به گزارش ایمنا، او و خانوادهاش چند سال بعد این شهر بندری را ترک کردند و از همین روی، طاهباز تحصیلات مقدماتیاش را در شهرهایی چون آبادان و تهران گذراند و برای خواندن پزشکی وارد دانشگاه تهران شد. این مرد بلندقامت اما خیلی زود از پزشکی خسته شد و درنهایت وقتی سال ششم پزشکی را میگذراند، برای همیشه آن را بوسید و کنار گذاشت و سراغ ادبیات رفت. سیروس طاهباز که از همان جوانی موهایش سفید شده بودند، اولین فعالیت ادبیاش را با انتشار مجله ادبی «آرش» شروع کرد و به معرفی شاعران مورد علاقه خود و همچنین ترجمه آثار ادبی برجسته جهان پرداخت و در سال ۱۳۴۰ در حالی که دو سال از مرگ نیما یوشیج میگذشت، کار روی دستنوشتههای او را شروع و بیوقفه آن را پیگیری کرد. ۳۱ ساله بود که مدیریت انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را برعهده گرفت و در طول هشت سال فعالیت در آن ، مجموعه ارزشمندی از داستانهای کودکان را منتشر کرد. سیروس طاهباز در سال ۱۳۵۷ از این سمت کنار رفت و بهطور متمرکز بررسی دستنوشتههای نیما را ادامه داد .
سیروس طاهباز تا سالهای پایانی عمر، همچنان به نوشتن و کار در عرصه ادبیات ادامه داد و چندین کلاس داستاننویسی و نقد داستان نیز برگزار کرد، کلاسهایی که تابع هیچ قاعدهای نبودند. عشق این مرد بلندبالا با آن ریشهای انبوهش به نیما در کلمه نمیگنجد، عشقی که موجب شد ۳۷ سال از عمرش را پای آن بگذارد و از آثار نیما یوشیج ۲۳ دفتر گرد آورد و خودش نیز چند کتاب درباره او قلم بزند. سیروس طاهباز که بزرگترین افتخار زندگیاش را کار روی آثار نیما میدانست، در روزهای جنگ و زیر بمباران، تهران را ترک نکرد چراکه اعتقاد داشت، «اگر قرار است دستنوشتههای نیما که در خانه ماست نابود شود، همان بهتر که من هم با آن ها بروم.» گردآوری بیش از ۲۰ هزار برگ از دستنوشتههای نیما و انتشار مجموعه کامل شعرهای نیما اما تنها فعالیت سیروس طاهباز نبود.
سیروس طاهباز که خود نویسنده بود و دستی هم در ترجمه داشت، در طول عمر کاریاش آثار برجسته نویسندگان بزرگی همچون جان اشتاینبک، ارنست همینگوی ، آرتور میلر و ساموئل بکت را به فارسی ترجمه کرد. او که مردی رفیقباز و عاشق ادبیات بود ، ۷۰ کتاب از خود برجای گذاشت و چند جایزه مختلف ادبی را از آن خود کرد که از معروفترین آنها میتوان به جایزه سیب طلایی دوسالانه براتیسلاوا اشاره کرد.
وی در طول زندگی خود چند بار جوایز مختلف ادبی را از آن خود کرد که جایزه سیب طلایی دوسالانه براتیسلاوا برای کتاب «با هم زندگی کنیم» از آن جمله است. سیروس طاهباز شبانگاه ۲۵ اسفند ۱۳۷۷ درگذشت و در حیاط خانه نیما یوشیج در روستای یوش در کنار نیما آرام گرفت.
12168/135/8
کانال اطلاع رسانی: https://telegram.me/imnanews
سیروس طاهباز تا سالهای پایانی عمر، همچنان به نوشتن و کار در عرصه ادبیات ادامه داد و چندین کلاس داستاننویسی و نقد داستان نیز برگزار کرد، کلاسهایی که تابع هیچ قاعدهای نبودند. عشق این مرد بلندبالا با آن ریشهای انبوهش به نیما در کلمه نمیگنجد، عشقی که موجب شد ۳۷ سال از عمرش را پای آن بگذارد و از آثار نیما یوشیج ۲۳ دفتر گرد آورد و خودش نیز چند کتاب درباره او قلم بزند. سیروس طاهباز که بزرگترین افتخار زندگیاش را کار روی آثار نیما میدانست، در روزهای جنگ و زیر بمباران، تهران را ترک نکرد چراکه اعتقاد داشت، «اگر قرار است دستنوشتههای نیما که در خانه ماست نابود شود، همان بهتر که من هم با آن ها بروم.» گردآوری بیش از ۲۰ هزار برگ از دستنوشتههای نیما و انتشار مجموعه کامل شعرهای نیما اما تنها فعالیت سیروس طاهباز نبود.
سیروس طاهباز که خود نویسنده بود و دستی هم در ترجمه داشت، در طول عمر کاریاش آثار برجسته نویسندگان بزرگی همچون جان اشتاینبک، ارنست همینگوی ، آرتور میلر و ساموئل بکت را به فارسی ترجمه کرد. او که مردی رفیقباز و عاشق ادبیات بود ، ۷۰ کتاب از خود برجای گذاشت و چند جایزه مختلف ادبی را از آن خود کرد که از معروفترین آنها میتوان به جایزه سیب طلایی دوسالانه براتیسلاوا اشاره کرد.
وی در طول زندگی خود چند بار جوایز مختلف ادبی را از آن خود کرد که جایزه سیب طلایی دوسالانه براتیسلاوا برای کتاب «با هم زندگی کنیم» از آن جمله است. سیروس طاهباز شبانگاه ۲۵ اسفند ۱۳۷۷ درگذشت و در حیاط خانه نیما یوشیج در روستای یوش در کنار نیما آرام گرفت.
12168/135/8
کانال اطلاع رسانی: https://telegram.me/imnanews
نظر شما