به گزارش ايمنا، خانم جواني كه براي طرح مشكل خود به مركز مشاوره آرامش آمده بود گفت: پنج سال قبل برای کار وارد شرکتی شده و به عنوان منشي رئيس شركت مشغول به كار شدم، به مرور زمان رابطه من و رئيس شرکت گرم و صمیمي شد، من با وجود اينكه ميدانستم سامان متاهل است اما باز هركاري ميكردم كه به او نزديكتر شوم و خلاء عاطفي او را پركنم، بدجوري به او علاقمند شده بودم و دلم ميخواست هرطور شده كاري كنم كه همسرش را طلاق بدهد و با من ازدواج كند.
من هر روز با لباسهاي شيك و آرايش هاي تحريك كننده در محل كارم حاضر ميشدم و سعي ميكردم دل سامان را به دست بياورم، او هم تقريباً بيشتر اوقات فراغتش را با من سپري ميكرد و حتي وقتي هم به منزل ميرفتم برايش پيامهاي عاشقانه ميفرستادم، بالاخره، بچهدار نشدن همسر سامان و دعواها و مشاجرههای مرتب بين آنان بالا گرفت و يك سال بعد از رابطه دوستي من و او آنها سرانجام از هم جدا شدند.
روزي كه خبر طلاق سامان را شنيدم در پوست خودم نميگنجيدم و منتظر بودم كه او از من به طور رسمي خواستگاري كند اما هيچ خبري نشد تا اينكه خودم پا پيش گذاشتم و برگه استعفايم را جلوي رويش گذاشتم. با ديدن برگه گفت: طوري شده! من هم گفتم ديگر نميتوانم در اين شركت بمانم اگر ميخواهي رابطه من و تو ادامه داشته باشد بايد به خواستگاريم بيايي، او هم خنديد و گفت، همين شب جمعه به خواستگاريت ميآيم!
پدر و مادرم وقتي از موضوع مطلع شدند مخالفتشان را با اين ازدواج اعلام كردند ولي با اصرار و پافشاري من سرانجام خواستگاري انجام گرفت و بعد هم دريك مراسم ساده به عقد دائم سامان در آمدم و پا در زندگي پر زرق و برق او گذاشتم، خيلي خوشحال بودم که توانستم بالاخره مرد زندگیم را خودم پيدا كرده و او را مال خودم كنم اما اين خوشحالي زياد طولي نكشيد، چرا كه در حالي كه شش ماه بيشتر از ازدواج من و سامان نگذشته پاي زن جواني به نام الهه به زندگي او باز شد.
هر بار كه از رابطه دوستيش با اين دختر جوان گله و شکایت میکنم میگوید: برای رهایی از تنشهایی که تو برایم ایجاد میکنی به سراغ او میروم تا توهم بفهمی که اگر مرا اذیت کنی تلافی میکنم و دائماً با این کار مرا آزار روحی میدهد نميدانم چكار كنم، هيچ فكرش را نميكردم كاري كه من كردم تا رئيس شركت همسرش را طلاق بدهد و با من ازدواج كند يك روز سر خودم بيايد، ازطرفي چون خانوادهام با این ازدواج مخالف بودند جرات طلاق گرفتن و برگشت به منزل پدرم را ندارم. همیشه خودم را سرزنش میکنم که چرا با این مرد ازدواج کردم خیلی احمق بودم و فكر نميكردم مردي كه به راحتي همسر اولش را به خاطر عشوههاي يك دختر جوان طلاق بدهد همين كار را با من هم خواهد كرد.
حالا پیش شما آمدهام تا راهی به من نشان دهید تا از این مشکل بزرگ رهایی یابم و جلوي كارهاي ناشايست همسرم را بگيرم و نگذارم كار به طلاق و جداييم بكشد!
اقدامات مشاورهاي:
بعد از اظهارات فرد مراجعه كننده، ضمن برقراري ارتباط همراه با همدلی و اعتماد وي به آرامش دعوت و به او توصیه شد از بروز رفتارهایی که منجر به برانگیختن خشم همسرش میگردد اجتناب نماید. همچنين به وي اعلام شد كه دست برداشتن همسرش از رفتارهای نابهنجار نیازمند گذشت و همدلی است.
عدم مهارت ارتباطي خانواده را به سمت نبرد بين زوجين ميبرد
كارشناس مركز مشاوره آرامش، لازمه رسیدن به آرامش در درون خانواده و در مسیر سعادت قرار گرفتن آن را برخورداری از یک سری توانمندیها و مهارتهای فردی و اجتماعی عنوان ميكند و ميگويد: هر فرد باید از این مهارتها تا حدودی برخوردار گردد و هر جامعهای باید بتواند اين آموزشها را به هر یک از اعضایش به صورت نسبی انتقال دهد تا فرد قادر گردد با استفاده از این مهارتها در مواقع بحرانی اخذ تصمیم نموده و رفتار بهنجار مورد نظر جامعه خود را اجرا و از کجروی پرهیز نماید.
وي با بيان اينكه از جمله مهارتهای لازم برای زوجین جوان یادگیری و برخورداری از مهارتهای ارتباطی و زناشویی در درون خانواده است گفت: متاسفانه فقدان ملاک و معیارهای صحیح انتخاب همسر کانون خانواده را به صحنه نبرد تبدیل کرده، به همين دليل باعث بر هم خوردن آرامش روحی و روانی خانوادگی است و هر یک از زوجین طرف دیگر را مورد خشونت قرار میدهند.
فقدان اعتماد عامل اساسي واكنشهاي هيجاني
وي افزود: فقدان اعتماد عامل اساسی بروز واکنشهای هیجانی است و همسرخیانت دیده پس از کشف بیوفایی نه تنها به هر دلیل از بیوفایی همسرش احساس آزردگی میکند بلکه احساس میکند دیگر هرگز قادر به اعتماد کردن به او نیست پس بنابراين بدون اعتماد چگونه میتوان ازدواجی را بازسازی کرد.
اين مشاور با تاكيد بر اينكه اعتماد داشتن یعنی این که همسرمان با ما صادق است و به احساساتمان اهمیت میدهد تصريح كرد: البته اعتماد چراغ نیست که بشود دائم آن را خاموش و روشن کرد. هر دو طرف باید ثابت کنند که ارزش اعتماد کردن را دارند و تنها با دنبال کردن قانون صداقت و حمایت سرانجام به یکدیگر ثابت میکنند که ارزش اعتماد کردن را دارند.
ازدواجهاي ناشي از روابط نامتعارف به سرانجام نميرسند
كارشناس مركز مشاوره با بيان اينكه چند نکته بسیار مهم در این داستان وجود دارد اظهار داشت: اولاً بايد ديد حضور زنان در بازار کار با چه قیمتی با چه کسانی و در کجا به سلامت آنان ضربه و آسیب خواهد زد. چيزي كه امروزه كمتر به این توجه ميشود و به دنبال خود آسیبهای جبران ناپذیری را به همراه ميآورد.
وي افزود: نكته بعدي ايجاد روابط نامتعارف بين پسران و دختران و مردان و زنان است و بايد تاكيد كرد كه تحقيقات نشان داده كه ازدواجهايي كه ناشي از روابط نامتعارف هستند به سرانجام نميرسند و در اين گونه موارد نيز اين زنان و دختران جوان هستند كه بيشترين ضرر و خسارت روحي و رواني عايد آنان ميشود .
بنابراين به همه زنان و دختران جوان توصيه ميكنيم كه حتي براي انتخاب همسر و تشكيل زندگي ايدهآل خود از انجام هرگونه روابط نامتعارف و جلب جنس مخالف به طرف خود پرهيز كنند و در رابطه با جنس مخالف حدود شرعي را رعايت نمايند.
اين كارشناس ارشد روانشناسي بيان داشت: همانطور كه در اين داستان ملاحظه كرديد روابط نامتعارف قبل از ازدواج باعث شکلگیری خانوادهای شده که اکنون در معرض فروپاشی است و چیزی جز اضطراب و ناامنی را برای هر دو طرف به ارمغان نیاورده است، از طرف ديگر عدم پایبندی به تعهدات اخلاقی و مسايل شرعي از سوی مرد که بصورت عادت درآمده به سقوط بيشتر این خانواده دامن زده است. /01192/142/5/
بعضی از دختران مجرد فکر میکنند که خواستگاران مطلقه چون تجربه یک زندگی را داشتهاند، پختهترند. خانه و ماشین دارند و خیلی مزایای دیگر. یادتان باشد لزوماً همه مردان مطلقه پختهتر و منطقیتر نیستند ضمن اینکه به مال دنیا هم اعتباری نیست.
کد خبر 272181
نظر شما