به گزارش ايمنا، تشویق، به کودک اطمینان خاطر میدهد که رفتار او را همانگونه که هست میپذیریم. ما به عنوان والدین یا معلم تنها با تشویق کردن است که میتوانیم شهامت و جسارت کودک را تقویت کنیم. ما زمانی میتوانیم در تصحیح رفتارهای نامناسب کودک تاثیر بگذاریم که انگیزه واقعی رفتار و اعمال او را بشناسیم. اگر به جای خوار کردن کودک از تلاشها و نگرشهای او قدردانی شود احساس باارزش بودن در او بوجود خواهد آمد. کودکان به تایید ما نیاز دارند، آنها خود ما را میخواهند نه نقش ما را! باید گریه را برای آنها به خنده بدل کنیم و انضباط را بدون اشک از آنها بخواهیم!
ردولف دریکورس روانپزشک در کتاب انضباط بدون اشک خود درمورد تشویق کودکان گفته است: برای تشویق کودکان لازم است همه عکسالعملهای آنها را دقیقا و بطور مداوم زیرنظر بگیریم. در تشویق، اعمال تشویق کننده مهم نیستند بلکه این نحوه گفتار و اعمال است که از اهمیت خاصی برخوردار است. تشویق باید به گونهای باشد که اعتقاد و باور کودک را نسبت به خودش تقویت کند. تنها کسانی قادر به تشویق کودکند که کودکان را همانگونه که هستند قبول داشته باشند. کودکان اعتماد به نفس بسیار کمی دارند. هر مشکلی که باعث سردرگمی آنها شود، موجب بروز رفتارهای تدافعی در آنها خواهد شد و در نهایت دلزدگی، تسلیم را درپی خواهد آورد. دریکورس معتقد است در فضایی که آزادی و تشویق به اندیشیدن همراه با احترام متقابل وجود داشته باشد، اعتماد به نفس و قدرت تفکر خلاق در کودک رشد میکند و تقویت میشود. تا زمانی که یاد بگیریم ناامیدی را به محض وقوع بشناسیم و کودکان را برای رویارویی با این احساس یاری دهیم، باز همچون گذشته، کودکان را کم و بیش بدون اخلاق و دور از اخلاقیات تربیت خواهیم کرد و صرفنظر از موقعیتهایی که کودک خودش کسب میکند، ناامیدی و دلسردی، حصاری برای شخصیت او میشود.
این روانپزشک در مورد یاس در کودکان و تاثیرات آن میگوید: یاس چه کم باشد و چه زیاد، بر ارزشیابی فرد تاثیر میگذارد، احترام به خود را در او میکاهد، او را ضربهپذیر میکند و بالاخره از او فردی ترسو میسازد. ما برای مقابله با مشکلات زندگی به شجاعت نیاز داریم، یاس شجاعت را نابود میکند و تا کودک در زندگی مایوس و ناامید نشود هیچگاه به ارزشهای نامطلوب اجتماعی رو نخواهد آورد.
یاس باعث میشود کودک فکر کند در جمع هیچ جایگاهی ندارد. وقتی ما کودکی را دلسرد میکنیم شوق یادگیری را در او از بین بردهایم.
به گفته پرل کاسل کودکان بویژه زمانی که مرتکب اشتباه میشوند بیش از هر زمان دیگری نیاز به تشویق دارند. تشویق کردن غالبا برای بزرگسالان بسیار مشکل است و یادگرفتن آنکه چگونه تشویق کنیم، به تمرین زیادی نیاز دارد. اگر کودکان را زمانی که تشویق میشوند به دقت زیر نظر بگیریم حقیقت عجیبی را کشف میکنیم. بعضی شگفت زدهاند، بعضی میترسند و گروهی جوابهایی حاکی از بیتفاوتی مانند" خب که چی؟" و یا " خب بالاخره چه؟" ابراز میکنند. آنگاه ناگهان به این حقیقت دست مییابیم که باید به جای آنکه فرض را بر این بگذاریم که کودک اعمال ما را به همان صورتی که انجام میدهیم میپذیرد، تلاش کنیم تا دریابیم که کودک رفتار ما را چگونه در ذهن خود توجیه میکند.
ردولف دریکورس معتقد است تحسین و تشویق دو مفهوم جداگانه است. ممکن است برخی کودکان به مرور به تحسین و تمجید وابسته شوند و تنها زمانی از خود رفتار مثبت نشان دهند که مورد توجه و شناخت قرار بگیرند. ممکن است کودکان مورد تحسین واقع شده فکر کنند اگر مورد تحسین واقع شوم با ارزش و اگر سرزنش شوم فرد بیارزشی هستم. چنین کودکی وقتی پا به بزرگسالی میگذارد سودمندی، توانایی برخورد با مشکلات و قابلیتهای عملیاش همه وابسته به این میشود که دیگران در مورد او چگونه میاندیشند. فضای زندگی او را میتوان همانند آسانسوری تصور کرد که غالبا دکمه این آسانسور را دیگران فشار میدهند. تحسین باعث میشود کودک به جای یافتن راهحلهای مطلوب برای حل مسائل خاص، افکار خود را متوجه این موضوع کند که دیگران چه میاندیشند؟ این نوع اندیشیدن منجر به ایجاد هدف تخیلی " مورد تحسین قرار گرفتن" به جای هدف واقعی " مثمر تمر بودن" میشود.
ردولف دریکورس در بخش دیگری از کتاب انضباط بدون اشک خود بیست نکته تشویق کننده را برشمرده است که در مهمترین بخشهای آن میگوید: زمان کار با کودکان به یاد داشته باشید نفس تلاش مهم است و سعی و تلاش مهمتر از نتیجه بدست آمده است. فعل را از فاعل جدا کنید چرا که اینها دو مقوله جداگانهاند. همواره عمل کودک را بدون طرد کردن خود او، نفی کنید. اشتباه یک کودک را شکست تلقی نکنید، باید شرم خجالت ناشی از شکست را نابود کنید. غالبا شکست به معنای بیکفایتی است، در حالی که ارزش یک فرد ربطی به موفقیتهای او ندارد.
به جای تکیه بر نقاط ضعف او به نقاط قوت او توجه کنید. بخاطر داشته باشید خوشبختی ناب از خودکفایی ناشی میشود، به کودکان یاد بدهید که چگونه در همه زمینهها از خود مواظبت کنند. کودک را عضوی از گروه بدانید. اگر با کودک مانند فردی خاص یا غیرمعمول برخورد کنید حس جاهطلبی را در او بوجود آوردهاید. کودکی که جاهطلبی زیاده از حد دارد اگر با شکست روبرو شود با استفاده از منطق شخص خود، به این نتیجه میرسد که حال که نمیتوانم بهترین باشم پس بدترین خواهم بود! به خاطر داشته باشید ناامیدی و دلسردی مسری است. یک شاگرد مایوس معلم خود را نیز دلسرد میکند، پس از ناامید کردن و یا بیارزش کردن کودکان بپرهیزید. کارهای مهم و مسئولیتها را تنها به افراد مسئولیت پذیر محول نکنید! مسئول کردن یا مسئولیت دادن به کودکان ناامید و مایوس ممکن است میل به همکاری آنها را افزایش دهد./01192/142
ردولف دریکورس روانپزشک در کتاب انضباط بدون اشک خود درمورد تشویق کودکان گفته است: برای تشویق کودکان لازم است همه عکسالعملهای آنها را دقیقا و بطور مداوم زیرنظر بگیریم. در تشویق، اعمال تشویق کننده مهم نیستند بلکه این نحوه گفتار و اعمال است که از اهمیت خاصی برخوردار است. تشویق باید به گونهای باشد که اعتقاد و باور کودک را نسبت به خودش تقویت کند. تنها کسانی قادر به تشویق کودکند که کودکان را همانگونه که هستند قبول داشته باشند. کودکان اعتماد به نفس بسیار کمی دارند. هر مشکلی که باعث سردرگمی آنها شود، موجب بروز رفتارهای تدافعی در آنها خواهد شد و در نهایت دلزدگی، تسلیم را درپی خواهد آورد. دریکورس معتقد است در فضایی که آزادی و تشویق به اندیشیدن همراه با احترام متقابل وجود داشته باشد، اعتماد به نفس و قدرت تفکر خلاق در کودک رشد میکند و تقویت میشود. تا زمانی که یاد بگیریم ناامیدی را به محض وقوع بشناسیم و کودکان را برای رویارویی با این احساس یاری دهیم، باز همچون گذشته، کودکان را کم و بیش بدون اخلاق و دور از اخلاقیات تربیت خواهیم کرد و صرفنظر از موقعیتهایی که کودک خودش کسب میکند، ناامیدی و دلسردی، حصاری برای شخصیت او میشود.
این روانپزشک در مورد یاس در کودکان و تاثیرات آن میگوید: یاس چه کم باشد و چه زیاد، بر ارزشیابی فرد تاثیر میگذارد، احترام به خود را در او میکاهد، او را ضربهپذیر میکند و بالاخره از او فردی ترسو میسازد. ما برای مقابله با مشکلات زندگی به شجاعت نیاز داریم، یاس شجاعت را نابود میکند و تا کودک در زندگی مایوس و ناامید نشود هیچگاه به ارزشهای نامطلوب اجتماعی رو نخواهد آورد.
یاس باعث میشود کودک فکر کند در جمع هیچ جایگاهی ندارد. وقتی ما کودکی را دلسرد میکنیم شوق یادگیری را در او از بین بردهایم.
به گفته پرل کاسل کودکان بویژه زمانی که مرتکب اشتباه میشوند بیش از هر زمان دیگری نیاز به تشویق دارند. تشویق کردن غالبا برای بزرگسالان بسیار مشکل است و یادگرفتن آنکه چگونه تشویق کنیم، به تمرین زیادی نیاز دارد. اگر کودکان را زمانی که تشویق میشوند به دقت زیر نظر بگیریم حقیقت عجیبی را کشف میکنیم. بعضی شگفت زدهاند، بعضی میترسند و گروهی جوابهایی حاکی از بیتفاوتی مانند" خب که چی؟" و یا " خب بالاخره چه؟" ابراز میکنند. آنگاه ناگهان به این حقیقت دست مییابیم که باید به جای آنکه فرض را بر این بگذاریم که کودک اعمال ما را به همان صورتی که انجام میدهیم میپذیرد، تلاش کنیم تا دریابیم که کودک رفتار ما را چگونه در ذهن خود توجیه میکند.
ردولف دریکورس معتقد است تحسین و تشویق دو مفهوم جداگانه است. ممکن است برخی کودکان به مرور به تحسین و تمجید وابسته شوند و تنها زمانی از خود رفتار مثبت نشان دهند که مورد توجه و شناخت قرار بگیرند. ممکن است کودکان مورد تحسین واقع شده فکر کنند اگر مورد تحسین واقع شوم با ارزش و اگر سرزنش شوم فرد بیارزشی هستم. چنین کودکی وقتی پا به بزرگسالی میگذارد سودمندی، توانایی برخورد با مشکلات و قابلیتهای عملیاش همه وابسته به این میشود که دیگران در مورد او چگونه میاندیشند. فضای زندگی او را میتوان همانند آسانسوری تصور کرد که غالبا دکمه این آسانسور را دیگران فشار میدهند. تحسین باعث میشود کودک به جای یافتن راهحلهای مطلوب برای حل مسائل خاص، افکار خود را متوجه این موضوع کند که دیگران چه میاندیشند؟ این نوع اندیشیدن منجر به ایجاد هدف تخیلی " مورد تحسین قرار گرفتن" به جای هدف واقعی " مثمر تمر بودن" میشود.
ردولف دریکورس در بخش دیگری از کتاب انضباط بدون اشک خود بیست نکته تشویق کننده را برشمرده است که در مهمترین بخشهای آن میگوید: زمان کار با کودکان به یاد داشته باشید نفس تلاش مهم است و سعی و تلاش مهمتر از نتیجه بدست آمده است. فعل را از فاعل جدا کنید چرا که اینها دو مقوله جداگانهاند. همواره عمل کودک را بدون طرد کردن خود او، نفی کنید. اشتباه یک کودک را شکست تلقی نکنید، باید شرم خجالت ناشی از شکست را نابود کنید. غالبا شکست به معنای بیکفایتی است، در حالی که ارزش یک فرد ربطی به موفقیتهای او ندارد.
به جای تکیه بر نقاط ضعف او به نقاط قوت او توجه کنید. بخاطر داشته باشید خوشبختی ناب از خودکفایی ناشی میشود، به کودکان یاد بدهید که چگونه در همه زمینهها از خود مواظبت کنند. کودک را عضوی از گروه بدانید. اگر با کودک مانند فردی خاص یا غیرمعمول برخورد کنید حس جاهطلبی را در او بوجود آوردهاید. کودکی که جاهطلبی زیاده از حد دارد اگر با شکست روبرو شود با استفاده از منطق شخص خود، به این نتیجه میرسد که حال که نمیتوانم بهترین باشم پس بدترین خواهم بود! به خاطر داشته باشید ناامیدی و دلسردی مسری است. یک شاگرد مایوس معلم خود را نیز دلسرد میکند، پس از ناامید کردن و یا بیارزش کردن کودکان بپرهیزید. کارهای مهم و مسئولیتها را تنها به افراد مسئولیت پذیر محول نکنید! مسئول کردن یا مسئولیت دادن به کودکان ناامید و مایوس ممکن است میل به همکاری آنها را افزایش دهد./01192/142
نظر شما