● 30 فروردينماه مصادف با سالروز آغاز عمليات كربلاي 10 در سال 1366 هجري شمسي است.
طي عملياتي بهنام كربلاي 10 كه در غرب كشور به اجرا درآمد، مناطق بسياري به دست رزمندگان اسلام آزاد شد. حضور نسبتاً گستردهي اكراد معارض عراقي در اين مناطق سبب گرديد تا در مرحلهي نخست گشايش جبههي تازه در غرب كشور، تلاشها عمدتاً به اتصال عقبهي مناطق آزاد شده به ايران و باز شدن عقبهي نيروهاي معارض معطوف شود.
منطقهي عمومي اين عمليات در محور بانه - سردشت از شمال به رودخانهي مرزي «گلاس»، از جنوب به رودخانهي «آوسيويل»، از شرق به «سوركوه» و از غرب به ارتفاعات «گردهرش» و سپس ارتفاعات عمومي «آسوس» منتهي ميشد. اين منطقه داراي عوارض حساس و ارتفاعات نسبتاً بلند و صعبالعبور است.
تردد در اين مناطق بهخاطر نبود راه بسيار دشوار مينمود، اما بهدليل وجود درختان مرتفع در پايين ارتفاعات، وضعيت براي اختفاي نيروهاي عملكننده و حتي تحرك و جابهجايي آنها در روز، كاملاً مناسب تشخيص داده شد. استعداد نيرو و گسترش دشمن در اين منطقه تا قبل از عمليات والفجر 9 كه در پاييز سال 1364 توسط نيروي زميني سپاه صورت گرفته بود قابل توجه نبود، اما پس از آن و بهويژه پس از دو عمليات فتح 1 و 2 دشمن مجدداً حساس شد و تلاشهاي نسبتاً وسيعي را بهمنظور تصرف مناطق تحت تسلط كردها و مسدود كردن معابر وصولي به عمق خاك عراق انجام داد، چنانكه تيپهاي كماندويي سپاه هفتم و سوم و چند تيپ و گردان مستقل ديگر با نظارت شخص صدام طي 100 روز، بسياري از ارتفاعات را به تصرف درآوردند.
تحركات دشمن بعد از عمليات فتح 1 بر پايهي اين تحليل انجام ميگرفت كه درصورت عدم مقابلهي جدي، قواي نظامي ايران با تقويت نيرو به سمت «ازمر» و سپس «سليمانيه» پيشروي خواهند كرد، اما با وجود همهي تلاشهاي دشمن، سرانجام در تاريخ 30 فروردين 1366 عمليات كربلاي 10 با رمز «يا صاحبالزمان (عج) ادركني» توسط نيروي زميني سپاه در منطقهاي به وسعت 250 كيلومتر مربع آغاز شد.
اين عمليات كه نخستين عمليات گسترده در غرب كشور پس از انتقال ميدان اصلي جنگ از جنوب به شمال بود، هماهنگ با تك نيروهاي منظم در جبههي ماووت و عمليات نامنظم قرارگاه رمضان و اتحاديهي ميهني كردستان عراق در شمال سليمانيه انجام گرفت.
طي اين حمله آزادسازي 50 روستاي منطقه، ارتفاعات «سرلگو»، «بردهوش»، «قشن»، «اسبيدار»، «كلان» و چند ارتفاع ديگر ميسر گرديد. همچنين 20 كيلومتر از جادهي ماووت - سليمانيه تحت كنترل رزمندگان ايراني درآمد.
تجهيزات منهدمشدهي دشمن شامل يك فروند چرخبال، دهها دستگاه تانك و نفربر، چندين قبضه خمپارهانداز، مقداري سلاح سبك و نيمهسنگين ميباشد. همچنين 13 گردان و تيپ مستقل دشمن آسيب ديده، تعداد كشته و زخميها و اسراي دشمن به 4235 نفر رسيد. در اين عمليات 8 دستگاه تانك و نفربر، چندين دستگاه خودرو و مقداري سلاح و مهمات به غنيمت رزمندگان اسلام درآمد. از جمله شهيدان عمليات كربلاي 10 «حسن شفيعزاده» فرماندهي توپخانهي نيروي زميني سپاه بود.
● سیام فروردینماه (نوزدهم آوريل سال 2 ميلادی):
19 آوريل سال 2 ميلادي سناي روم تصويب كرد كه براي جنگ قريبالوقوع با ايران، ده هزار مرد «فرانك» اجير شوند و بهجاي انتقال با كشتي از طريق بنادر ايتاليا، از راه دانوب و درياي سياه خود را به آسيا برسانند.
فرانكها كه نام كشور فرانسه از آنان گرفته شده است در آن زمان در جنوب آلمان بهسر ميبردند كه بعداً به فرانسه سرازير شدند. ژرمنها (اقوام آلماني) با اينكه قرنها زير سلطهي روميان بودند حاضر نميشدند كه بهصورت «مرسنر رومي» با ايرانيان وارد جنگ شوند.
بسياري از آن فرانكهايي که طبق مصوبهي آوريل سال 2 ميلادي به جبههي ايران فرستاده شده بودند، در جنگ با ايران اسير و يا كشته شدند و تنها چند صد تن از آنان موفق به بازگشت شدند و همين عده تلاش كردند شيوههاي جنگي ايرانيان را به فرانكها بياموزند كه تيراندازي در جهت مخالف تاخت اسب يكي از اين فنون بود.
اين فرانكها تعريف كرده بودند كه سربازان ايراني دو دستهاند، يك دسته سواره نظام سبك و دستهي ديگر مركب از پياده و سوار سنگين اسلحه. سربازان سنگين اسلحهي ايراني كلاهخودهاي فلزي مشابه آنچه كه روميان (به اقتباس از نظاميان يونان قديم) بهكار ميبرند بر سر ميگذارند. تيغهاي بر فرق اين نوع كلاهخود تعبيه شده كه سرباز با سر خود هم ميتواند اعضاي بدن سرباز طرف مقابل را هدف قرار دهد؛ در قرن گذشته نمونهاي از اين كلاهخود در ويرانه هاي نسا، نزديك اشكآباد / شهر عشقآباد به دست آمد كه اکنون در موزهي اين شهر نگهداري ميشود.
● سیام فروردینماه 1301:
سيام فروردين سال 1301 اسماعيل سميتقو (كرد) معروف به اسماعيلآقا كه در كردستان و غرب آذربايجان دست به قدرتنمايي مسلحانه زده بود و با افراد خود به شهرها و روستاها حمله ميبرد با نيروي ژاندارم وارد جنگ شد كه در اين زد و خورد يكروزه ژاندارمها موفق نشدند.
اسماعيلآقا از آن زمان به مدت هشت سال با سوءاستفاده از ضعف نظامي ايران متناوباً در شمال غربي كشور تاخت و تاز ميكرد كه اواخر تيرماه 1309 در اشنويه به دام ارتش افتاد و خود و بسياري از افرادش كشته شدند و غائله پايان يافت. وي نخستين تاخت و تاز خود را زير حمايت نيروهاي عثماني انجام داده بود.
● سیام فروردینماه 1309:
از تاريخ 30 فروردينماه 1309 هجري شمسي سندي در دست است که حاوي اصلاح جملهي رابعه از مادهي 21 نظامنامهي اجراي قانون پستي توسط هيئت وزراء ميباشد. اين اصلاحيهي هيئت وزراء در جلسهي 28 فروردين 1309 هجري شمسي دربارهي توقيف و امحاي كارتهاي پستال، كتب، جرايد، مطبوعات، تصاوير و اشكالي كه برخلاف اخلاق حسنه و مذهب ميباشد، صادر شده است.
پست يكي از اركان حيات سياسي، اداري، اقتصادي، اجتماعي و همچنين عامل همبستگي ملي و جهاني شناخته شده و در برقراري ارتباطات و فعاليتهاي جوامع نقش زيربنايي دارد. ايرانيان اولين كساني بودند كه از پيامرسانهاي سواره براي حمل مراسلات پستي استفاده ميكردند.
واژهي پست برگرفته از كلمهي پوستاس از زبان سانسكريت به معني ثابت است. اين كلمه در زبان لاتين بهصورت پستا بهمعني به امانت گذاردن تغيير شكل يافته و به ايستگاههايي اطلاق ميگرديد كه در آن اسب يدكي بهمنظور مسافرت نگهداري ميشد.
كورش هخامنشي حدود 2500 سال پيش موقعي كه عازم نبرد با سكاها بود دستور داد بين پايتخت او يعني شهر شوش و درياي اژه يكصد و يازده ايستگاه اسبي ايجاد نمايند تا رابطهي دائمي او با پايتخت برقرار باشد به اين ترتيب بود كه كورش، شاه ايران ادارهي پست منظم را بهوجود آورد. كوروش علاقه داشت هرچه زودتر از كليهي اتفاقات و حوادث و نظارت حكام حتي در دورافتادهترين نقاط مملكت مطلع شود و براي اجراي همين نظر بود كه دستگاه چاپاري دقيق و سريعي در سراسر كشور ايجاد كرد و اين دستگاه پستي كهن بهقدري خوب اداره ميشد كه موجب تحسين جهان قديم بود.
از سال 1229 هجري شمسي كه به دستور ميرزاتقيخان اميركبير چاپارخانه علاوه بر ارسال نامهها، مكاتبات و فرامين دولتي، ارسال نامهها و مراسلات مردم و تجار را نيز بر عهده گرفت؛ براي حمل و نقل مرسولات مزبور از قاصدهاي پياده و چاپارهاي سوار استفاده ميشد. به عبارت ديگر ميتوان گفت كه اميركبير معمار پست نوين در كشور ايران است و فكر بلند او بود كه موجب شد سازمان پست بهمعني واقعي در ايران آغاز به كار كند.
در سال 1302 با شركتي ايتاليايي براي حمل و نقل محمولات در خطوط مهم پستي قراردادي بسته شد كه تا اوايل سلطنت پهلوي نخست ادامه داشت و اين شركت محمولات پستي را با وسايل موتوري خود حمل ميكرد.
چاپارخانه از زمان پيدايش خود در اوايل سلطنت ناصرالدينشاه در محلي بهنام «سراي امير» در بازار تهران جاي داشت و بعدها نيز به اول خيابان لالهزار فعلي منتقل شده بود.
قانون تأسيس پست جمهوري اسلامي ايران در تاريخ سوم آبانماه سال 1366 هجري شمسي تصويب و در خردادماه 1367 توسط نخستوزير وقت به وزارت پست و تلگراف و تلفن ابلاغ گرديد.
● سیام فروردینماه 1313:
از تاريخ 30 فروردينماه 1313 هجري شمسي سندي در دست است که حاوي اعطاي اجازه به بانك ملي براي وارد كردن نقره جهت ضرب سكه ميباشد. اين سند، شامل تصويبنامهي هيئت وزيران راجع به تصويب اجازهي ورود نقره به بانك ملي ايران به مدت يك سال ميباشد كه در صورت اقتضا، بانك، موظف به ضرب مسكوكات يك، دو و پنج ريالي در ضرابخانه خواهد بود.
از زماني كه زندگي اوليه بهصورت خانواده و قبيله درآمد و بهطور كلي اجتماع شروع شد، احساس افراد به كمك و ياري به يكديگر بيشتر شد و ناچار هريك با سعي و عمل خود، به رفع حوائج ديگري پرداخت تا به نوبهي خود توانست از دسترنج ديگري بهرهمند گردد. اين عمل ابتدائي را، بايد اولين پايهي نظام اجتماعي و اقتصادي و اصل داد و ستد دانست.
با پيشرفت تمدن، ايجاد شهرها، اختراع خط و بهوجود آمدن خانه و مسكن، ارتباط افراد براي مبادله، وسعت بيشتري يافت و كمكم داد و ستد و معاوضهي فردي، جاي خود را به بازرگاني داد؛ بهطوريكه كوشش در توسعهي امور اقتصادي و ارتباطات، موجد تشكيل دولتها و احداث طرق و تأسيسات دريائي و سازمانهاي مختلف و تنظيم قوانين براي بررسي و انتظام امور گرديد.
سپس تشكيل دولتها و رفاه اجتماع و انضباط امور اقتصادي و توليد ثروت، موجد اصولي گرديد كه به پيدايش سكه انجاميد و تا مدتها ضرب سكه با نقوش و طرحهاي گوناگون در دورههاي مختلف انجام ميشد. و رفتهرفته با پيدايش بانك و بانكداري، ضرب سكه به عهدهي بانك ملي ايران واگذار شد و در حال حاضر، اين وظيفه به عهدهي بانك مركزي است.
● سیام فروردینماه 1343:
در فروردينماه 1343 شوراي وزيران دولت وقت ايران بهمنظور جلوگيري از افزايش بهاي اتومبيل دست دوم كه بازار سياه پيدا كرده بود و خريد«اتومبيل نو» نوبتي شده بود با تصويب آئيننامهاي كه مورد موافقت شوراي عالي اقتصاد قرار گرفته بود، «اتومبيل» را يك كالاي ضروري اعلام داشت و ورود آن را آزاد اعلام كرد.
در مورد واردات اتومبيل دست دوم نيز تأكيد شده بود كه اين نوع اتومبيل بايد با مسافر وارد شود و شرط شمارهگذاري آن در ايران منوط بر اين است كه اتومبيل از نوعي باشد كه وسائل يدكي آن در ايران يافت شود (نمايندگي فروش داشته باشد). اين تبصره بعداً چند بار لغو و ابقاء شد كه داستاني است شنيدني.
نخستين لغو آن در پي انتقاد روزنامهها بود كه نوشته بودند به دولت مربوط نيست كه در آزادي عمل اتباع نسبت به اموالشان مداخله كند؛ يك شهروند شايد بخواهد بدون انتقال ارز، اتومبيل كميابي را به كشور بياورد و يا اينكه پس از نياز به تعمير، آن را آتش بزند. پس از مدتي تبصره دوباره ابقاء شد زيرا در مجلس، نمايندگان گفته بودند كه ايران به قبرستان اتومبيلهاي کهنهي وارداتي تبديل شده است. بعداً معلوم شد نمايندگاني اين حرف را زده بودند كه در شركتهاي واردكنندهي اتومبيل و يا مونتاژ آن (فيات و...) سهيم بودند و دوباره تبصره لغو شد(!)
● سیام فروردینماه 1349:
در جلسهي سيام فروردين 1349 مجلس شوراي ملي، چهار تن از نمايندگان حزب پانايرانيست، اقدام دولت وقت در قبال بحرين را شديداً به باد انتقاد گرفتند و گفتند كه دولت به خواست آمريكا كه نسبت به بحرين برنامه دارد [ميخواهد که آن را محل استقرار ناوگان خود قرار دهد] از حق ايران گذشته است و بر پايهي موازين متعارف بايد از مردم ايران هم با انجام رفراندم دربارهي نقض تماميت ارضي وطن كسب نظر ميشد، نه فقط از بحرينيها بهعنوان مدعي [همين حرفي كه ناسيوناليستهاي روسيه اينك در اعتراض به فروپاشي شوروي ميزنند]؛ و سپس اعلام كردند كه در استيضاح دولت هويدا پابرجا هستند.
پنج نمايندهي حزب پانايرانيست نهم فروردين 1349 تقاضاي استيضاح دولت را به رئيس مجلس تسليم كرده بودند و عمل دولت وقت را درمورد بحرين، موافقت با تجزيهي ايران اعلام داشته بودند كه خلاف قانون اساسي بود.
در جلسهي اول ارديبهشت 1349، متن استيضاح توسط نمايندهي وقت رودسر قرائت شد. وي پس از قرائت متن، سران دولت را متهم كرد كه برخلاف سوگندي كه ياد كرده بودند تا از حدود و ثغور ايران حراست كنند؛ دارند بر تجزيهي آن صحه ميگذارند كه نقض قانون اساسي، سوگند و تعهد آنان است. وي كه يكي از امضاءكنندگان استيضاح بود به دولت و مجلس هشدار داد كه از قضاوت تاريخ و انتقام ايرانيان بترسند و به تجزيهي خاك وطن رضا ندهند.
بهرغم اين نطق و استدلال و اخطار؛ هنگام گرفتن رأي اعتماد، 199 نماينده با ابقاء هويدا، عملا اقدام دولت به تجزيهي وطن را تأييد كردند(!) تنها چهار نمايندهي پانايرانيست رأي مخالف دادند. در آن جلسه يكي از پنج نمايندهي امضاءكنندهي استيضاح غيبت داشت.
جلسهي اول ارديبهشت سال 1349 مجلس شوراي ملي ايران، يكي از جلسات تلخ اين مجلس در طول تاريخ خود بود. چون نمايندگان مخالف تجزيهي بحرين، و نيز بسياري از مردم دست از انتقاد برنداشتند، سرانجام شاه مجبور شد كه اين دورهي قانونگذاري را چند ماه پيش از انقضاي دوره، منحل سازد(!)
قانوناً «بحرين» استان چهاردهم ايران بهشمار ميآمد كه شاه در سفر هند، در يك مصاحبهي مطبوعاتي در پاسخ به سؤالي ـ بهطور غيرمنتظره ـ گفت كه حاضر است تعيين سرنوشت بحرين را موكول به رفراندم كند ولي اين رفراندم، تنها در بحرين انجام شد نه در همهي ايران كه اشكال قانوني داشته است.
يکي از اتهامات اميرعباس هويدا نخستوزير شاه مخلوع ـ که در فروردينماه 1358 به حکم دادگاه انقلاب اسلامي اعدام شد ـ حمايت از جدا شدن بحرين از پيکرهي وطن بود.
● سیام فروردینماه 1357:
18 آوريل 1978 (سيام فروردين سال 1357 هجري خورشيدي) و در پي انتقاد محافل خارجي از اين كه چرا شاه يك حزب دولتي در ايران بهوجود آورده (و در طول تاريخ سابقه نداشته كه يك پادشاه «حزب» تأسيس كند!) و نيز با توجه به تظاهرات نوروز آن سال در شهرهاي مختلف كشور؛ در حزب رستاخيز چند جناح به وجود آمد.
هماهنگكنندهي «جناح پيشرو» عبدالمجيد مجيدي بود و سخنگويي «جناح سازنده» را هوشنگ انصاري بر عهده گرفته بود. انصاري دهم ارديبهشت 1357 (29 آوريل 1978) در تهران با مارگارت تاچر نخستوزير انگلستان ملاقات كرده بود و در پي اين ملاقات، طولي نکشيد كه زمزمهي كنارهگيري انصاري از سخنگويي جناح سازندهي حزب رستاخيز به گوش رسيد. تاچر بهمنظور ملاقات با جمشيد آموزگار و ساير مقامات ايران به تهران سفر كرده بود و...
هوشنگ انصاري كه در مدتي كوتاه از كارمندي سفارت ايران در ژاپن به مقاماتي همچون وزير اطلاعات و جهانگردي و وزير اقتصاد و دارايي رسيده و از هشتم آذرماه 1356 بر جاي دكتر اقبال نشسته و مديرعامل شركت ملي نفت شده بود در سيام آبان 1357 (در اوج انقلاب اسلامي و در پي تظاهرات و اعتصابهاي گستردهي مردمي كه از 13 آبان سراسر ايران را فرا گرفته بود) به اروپا رفت و از آنجا كنارهگيري خود از مديريت عامل شركت نفت را به تهران ارسال داشت و عازم آمريكا شد و به فعاليت مالي ـ بازرگاني پرداخت.
وي كه در دوران نخستوزيري اميرعباس هويدا از پلكان ترقي بالا رفته بود، از دوستان بسيار نزديك جمشيد آموزگار بود كه در سال 1356 از دبيركلي حزب رستاخيز به سمت نخستوزير منصوب شده بود. انصاري كه از شيراز برخاسته بود، طبق گزارشهاي مطبوعات با مقامات دولت آمريكا و سفير آن كشور در تهران تماس داشت.
خبرگزاری ايمنا: در چنین روزی از سال 1366 هجری شمسی؛ عمليات كربلای 10 با رمز «يا صاحبالزمان (عج) ادركنی» آغاز گردید. طی اين حمله آزادسازی 50 روستای منطقه، ارتفاعات «سرلگو»، «بردهوش»، «قشن»، «اسبيدار»، «كلان» و چند ارتفاع ديگر ميسر گرديد. همچنين 20 كيلومتر از جادهی ماووت - سليمانيه تحت كنترل رزمندگان ايرانی درآمد.
کد خبر 27959
نظر شما