«رضا عباسی اصلاح‌گر سركش»؛ اثری شايسته درباره‌ی نقاش مکتب اصفهان

خبرگزاری ایمنا: نويسنده‌ی كتاب «رضا عباسی اصلاح‌گر سركش»، با رجوع به تمامی منابع مكتوب و تصويری اثبات می‌كند كه رضا، آقارضا و رضا عباسی يك نفر هستند. اين اثر تنها پژوهش مفصلی است كه آگاهی‌های روشني درباره‌ی نگارگر بزرگ ايرانی و آثارش پيش‌ رو می‌نهد. توانمندی مؤلف در شرح دقايق عصر زندگی رضا عباسی، وجود ده‌ها تصوير سياه و سفيد و رنگی، و همچنين ارائه‌ی اسناد و مدارك كافی و مستند درباره‌ی ابهامات زندگی استاد، اين اثر را به گنجينه‌ای يگانه براي هنرپژوهان سراسر دنيا بدل كرده است.


● هنر حاصل ذوق و حس زيبايي‌شناسي هنرمند و تجربيات و آموخته‌هاي اوست. او در اين مسير، در تعامل با هنر و دانش اقوام و ملل ديگر به غنای تجربه‌ي خود مي‌افزايد و افق ديد خويش را مي‌گسترد و از اين رهگذر است كه آثار و انديشه‌هاي هنري به منصه‌ي ظهور مي‌رسد و ميراث هنري شكل مي‌گيرد. اين ميراث هنري جلوه‌ي تلاش هنرمندان، انديشمندان و انسان‌هايي است كه در آفرينش اثري زيبا سهم داشته‌اند.
در واقع آنچه به‌عنوان دست‌ساخته‌هاي انساني در قالب يك تابلوي چشم‌نواز، بنايي عظيم، مجسمه‌اي زيبا و خطوط اسراسرآميز خودنمايي مي‌كند، تحت‌ تأثير انگاره‌ها و انديشه‌هاي رايج در تمدن‌هاي گوناگون بشري است. مهم آن است كه اين ميراث را بشناسيم و ابعاد گوناگون هنري، فلسفي، تاريخي، جامعه‌شناختي، انسان‌شناختي و… آن را تحليل و بررسي كنيم.
«رضا عباسي اصلاح‌گر سركش» ـ نخستين كتابي است در استقبال از «همايش بين‌المللي مكتب اصفهان» به همت انتشارات فرهنگستان هنر منتشر شد ـ اثر دانشمند برجسته شيلا كنبي درباره‌ي زندگي، آثار، و مكتب نگارگري نقاش بزرگ عصر صفوي، رضا عباسي است. در اين كتاب محقق به تمامي منابع تصويري و مكتوب رجوع كرده تا اين فرضيه را به اثبات برساند كه رضا، آقارضا و رضا عباسي يك نفر هستند، نه سه نفر.
از زماني كه كاربرد روش علمي و پژوهش‌هاي جديد در قلمرو هنرهاي تجسمي ايران شروع شده، همواره اين سؤال مطرح بوده كه آيا آقارضا، رضا و رضا عباسي يك تن هستند يا سه تن؟ مطالعه و تعمق هنرپژوهان بيشتر بر اين رويكرد استوار بوده كه اين‌ها سه‌‌ تن هستند و آثار آن‌ها، ساختار، نظم و تركيب‌بندي خاص خود را دارد كه متفاوت از يكديگر مي‌نمايد. اين ديدگاه را بيشتر هنرشناساني مطرح مي‌كردند كه دست‌مايه‌ي نظريه‌شان آثار موجود رضا بوده و چه‌بسا از عنصر دلالي‌گري آثار هنري و ارتقاي قيمت آن‌ها در حراجي‌ها مايه مي‌گرفته و متون تاريخي و فحص دقيق اسناد و شواهد در زمينه‌سازي ديدگاه آن‌ها چندان دخالتي نداشته است. بعضي از هنرپژوهان در جدا كردن اين سه ‌تن، چندان مبالغه ورزيده‌اند كه براي اذهان كم‌اطلاع به‌مثابه‌ي قانون قطعي و مصوب تلقي شده است.
كافي است كه پژوهشگر اندك شناختي از تاريخ و اجتماع دوره‌ي صفوي داشته باشد و به شيوه‌اي آزاد و فارغ از هرنوع تعلق به اين دوره بنگرد و وقايع و شواهد را بكاود آن وقت است كه به‌هيچ پيچيدگي در‌مي‌یابد كه آقارضا، رضا، و رضا عباسي يك تن هستند در قالب سه اسم و سه رقم. چگونه امكان دارد كه قاضي احمد قمي و اسكندربيگ منشي كه هردو هم‌دوره و شايد هم‌كاسه‌ي رضا بوده‌اند، در شرح‌حال‌هاي خود از او، تنها از يك تن صحبت كنند و دو رضاي ديگر را وابنهند يا ناديده بگيرند؟ اين تناقض تاريخي را خانم كنبي در بررسي و پژوهش خود درباره‌ي رضا و آثار و احوال او كاملاً به‌گونه‌ي منطقي و متقن حل مي‌كند. بن و بدنه‌ي پژوهش او بر اين محور سامان يافته كه آقارضا، رضا، و رضا عباسي يك تن هستند نه سه تن مجزا؛ منتها جريانهاي چندسويه‌ي اجتماعي ـ تاريخي اين چندگونگي را در اسم و رقم او پديد آورده است.
كنبي براي بازسازي شرح‌حال رضا به اطلاعات چهار منبع ـ دو منبع مكتوب و دو منبع مصور ـ اتكا مي‌كند. او از روي اطلاعاتي كه اسكندربيگ منشي در تاريخ عالم‌آراي عباسي و قاضي احمد قمي در گلستان هنر خود عرضه مي‌كنند، سه دوره از زندگي رضا را بازآفريني مي‌كند:‌
1) دوره‌ي آغازين زندگي هنري او كه با ورودش به دربار مقارن است.
2) دوره‌ي دوري از دربار پس از مدتي كار در نقاش‌خانه‌ي سلطنتي.
3) دوره‌ي بازگشت به دربار تا پايان عمر.
كنبي در دوره‌ي اول زندگي رضا، محيط هنري و آثار نخستين وي را محل بحث قرار مي‌دهد. او معتقد است كه فقدان عنايت دربار به كتاب‌آرايي و نقاشي در زمان سلطنت محمد خدابنده، هنرمندان را به دربارهايي ديگر كشاند و از جمله اين‌كه رضا و پدرش علي‌اصغر كاشاني كه خود نقاشي فحل بود، پس از سال 984 هـ.ق به‌احتمال زياد به مشهد يا هرات يا كاشان رهسپار شدند. چنان‌كه شيخ محمد هم در اين دوران عسرت به خراسان بازگشت و به خدمت عباس‌ميرزا فرزند شاه يا اعضاي محفل درباري او درآمد.
آثار رضا در اين دوره با ديدي نو و خط‌پردازي عالي و رنگ‌بندي پرمايه كار شده است. رضا مهارت و چيره‌دستي خود را در پردازش شال كمر و دستار و رداي پيكره‌ها و جزئيات منظره به ثبوت مي‌رساند و به‌خصوص در نقش انتهاي شال‌ها و حمايل‌ها و دستارها، از قلم‌گيري ظريف بهره مي‌گيرد و هم‌حسي خود را با بافت اثر به‌ويژه در اجراي خزجامه‌ها و موي پيكره‌ها به نمايش مي‌گذارد.
كنبي معتقد است كه رضا در اواخر اين دوره در كنار هنرمنداني چون صادقي‌بيگ افشار و سياوش گرجي كار مي‌كرده و ظاهراً كار مشترك آن‌ها كتاب‌آرايي شاهنامه بوده است. صادقي‌بيگ (در مقام كتابدارباشي) و رضا حتي از نظر خصوصيات شخصي ـ بدخلقي، تنگ‌حوصلگي، سرداختلاطي ـ شبيه به هم بوده‌اند و چنان رابطه‌اي با هم داشته‌اند كه موجب تأثير و تأثر آثار هم شده‌اند. البته تأثيرپذيري رضا از شيخ محمد و محمدي را نيز نبايد فراموش كرد. با جلوس شاه ‌عباس به تخت سلطنت در سال 996 هـ.ق تمامي هنرمندان از جمله رضا در قزوين گرد آمدند و كتابخانه را احيا كردند.
كنبي فصول ديگر كتاب خود را بر پايه‌ي آثار رضا مي‌نهد، از طراحي‌ها و نقاشي‌هاي او از روستاييان و لوندان و زائران در دهه‌ي 998 هـ.ق صحبت مي‌كند و آن‌ها را يك به يك به بحث مي‌گيرد. در اين دوره است كه رضا به برخي تدابير جديد دست مي‌يابد و به‌تدريج ويژگي‌هاي مستقل هنر خود را پديدار مي‌سازد. تغيير پايتخت از قزوين به اصفهان در سال 1006 هـ.ق، تك چهره‌هاي اصفهان را بار مي‌آورد ولي مسير زندگي رضا را نيز دست‌خوش نوسان و تغيير مي كند و دوران سركشي او را فراز مي‌آورد.
اين تغيير مزاج و رويه ظاهراً در بين سال‌هاي 1011 تا 1018 هـ.ق رخ مي‌دهد. كنبي اين دوره را «بحران ميانسالي» رضا تعبير مي‌كند. اين دوره مصادف است با لشكركشي شاه ‌عباس به آذربايجان و عليه عثمانيان كه مدت چهار سال به طول مي‌انجامد. در اين لشكركشي بعضي از درباريان از جمله عليرضاي عباسي خوشنويس (كه ظاهراً در اين دوره رياست كتابخانه را به‌عهده داشته) و اسكندربيگ منشي مورخ حضور داشتند ولي اثر و شاهدي حاكي از حضور رضا در ملازمت شاه نيست؛ درحالي‌كه رضا در سال 1011 هـ.ق، براي نخستين بار از عنوان «عباسي» در رقمش بهره گرفته و عنايت مخصوص شاه را به خود جلب كرده بود، در اين سال‌هاست كه رضا از دربار و درباريان اعراض مي‌جويد و آن‌ها را وامي‌گذارد.
كنبي معتقد است كه رضا در اين دوره، روي به اقليم عرفان مي‌برد و مريد يكي از عارفان ـ شايد درويش غياث‌الدين سمناني ـ مي‌شود و دلبستگي خاصي به فتوت و اخوت پيدا مي‌كند و با لايه‌هاي پايين جامعه يعني آن لايه‌هايي كه اسكندربيگ منشي از آن‌ها به «هرزگان و كشتي‌گيران» و قاضي احمد از آن‌ها به «نامردان و لوندان» تعبير مي‌كند اخت مي‌شود و زندگي آزادسر و صوفي‌واري در پيش مي‌گيرد و اين الفت با طبقات پايين جامعه در آثارش ظهوري زنده و ملموس مي‌يابد.
كنبي دليل دوري رضا از دربار را در تغيير و تحولي مي‌بيند كه اقدامات شاه‌ عباس موجب آن‌ها مي‌شود تا آنجا كه در پسندهاي روز تغييري در خود پديدار مي‌گردد و اين چيزي نبود كه با طبع هنري و روحيه‌ي تنگ‌حوصله و بدمزاج رضا سازگار باشد. رضا در اين دوره تعلق به جامعه دارد ولي به عقيده‌ي كنبي، نوعي تنهايي و تشويش و اضطراب و اختناق ژرفاي وجود او را مي‌كاود و آزارش مي‌دهد و به‌نوعي در بيقراري ابرها، نوسان رنگ‌ها، ناآرامي صخره‌ها و سنگ‌ها و درختان، فضاهاي زيستي دلتنگ‌كننده و حتي نگاه نگران پيكره‌هاي او باز مي‌تابد.
تحولات سياسي عصر شاه عباس، هم‌دوش با تحولات اقتصادي ايران است و اين تحولات اقتصادي دامن رضا را نيز مي‌گيرد. نيروي قريحه و استغنا در برابر قدرت پول رنگ مي‌بازد و نياز مالي او را وامي‌دارد كه زندگي آكنده از محروميت خود را واگذارد و ديگرباره در پي كسب اعتبار پيشين خود در دربار باشد. بار ديگر آن «رضا و آقارضا»ي كوچه و بازار اصفهان به «رضا عباسي» محافل درباري تبديل مي‌شود.
رضا در اين دوره‌ي بازگشت است كه پخته و پرورده و با الهام از باورها و آرمان‌هاي گذشته و با لبخندي طنزآميز، بازنمايي پديده‌هاي پيرامون خود را هدف مي‌گيرد و جد و طنز را به‌هم مي‌آميزد تا روايتگر واقعي عرصه‌هاي سياسي - اجتماعي زمانه‌ي خود باشد. اين رويكرد او را شايد بتوان در نگاره‌ي نشمي كمانگر با عمق بيشتري ديد. نگاره‌ي نشمي كمانگر او آكنده از طنز و طبيعت و حقيقت است. آن كمانگراني كه زماني در كسوت قزلباشان و هواخواهان جان‌سپار، شهرت و صلابت براي صفويان به ارمغان مي‌آوردند، حال بر اثر دگرگوني‌هاي پرشتاب و پياپي و گردش كار و برگشتگي تبديل به شيران علم شده‌اند و با دم و دود قليان و عيش و عشق و تنقل و تفنن، چيزي شده‌اند در حد دون‌كيشوت زمانه!
كنبي براي اثبات يكي بودن «آقارضا» و «رضا عباسي» و سال فوت او به دو تصوير از او تمسك مي‌جويد. در تصويري كه رضا به تقليد از اثر بهزاد كشيده، دو شكل نام او يعني «رضا عباسي» و «آقارضا» اولي به قلم و رقم خود او و دومي به قلم و رقم فرزندش شفيع عباسي (كه خود بعدها از نقاشان نامدار روزگار شد) آمده و كاملاً روشن است كه اين دو اسم اطلاق بر يك تن واحد دارد. در تصويري هم كه شاگردش معين مصور از او مي‌كشد، تاريخ مرگ او يعني سال 1044 هـ.ق را ثبت مي‌كند و اين سرنخ مناسبي است براي كنبي تا بعضي از مقاطع زندگي رضا را با وثاقت قابل قبولي بازآفريني كند.
از ويژگي‌هاي چشمگير كتاب كنبي فصل‌بندي سنجيده‌ي آن بر پايه‌ي موضوعات آثار رضاست، چنان‌كه فصلي هم به رونگاري وي از آثار بهزاد اختصاص داده است. البته اين فصل‌بندي موضوعي، همه برخاسته و برساخته‌ي تحول و دگرگوني زندگي هنري رضاست. از اين‌رو، بر وفق اين رويكرد، هنگامي كه از طراحي‌ها و نقاشي‌هاي دراويش و شيوخ بحث مي‌كند آن را در فصل نهم، يكي از فصول نهايي كتاب، قرار مي‌دهد چون ارتباطي مستقيم با زندگي پسين رضا دارد. بر همين سياق، فصل دهم را به طراحي‌ها و نقاشي‌هاي رضا از دلبران، عشاق، و طرفه‌خويان اختصاص مي‌دهد كه حاوي بازگشت رضا به دربار است و بي‌پيرايگي و صيقل‌خوردگي و صراحت خط و صفاي رنگ از ويژگي‌هاي اين آثار است.
بخش كاتالوگ كتاب نيز از بخش‌هاي نكته‌آموز و مجاب‌كننده است. آنچه كار كنبي را برجسته مي‌سازد، تسلط او بر تمامي آثار پراكنده در موزه‌ها و مجموعه‌ها و نكته‌چيني از تمامي پژوهشگران هنر و اخبار و آثار آن‌هاست. يكي از جاذبه‌هاي اين كتاب، داشتن سه نوع افزوده است، به‌خصوص افزوده‌ي نخست آن كه درباره‌ي تاريخ‌نگاري راجع به رضاست و تمامي پژوهش‌هاي پيشين را در شمول خود دارد. نويسنده با اين كار بر هويت كار خود نيز تأكيد ورزيده است. در افزوده‌ي سوم نيز آثار مردود و انتساب‌هاي مشكوك را فحص كرده و گاهي علت و دليل خود را از نپذيرفتن اثر شرح داده است.
دیگر نكته‌ي درخور، علاقه‌مندي نويسنده به موضوع كارش است و همين علاقه موجب شده تا اثري شايسته درباره‌ي رضا عباسي پديد آورد. اين اثر تنها پژوهش مفصلي است كه آگاهي‌هاي روشني درباره‌ي رضا عباسي و آثار او، به‌طرزي بليغ و رسا، پيش ‌رو مي‌نهد.
فهرست بخش‌های مختلف کتاب «رضا عباسي اصلاح‌گر سركش» به این شرح است: "فصل اول: ايران دوره‌ي صفوي"، "فصل دوم: شرح احوال و نامگان مختلف رضا"، "فصل سوم: محيط هنري و آثار نخستين رضا"، "فصل چهارم: روستائيان، لوندان و زائران (هـ.ق/1590 ميلادي)"، "فصل پنجم: تك‌چهره‌هاي اصفهان"، "فصل ششم: دوران سركشي"، "فصل هفتم: كتاب‌آرايي"، "فصل هشتم: طراحي‌هاي رضا از روي آثار بهزاد"، "فصل نهم: شيوخ، دراويش و درباريان (دهه‌ي 1029 هـ.ق/1620 ميلادي)"، "فصل دهم: دليران، عشاق، طرفه‌خوبان / نتيجه‌گيري"، "كاتالوگ"، "افزوده‌ي يك: تاريخ نگارگري درباره‌ي رضا"، "افزوده‌ي دو: فهرست آثار تاريخ‌دار به‌ترتيب تاريخي"، "افزوده‌ي سه: انتساب‌هاي مردود و مشكوك"، "فهرست تصاوير"، "كتاب‌شناسي" و "نمايه".

اطلاعات شناسنامه‌ای کتاب
نام کتاب: رضا عباسی اصلاح‌گر سركش
پديدآورنده: شيلا كنبی
مترجم: يعقوب آژند
ناشر: انتشارات فرهنگستان هنر
مدير هنری:‌ رضا عابدينی
صفحه‌آرايی: مريم عنايتی
نمايه: داود شريفيان
چاپ اول: زمستان 1384
شمارگان: 2000 نسخه
قيمت به ريال: 120000
تعداد صفحات: 327

کد خبر 25255

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.