به گزارش ایمنا، پیشینه هنر قلمزنی در ایران، تاریخ روشنی ندارد و از اثر مستندی كه بیانگر نخستین مكان شیء و كاربرد فلز، به ویژه مس در ایران و خاور نزدیك به چند هزار سال پیش از میلاد می رسد. در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد هنر و صنعت فلز كاری در نقاط گوناگون ایران به ویژه در شمال و شمال غرب و حاشیه جنوبی دریای مازندران شكوفایی داشته است.
هنر قلمزنی در دوره مادها
آثار قلمزنی اندكی از دوره مادها كه در سده هفتم ق.م در شمال ایران روی كار آمدند به یادگار مانده است. اشیای به دست آمده از آذربایجان حاكی از آن است كه از نفوذ سكاها به تدریج كاسته شده و سبك مادها در این زمان جای آن را گرفته است. مدارك فلزی به دست آمده از زمان مادها به ویژه در قرن 6 و هفت پیش از میلاد، اشیای زیویه از توابع سنندج است كه در میان آن ها آثاری از طلا و نقره و وسایل زینتی و زیورآلاتی، چون جام طلا و مجسمه هایی از حیوانات به سبك های آشوری و سكایی و… به چشم می خورد.
قلمزنی در دوره هخامنشی
با روی كار آمدن پارس ها و تشكیل حكومت هخامنشی، هنر قلمزنی تحوّل یافت و از جایگاه ویژه ای برخوردار شد و بر ادوار پس از خود تأثیر گذاشت. دوره هخاننشی اوج هنر فلزكاری در زمینه های ریخته گری، چكش كاری،ترصیع و…. است به دلیل حمله اسكندر و آتش زدن تخت جمشید آثار بسیاری نابود شد و یا به دستور اسكندر ذوب شده و به سكه تبدیل شد.
قلمزنی در دوره سلوكی
در دوره سلوكی با ساخت شهرهای جدیدی مانند مرو و نسا و انتقال كارگاه های هنری به این شهرها، هنر قلمزنی با تأثیر پذیری از هنر هلنی (هنر یونانی) ادامه یافت.
قلمزنی در دوره اشكانی
با روی كار آمدن پارت ها در سال 250 ق.م تا 224 میلادی هنر قلمزنی با همان شیوه هخامنشی با اندك تغییر به عمر خود ادامه داد. ساخت پیكره ها از جنس طلا و نقره و مفرغ به شیوه ریخته گری در دوره اشكانی از رونق ویژه ای برخوردار شد و زیورآلات مرصع با سنگ های قسمتی با همان شیوه هخامنشی ادامه یافت. در این دوره به دلیل هجوم اسكندر آثار هنری مهمی در دست نیست و به سبب هرج و مرج و كم توجّهی پارتیان به هنر، تنها در اواخر این دوره ساخت آثار قلمزنی رو به رشد نهاد.
قلمزنی در دوره ساسانی
زمان ساسانیان در سال 224 تا 650 میلادی به دلیل گسترش تجارت میان ایران، یونان و روم هنرهای ایرانی از هنر یونایی و رومی تأثیر گرفت. در دوره ساسانی ساخت اشیا به سه طریق زیر انجام می شد .به وسیله چكش كاری بر ورق سرد. به وسیله ریختگی و ساخت ظروف آستردار از ورق و به وسیله تراش با چرخ صورت می گرفته است.
قلمزنی در دوره اسلامی
در قرون اولیه اسلامی، اعراب كه مسلماً خود هنری نداشتند، هنر قلمزنی دوره ساسانی را مورد تقلید قرار داده و در سده های بعد در اثر علاقه هنرمندان ایرانی به مذهب و گرایش آنان به اسلام، با تأثیرپذیری از آرا و عقاید اسلام، در خلق آثار فلزی پیدا كردند و كم كم نقوش بی نظیر و طرح های بومی و اسطوره ای ایرانی جای خود را به خطوط كوفی و آیات و احادیث داد. در دوره سامانیان هنر قلمزنی در اثر تبادلات تجاری به سایر ممالك اسلامی راه یافت.
قلمزنی در دوره سلجوقی
سلجوقیان در اوایل سده پنجم قمری(429) از تركستان به ماوراءالنهر آمدند و سكونت گزیدند و سپس خراسان را متصرّف شدند. با علاقه ای كه حكام سلجوقی به هنر داشتند، هنر قلمزنی همچون سایر رشته های هنری حمایت شد و گسترش چشمگیری یافت. ایجاد نقوش گیست باف شامل نوارهایی در تزیینات ظروف به شیوه و سبك بسیار زیبا متداول شد. در این دوران ترصیع فلزات به صورت مفتول های طلا، مس و نقره و یا ترصیع ظروف مفرغی با مفتول مس رایج شد.
قلمزنی در دوره مغول و تیموری
با تصرف سوریه توسط غازان خان در اوایل سده هشتم قمری هنرمندان قلمزن مورد حمایت ایلخانان قرار گرفتند و بعدها شهرهای حلب، دیار بكر، موصل، شیراز و تبریز از مراكز مهم و بزرگ هنر قلمزنی به شمار آمدند. در این زمان آثار قلمزنی تحت تأثیر هنرهای بومی قرار گرفت، به گونه ای كه در سوریه و مصر نشانه های این تحوّل بیشتر به چشم می خورد. ترصیع و در نشاندن ظروف در این زمان به تقلید از دوره سلجوقی تداوم یافت. استفاده از هنر خوشنویسی در قلمزنی به وفور گسترش یافت و ظروف زیادی از این گونه ساخته و تزیین شد. با حمله تیمور به ایران در سال 771 ق، هرات دوباره رونق هنری خود را بازیافت و بزرگ ترین مركز هنری آن روز شد.
قلمزنی در دوره صفوی
در عصر صفوی كه دوران طلایی هنر ایران به شمار می رود، هنر قلمزنی با حفظ سنن گذشته ادامه یافت و همچون دوره پیش، استفاده از فلزات گوناگون به طور گسترده در ساخت اشیای ارزشمند طلاكوب مرسوم بود. در این دوران قلمزنی بسیار گسترش یافت. اجرای نقوش ظریف و بسیار ریز و زیبا جای نقوش درشت و ضخیم را در تزیین اشیاء گرفت. این هنر در زمان صفوی همچون دیگر رشته های هنرهای سنتی ایران از چنان ظرافت و زیبایی برخوردار شد كه امروزه در جایی كه به اوج شكوفایی می رسد، تقلیدی از سبك دوره صفوی است.
قلمزنی در دوره قاجار
در زمان قاجار به دلایل بی اعتنایی حكام قاجار به هنر و حمایت نكردن از هنرمندان، هنر قلمزنی همچون رشته های دیگر هنری رو به ضعف نهاد،. در این دوران ساخت جعبه های قلمزنی با نگارش خطوط و خوشنویسی و طلاكوب و اسطرلاب سازی به شیوه قلمزنی و مشبك كاری مرسوم و متداول بود.

شیوه های هنر قلمزنی
هنر قلمزنی در 6 شیوه برجسته، عکسی، زمینه پر، منبت، مشبک و قلمگیری انجام میشود. 2 سبک اصلی در قلمزنی ایران مطرح است که عبارتند از سبک تبریز و سبک اصفهان. در سبک تبریز برای حرکت قلم و انجام قلمزنی از حرکت و فشار مچ دست استفاده میشود و در سبک اصفهان از ضربات چکش. به همین سبب قلم تبریز صاف و کم عمق است ولی قلم اصفهان عمیقتر میباشد. هنر قلمزنی عبارت است از تزئین و کندن نقوش بر روی اشیا فلزی به ویژه مس، طلا، برنج. مس به سبب نرمی و شکل پذیری که دارد، در هنر قلمزنی متداول تر از سایر فلزات است. از سوی دیگر به اعتقاد باستان شناسان و مورخان هنر، مس، نخستین فلزی است که در هنر فلز کاری و قلمزنی مورد توجه انسان قرار گرفت.
شیوه برجسته
اختلاف سطح بین موضوع و زمینه بسیار زیادتر از منبت است و هنرمند برای آن که بتواند بدون اشکال آنرا انجام دهد از 2 جهت یعنی از پشت و رو به فلز ضربه می زند.
شیوه عکسی
با ایجاد سایه و خط در زمینه موضوع را نشان می دهند. هیچ گونه اختلاف سطحی بین موضوع و زمینه مشاهده نمی شود.
شیوه زمینه پر
همان گونه که از نام بر می آید با ایجاد بافت در زمینه طرح اصلی را نشان می دهند در این نوع نیز اختلاف سطح بین زمینه و طرح وجود ندارد.
شیوه منبت
هنرمند با ایجاد حداکثر 2 سانتی متر اختلاف سطح بین موضوع و زمینه روی فلز ایجاد نقش می کند.
شیوه مشبک
هنرمند با بریدن زمینه و جدا کردن آن از سطح کار، موضوع را نمایان می سازد.
شیوه قلم گیری
هنرمند با ایجاد خراش و شیار به روی فلز آن را تزئین میکند. این کار به وسیله قلم انجام می شود. پس از اتمام کار قلمزنی، قیر به وسیله حرارت، مجددا مذاب می شود و از درون کار بیرون آورده می شود. سپس سطح کار را با مواد پاک کننده مانند نفت، شستشو می دهند تا باقیمانده قیر کاملا از بین برود.
شیوهی انجام کار
برای قلمزنی ابتدا پشت سطحی که قرار است قلمزنی کنند را با قیر میپوشانند تا ظرف طی مرحلهی قلمزنی بر اثر ضربات چکش و فشار قلم تاب برنداشته و از سر و صدای زیاد جلوگیری شود. برای این عمل یعنی قیراندود کردن پشت کار، قیر جامد را در دستگاه ذوب قیر، ذوب میکنند. سپس قیر ذوب شده را به صورت لایه لایه روی محل مورد نظر میکشند تا قشر نسبتا ضخیمی تشکیل شود. پس از سرد شدن ظرف با کشیدن دوغاب سفیدی محل مورد قلمزنی را جهت طراحی آماده میکنند. دوغاب مذکور صرفا برای بهتر نمایان شدن خطوط طراحی است که به وسیلهی مداد کشیده میشود. طراحی طرحهای ظروف قلمزنی که اکثرا از طرحهای سنتی الهام میگیرد به چند طریق انجام میشود، رسم طرح توسط شخص قلمزن که در طراحی نیز مهارت دارد به طور مستقیم روی سطح مورد نظر و رسم طرح روی کاغذ و سوزنی کردن خطوط اصلی سپس به وسیلهی کوبیدن سمبه (پارچهای که درون آن را از گرد زغال یا جوهر پر کردهاند) روی کاغذ اثر قسمتهای سوراخ شده را روی سطح کار ایجاد و سپس شروع به قلمزنی میکنند. زمانی که طرحها و نقوش روی کار پیاده شد به وسیلهی ابزاری به نام نیمبر یا قلم، خطوط اصلی را کندهکاری میکنند آنگاه زمینههای کار را به وسیلهی ابزارهای مختلف که انواع گوناگون قلم فلزی است نقش میزنند و به اصطلاح پر میکنند. سپس نوبت روسازی است که در این مرحله روی طرحها را با قلمهایی که بر سر آنها نقشمایههای مختلفی حک شده است تزیین میکنند.
پس از اتمام کلیهی عملیات قلمزنی، قیر را به کمک حرارت از محصول جدا کرده و باقیماندهی آن بر بدنهی ظرف را نیز با نفت پاک میکنند. سپس ظرف قلمزده جهت هموار کردن یا صافکاری و در صورتی که قطعات جداگانهای داشته باشد به منظور سوار کردن قطعات و لحیمکاری به کارگاه صنعتگر سازنده برده میشود. البته لحیمکاری در این مرحله توسط آلیاژ قلع صورت میگیرد تا قسمتهای لحیم شده همرنگ زمینهی ظرف باشد و صافکاری نیز توسط چکش چوبی یا چکشی که بر سر آن چرم قرار داده شده و جهت صاف کردن و هموار کردن ظرف که در هنگام قلمزنی تاب برداشته و فرورفتگی و برآمدگی پیدا کرده انجام میپذیرد.
پس از صافکاری و چسباندن قطعات، ظرف جهت پرداخت به کارگاه پرداختکاری برده میشود و به وسیلهی فرچه با صابون تمیز و پرداخت میشود و بعد از آن از یک نوع واکس مخصوص یا دوده برای جلای کار استفاده میشود. تا حدود بیست سال قبل کار، پرداخت تماما با دست صورت میگرفته است ولی در حال حاضر به وسیلهی دستگاه فرچه نیز انجام میشود. مرحلهی نهایی و تکمیلی کار، سیاهکاری است که در کارگاه قلمزنی انجام میشود. به این ترتیب که سطوح قلمزنی شده را به وسیلهی مخلوطی از دوده و واکس میپوشانند به نحوی که کلیهی قسمتهای فرورفته از این مخلوط پر شود. سپس سطح کار را به وسیلهی قطعاتی از پارچه پاک کرده و صیقل میدهند لذا کلیهی جزئیات قلم خورده و فرورفته به رنگ سیاه و قسمتهای برجسته به رنگ اصلی ظرف در میآید که البته این امر موجب نمایاندن بیشتر و بهتر خطوط طرح و در نتیجه زیبایی بیشتر محصول میشود.
قلمزنی و هنرهای دیگر از این دست تنها فعالیت انسان مسلط و یا صنعتگر و ابزارساز در به کار بردن قلم و چکش بر روی قطعه یا ظرف فلزی نیست بلکه بر گرفته از شوق و دیگر وجوح تمایز انسانی در بکارگیری تعمق و تعمل وی می باشد. انسانی باهوش و زیرک که با جوهر ذکاوت دست به مکاشفه ای عمیق در طبیعت و مخلوقات می زند و به تکاپویی بر می خیزد که موجب بروز و تبلور حرکتی انفعالی خودآگاه به نام خلق اثر هنری که آمیخته ای از شعف ناخودآگاه فطری در بطن و ابزار و ادوات و مواد و مصالح در جهان مادی است می گردد.
12168/135/10
هنر قلمزنی در دوره مادها
آثار قلمزنی اندكی از دوره مادها كه در سده هفتم ق.م در شمال ایران روی كار آمدند به یادگار مانده است. اشیای به دست آمده از آذربایجان حاكی از آن است كه از نفوذ سكاها به تدریج كاسته شده و سبك مادها در این زمان جای آن را گرفته است. مدارك فلزی به دست آمده از زمان مادها به ویژه در قرن 6 و هفت پیش از میلاد، اشیای زیویه از توابع سنندج است كه در میان آن ها آثاری از طلا و نقره و وسایل زینتی و زیورآلاتی، چون جام طلا و مجسمه هایی از حیوانات به سبك های آشوری و سكایی و… به چشم می خورد.
قلمزنی در دوره هخامنشی
با روی كار آمدن پارس ها و تشكیل حكومت هخامنشی، هنر قلمزنی تحوّل یافت و از جایگاه ویژه ای برخوردار شد و بر ادوار پس از خود تأثیر گذاشت. دوره هخاننشی اوج هنر فلزكاری در زمینه های ریخته گری، چكش كاری،ترصیع و…. است به دلیل حمله اسكندر و آتش زدن تخت جمشید آثار بسیاری نابود شد و یا به دستور اسكندر ذوب شده و به سكه تبدیل شد.
قلمزنی در دوره سلوكی
در دوره سلوكی با ساخت شهرهای جدیدی مانند مرو و نسا و انتقال كارگاه های هنری به این شهرها، هنر قلمزنی با تأثیر پذیری از هنر هلنی (هنر یونانی) ادامه یافت.
قلمزنی در دوره اشكانی
با روی كار آمدن پارت ها در سال 250 ق.م تا 224 میلادی هنر قلمزنی با همان شیوه هخامنشی با اندك تغییر به عمر خود ادامه داد. ساخت پیكره ها از جنس طلا و نقره و مفرغ به شیوه ریخته گری در دوره اشكانی از رونق ویژه ای برخوردار شد و زیورآلات مرصع با سنگ های قسمتی با همان شیوه هخامنشی ادامه یافت. در این دوره به دلیل هجوم اسكندر آثار هنری مهمی در دست نیست و به سبب هرج و مرج و كم توجّهی پارتیان به هنر، تنها در اواخر این دوره ساخت آثار قلمزنی رو به رشد نهاد.
قلمزنی در دوره ساسانی
زمان ساسانیان در سال 224 تا 650 میلادی به دلیل گسترش تجارت میان ایران، یونان و روم هنرهای ایرانی از هنر یونایی و رومی تأثیر گرفت. در دوره ساسانی ساخت اشیا به سه طریق زیر انجام می شد .به وسیله چكش كاری بر ورق سرد. به وسیله ریختگی و ساخت ظروف آستردار از ورق و به وسیله تراش با چرخ صورت می گرفته است.
قلمزنی در دوره اسلامی
در قرون اولیه اسلامی، اعراب كه مسلماً خود هنری نداشتند، هنر قلمزنی دوره ساسانی را مورد تقلید قرار داده و در سده های بعد در اثر علاقه هنرمندان ایرانی به مذهب و گرایش آنان به اسلام، با تأثیرپذیری از آرا و عقاید اسلام، در خلق آثار فلزی پیدا كردند و كم كم نقوش بی نظیر و طرح های بومی و اسطوره ای ایرانی جای خود را به خطوط كوفی و آیات و احادیث داد. در دوره سامانیان هنر قلمزنی در اثر تبادلات تجاری به سایر ممالك اسلامی راه یافت.
قلمزنی در دوره سلجوقی
سلجوقیان در اوایل سده پنجم قمری(429) از تركستان به ماوراءالنهر آمدند و سكونت گزیدند و سپس خراسان را متصرّف شدند. با علاقه ای كه حكام سلجوقی به هنر داشتند، هنر قلمزنی همچون سایر رشته های هنری حمایت شد و گسترش چشمگیری یافت. ایجاد نقوش گیست باف شامل نوارهایی در تزیینات ظروف به شیوه و سبك بسیار زیبا متداول شد. در این دوران ترصیع فلزات به صورت مفتول های طلا، مس و نقره و یا ترصیع ظروف مفرغی با مفتول مس رایج شد.
قلمزنی در دوره مغول و تیموری
با تصرف سوریه توسط غازان خان در اوایل سده هشتم قمری هنرمندان قلمزن مورد حمایت ایلخانان قرار گرفتند و بعدها شهرهای حلب، دیار بكر، موصل، شیراز و تبریز از مراكز مهم و بزرگ هنر قلمزنی به شمار آمدند. در این زمان آثار قلمزنی تحت تأثیر هنرهای بومی قرار گرفت، به گونه ای كه در سوریه و مصر نشانه های این تحوّل بیشتر به چشم می خورد. ترصیع و در نشاندن ظروف در این زمان به تقلید از دوره سلجوقی تداوم یافت. استفاده از هنر خوشنویسی در قلمزنی به وفور گسترش یافت و ظروف زیادی از این گونه ساخته و تزیین شد. با حمله تیمور به ایران در سال 771 ق، هرات دوباره رونق هنری خود را بازیافت و بزرگ ترین مركز هنری آن روز شد.
قلمزنی در دوره صفوی
در عصر صفوی كه دوران طلایی هنر ایران به شمار می رود، هنر قلمزنی با حفظ سنن گذشته ادامه یافت و همچون دوره پیش، استفاده از فلزات گوناگون به طور گسترده در ساخت اشیای ارزشمند طلاكوب مرسوم بود. در این دوران قلمزنی بسیار گسترش یافت. اجرای نقوش ظریف و بسیار ریز و زیبا جای نقوش درشت و ضخیم را در تزیین اشیاء گرفت. این هنر در زمان صفوی همچون دیگر رشته های هنرهای سنتی ایران از چنان ظرافت و زیبایی برخوردار شد كه امروزه در جایی كه به اوج شكوفایی می رسد، تقلیدی از سبك دوره صفوی است.
قلمزنی در دوره قاجار
در زمان قاجار به دلایل بی اعتنایی حكام قاجار به هنر و حمایت نكردن از هنرمندان، هنر قلمزنی همچون رشته های دیگر هنری رو به ضعف نهاد،. در این دوران ساخت جعبه های قلمزنی با نگارش خطوط و خوشنویسی و طلاكوب و اسطرلاب سازی به شیوه قلمزنی و مشبك كاری مرسوم و متداول بود.
شیوه های هنر قلمزنی
هنر قلمزنی در 6 شیوه برجسته، عکسی، زمینه پر، منبت، مشبک و قلمگیری انجام میشود. 2 سبک اصلی در قلمزنی ایران مطرح است که عبارتند از سبک تبریز و سبک اصفهان. در سبک تبریز برای حرکت قلم و انجام قلمزنی از حرکت و فشار مچ دست استفاده میشود و در سبک اصفهان از ضربات چکش. به همین سبب قلم تبریز صاف و کم عمق است ولی قلم اصفهان عمیقتر میباشد. هنر قلمزنی عبارت است از تزئین و کندن نقوش بر روی اشیا فلزی به ویژه مس، طلا، برنج. مس به سبب نرمی و شکل پذیری که دارد، در هنر قلمزنی متداول تر از سایر فلزات است. از سوی دیگر به اعتقاد باستان شناسان و مورخان هنر، مس، نخستین فلزی است که در هنر فلز کاری و قلمزنی مورد توجه انسان قرار گرفت.
شیوه برجسته
اختلاف سطح بین موضوع و زمینه بسیار زیادتر از منبت است و هنرمند برای آن که بتواند بدون اشکال آنرا انجام دهد از 2 جهت یعنی از پشت و رو به فلز ضربه می زند.
شیوه عکسی
با ایجاد سایه و خط در زمینه موضوع را نشان می دهند. هیچ گونه اختلاف سطحی بین موضوع و زمینه مشاهده نمی شود.
شیوه زمینه پر
همان گونه که از نام بر می آید با ایجاد بافت در زمینه طرح اصلی را نشان می دهند در این نوع نیز اختلاف سطح بین زمینه و طرح وجود ندارد.
شیوه منبت
هنرمند با ایجاد حداکثر 2 سانتی متر اختلاف سطح بین موضوع و زمینه روی فلز ایجاد نقش می کند.
شیوه مشبک
هنرمند با بریدن زمینه و جدا کردن آن از سطح کار، موضوع را نمایان می سازد.
شیوه قلم گیری
هنرمند با ایجاد خراش و شیار به روی فلز آن را تزئین میکند. این کار به وسیله قلم انجام می شود. پس از اتمام کار قلمزنی، قیر به وسیله حرارت، مجددا مذاب می شود و از درون کار بیرون آورده می شود. سپس سطح کار را با مواد پاک کننده مانند نفت، شستشو می دهند تا باقیمانده قیر کاملا از بین برود.
شیوهی انجام کار
برای قلمزنی ابتدا پشت سطحی که قرار است قلمزنی کنند را با قیر میپوشانند تا ظرف طی مرحلهی قلمزنی بر اثر ضربات چکش و فشار قلم تاب برنداشته و از سر و صدای زیاد جلوگیری شود. برای این عمل یعنی قیراندود کردن پشت کار، قیر جامد را در دستگاه ذوب قیر، ذوب میکنند. سپس قیر ذوب شده را به صورت لایه لایه روی محل مورد نظر میکشند تا قشر نسبتا ضخیمی تشکیل شود. پس از سرد شدن ظرف با کشیدن دوغاب سفیدی محل مورد قلمزنی را جهت طراحی آماده میکنند. دوغاب مذکور صرفا برای بهتر نمایان شدن خطوط طراحی است که به وسیلهی مداد کشیده میشود. طراحی طرحهای ظروف قلمزنی که اکثرا از طرحهای سنتی الهام میگیرد به چند طریق انجام میشود، رسم طرح توسط شخص قلمزن که در طراحی نیز مهارت دارد به طور مستقیم روی سطح مورد نظر و رسم طرح روی کاغذ و سوزنی کردن خطوط اصلی سپس به وسیلهی کوبیدن سمبه (پارچهای که درون آن را از گرد زغال یا جوهر پر کردهاند) روی کاغذ اثر قسمتهای سوراخ شده را روی سطح کار ایجاد و سپس شروع به قلمزنی میکنند. زمانی که طرحها و نقوش روی کار پیاده شد به وسیلهی ابزاری به نام نیمبر یا قلم، خطوط اصلی را کندهکاری میکنند آنگاه زمینههای کار را به وسیلهی ابزارهای مختلف که انواع گوناگون قلم فلزی است نقش میزنند و به اصطلاح پر میکنند. سپس نوبت روسازی است که در این مرحله روی طرحها را با قلمهایی که بر سر آنها نقشمایههای مختلفی حک شده است تزیین میکنند.
پس از اتمام کلیهی عملیات قلمزنی، قیر را به کمک حرارت از محصول جدا کرده و باقیماندهی آن بر بدنهی ظرف را نیز با نفت پاک میکنند. سپس ظرف قلمزده جهت هموار کردن یا صافکاری و در صورتی که قطعات جداگانهای داشته باشد به منظور سوار کردن قطعات و لحیمکاری به کارگاه صنعتگر سازنده برده میشود. البته لحیمکاری در این مرحله توسط آلیاژ قلع صورت میگیرد تا قسمتهای لحیم شده همرنگ زمینهی ظرف باشد و صافکاری نیز توسط چکش چوبی یا چکشی که بر سر آن چرم قرار داده شده و جهت صاف کردن و هموار کردن ظرف که در هنگام قلمزنی تاب برداشته و فرورفتگی و برآمدگی پیدا کرده انجام میپذیرد.
پس از صافکاری و چسباندن قطعات، ظرف جهت پرداخت به کارگاه پرداختکاری برده میشود و به وسیلهی فرچه با صابون تمیز و پرداخت میشود و بعد از آن از یک نوع واکس مخصوص یا دوده برای جلای کار استفاده میشود. تا حدود بیست سال قبل کار، پرداخت تماما با دست صورت میگرفته است ولی در حال حاضر به وسیلهی دستگاه فرچه نیز انجام میشود. مرحلهی نهایی و تکمیلی کار، سیاهکاری است که در کارگاه قلمزنی انجام میشود. به این ترتیب که سطوح قلمزنی شده را به وسیلهی مخلوطی از دوده و واکس میپوشانند به نحوی که کلیهی قسمتهای فرورفته از این مخلوط پر شود. سپس سطح کار را به وسیلهی قطعاتی از پارچه پاک کرده و صیقل میدهند لذا کلیهی جزئیات قلم خورده و فرورفته به رنگ سیاه و قسمتهای برجسته به رنگ اصلی ظرف در میآید که البته این امر موجب نمایاندن بیشتر و بهتر خطوط طرح و در نتیجه زیبایی بیشتر محصول میشود.
قلمزنی و هنرهای دیگر از این دست تنها فعالیت انسان مسلط و یا صنعتگر و ابزارساز در به کار بردن قلم و چکش بر روی قطعه یا ظرف فلزی نیست بلکه بر گرفته از شوق و دیگر وجوح تمایز انسانی در بکارگیری تعمق و تعمل وی می باشد. انسانی باهوش و زیرک که با جوهر ذکاوت دست به مکاشفه ای عمیق در طبیعت و مخلوقات می زند و به تکاپویی بر می خیزد که موجب بروز و تبلور حرکتی انفعالی خودآگاه به نام خلق اثر هنری که آمیخته ای از شعف ناخودآگاه فطری در بطن و ابزار و ادوات و مواد و مصالح در جهان مادی است می گردد.
12168/135/10
نظر شما