12 اسفند 1360؛ عمليات مولای متقيان 7 به‌ فرماندهی‌ سردار شهید‌ باقری

خبرگزاری ایمنا: دشمن بعثی در چنین ایامی و‌ در جمع‌بندی‌ اطلاعات‌ حاصله‌ی‌ خود، به‌ويژه‌ توسط‌ ماهواره‌های‌ آمريكايی، به‌ اين‌نتيجه‌ رسيده‌ بود كه‌ ايران‌ به‌زودی‌ در منطقه‌ی‌ «دزفول-شوش» عمليات‌ بزرگی‌ انجام‌ خواهد داد. از اين‌رو استحكامات‌ و تمركز شديد نيرو را در شوش‌ ايجاد كرد و ميادين‌ مين‌ را وسعت‌ داد.

● همچنين ‌10 تيپ‌ مستقل‌ به‌همراه‌ چند تيپ‌ «جيش‌الشعبي» بر دو لشكر تقويت‌ شده‌اش‌ در منطقه‌ افزود و براي‌ پيش‌دستي‌ در تاريخ ‌17 بهمن‌ماه‌ 1360، حمله‌ي‌ خود را با شديدترين‌ آتش‌ توپخانه‌ و بمباران‌هاي‌ بي‌وقفه‌ي‌ هوايي‌ شروع‌ كرد. اين‌ حمله‌ي‌ عراق ‌13 روز به‌ درازا كشيد و دشمن‌ بي‌محابا مهمات‌ و تجهيزات‌ خود را صرف‌ نبرد در چزابه‌ كرد، اما با مقاومت‌ سرسختانه‌ي‌ نيروهاي‌ ايراني‌ روبه‌رو شد.
در مقابل،‌ نيروهاي‌ خودي‌ با انجام‌ عمليات‌ «مولاي‌ متقيان» معروف‌ به‌ جنگ‌ چزابه‌ با رمز «يا علي ادركني» به‌ فرماندهي‌ سردار حسن‌ باقري‌ در يكم‌ اسفندماه‌ 1360 با چهار گردان‌ كه‌ فرماندهي‌ يكي‌ از گردان‌ها را خود شهيد باقري‌ به‌عهده‌ گرفته‌ بود، وارد میدان‌ شدند و تلاش‌هاي‌ دشمن‌ عقيم‌ ماند. اين‌ عمليات‌ دو هفته‌ به‌ طول‌ انجاميد و خسارات‌ قابل‌ توجهي‌ به‌ يگان‌هاي‌ تقويت‌شده‌ي ارتش‌ صدام‌ وارد آمد.
تنها ثمره‌ي حمله‌ي‌ عراق‌ به‌ چزابه‌ اين‌ بود كه‌ عمليات‌ سراسري‌ و گسترده‌ي‌ «فتح‌المبين» يك‌ ماه‌ به‌ تعويق‌ افتاد. ارتش‌ عراق‌ در عمليات‌ شكست‌ حصر آبادان‌ اعلام‌ كرده‌ بود كه ‌80 تن‌ و در عمليات‌ «طريق‌القدس» 34 نفر كشته‌ داده‌ است، ولي‌ در نبرد چزابه‌ شمار تلفات‌ انساني‌ خود را 200 نفر اعلام‌ نمود. اين‌ تفاوت‌ آمار، شمار تلفات‌ فراوان‌ عراق‌ در چزابه‌ را مي‌رساند. علي‌رغم‌ اين‌ ادعا، دشمن‌ در اين‌ عمليات ‌4600 كشته، زخمي‌ و اسير داشت.

● دوازدهم اسفند / مارس 178 پيش از ميلاد مسيح:
فرهاد يکم شاه ايران از دودمان اشكاني در مارس سال 178 پيش از ميلاد دستور ساختن «ري» نوين را در غرب شهر ري (منطقه‌ي ورامين ـ جنوب شرقي تهران امروز) صادركرد كه بعداً «ايوان‌كي» خوانده شده است. مورخين يوناني شهر تازه ـ ايوان‌کي ـ را «گاراكس يا خاراكس Xarhages» نوشته‌اند. يونانيان «ري» را هم «راگس Rhages» مي‌نوشتند.

● دوازدهم اسفند / سوم مارس 52 پيش از ميلاد مسيح:
در چنين روزي؛ برخي دلايل پيروزي ايرانيان در جنگ حرّان بر روميان توسط افسران رومي در سناي اين کشور، بيان شد.
يك قسمت از مذاكرات جلسه‌ي سوم مارس سال 52 پيش از ميلاد سناي روم حاوي اظهارات چند افسر رومي درباره‌ي شكست نظامي از ايران در جنگ كارهه (حران) بود كه در بهار سال 53 پيش از ميلاد (حدود 9 ماه قبل از آن) صورت گرفته بود و ضمن آن كراسوس كنسول روم كشته شده بود.
اظهارات افسران شکست‌خورده‌ي رومي در سناي اين امپراتوري به اين شرح در تاريخ روم آمده است:
«سپهبد سورنا فرمانده‌ي ارتش ايران در اين جنگ از تاكتيك و سلاح‌هاي تازه استفاده كرد. هر سرباز سوار ايراني با خود مشك كوچكي پر از آب حمل مي‌كرد و مانند ما دچار تشنگي نمي‌شد. به پيادگان با مشك‌هايي كه بر شترها بار بود آب و مهمات مي‌رساندند. سربازان ايراني به نوبت و با تاكتيك خاصي كه براي ما تازگي داشت از ميدان [نبرد] خارج مي‌شدند و به استراحت مي‌پرداختند. سواران ايران قادر به تيراندازي از پشت سر هستند كه ما تجربه‌ي آن را نداريم. ايرانيان كمان‌هاي تازه‌اي اختراع كرده‌اند كه با آن‌ها توانستند پاي پيادگان ما را كه با سپرهاي بزرگ در برابر آنان و براي محافظت از سوارانمان قلعه درست كرده بوديم به زمين بدوزند. ايرانيان داراي زوبين‌هاي دوكي شكل بودند كه با دستگاه كاملاً تازه‌اي تا فاصله‌ي دور پرتاب مي‌شد. شمشيرهاي آنان شكننده نبود. هر واحد تنها از يك نوع سلاح استفاده مي‌كرد و مانند ما خود را سنگين نمي‌كرد. سربازان ايراني حق عقب‌نشيني و تسليم شدن ندارند و تا آخرين نفس بايد بجنگند. اين بود كه ما شكست خورديم و هفت لژيون را به‌طور كامل از دست داديم و به چهار لژيون ديگر تلفات سنگين وارد آمد.»

● دوازدهم اسفند 1318:
دولت انگلستان سوم مارس 1940 (12 اسفند 1318) درخواست دولت وقت ايران را براي فروش هواپيماي نطامي رد كرد.
نيروي هوايي ايران سال‌ها پيش از آن با خريد هواپيما از آلمان و روسيه شوروي تأسيس شده بود. دلخوري انگليسي‌ها بيشتر از اين بابت بود كه ايران با كمك ايتالياي موسوليني براي خود يك نيروي دريايي كارآمد به‌وجود آورده بود و در خليج فارس [شايد به‌نوعي] موي دماغ انگلستان شده بود. به‌علاوه، تمايل به آلمان در بسياري از مقامات وقت ايران ديده مي‌شد.

● دوازدهم اسفند 1324:
مصدق نماينده‌ي تهران در مجلس شوراي ملي در جلسه‌ي 12 اسفند سال 1324 به شوروي كه حاضر به خارج ساختن نيروهايش از ايران نمي‌شد، اعتراض كرد و سران مسكو را افرادي خواند كه به تعهد خود و ميثاق‌هاي جهاني و موازين بين‌المللي كه ضامن رعايت حقوق ملت‌هاست بي‌اعتنا هستند.
وي خاطرنشان شد که دولت‌هايي نظير شوروي با اين كار خود، حاكميت ملت‌ها و صلح جهاني را به مخاطره مي‌افكنند و كره‌ي زمين را به‌صورت جنگلي كه قوي ضعيف را پاره مي‌كند درمي‌آورند و از اين راه، تمدن بشر را تضعيف و خارج از اخلاقيات مي‌سازند.
وي گفت كه مماشات با رهبران مسكو بر ميزان توقعات آنان مي‌افزايد؛ جهان حساب و كتاب دارد بايد با سماجت قضيه را دنبال كرد. مصدق همچنين گفته بود كه رهبران مسكو بايد بدانند كه ايران با تاريخ درخشان و مردم وطن‌دوست خود اروپاي شرقي نيست و با تجربه از 140 سال گذشته نمي‌خواهد که دست‌نشانده شود.
با انعكاس اين مطالب در رسانه‌هاي جهان، كمتر از سه هفته‌ي بعد ترومن رئيس‌جمهوري آمريكا به شوروي اخطار كرد كه اگر نيروهايش را از ايران خارج نسازد، آمريكا هم نيرو به ايران خواهد فرستاد.

● دوازدهم اسفند 1329:
در چنين روزهايي؛ تظاهرات و اجتماعات براي ملي شدن نفت در حال گسترش بود.
اجتماعات تهران با هدف درخواست لغو قرارداد نفت با انگلستان و ملي كردن صنعت نفت در 12 اسفند 1329 (سوم مارس 1951) بيش از روزهاي ديگر بود و چهار روز بعد رزم‌آرا نخست‌وزير كه مخالف ملي شدن نفت بود، جان خود را بر سر اين مخالفت گذارد. در اين اجتماعات از هر گروهي (ملي‌گرا، مذهبيون و كمونيست) ديده مي‌شد.

کد خبر 25498

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.