزده صفحه كه شامل 146 اكتشاف مهم بود، نگاشت كه همين جزوه‌ي چند صفحه‏اي، گنجينه‌ي بزرگي بود كه دانشمندان را به‌كلي حيران نمود.
گائوس به افتخارات خود اهميتي نمي‏داد و طي سال‏ها از خانه خارج نمي‏شد. او تنها در طي 27 سال، فقط يك‌بار براي شركت در يك كنگره‌ي علمي، مسافرت كرد.
وي كشفياتي نيز در نجوم دارد كه او را به‌عنوان يك منجم مطرح ساخته است، شارل فردريك گائوس سرانجام در 23 فوريه‌ي 1855م در سن 78 سالگي درگذشت.

● سی‏ام آوريل سال 1956 میلادی:
برتولت برشت شاعر و نويسنده‌ي برجسته‌ي آلماني در چنين روزي از سال 1956 ميلادي درگذشت.
برتولت برشت نمايش‏نامه‏نويس معروف آلماني در 9 فوريه سال 1898م در ايالت اوگسبورگ آلمان به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته علوم طبيعي به پايان رساند. برشت در جريان جنگ جهاني اول، به سرودن شعر پرداخت و كم كم در اين زمينه تبحر بيشتري كسب كرد. بعد از جنگ، ريشه دوانيدن افكار نازيسم در مردم، او را دچار وحشت كرد و با آن به مخالفت برخاست. از آن به بعد، آثارش ضد نازيسم بود. با به قدرت رسيدن نازي‏ها در آلمان، او با شيوه منتقدانه خود به مبارزه فكري با ايدئولوژي نازيسم پرداخت اما از سوي گشتاپو مورد تعقيب قرار گرفت و در سال 1933م از كشور گريخت. برشت در خارج از آلمان به نشر يك روزنامه ضد هيتلري پرداخت ليكن با گسترش جنگ جهاني دوم و پيروزي‏هاي اوليه هيتلر، به امريكا سفر كرد و تا دو سال پس از جنگ در اين كشور ماند. برشت، سپس به كشورش مراجعت كرد و تا پايان عمر در آلمان زندگي نمود. وي درابتدا به سبك ناتوراليسم مي‏نوشت و در آثارش نوميدي و رنج ديده مي‏شد. در اين مكتب، هنرمند به تقليد از طبيعت معتقد است و سجاياي اخلاقي افراد و اجتماع را مربوط به تأثير وضع جسمي، زيست‏شناختي، وراثت و محيط آنها مي‏داند. ولي ديري نپاييد كه برشت اين سبك را رها كرد و افكار آزادي طلبانه خويش را بهتر و با اميدي بيشتر نوشت و انتشار داد. گرچه در اين مدت، در سبك برشت تغيير قابل ملاحظه‏اي پديد آمد، ليكن هيچ گاه دست از عقايد خود برنداشت. تئاترِ برشت، تئاتر مبارزه است و جنبه اصولي و ارشادي آن، بر جنبه تفريحي غلبه دارد. برشت تئاتر حماسي را جانشين تئاتر دراماتيك و سنتي كرده كه هدفش برانگيختن قوه خيال تماشاگر و افسون او بوده است. برشت رابطه خود را با قوه افسونگري نمايش قطع مي‏كند تا بتواند روح قضاوت و نقد را در تماشاگر به كار اندازد. برشت توده مردم و تماشاگر را در نمايش سهيم مي‏كند و از آنان مردمي منتقد و نكته بين مي‏سازد، دور از هرگونه صحنه آرايى فريبنده. از نظر برشت، توده وسيع مردم، خود واقعيت زندگي اجتماعي و سياسي است كه در تئاتر وارد مي‏شود و ناچار است شعور و ادارك خود را به كار اندازد. اما بايد گفت كه برشت هرجا نمايش را در معرض خطر موعظه سياسي يا اجتماعي مي‏بيند، بلافاصله به آن رنگي واقع‏بينانه و طبيعي و ساده مي‏بخشد و اين قدرت ناشي از ادراك خاص او در پرداخت و فنون بازي و صحنه است كه وقتي با نبوغ نويسندگي او مي‏آميزد، او را بزرگ‏ترين نمايش‏نامه‏نويس معاصر آلمان مي‏سازد. برشت خالق آثاري چون زندگي گاليله، آواي طبل‏ها در شب و مادر دلاور و فرزندانش است. هم‏چنين نمايش‏نامه‏هاي متعددي از او به جاي مانده كه در اكثر آنها، دوران حكومت نازي‏ها و مظالم آنها را به تصوير كشيده است. برتولت برشت سرانجام در 30 آوريل 1956م در 58 سالگي درگذشت.

● سی‏ام آوريل سال 1970 میلادی:
حمله‌ي نظامي آمريكا به كامبوج در جنوب آسيا در چنين روزي از سال 1970 ميلادي آغاز گشت.
درحالي‌كه ايالات متحده‌ي آمريكا درگير جنگ خونين ويتنام بود، در 30 آوريل 1970م نيروهاي نظامي آمريكا از زمين و هوا به كامبوج، همسايه‌ي ويتنام حمله كردند و اين كشور آسياي جنوب شرقي را اشغال نمودند. ريچارد نيكسون رئيس‌جمهور وقت آمريكا، هدف خود از اشغال كامبوج را به دست آوردن فرصت كافي براي خروج سربازان آمريكايى از ويتنام اعلام كرد.
نيكسون در توجيه اشغال كامبوج مي‏گفت اگر در آزمايش‏هاي مختلف، آمريكا به‌عنوان قدرت‏مندترين كشور جهان، مانند يك غول بيچاره عمل كند، هرج‌ومرج‌طلبان، ناسيوناليست‏ها و كمونيست‏ها بر ملت‏هاي جهان و جوامع مختلف حاكم خواهند شد و به اين شكل منافع آمريكا و جهان سرمايه‌داري به خطر خواهد افتاد.
اشغال كامبوج، امواج مخالفت‏هاي آمريكايى‏ها را با جنگ‏طلبي‏هاي سردمداران ايالات متحده افزايش داد. شدت اعتراضات در آمريكا به‌حدي بود كه گارد ملي اين كشور، دانشجويان آمريكايى معترض در دانشگاه‏ها را به گلوله بست كه نمونه‌ي بارز آن، كشته شدن دانشجويان آمريكايى در دانشگاه اوهايو بود.
با افزايش اين موج اعتراض، كنگره‌ي آمريكا با تصويب لايحه‏اي، نيكسون را مجبور كرد كه نيروهاي نظامي آمريكا را تا ژوئيه‌ي 1970م از كامبوج خارج كند. درنهايت، آمريكا در اواخر سال 1970م، به اشغال كامبوج خاتمه داد و خاك اين كشور را ترك كرد.
با اين حال، آمريكا، حكومت دست‏نشانده‌ي خود را در كامبوج بر سر كار آورد كه پس از شكست آمريكا در جنگ ويتنام، اين دولت نظامي نيز سرنگون شد. جالب اين كه درست پنج سال پس از لشكركشي نظاميان آمريكايي به كامبوج، همين غول بيچاره، در 30 آوريل 1975م از ويتنام نيز شكست خورد.

● سی‏ام آوريل سال 1975 میلادی:
مردم ويتنام در چنين روزي از سال 1975 ميلادي بر آمريكا پيروز شدند و جنگ ويتنام پايان يافت.
با آغاز جنگ ويتنام و ورود صدها هزار نفر از تفنگ‏داران آمريكايى در ويتنام شمالي، باعث به‌وجود آمدن گروه‏هاي چريكي ويت‌كنگ جهت مقابله با نيروهاي آمريكايى گرديد.
آمريكا از 1964م حملات وسيعي را عليه ويتنام شمالي آغاز كرد به‌طوري‏كه در مدت سه سال بيش از 100 هزار حمله‌ي هوايى اجرا كرد و بيش از 2/5 ميليون تن بمب بر سر مردم ويتنام شمالي فرو ريخت. تنها يكي از آمار رسمي درباره‌ي تلفات اين حمله‏ها، رقم 500 هزار كشته را نشان مي‏دهد.
سرانجام مقاومت نيروهاي ويتنام شمالي باعث تلفات سنگيني بر ارتش ويتنام جنوبي و نيروهاي آمريكا شد و جرالد فورد رئيس‌جمهور وقت آمريكا دستور خروج بيش از 200 هزار تن از سربازان خود را از ويتنام صادر كرد و دو ويتنام باهم متحد شدند. اين جنگ نيز هم‏چون جنگ دو كره به تحريك و پشتيباني آمريكا و شوروي به وقوع پيوست.

● سی‏ام آوريل سال 2004 میلادی:
ده كشور اروپاي شرقي در چنين روزي از سال 2004 ميلادي به اتحاديه‌ي اروپا الحاق شدند.
اتحاديه‌ي اروپا درحقيقت با امضاي پيمان جامعه‌ي زغال سنگ و فولاد اروپا شكل گرفت و يك سال پس از آن در سال 1952م جامعه‌ي اروپا تأسيس شد. پنج سال پس از آن نيز براساس پيمان رم، جامعه‌ي اقتصادي اروپا شكل گرفت. اما قدم اصلي در اين مسير در جريان مذاكرات سران اروپا در ماستريخت هلند برداشته شد.
در دسامبر 1991م پيماني به امضاء رهبران اروپايي رسيد كه به موجب آن از سال 1993م اتحاديه‌ي اروپا پا به عرصه‌ي وجود مي‏گذاشت. با تأسيس اين اتحاديه، شهروندان كشورهاي عضو، تابعيت اتحاديه را نيز به دست مي‏آوردند. از ديگر اهداف اين قرارداد، پيش‌برد وحدت اقتصادي و پولي و نيز وحدت سياسي بود. هم‏چنين به جريان افتادن يك پول واحد همراه با سياست خارجي و امنيت مشترك از ديگر توافقات ماستريخت به حساب مي‏آمد.
از ژانويه‌ي 2002م با رواج يافتن رسمي يورو به‌عنوان پول واحد اروپايي، اعضاي اتحاديه به‌غير از انگلستان، دانمارك و سوئد ظرف مدت دو ماه با حذف پول ملي خود، آن را جاي‏گزين پول اصلي كشور، نمودند. پس از چندي هنگامي كه اتحاديه‌ي اروپا براي پذيرش اعضاء جديد اعلام آمادگي نمود، كشورهاي متعددي از اين مسئله استقبال كردند كه تقاضاي عضويت 10 كشور پذيرفته شد.
تا اين‌كه در 30 آوريل 2004م اين الحاق با جشن در كشورهاي اروپايي انجام گرفت. كشورهاي لهستان، استوني، لتوني، ليتواني، مجارستان، اسلووني، اسلواكي، مالت، قبرس و جمهوري چك اعضاي اين اتحاديه را به 25 كشور رساندند و با افزوده شدن جمعيت 75 ميليوني اين 10 كشور، اتحاديه‌ي اروپا داراي بيش از 450 ميليون نفر جمعيت شد.
پس از اين رويداد، رئيس كميسيون اروپا اظهار اميدواري كرد تا كشورهاي ديگر اروپايي به اين اتحاديه ملحق شوند، چرا كه در نظام نوين جهاني و روند جهاني‌سازي و از سوي ديگر سلطه‌ي يك ابرقدرت، آينده‌ي كشورهاي اروپايي به توانايي آن‌ها براي متحد ماندن بستگي دارد. مدت كوتاهي پس از اين ماجرا، قانون اساسي اروپا نيز به تصويب پارلمان اروپا رسيد.

● برخی دیگر از مهم‏ترین رویدادهای سی‏ام آوريل در تقویم تاریخ میلادی:
1662: زادروز ماري دوم، ملکه‌ي انگلستان، اسکاتلند و ايرلند.
1832: درگذشت ادوار مانه، نقاش فرانسوي.
1894: درگذشت گوستاو کايبوت، نقاش دريافت‌گراي فرانسوي.
1945: مرگ آدولف هيتلر، صدر اعظم آلمان نازي.
1945: مرگ اوا براون، همسر آدولف هيتلر.
• تصرف جبل‌الطارق به دست اعراب مسلمان و در زمان حکومت امويان.

کد خبر 28529

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.